وریز وجوهات
  بسم الله الرحمن الرحیم  انا لله و انا الیه راجعون رحلت عالم‌ جلیل القدر حضرت آیت الله آقای حاج سید محمد حسینی شاهرودی رضوان الله تعالی علیه، موجب تاثر و تاسف گردید.  آن فقیه پارسا، عمر مبارک خود را در راه اعلای کلمه...
يكشنبه: 1398/04/30 - (الأحد:18/ذو القعدة/1440)
مقابله با حجاب، محور دشمنی با فرهنگ اسلام

مقابله با حجاب، محور دشمنی با فرهنگ اسلام

 

اشاره: 21 تیرماه سالروز قيام خونين مسجد گوهرشاد مشهد مقدّس عليه كشف حجاب در تقويم جمهوری اسلامی به نام روز «عفاف و حجاب» نامگذاری شده است.

مرجع عالیقدر آيت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله‌الوارف بدین مناسبت در نوشتاری با عنوان «مقابله با حجاب، محور دشمنی با فرهنگ اسلام» ضمن اشاره به اهمّيت مسأله حجاب و مفاسد روشن اختلاط مردان و زنان، تاريخچه‌‌ای از عداوت دشمنان اسلام با فريضه‌ی حجاب را به اختصار بيان كرده و زنان مسلمان را به مراقبت بر حفظ حجاب و عفاف، سفارش كرده‌اند. متن نوشتار معظم له بدين شرح است.

* حجاب، امتیاز زنان مسلمان

ركن قويم و اصيل «حجاب»، اساس و پايه‌ای است كه بانوان مسلمان در جهان به آن ممتاز هستند و كرامت و شرافتي است كه به آن افتخار مي‌نمايند؛ همان اصلي كه دشمنان اسلام به اهميت آن تا آنجا پي‌برده‌اند كه يكي از نخست‌وزيران اسبق انگلستان در نطقي به صراحت مي‌گويد: «مادامي كه كعبه، قرآن و حجاب در جوامع اسلامي باشد، ما نمي‌توانيم سيادت و آقايي خود را داشته باشيم. بايد قرآن را بسوزانيم، كعبه را از بين ببريم (كه وهّابيت را براي رسيدن به همين هدف به عربستان آوردند) و عفّت و حجاب را از بانوان مسلمان بگيريم.»

* نقشه‌های استعمار علیه حجاب

از همين رو امان‌‌الله‌خان را در افغانستان آوردند كه مردم افغانستان، مجالي براي پياده‌كردن نقشه‌هاي استعماري به وي ندادند. كمال آتاتورك در تركيه روي كار آمد كه منجرّ به حكومتي سكولار شد و در ايران نيز رضاخان را علم كردند تا ريشه‌ی دين را از جوامع اسلامي بخشكاند؛ امّا پس از يك‌صد و پنجاه سال، تلاش سياست‌هاي استعماري در حجاب‌زدايي ناكام ماند و با اين‌كه در كشورهايي مثل تركيه، افغانستان و ايران، عوامل مزدور و بي‌سواد و فاقد غيرت، مثل رضاخان و مصطفي كمال و امان‌‌الله ‌خان را برانگيختند و به قوّه قهر و كشتار و حبس و زور و ارتكاب جنايات بسيار، به ميدان جنگ با حجاب اسلام آمدند، در برابر استقامت مسلمانان شكست خوردند و خودشان از صفحه‌هاي ظلم و جنايت به دار البوار جهنّم شتافتند.

* بیداری مسلمانان غیور در مقابل تهاجم دشمن

قوّت ايمان مسلمانان و التزام آنها به سنن اسلامي و حجاب، در كمال استحكام متجلّي گرديد. در ايران ما ـ كه الحمدلله از بركت انقلاب اسلامي، حجاب و عفاف در جايگاه رفيع خود قرار گرفت ـ بيشتر بانوان متعهّد و متديّن به هويّت خود، به حجاب به چادر افتخار مي‌كنند.

در كشور تركيه، بازگشت به حجاب، روز به روز بيشتر و مقامات عالي اين كشور در اعاده اين هويّت پيشقدم مي‌باشند. در افغانستان ـ كه از همان روز اول امان‌‌الله‌خان را خلع نمودند ـ الحمدلله شجره طيّبه حجاب در شرايط فعلي و بيداري اسلامي هر روز شاداب‌تر مي‌شود.

هرچند دشمنان اسلام، دست از معارضه با آن بر نمي‌دارند و با زنان محجّبه مسلمان در داخل كشورهاي خود جنگ دارند و با جعل قوانين ضدّ انساني، و حتّي جريمه و ممنوعيت‌هايي، فضا را بر مسلمانان ـ كه برخي از آنان از اساتيد دانشگاه‌ها هستند ـ تنگ مي‌كنند، امّا با مقاومت و استقامت و اعتراضات قانوني آنها مواجه مي‌شوند؛ مانند همين جرياني كه در كشور به اصطلاح آزاد و متمدّن فرانسه جاري است.

در اين كشور، زناني هستند كه عليرغم جريمه‌هايي كه دولت معيّن كرده است اهتمام دارند حجاب خود را كاملاً رعايت كنند. البته در آنجا مؤسسه‌اي تشكيل شد كه مي گويد: ما جريمه مي‌دهيم، ولي زنانمان را بي‌حجاب به خيابان‌ها نمي‌فرستيم.

* دیدگاه اسلام درباره مقام زن

مسأله مهم ديگر اين است ‌كه الان مي‌خواهند فرهنگ اسلامي در رابطه با زن را تغيير دهند. فرهنگ پاك اسلام براي زن، همين خانه‌داري مي‌باشد كه برخي گمان مي‌كنند بيكاري است.

اگر كارها را بر مبناي ثواب الهي و تقرّب به خدا حساب كنيم، خانه‌داري از عبادت‌هاي بسيار بزرگ براي زن مسلمان است، و اين پست و مقام‌هاي ظاهري زنان از نظر ارزش الهي به خانه‌داري نمي‌رسد.

در جامعه، كاري كه برحسب وضع طبيعي بين زن و مرد توزيع شده است هر دو كار است، هر دو شريف است، هر دو بايد رعايت شود تا جامعه بر نظام درست برقرار باشد.

خانه‌داري زن از اشرف كارها است. زن خانه‌دار، بيكار نيست. مرد هم كه مشاغل بسا سخت بيرون را عهده‌دار است؛ جهاد في سبيل الله است. كارهاي پر زحمت و سخت به عهده مرد است.

بعض افراد بي‌اطّلاع، نگاه ظاهري به غرب و اروپا و آمريكا مي‌كنند، و يك زن را مي‌بينند كه مثلاً وزير يا وكيل شده است، امّا هزاران زن را كه در نهايت محروميّت‌هاي اقتصادي گوناگون هستند نمي‌بينند.

ا‌ن‌شاء الله نظام جمهوري اسلامي ما در همه اين مسائل، نمونه باشد و همه روي حرفي كه زديم و به دنيا اعلام كرديم كه رژيم طاغوت بايد ساقط شود و دستورات قرآن و اهل بيت عليهم‌السلام اجرا شود، پايدار بمانيم.

* لزوم استقامت بانوان مسلمان بر حجاب

البتّه با همه دشمني‌هايي كه با اين مسأله مهمّ اسلامي شده است، اين مسأله در ميان چالش‌هاي سياسي و سياست اسلام‌زدايي استكباري حفظ شده است، و مسلمانان حتّي در كشورهاي مسيحي از بعض كشورهاي اسلامي بيشتر متعهّدند كه روي‌پوش مناسب داشته باشند.

ما به بانوان فاضل و شجاع كه در ميان آن سياست‌ها در كشورهاي غربي، شخصيّت اسلامي خود را با حجاب كامل اعلام مي‌كنند، افتخار مي‌كنيم. سزاوار نيست و دور از انتظار است كه بانوي مسلمان، در غرب و قلب اروپا بر حفظ حجاب اسلامي آن‌گونه در برابر فشارهاي دولت‌هاي آنها مقاومت كند، ولى در كشور اسلامي عزيز ما ايران، ترك چادر مدّ و رايج شود و بعضي از دختران بدون چادر باشند! آنجا ايستادگي و قدرت ايمان و شجاعت و خودباوري باشد و اينجا گرايش به قهقرا و ترك سنّت‌ها و شعارهاي مقدّس انقلاب اسلامي ـ العياذ بالله ـ رايج شود!

وضعي كه فعلاً در بعض اماکن متعارف شده ـ كه به هيچ وجه، بانوان بر مرجوحيت و ناخوشايندبودن كشف وجه توجه ندارند و با مردان بيگانه به طور مستمرّ، مثل مرد با مرد، يا زن با زن معاشرت و همكاري دارند و آن را عادت و رسم قرار داده‌اند و در معابر و خيابان‌ها و مجالس ظاهر مي‌شوند ـ با مجموع تعاليم اسلامي ‌و جهاتي كه شارع مقدّس در آن، حفظ كرامت والاي زن را در نظر گرفته، منطبق نمي‌شود و با اين جمله بزرگ و پر معني قرآني كه حدّ رابطه زن و مرد بيگانه با هم اگر چه به صورت ارشاد و سفارش و توصيه آن را فرض كنيم، سازگار نيست: «ذلكُم أطهرُ لقُلُوبكُم و قُلُوبهن؛ هر نوع و هر وضعي كه با آن دل‌ مردان و زنان پاكتر بماند، آن مطلوب است.»

امروز در غرب، كار فساد بي‌حجابي و اختلاط زن و مرد به جايي رسيده است كه از جلوگيري مفاسد آن عاجز شده و به مفاسد بسيار مخرّب آن تن در داده‌اند. در غرب طبق اخباري كه خبرگزاري‌ها منتشر مي‌كنند زن‌ها در هر نهاد و مخصوصاً نهادهاي ارتشي مورد اذيّت و آزار مردهاي مافوق هستند. زندگي راحت و آرام و انساني ندارند. مواليد تا حدّ چهل و هشت درصد در شناسنامه، بي‌پدر معرفي مي‌شوند.

* حجاب، حکم همه ادیان

ما بايد به تعاليم اسلام افتخار كنيم. سالم‌ترين مجتمعات و جوامع، مجتمعات اسلامي است. تفكيك جنسيتي براي سلامت جامعه، شرط اساسي است. چادر و رعايت محرم و نامحرمي و اختصاص‌يافتن بعض مشاغل به زن، و بعض مشاغل به مرد بر اساس همين تفكيك لازم جنسيتي و ترتيبات و ضوابط آن است.

در احكام شرع، جنبه‌هاي جسماني و روحي مرد و زن ملاحظه شده است، و بر اساس صرف برتري‌دادن يك جنس بر جنس ديگر دستور و برنامه‌اي نيست. پيامبران همه به حجاب دستور داده‌اند، و اختصاص به اسلام ندارد، و حكم ملازم زن و مرد است.

چندي پيش به يكي از وزراء در ايتاليا پيشنهاد كرده بودند كه زنان مسلمان را از روبند ممنوع سازد، جواب داده بود كه از كار و برنامه‌اي كه حضرت مريم داشت كسي را منع نمي‌كنم! يعني حضرت مريم طاهره هم حجاب كامل داشته‌اند.

غرض آن كه بايد خواهران با فضيلت بر جوانب متعدّد حيات زن و سياست‌هايي كه هميشه براي تغيير هويّت اسلامي ‌بانوان و در نتيجه تغيير هويّت اسلامي‌ كلّ جامعه وجود داشته، احاطه و آگاهي يابند، و بتوانند تعهّد خود را با سنن اسلامي، ‌بيش از پيش استحكام بخشند و خود را در برابر تبليغات سوء، مصونيت داده و بيمه نمايند.

سه شنبه / 20 تير / 1396
مناجات امیرالمومنین علی علیه السلام سروده آیت الله العظمی صافی گلپایگانی
مناجات امیرالمومنین علی (ع) سروده آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

مناجات امیرالمومنین علی علیه السلام
سروده آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

 

 

شب به گوش آمدم از سوى  حجاز
ناله و صوت مناجات و نياز
ناله‌اى كز دل پاكي خيزد
حالت شوق و نشاط انگيزد
نغمه‌اى روح نشين جان پرور
اندر آن سرّ حقيقت مضمر
ناله پرشور، و صدا پرسوز است
شب ز انوار تجلّي روز است
رهروى حاكم مُلك و ملكوت
بنده‌اى واقف سرّ لاهوت
عاشقي مست ز صهباى وصال
گشته با خالق خود گرم مقال
حمد مي‌گفت و ستايش مي‌كرد
بر در دوست نيايش مي‌كرد
ناله‌ي نافذ سوزاني داشت
حالت زار پريشاني داشت
تنش از بيم خدا لرزان بود
نازنين ديده‌ي او گريان بود
يار، بي پرده تماشا مي‌كرد
خلوت خاص تمنّا مي‌كرد
اين چنين دُرّ حقايق مي‌سفت
راز در حضرت جانان مي‌گفت
اى كه ذكر تو بود اصل شفا
نيست سرمايه‌ي من غير رجا
از درت كس نشود خائب باز
پاكي از بخل و نياز و انباز
نعمتت هست فزون از احصا
حق شكرت نتوان كرد ادا
ياد تو ورد زبانم باشد
حُبّ تو مونس جانم باشد
فخرم اين بس كه تو مولاى مني
خالق و رازق و ملجاى مني
بر درت خوار و حقير آمده‌ام
زار و محتاج و فقير آمده‌ام
تو‌يى آن خالق قهّار جليل
منم آن بنده‌ي مسكين و ذليل
چه خوش است آن كه به درگاه خدا
بنده‌اى روى نهد بهر دعا
آن قدر عرض ادب كرد و نياز
كه جهان گشت پر از سوز و گداز
زان مناجات، ملايك مبهوت
دشت و صحرا همه جا بود سكوت
ناگهان گشت صدايش خاموش
جلوه‌ي دوست نمودش مدهوش
مرغ حق ماند ز تسبيح و نوا
من در انديشه‌ي آن نغمه سرا
يارب اين صوت مناجاتِ كه بود؟
كه ز من طاقت و آرام ربود؟
يارب اين‌صوت‌ روان‌بخش ز كيست؟
هاتفي گفت كه اين صوت علي است
اين مناجات علي شير خداست
كه از آن ولوله در ارض و سَماست
يكّه تاز غزوات اسلام
فاتح خيبر و احزاب لئام
اين علي بود كه در بزم حضور
هست چون موسي عمران در طور
شب رود چونكه به خلوتگه راز
به سوى دوست نمايد پرواز
همه شب سوز و گدازى دارد
با خدا راز و نيازى دارد
از رُخش نور خدا تابان است
محو در معرفت جانان است
صاحب مكرمت و لطف عميم
مظهر رحمت يزدان رحيم
خود به سر وقت يتيمان مي‌رفت
كلبه‌ي تنگ فقيران مي‌رفت
پرسش از حال ضعيفان مي‌كرد
با همه رأفت و احسان مي‌كرد
نشد از معدلتش كس محروم
خصم ظالم بُد و يار مظلوم
داشت مُلك دو جهان زير نگين
بُد غذايش نمك و نان جوين
آه كز ضربت بِن ملجم دون
حق نما صورت او شد پُر خون
چهره‌ي عدل شد از ظلم نهان
گشت اركان هدايت ويران
كُشته شد شير خدا حبل متين
كُشته شد رهبر ارباب يقين
يا علي! اى تو مُراد دل من
حُبّ تو مايه‌ي آب و گِل من
الكن از مدح تو نطق مَلك است
كمترين پايه‌ي قَدرت فلك است
نامه‌ام پر شده از جرم و گناه
روسياهم به تو آورده پناه
به درت  آمده محتاج عطا
"لطفي صافيت " اى بحر سخا
به ولايت، دل محكم دارم
پس چه باكي‌ ز جهنم دارم
بسته‌ي سنبل گيسوى توام
فخرم اين بس كه سگ كوى توام
من نجف را به جهان نفروشم
سر كويت به جنان نفروشم
حَرَمت روضه‌ي رضوان من است
دين و دنياى من ايمان من است

شب قدر؛ مبدأ تاریخ كمال بشریّت
شب قدر؛ مبدأ تاریخ كمال بشریّت (ویژه‌نامه ماه رمضان/8)
(سلسله نوشتار‌های آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف درباره ماه مبارک رمضان/8)

 

شب قدر، شب نور، رحمت و شب نزول قرآن و مَطلع خیرات و سعادات، و هنگام نزول بركات و سرآغاز زندگی نوین بشر و مبدأ تحوّل و تاریخ كمال واقعی انسان‎هاست.

* شب قدر، شب آزادی بشر

شبی كه اگر نبود و نیامده بود، شب تیره بدبختی انسان به پایان نمی‎رسید و بامداد نیك‎بختی او طلوع نمی‎كرد و از بند اسارت اقویا و استعمارگران آزاد نمی‎گشت.

شب قدر، لیله مباركه، شب آزادی بشر و اعلان حقوق انسان و حكومت عدالت و دادگستری است. شبی كه برای ملّت‎های غفلت‌زده، ناآگاه و آلوده به فساد و تباهی و گمراهی، صبح هدایت و بیداری و آگاهی و رستگاری گشت و بزرگ‎ترین و گرامی‎ترین كتب آسمانی ـ ‎كه إلی الأبد و جاودان، راهنمای بشر و ضامن سعادت است ـ نازل شد و با اشراق ملكوتی، جهان را از ظلمت شرك و ثنویتِ مجوس، تثلیث ترسا، خرافات یهود و بت‎پرستی و... به روشنایی توحید و پرستش خدای یگانه راهبر شد.
اگر این شب نبود، تمدّن عظیم اسلامی با آن همه ارزش‎ها و علوم معارف، اخلاقیات، عرفان، فقه و... شخصیت‎های والای پرورش یافته در دامن آن نیز وجود نداشت.

* تأثیر شب قدر در ترقّی جامعه بشری

مدارجی كه بشر پس از نزول قرآن طی كرده و به منازل و معارجی كه پس از این می‎رسد، همه از بركات این شب و هدایت قرآن است.

برای این كه تأثیر این شب عزیز در پیشرفت اهداف انسانی و ترقّی جامعه بشری آشكار شود، موفقیت‎های بزرگ و حركت‎ها و جهش‎هایی را كه تحت تأثیر تعالیم آزادی بخش قرآن در علم و صنعت و تمدّن در طول چهارده قرن، نصیب انسان شده است‎ در نظر بگیریم، و با زندگی كم تحرّك و خاموش و كم نور پیش از آن مقایسه كنیم تا معلوم شود چگونه جنبش و نهضت اسلام و قیام مسلمین و رسالت پیامبر بزرگ خدا محمّد بن عبدالله ‎صلّی‎الله علیه وآله، ‎مبدأ اصلاحات، جنبش‎ها و انقلابات آزادی‌خواهانه و مترقّی گردید و كاروان بشریت را با سرعت و شتاب روزافزون، هر چه بیشتر به پیش برد و این آدمی‎زاد را كه صدها قرن بود با كندی و سستی و ناتوانی گام بر می‎داشت، در ظرف چهارده قرن به كجا رسانید و دامنه فكر و اندیشه او را از حدود زمین و ماه و كرات در گذرانید.

* قرآن، محور شب قدر

آری، قرآن افكار را دگرگون كرده و شخصیّت انسان را محترم شمرد و حقوق بشر را با صراحت اعلام كرد و پرستش افراد را محكوم كرده و قدرت‎های شخصی را در هم شكست و هیأت حاكمه را محدود و از آن تجمّلات، تبذیرها، امتیازات و حیف و میل بیت المال و غارت دست‎رنج مردم باز داشت و برای همه، حقوق مدنی متساوی قرار داد.

* راز پنهانی شب قدر

قرآن، شب قدر را «لیلة مباركة» خوانده و در شأن آن یك سوره نازل شده و شرافت آن شب، از هزار ماه بیشتر است. هر چند در تعیین شب قدر اختلاف است، ولی قول معتمد و محقّق ـ ‎كه از روایات معتبره گرفته شده ـ این است كه از شب «نوزدهم» و «بیست و یكم» و «بیست و سوّم» ماه رمضان بیرون نیست و به احتمال قوی ـ ‎كه برخی از احادیث هم مثل «روایت جهنی» مؤید آن است ـ شب قدر، شب بیست و سوم است و از برخی اخبار دیگر استفاده می‎شود كه هر یك از این سه شب «شب قدر» است.

به هر حال اگر به طور یقین، شب قدر معلوم نشود، نهان بودن آن متضمّن حكمت و مصلحتی بوده و ممكن است آن مصلحت این باشد كه مسلمانان تمام شب‎های این ماه، یا لااقل این سه شب را در عبادت و پرستش خدای تعالی و تلاوت قرآن و آموختن معارف، حقایق و تعالیم آن، بیشتر اهتمام نمایند و سراسر ماه را «ماه قرآن» قرار دهند و در شب‎های «نوزدهم» و «بیست و یكم» و «بیست و سوّم»، در توبه و استغفار و اصلاح احوال و خواندن قرآن و دعا، جدّ و جحد بلیغ نمایند و تا صبح بیدار باشند.

نكته دیگری كه در پنهان‌ماندن شب قدر به نظر می‎رسد، این است كه اگر این شب با این همه قدر و منزلت، مشخّص و شناخته شود، بسیاری از مردم به عبادت در آن اكتفا كرده و از فیض توجّه و دعا در سایر شب‎ها باز می‎مانند و بسا كه سبب غرور یا عجز بعضی شود؛ در حالی كه چون پنهان و نامشخّص است، مؤمنان در تمام شب‌هایی كه طرفِ احتمال است به ذكر الهی و توبه اشتغال می‌ورزند و از بركات و ثواب‎های بیشتری مستفیض شده و به واسطه تمرین زیادتر، ملكات فاضله در آن‎ها راسخ‎تر می‎شود.

* لزوم بهره‌برداری معنوی از شب‌های قدر

پس، شب قدر از فرصت‎های بسیار ارزنده و مغتنم است و ما باید این شب را برای تفكّر در اوضاع اسلامی و توجّه بیشتر به تعالیم قرآن مجید غنیمت بدانیم و به مقدار ارتباط خود با قرآن و احكام آن، كاملاً رسیدگی كنیم.

باید از لیالی متبرّكه «احیاء» ـ ‎كه در فضیلت آن و شب زنده‎داری و عبادت در آن در كتب دعا و حدیث، اخبار بسیار وارد شده‎ ـ استفاده كنیم. شب‌های قدر شب‌هایی است كه هر شخصی در آن به در خانه خدا برود، به سعادت حضور معنوی و لذّت تقرّب نایل می‎شود.

* شب دعا برای تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام

از جمله وظایف مهمّ در این شب‎ها، تجدید عهد با ولیّ امر حضرت بقیة‎الله ‎عجّل الله تعالی فرجه‎ و خواندن دعای معروف: «اَللهم كُن لِوَلِیكَ...» می‎باشد؛ زیرا شب قدر به آن حضرت تعلّق خاص دارد و در آن شب ملائكه بر آن بزرگوار نازل می‎شوند و تمسّك به قرآن و عترت و كتاب مبین و امام مبین هم اقتضا دارد كه در شب قدر، مؤمنان به ثقلین قرآن مجید و آخرین امامِ عدالت‎گستر و بقیّه عترت هادیه و مصداق حقیقی «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَینا مِنْ عِبَادِنَا»؛ یعنی به حضرت حجّة بن الحسن العسكری ‎روحی و ارواح العالمین له الفدا تمسّك نموده و بدانند كه به تصریح اخبار متواتره ثقلین، امن و نجات از ضلالت و گمراهی، فقط در سایه تمسّك به قرآن و عترت حاصل می‎شود و برای نجات از این همه انحرافات و سرگردانی‎های گوناگون، راهی جز توسّل و تمسّك به هدایت «قرآن و عترت» نیست.

بايد همگان اين شب را غنيمت بدانيم؛ برای كسب معارف دين، توبه، تجديد عهد، اعاده حيثيت، دعا، خودسازی اخلاقي و نو كردن ايمان به خدا، يقين به حساب و معاد، پاك ساختن نيّات از غل و غش و كينه‌ی برادران اسلامی و درخواست خير، سعادت، هدايت و امنيت براي همه بنی نوع بشر و مخصوصاً دعا برای تعجيل در امر فرج صاحب اين شب‌ها حضرت صاحب‌الزّمان عليه السلام؛ آقايی كه «بيمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الأرض و السماء» است.

امّيد است جلوه‌های اسلامی در همه نهادها و برنامه‌ها از بركت دعاهای خالصانه در اين شب‌ها بيش از پيش شود و نقاط ضعف اقتصادی، اجتماعی و مناهی و ملاهی و معاصی كه هويّت جامعه را تهديد می‌كند در اين شب برطرف شود.

اينجانب از همه شب‌زنده داران در اين شب‌های مبارك قدر، خاضعانه استدعا دارم كه همه دل‌ها را متوجّه آن امام عزيز و مهربان، محبوب دل‌های عارفان و ذخيره بزرگ پيامبران نمايند و شب قدر را با ياد آن حضرت و دعا برای فرج موفور السّرورش و اجرای عدالت واقعی در سراسر گيتی تمام كنند؛ برای فرج آن حضرت دعا كنيد تا برای همه گشايش و فرج حاصل شود. وظيفه همه مسلمانان در اين شب‌های مبارك، دعای همگانی برای فرج است.

بياييد پيمانی محكم و استوار با آن حضرت داشته باشيم كه همه زندگی خود را در راه رضا و خوشنودی ايشان سپری نموده و غم و غصّه‌هايی كه آن بزرگوار برای مشكلات مسلمانان دارند را برطرف نماييم.

«عزّت‌ در سایه‌ی وحدت»؛ درسی از دانشگاه «بدر»
«عزّت‌ در سایه‌ی وحدت» (ویژه‌نامه ماه رمضان/7)
(سلسله نوشتار‌های آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف درباره ماه مبارک رمضان/7)

یکی از وقایع مهمّی که در ماه مبارک رمضان اتّفاق افتاد، غزوه‌ی بدر بود که بنا به نقلی در هفدهم این ماه در سال دوّم هجرت، به وقوع پیوست.(1)
يكي از پيروزي‌هاي بسيار چشمگير و با عظمت و اهميّت تاريخ اسلام، پيروزي مسلمانان در زير پرچم توحيد و فرماندهي وجود شريف پيغمبر خدا صلّي الله عليه وآله وسلّم در جنگ بدر است.

* بدر، نخستین مقابله سپاه اسلام و کفر

اين جنگ، نخستين مقابله‌ی سپاه اسلام با كفر، و نبرد اهل توحيد با اهل شرك بود. مشركان در اين جنگ، از جنبه‌ی ساز و برگ و اسلحه و مهمّات بر مسلمانان برتري داشتند و نفرات و افراد آنها تقريباً، سه برابر سپاه اسلام بود.
پيروزي سپاه اسلام در اين جنگ، براي آينده‌ی اسلام، از ارزش و اهميّت ويژه‌اي برخوردار بود و در تعيين مسير تاريخ اسلام، به حسب ظاهر تأثير فراوان داشت.
اين جنگ، براي دين توحيد و آيين جهاني اسلام، ارزش حياتي داشت و فتحي كه در آن نصيب مسلمانان شد، پايه و مادر تمام فتوحاتِ آينده گرديد.
مسلمانان با صبر و استقامت، در اين غزوه جهاد كردند و صدق نيّات و راستي ايمان و اسلام خود را آشكار ساختند و خدا آنان را ياري نمود و در جنگ پيروز شده، دين را ياري كردند و پافشاري آنها در اين جهاد، سبب گسترش دعوت اسلام و ثبات اركان آن شد.
در اين غزوه، مسلمانان از بوته امتحان سربلند بيرون آمدند و نشان دادند كه توانايي رساندن دعوت اسلام به جهانيان را دارا هستند و در هنگام فداكاري و جانبازي، اسلام را از اموال و اولاد و جان‌هاي خود گرامي‌تر مي‌دارند.

* درس‌های «بدر»

اين غزوه، درس‌هاي زيادي به مسلمانان آموخت كه فراگيري و عمل به آن مي‌تواند آنها را به عزّت و عظمت صدر اسلام برساند كه ما در اين نوشتار به دو درس آن اشاره مي‌كنيم:

- درس اوّل: لزوم همراهی عمل با عقیده

تنها، قوّت دليل و برهان، وضوح علمي و استيلاي سلطان حقّ در ضماير و قلوب، بدون استيلاي آن بر عالم خارج و ظواهر اجتماع، سبب حكومت مطلق حقّ و محو باطل نخواهد شد و تنها عقيده به اينكه امري حق و امر ديگر باطل است، حقّ را در دنياي مردم و زندگي جامعه، ميزان و مرجع نساخته و باطل را از دنياي انسان‌ها بيرون نمي‌راند.
مادامي كه سلطنت باطل باقي باشد و مانند عصر فرعون، اهل حق، استضعاف شوند، جامعه از بركات حكومت حق محروم خواهد بود. بايد باطل، رانده و كوبيده شود و حقّ جانشين آن گردد؛ بايد حقّ و حقّ‌پرستان غالب و سپاه باطل مغلوب شود، و معناي (لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ)  ظاهر شود.
اسلام، دينِ حركت و انقلاب عليه چهره‌هاي ظلماني و باطل‌پرستان است و يك نظريّه و عقيده ساده ايجابي و علمي نيست.
اين درس، از دروس بسيار مهمِّ اين واقعه است كه مسلمانانِ عصر ما ضرورت آن را بايد درك كنند و علّت انحطاط مسلمانان را در عدم توجّه به آن جستجو نمايند.
اسلام در عصر حاضر، براي صدها ميليون از پيروانش به صورت يك عقيده ساده و نظريّه صحيح و استوار، كه منطق و علم و برهان آن را تأييد كرده، در آمده است و مفاهيم ديگر و لزوم ارتباطش با عالم خارج منظور نمي‌شود.
مسلمانان، با كثرت جمعيّت، نفوذ كشورها و ممالكي كه در اختيار دارند، حركت و نهضت، تشكيل حكومت و ترقّي صنعتي وعلمي و تطبيق اسلام را با واقعيّت اوضاع واجتماع خود، عملاً جزء مفاهيم اسلام نمي‌گيرند؛ بنابر اين جامعه جاهلي، در سراسر عالم اسلام، جايگزين جامعه اسلام شده و زشت‌ترين قيافه‌هاي مهيب ارتجاع، در اجتماعات آنها خودنمايي دارد.
پري نهفته رُخ و ديو، در كرشمه و ناز * بسوخت عقل ز حيرت كه اين چه بوالعجبي است

- درس دوم: لزوم اتّکا به خداوند

مؤمنان بايد متّكي به تدبير خدا و ياري او باشند و با توكّل، در برابر كثرت اهل باطل، خود را نبازند و شكسته نگردند و بدانند كه نيرومندترين عاملي كه در جهاد حق‌پرستان با اهل باطل، سبب غلبه و پيروزي است، ايمان به مبدأ و حقيقت، ثبات، استقامت، شرافت هدف و مقصد است.
مجاهدان غزوه بدر، با روحيّه قوي، عزم و شوق به ياري حقّ، ميل به شهادت و لقاء الله و اينكه جهاد، منتهي به اِحدي الحُسَنَينْ: يا نصر و پيروزي و يا شهادت و بهشت است، نبرد مي‌كردند و از غرور به اسلحه و زيادي مهمّات و تكبّر و خودخواهي پرهيز داشتند.
با اين پشتوانه‌ها، اهل حقّ هميشه پيروزند، اگر چه به ظاهر هم مغلوب شوند. اهل باطل مغلوبند، اگر چه به ظاهر غالب شوند.

* اسباب نصرت و پیروزی مسلمانان

به طور خلاصه، اسباب نصر و پيروزي چنانچه از آيات مربوط به غزوه بدر استفاده مي‌شود، عبارت است از:
- ثبات در هنگام جهاد و ديدار دشمن و در هر گونه مبارزه با اهل باطل.
- اتّصال به ذكر خدا و اتّكا به كمك و تدبير او.
- اطاعت خدا و رسول.
- پرهيز از نزاع و اختلاف.
- صبر و شكيبايي بر خطرات و مصايب جهاد.
- پرهيز از ريا كاري، ستم و خودبيني.
اينها صفاتي است كه تقريباً مسلمانان امروز كمتر دارا هستند و عامل شكست و ضعف آنها در برابر كفّار، فقدان اين صفات است.
مسلمانان صدر اسلام اگر در جنگي شكست مي‌خوردند يا از نظر ضعف اقتصادي، يا اسلحه و مهمّات جنگي دشمن را قوي‌تر مي‌ديدند، از نظر روحي عقب‌نشيني نكرده و تسليم نمي‌شدند و دارايي‌هاي خود را با ارزش‌تر از دارايي دشمن مي‌دانستند و نعمت ايمان را برتر از هر چيز مي‌شمردند و نيروي معنوي و فكري خود را بر قدرت مادّي و ظاهري دشمن غالب و برتر از آن مي‌ديدند.

* نقایص جوامع اسلامی عصر ما

بيشتر جوامع اسلامی عصر ما، به جاي اتّكا به ياري خدا و سرمايه‌هاي فكري و معنوي و شجاعت روحي، بيشتر به نيرو و قدرت مادّي بيگانگان اعتماد می‌كنند و در تقليد از عادات زشت آنها با يكديگر به رقابت پرداخته، با پشت پا زدن به عادات ديني و بي‌اعتنايي به التزامات اسلامي، خود را به بيگانگان نزديك مي‌سازند.
عدّه‌اي به گونه‌اي غربزده و خود باخته شده‌اند كه نمي‌توانند به طور فرض در يكي از مجامع بين المللي با لباس ملّي و اسلامي شركت كنند و حتّي از بستن كراوات كه بندي از بندهاي رقيّت است، غافل نمي‌شوند و در مجالس رسمي خويش هم به كسي كه اين بند را نبسته باشد، حقّ شركت نمي‌دهند، در حالي كه مي‌بينيم ملل ديگر، با همان لباس ملّي خود در هر مجلس رسمي و بين المللي شركت مي‌كنند و هيچ‌كس اين التزام را علامت عقب‌ماندگي آنها نمي‌شمارد.

* اتحّاد اسلامی، بزرگترین وسیله پیروزی

اتّحاد و اتّفاق اسلامي كه بزرگترين وسيله قوّت و شوكت و پيروزي مسلمانان بود، امروز به نفاق و تجزيه و تقسيم ممالك مبدّل شده و در هر نقطه واقليمي، اجتماعي مجزّا، منفرد و مستقل تشكيل گرديده و حكومت‌هاي كوچك و ضعيف، تشتّت و تفرّق را در عالم اسلام رهبري كرده و براي مصالح و منافع شخصي خود هرگز حاضر نيستند واقعاً عليه منافع استثمارگران شرق و غرب قدمي بردارند و به سوي وحدت اسلامي و برداشتن اين فاصله‌هاي دروغين و جعلي پيش بروند و بدين‌سان، عالم اسلام را از قوّه مركزي و مركز ثقل و يك مجمع يا هيأت يا حكومت واحدي كه جهان اسلام را رهبري مي‌كند، محروم مي‌سازند.
اجتماع واحد صدر اسلام، قبايل متشتّت و حكومت‌هاي ملوك الطوايفي، قبيله‌اي واصطكاك منافع و پراكندگي‌هاي آنها را تحت لواي اسلام و پرچم توحيد ويكتاپرستي، به اتّصال، هماهنگي، هم فكري و وحدت تبديل كرد.
در آن روز، مسلمان‌ها تحت رهبري پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم، حكومتي واحد و ملّتي يكپارچه داشتند و در سرتاسر عالم اسلام، چيزي به نام «قوميّت گروهي»، «تجزيه‌طلبي» و ... وجود نداشت.
هيچ‌كس در فكر تصاحب منطقه يا ناحيه اي براي خويش نبود. آنان كه عليه حكومت‌ها قيام مي‌كردند، هر كدام مسلمان و پيرو افكار اسلامي بودند، هدفشان تجزيه نبود، بلكه تعديل، اصلاح و برقرار كردن حكومت اسلامي بود.
نظاير اين نقايص و عيوب است كه جامعه مسلمانان را بيمار ساخته و مسلمانان صدر اسلام از آن مصون بودند و تا اين بيماري‌ها درمان نشود، امّتِ اسلام توانايي تجديد مجد و عظمت گذشته را نخواهد داشت.

پی‌نوشت‌ها:
1. سيره‌ی ابن هشام، جلد 2، صفحه 260 و 261.

 

احیاگر مصلح
احیاگر مصلح( ویژه نامه رمضان /6)
(سلسله نوشتار‌های آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف درباره ماه مبارک رمضان /6)

شخصيّت والاي حضرت امام حسن مجتبي عليه السلام آن پيشواي عاليقدر، بسيار عظيم‌تر از آن است كه امثال حقير بتوانيم با نگارش مقاله‌‌ای آن را شرح دهيم يا درباره آن كتابی بنگاريم.

 از نگاه دانشمندان اهل سنّت

علاوه بر دانشمندان و نويسندگان بزرگ شيعه، علماء و بزرگان اهل سنت كتب بسياري در شرح احوال و تاريخ زندگي آن حضرت نوشته شده، و در ده ها كتاب تاريخي، روايي، تفسير، اخلاقي، تراجم و ...، فضايل و مناقب آن بزرگوار را بيان كرده اند؛ كتبي نظير: «صحيح بخاري»، «صحيح مسلم»، «سنن ترمذي»، «سنن ابن ماجه»، «طبقات ابن سعد»، «سنن ابي داود»، «خصايص نسايي»، «جامع الصّغير»، «مصابيح السنّة»، «اسعاف الرّاغبين»، «نورالأبصار»، «تذكرة الخواص»، «الاتحاف»، «كفاية الطّالب»، «شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد»، «مرآة الجنان»، «ملتقي الأصفياء»، «نظم درالسمطين»، «فرايد السّمطين»، «سيرة حلبيه»، «اسد الغابة»، «الاستيعاب»، «الاصابة»، «تاريخ الخلفاء»، «الفصول المهمّة» و ....

اينك براي رعايت اختصار، ترجمه قسمت‌هايي از كتاب «اهل البيت»، تأليف «توفيق ابوعلم» كه يكي از تازه‌ترين تأليفات اهل تسنّن در سال 1390 هجري قمري است و در مصر نگاشته شده است را با اندك اضافاتي نقل مي‌كنيم:

 فضايل بي‌شمار

اهل تشّيع و تسنّن، به اتّفاق بر اين عقيده‌اند كه آن حضرت، يكي از اصحاب «كساء» است كه آيه «تطهير» در شأن آنان نازل شد؛ و طبق حديث متواتر «ثقلين»، عدل قرآن، و نيز يكی از چهار نفری است كه پيغمبر صلّی‌الله عليه وآله او را برای مباهله با نصارای «نجران»، حاضر فرمود.

«اسامة بن زيد» روايت كرده كه پيغمبر صلّي الله عليه وآله فرمود: اين دو (حسن و حسين)، پسران من، و پسران دخترم هستند. خدايا! من آنها را دوست دارم؛ پس، آنها را دوست بدار و هر كه آنها را دوست مي‌دارد، دوست بدار.

«عايشه» نقل كرده كه: «اِنَّ النَّبِيَّ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ كانَ يَأخُذُ حَسَناً فَيَضُمْهُ اِلَيهِ ثُمَّ يَقُولُ: «اللّهُمَّ إنَّ هذا ابْني وَ اَنَا اُحِبُّهُ فَاَحِبَّهُ وَ اَحِبَّ مَنْ يُحِبُّهُ»

«انس بن مالك» مي‌گويد: حسن عليه السّلام بر پيغمبر صلّي الله عليه وآله وارد شد. خواستم او را از پيغمبر صلّي الله عليه وآله دور سازم كه پيامبر صلّي الله عليه وآله فرمود: «واي بر تو‌اي انس! پسرم و ثمره زندگي ام را واگذار. هر كه او را اذيّت كند، مرا اذيّت كرده؛ و هر كه مرا اذيّت كند، خدا را اذيّت كرده است.»

 مكارم اخلاق

امام حسن عليه السّلام در خانه وحي، پرورش يافت و در مدرسه توحيد، و در آغوش لطف و مرحمت جدّش پيغمبر صلّی الله عليه وآله وسلّم مورد تربيت قرار گرفت.

ايشان در مكارم اخلاق و خوی پسنديده و روش نيكو، نمونه بود و يكي از علل محبوبيّت فوق‌العاده آن حضرت، همان اخلاق كريمه‌اش بود كه همگان او را به خاطر داشتن صفات حميده مي‌ستودند.

ادب، حِلم، فصاحت، صداقت، سخاوت، شجاعت، تقوا، عبادت، زهد، تواضع و ساير خصايص ستوده، همه در او جمع، و خُلق و خوی محمّدی در او ظاهر و هويدا بود.

 خوف از عذاب الهی

امام حسن عليه السّلام عابدترين مردم عصر خود، و زاهدترين و فاضل ترين ايشان بود. هنگامي كه قصد حج مي‌كرد با پاي پياده و چه بسا با پاي برهنه عزيمت می‌فرمود. وقتی وضو می‌گرفت بدنش به لرزه می‌افتاد، و رنگش زرد می‌شد، و درهيچ حال، ذكر خدا را ترك نمي‌كرد. پارسا و بردبار و با فضل بود و از خدا خوف داشت.

 زهد بی‌نظیر

زهد امام به حدّی بود كه تمام اسباب حب و دلگرمي به امور دنيوي و نعم آن را ترك فرمود و به خانه آخرت و منزل‌گاه پرهيزكاران اقبال و توجّه داشت و چنان بود كه خود فرمود: «مَنْ عَرَفَ اللهُ اَحَبَّهُ، وَ مَنْ عَرَفَ الدُّنْيا زَهَّدَ فيها، وَ الْمُؤْمِنُ لايَلْهُو حَتّي يَغْفُلَ، اِذا تَفَكَّرَ حَزَنَ»

امام عليه السّلام از حكومت و زمامداری، به خاطر حفظ مصلحت اسلام و مسلمانان چشم‌پوشی كرد. هر گاه امام، مرگ و جايگاه انسان را در ذهن خويش تداعی می‌كرد، ناخودآگاه می‌گريست و نيز وقتي كه ثعب و نشور و گذشتن از صراط را به خاطر مي‌آورد، گريه مي‌كرد. و زماني كه عَرْضِ بر خدا را در موقف حساب متذكّر مي‌شد، در ميان ناله و صيحه‌اي كه داشت، بي هوش مي‌شد.

 نمايش رحمت الهي

امام حسن مجتبي عليه السّلام مانند جدّش پيغمبر صلّي الله عليه وآله نمونه بارز رحمت الهي بود كه دل‌هاي نااميد و اندوهناك را پر از اميد و رحمت مي‌كرد. او به ديدار ضعيفان مي‌رفت؛ بيماران را عيادت مي‌كرد؛ در تشييع جنازه‌ها شركت مي‌فرمود؛ دعوت مسلمانان را اجابت مي‌كرد و اهتمام او بر اين بود كه مبادا كسي از ايشان رنجيده خاطر شود. از سوي آن حضرت، به احدي بدي و آزاري نمي‌رسيد. با فقيران همنشين مي‌شد و بدي را با نيكي پاسخ مي‌داد.

* حلم امام

امام حسن عليه السّلام به تمام معنا، انساني واقعي، و نمونه كامل خلق نيكوی پيغمبر صلّی‌الله عليه وآله بود. غضب، او را به هيجان نمي‌آورد و امور شخصی ناخوشايند، او را تكان نمی‌داد. تحت تأثير خشم، كاری انجام نمی‌داد و عمل آن حضرت همواره تداعی‌‌گر اين آيات شريف بود كه: «وَ الْكاظِمينَ الْغَيْظَ وَالْعافينَ عَنِ النّاسِ وَاللهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ»؛ «وَلا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلاَالسَيِّئَةُ، اِدْفَعْ بِالَّتي هِي اَحْسَنُ»

آن حضرت، هر چه از دشمنانش مي‌ديد، با صبر و گذشت و عفو، پاسخ می‌داد؛ تا آنجا كه «مروان حكم» يكی از خبيث‌ترين دشمنان اهل‌بيت عليهم السّلام، حلم و بردباري آن حضرت را به كوه تشبيه كرده بود.

او مانند جدّش، در حلم و گذشت و عفو، نمونه جهانيان بود. تاريخ، از اخلاق او نوادري را حفظ كرده است و بر اين دلالت دارد كه او در طليعه اخلاقيّين و بنيان‌گذاران ادب و اخلاق، در جهان اسلام قرار دارد.

 محّبت به مردم

آن حضرت، شيرين‌بيان، خوش‌معاشرت و با الفت و محبوب بود. پير و جوان، و عموم مردم او را برای خصايص حميده‌ای كه داشت، دوست مي‌داشتند. همواره به مردم، عطا و بخشش می‌كرد؛ چه از او درخواست می‌كردند و چه تقاضايی نمي‌كردند.

پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب، در تعقيب می‌نشست، سپس به ديدار كسانی كه مي‌بايست مي‌رفت، و به آنان مهر و محبّت مي‌نمود. وقتي نماز ظهر را مي‌خواند، در مسجد مي‌نشست و به مردم علم و ادب مي‌آموخت.

اين بود قطره اي از فضايل و مناقب امام حسن مجتبي عليه السّلام كه بيش از آن است كه بتوان بيان كرد. در پایان چند بیتی را به محضر آن امام بزرگوار تقدیم می‌دارم:

آن که حریمش حَرَم کبریا است / خاک درش کعبه اهل وفا است

آن که سراپا همه لطف است و مهر / و آن که دلش منبع فیض خدا است

شخص شرف گوهر بحر کَرَم / و آن‌که رُخش آینه حق‌نما است

اُسوه حلم است و مُدارا و صبر / مظهر بخشایش و صلح و صفا است

عین کمالات و خصال نکو/  معدن ایثار و گذشت و حیا است

آن‌ که پس از شاه ولایت على / مقصد و مقصود ز دو انّما است

آیه تطهیر و فمن حاجّک / سوره‌اى از منقبتش هل اتى است

عالم تفسیر و بطون کتاب / گواه آن کریمه قل کفى است

در کف امرش همه کون و مکان / تابع فرمان جنابش قضا است

ز ابر عطایش همگان بهره‌مند / غم‌زدگان را کرمش غم‌زدا است

همچو نبى صاحب صفح جمیل / مُلتزم عهد الست و بلى است

صاحب این وصف و علامات کیست؟ / کاین همه‌اش قدر و مقام و بها است

سبط مهین حافظ شرع مبین / سیّد خوبان حسن مجتبى است

شنبه / 20 خرداد / 1396
ماه رمضان، از ديدگاه «اسلام» و «ما»
ماه رمضان، از ديدگاه «اسلام» و «ما» (ویژه‌نامه ماه رمضان/4)
(سلسله نوشتار‌های آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله العالی درباره ماه مبارک رمضان /4)

بي‎ترديد كساني كه مي‎خواهند اسلام را در آينه اعمال و رفتار اجتماع مسلمانان اين عصر ببينند و آن جمال نوراني و خورشيد جهان تاب را در چنين منظر و آيينه تيره و تار زيارت كنند، سخت در اشتباه‌اند.

اگر تصوير چهره اسلام ممكن بود و يك نفر آگاه به تمام تعاليم و امتيازات و هدايت‎هاي اسلام و برنامه‎هاي تربيتي و جامع آن، چهره زيباي آن را تصوير مي‎كرد، از هر اثر هنري ديگر زيباتر و جالب‎تر مي‎شد.

اگر خداي جهان و آفريننده زمين و آسمان ـ كه نعمت اسلام را به وسيله حضرت خاتم الانبيا انعام و اعطا فرمود‎ ـ آن را به صورتي تمثيلي مي‎ساخت، يقيناً زيبايي و جمال آن صورت، خلق اوّلين و آخرين را از خود بي‎خود مي‎كرد.

اسلام را بايد در آينه نصوص قرآن و سنّت، و در سيره رفتار و گفتار و كردار پيشوايان دين و كساني كه اسلام در وجودشان به تمام معنا منعكس شده و در سلوك مجاهدين و مسلمانان صدر اسلام تماشا كرد.

اجتماعي را مي‎توان يك جامعه كاملاً اسلامي دانست كه همه احكام و دستورات اسلامي بر تمام مسائل زندگي فردي و اجتماعي آن جامعه منطبق بوده و به عبارت ديگر، اسلام از برنامه‎هاي كسب و كار، معاشرت، حكومت، سياست و... آن‎ها تفكيك نشده باشد.

با اين وصف، اجتماعات ما معرّف يك اجتماع كامل و تمام عيار اسلامي نيست؛ زيرا بسياري از احكام اسلام در بين مسلمانان معاصر متروك گرديده، و جز «عبادات» (مثل: نماز و روزه، حج و...) ـ كه اجتماع اسلام به آنها نيز قائم است‎ ـ بقيّه احكام و دستورات اسلامي كم‎تر مورد عنايت قرار گرفته و بعضاً مهجور مانده است. چه بسا كه عبادات ما نيز آن طور كه شايسته است نشان دهنده مقاصد اسلام نيست و كساني كه از آثار و بركات آن هم محروم مي‎باشند، بسيارند.

در «عبادات»، معاني بزرگ و درس‎هاي عميق به ما آموخته مي‎شود كه اگر به آنها توجّه كنيم، افق افكار ما روشن و طرز تصوّر ما دگرگون مي‎شود.

در عبادات هم جنبه عادت نهفته است و هم اظهار شوكت اسلام، اتّحاد و هماهنگي مسلمين، ارشادات اخلاقي، آموزشي و تربيتي، تعاليم اجتماعي، رشد فكري، عقلي و علمي و بلكه فوايد بهداشتي و اقتصادي نيز منظور شده است.

همين روزه ماه رمضان كه از اركان اسلام و نيز شعاير بزرگ و وسيله‎اي جهت تقرّب به خدا است، آيا با همان برنامه مقرّر انجام مي‎شود؟ و آيا ماه رمضان ما همان ماه رمضان اسلام است؟ اين موضوع و مسأله‎اي است كه به بررسي و تحقيق نياز دارد.

ماه رمضان اسلام: چنان‌چه از خطبه حضرت رسول‎اكرم ‎صلّي‎الله عليه وآله وسلّم ‎استفاده مي‎شود، فرصتي براي افزودن به اعمال خير و كارهاي نيك، دستگيري از فقيران و بي‎نوايان، پيوند با خويشاوندان، ياري ضعيفان، تكميل و تهذيب اخلاق، فرو خوردن خشم و غضب و كنترل قواي شهواني است.

امّا برنامه ماه رمضان ما: پرخوري در افطار و سحر، تندخويي و بدزباني با نزديك و بيگانه، شب‌نشيني‎هاي زيان بخش است.

ماه رمضان اسلام: بهترين فرصت و گران‌بهاترين وقتي است كه حتّي يك دقيقه و ثانيه‎اش نبايد هدر برود و بيهوده مصرف شود؛ بلكه بايد تمام دقايق و ساعات آن در انجام كارهاي نيك و اعمال حسنه، تفكّر و تأمّل، توبه و اصلاح حال سپري شود.

ماه رمضان ما: بيشتر اوقاتش تلف مي‎شود و اوقاتي به اين عزيزي، آسان از دست مي‎رود.

ماه رمضان اسلام: مسلمانان بايد در آن به مناسبت نزول قرآن در سيره رسول اكرم ‎صلي الله عليه وآله وسلّم شخصيّتي كه قرآن به او نازل شد به طور عميق مطالعه نمايند و ارشادات و راهنمايي‎هاي آن رهبر عالي‎قدر آسماني را ـ ‎كه دافع هر ضرر و خسارت، و علاج كننده تمام مشكلات اجتماعي و حياتي است‎ ـ سرمشق خود قرار دهند و به حكم: لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللهِ اُسوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كانَ يَرجُوا اللهَ وَالْيوْمَ الأَخرَ (1) به روش و سلوك آن رسول اعظم خدا ‎صلّي‎الله عليه وآله وسلّم ‎تأسّي نمايند.

ماه رمضان ما: اكثريّت مسلمانان از سيره رهبر عظيم خود بي‎اطّلاع بوده و در اين موضوع كه درس و بحث، تفكّر و مطالعه در آن بر هر مسلماني لازم است، نه در ماه رمضان و نه در ماه‎هاي ديگر اهتمام شايان ندارند و به دانستن تاريخ حيات رسول خدا ‎صلّي‎الله عليه وآله وسلّم ‎كه آموزنده‎ترين صفحات تاريخ است، اعتنايي لازم و كافي نمي‎كنند. تاريخ كدام شخصيّت‎ها، و رجال تاريخ، زعما و رهبران اصلاحات و انقلاب‎ها و پيامبران بزرگ، مانند تاريخ پيامبر بزرگ اسلام، آموزنده و سودمند است.

ماه رمضان اسلام: ماه نشاط، و اقبال و شتاب به سوي عبادت و تقرّب به خدا است.

ماه رمضان ما: بعضي آن را در كسالت و سستي و تن پروري و خواب و بي‎خبري به پايان مي‎رسانند.

ماه رمضان اسلام: آغاز فصل جديد و مرحله نوين عمر و زندگي است كه در آن بايد قواي فكري و اخلاقي خود را از نو به رشد و نموّ وا داريم و با گذشته خود وداع كرده، و دل خود را جلا دهيم و زنگار معصيّت و گناه را از آن بزداييم.

ماه رمضان ما: تغيير مختصر در وقت خوردن غذا و امساك از مفطرات است كه هر چند امتثال و اطاعت فرمان خدا و دليل بيدار بودن وجدان ديني و شعور مذهبي است و نسبت به آن بدبخت‎ها و گمراهاني كه روزه را افطار مي‎كنند شرافت و فضيلت آن بسيار است؛ امّا با اين وجود، روزه‎دار نبايد فقط به امساك از مفطرات قناعت كند؛ بلكه بايد ساير برنامه‎هايي را كه براي روزه‌داران معيّن شده نيز انجام دهد تا از فوايد بسيار و رَحَمات واسعه الهي در اين ماه حدّاكثر استفاده را بنمايد.

ماه رمضان اسلام: سبب تهذيب نفوس، تطهير قلوب و تخلّق به اخلاق حميده، اعتياد به عادات حسنه، تمرين خلوص نيّت، احياي معالم و مباني اسلاميّت و انسانيّت، انتشار محبّت و نوع‌پروري و صداقت است.

ماه رمضان ما: بسا شب‌نشيني‎ها و مجالسي كه پس از افطار برپا مي‎شود و با متحمّل شدن مصارف زياد به پرخوري، غيبت، لهو و مزاح‎هاي باطل و گفت و شنودهاي بي‎ثمر مشغول شده و با پرخوری‌هایی كه مي‎كنند از حكمت نبويّه «صُومُوا تَصِحُّوا» (2) محروم مي‎شوند، و چون از روح همكاري و همدردي اسلامي و ارتباط معنوي و اتّصال ناگسستني قلبي و ايماني، نشانه و علامتي نيست، آن ديد و بازديدها و معاشرت‎ها، سبب كينه و عداوت و دشمني و سوء تفاهم مي‎گردد.

 

پی‌نوشت‌ها:

[1]. سوره احزاب، آيه 21: قطعاً براي شما در اقتدا به رسول خدا سرمشقي نيكوست؛ براي آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد.

2. «روزه بگیرید تا سلامت باشید». بحار ‌الأنوار؛ ج 96، ص 255.

روزه داری، برنامه آزادی بخش اسلام
روزه داری، برنامه آزادی بخش اسلام (ویژه‌نامه ماه رمضان/3)
(سلسله نوشتار‌های آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله العالی درباره ماه مبارک رمضان /3)

حضرت‌ مولاي متّقيان‎ امیرالمؤمنین عليه‎السّلام رهبرآزاد مردان و آزادي‌خواهان مي‎فرمايد:

«ألا حُرٌّ يَدَعُ هذِهِ اللُّماظَةَ لأَهلِها إنَّهُ لَيسَ لأنفسكِم ثَمَنٌ اِلّا الجَنَّة فَلا تَبِيعوها الّا بِها»؛ آيا آزاده‌اي نيست كه اين بازمانده غذاي دهان ديگران (دنيا) را براي اهلش بگذارد؟ به درستي كه براي جان‎هاي شما بهايي غير از بهشت نيست؛ پس آن را به غير بهشت نفروشيد. (1)

بسا افرادي كه داد آزادي‎خواهي دارند و ديگران را به آزادي مي‎خوانند و بي‎آن‎كه توجّه داشته باشند، اسير و بنده هستند و از خود اختياري ندارند.

بسياري از اشخاص كه آزادي و حقوق ديگران را پايمال كرده و آن را دستخوش اميال و اراده خود ساخته و خود را بر ملل و جوامع، فرمانرواي مطلق مي‎شمارند، نيز از نعمت آزادي محروم هستند.

اين هر دو دسته بنده‎اند و مقيّد و مملوك؛ امّا نه بنده و مملوك يك تن؛ نه بنده‎اي كه جسمش در اختيار غير باشد، و فكر و انديشه‎اش در اختيار خودش.

اينان بنده هوا، بنده پول، مال، مرکب و بنده مقام هستند. غلام حلقه‌به‎گوش شهوت، غلام اربابان قدرت، حاكمان و اميران، بنده مقاصد رذيله و اشياي خسيسه و بنده عادات و خرافات هستند. بندگاني كه علاوه بر جسمشان، روح و فكرشان نيز بنده است و همه چيزشان در بند افتاده و از آزادي واقعي و استقلال روحي و فكري بويي نبرده‎اند.

عادت به خوردن و نوشيدن، عادت به شهوت‌راني، قمار، شراب، مي‎گساري، شب‎نشيني‎هاي زيان‎بخش، ظلم و ستم، و بي‎اعتنايي به ضعيفان و زيردستان و... آن‎ها را چنان اسير و مقيّد كرده كه، نجات از اين طلسم عادات را غيرممكن مي‎دانند.

چنين كساني، خود و انسانيّت خود را در اسارت عادات انداخته و نتوانسته‎اند از وادي تنگ و تاريك بندگي و بردگي مخلوقاتي مانند خود، با بال همّت پرواز كرده و در باغستان آزادي واقعي، وارد شوند، و خلاصه، برنامه كار روز و شب و حاصل زندگي آن‎ها انجام يك سلسله عادات و تكرار مكرّرات است.

آيا كسي كه تمام عمرش را در لهو و لعب و بازي به سر مي‎برد، و نمي‎تواند دمي از آن، خود را كنار بكشد، آزاد است يا بنده؟!

آيا كسي كه دست از قمار بر نمي‎دارد و شب‎ها را تا نزديك سحر بر سر سفره قمار، مال و وقت عزيز خود را به باد فنا مي‎دهد، بنده است يا آزاد؟!

آيا آن كه نمي‎تواند از زندگي تجمّلي و از طعام‎هاي رنگارنگ سفره‎اش و از لباس‎هاي گران‎بها و متنوّعش، چيزي كم بگذارد و از هم‎نوعان خود ‎كه درمانده و گرفتار، مستمند، بيمار، زلزله‎زده و مبتلا هستند‎ دستگيري و به آنها كمك نمي‎كند، بنده است يا آزاد؟!

آيا كسي كه براي مقام و منصب، حفظ رياست و براي تجمّلات بيش از حد، و شكم‌پرستي، حقوق ضعفا را پايمال مي‎كند آزاد است يا بنده؟! آيا اين است زندگي آزاد و شرافتمندانه انسان؟!

يقيناً اين‎گونه افراد، بنده‎اند و آزاد ساختن آنان، از آزاد كردن رفيق و عبيد دشوارتر است، چنان چه دين اسلام براي آزادي غلامان و كنيزان كوشش‎هاي ثمربخشي نموده و برنامه‎هاي سودمندي تنظيم كرده و آن را از عبادات بزرگ قرار داده است و حتّي در بعضي موارد، حكم به وجوب آن نموده و در موارد ديگر، به طور استحباب آن را از مسلمانان خواسته است، براي آزاد كردن اين ممالك فكري و بندگان و غلامان واقعي نيز برنامه‎هاي وسيعي را پيشنهاد كرده تا بشر را از بند استعباد، عادات رذيله و هواي نفس آزاد سازد.

يكي از این برنامه‎هاي آزادي‌بخش اسلام، «روزه» است. روزه، آدمي را از بند عادات حيواني آزاد مي‎سازد و او را به سوي ملكوت اعلي پرواز مي‎دهد:

طَيَران مرغ ديدي تو زپاي بند شهوت * به در آي تا ببيني طيران آدميّت

خور و خواب و خشم و شهوت، شَغَب است و جهل و ظلمت * حَيَوان خبر ندارد زِ جهان آدميّت

فرد مسلمان به قصد روزه، سحر از ميان بستر آرام خواب، براي خوردن سحري و انجام عبادت و خواندن دعا و نماز بر مي‎خيزد و از قيد خواب و عادت به استراحت، آزاد مي‎شود و در تمام مدّت روز از تحت سيطره و تسلّط جسم و غرايز حيواني و عادت به خوردن و نوشيدن، خود را بيرون مي‎كشد و طلسم هوا و هوس را مي‎شكند و از خوردن غذاهاي لذيذ و ميوه‎هاي شيرين و خوش طعم و نوشيدني‎هاي خنك و گوارا خودداري مي‎كند و به عادات روزهايي كه روزه نبود، نمي‎انديشد و برنامه‎هاي غذايي روزانه را ترك كرده و فكر و عقل و وجدانش را آزاد مي‎سازد و خود را در افقي عالي‎تر و نورانيّت و روشنايي ديگر مي‎بيند.

ادعيّه‎اي را كه جهت ماه رمضان و براي مواقع سحر و روز و شب، وارد شده، مي‎خواند؛ ادعيّه‎اي كه اغلب داراي جملات آموزنده، حقيقت و روح آزادي است؛ ادعيّه‎اي كه عقيده توحيد را با جان و روان و وجدان آميخته مي‎سازد و خواننده را از بندهاي گران اخلاق زشت و صفات ناپسند نجات داده و به صفات پسنديده و اخلاق كريمه دعوت مي‎نمايد.

آری! ماه رمضان، ماه آموزش آزادی است. باید از پیام‌های سعادت‌بخش قرآن کریم در این ماه مبارک رمضان درس آزادی آموخت. بيشتر شقاوت‎ها، و بدبختي‎هاي بزرگ، ناشي از عدم درك حقيقت آزادي و حريّت اسلامي و يا عدم استقامت در راه آن است.

از اين رو، كساني كه به اين درك و استقامت، موفّق نمي‎شوند، تكبّر و گردن‎كشي و استعباد ديگران را مي‎پذيرند و با اظهار تملّق در برابر متكبّران و گردن‎كشان، بر كبر و طغيان آنان مي‎افزايند؛ در حالي كه اسلام از تمام افراد بشر دعوت مي‎كند تا در برابر خدا و حكومت خدا خاضع باشند.

آن چه باعث تأسّف است اين است كه مسلمانان به آيات توحيد قرآن كمتر توجّه دارند و از ميوه‎هاي درخت طيّبه توحيد، كمتر تناول مي‎كنند.

روزه‎دار عزيز! با دقّت در آيه شريفه: «يا اَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ، الَّذِي جَعَلَ لَكُم الأَرْضَ فِراشاً، وَالسَّمَآءَ بِنَآءً وَاَنزِلَ مِنَ السَّمَاءِ ماءً فَاخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَّكُمْ فَلاتَجْعَلوُا للهِ أَندَاداً وَ أَنتُمْ تَعْلَمُونَ»(2) درمي‎يابيم كه چه حقايق بزرگ و معاني بلندي در آن درج شده است.

اين آيه، عموم بشر و انسان‎ها را مخاطب قرار داده و به پرستش آفريدگار يگانه و ترك شرك دعوت مي‎كند، و عالي‎ترين مفهوم آزادي را به بشر عرضه مي‎دارد.

 

پی‌نوشت‌ها:

[1]. نهج البلاغه، ص261، ج3، كلمه 456.

2. سوره بقره، آيات 21و22؛‌ اي مردم، پروردگارتان را كه شما، و كساني را كه پيش از شما بوده‎اند آفريده است، پرستش كنيد؛ باشد كه به تقوا گراييد. همان [خدايي] كه زمين را براي شما فرشي [گسترده]، و آسمان را بنايي [افراشته] قرار داد؛ و از آسمان آبي فرود آورد؛ و بدان از ميوه‎ها رزقي براي شما بيرون آورد؛ پس براي خدا همتاياني قرار ندهيد، در حالي كه خود مي‎دانيد.

قبول ولايتعهدی؛ حكمت‌ها و فوايد
قبول ولايتعهدی؛ حكمت‌ها و فوايد (ویژه‌نامه ماه رمضان/2)
(سلسله نوشتار‌هاي آيت‌الله العظمي صافي گلپايگاني مدظله العالي درباره ماه مبارك رمضان /۲)

از حوادث و اتّفاقات تاريخي كه در ماه مبارك رمضان به وقوع پيوست، بيعت با ولايتعهدي حضرت امام علي بن موسي الرّضا عليه السّلام بود كه بنا به نقل «شيخ مفيد»(۱) و ديگران، در روز اوّل ماه رمضان سال ۲۰۱ هجري صورت گرفت.

واقعه واگذاري ولايتعهدي به حضرت رضا عليه السّلام از جانب مأمون، يك نقشه سياسي بود و امام عليه السلام هم در پاسخ به اين پيشنهاد، راهي خراسان شدند. در اين نوشتار قصد نداريم درباره موجّه و مقبول‌بودن حركت امام به سوي خراسان بحثي به ميان آوريم؛ چرا كه از عهده ما خارج است كه در اين ميادين و موشكافي‌ها وارد شويم و در كار امام ـ كه كردار و رفتار و گفتارش براي ما بر طبق نصوص متواتر و حكم عقل، حجّت است و آنچه فرمان دهد و انجام دهد، به امر خدا و دستور پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم است ـ چون و چرايي به ميان آوريم.

هرگز انديشه‌هاي كوتاه نمي‌تواند به نهايت اين حقايق برسد؛ جايي كه نكته‌ها و حكمت‌ها و باطن كارهاي «خضر» بر كسي چون «موسي» پنهان بماند، باطن كار و اقدامات اولياي بزرگ خدا يعني محمّد و آل محمّد ـ كه در وصف آنان بايد گفت: «عِبادٌ مكرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِاَمْرِهِ يَعْمَلُونَ»(۲) چه سان بر ما فاش و آشكار مي‌شود؟

با اين همه، به قدري كه انديشه، توانايي ورود در اين عالم وسيع و درياي بيكران را دارد و تا آنجا كه غوّاص عقل، به خود جرأت فروفتن به عمق اين بحر ژرف و اقيانوس عميق را مي‌دهد، از حكمت‌ها و فوايد اين بيعت، مختصري مي‌نگاريم:

* فرصت‌سازي بي‌نظير جهت نشر معارف

پس از اختناق شديد دوران هارون و حبس طولاني حضرت موسي بن جعفر عليه السّلام دست عموم شيعه و طرفداران حق به طور علني و رسمي از دامن اهل بيت كوتاه شد و آن مدرسه جهاني و مكتب علم و دانش و هدايتي كه به واسطه حضرت صادق عليه السلام افتتاح شده بود و خورشيد جهان تابش به تمام عالم اسلام، نور افشاني مي‌كرد به واسطه فشار حكومت وقت، تعطيل گرديد و اگر فشار و اختناق، بيشتر ادامه پيدا مي كرد، به تدريج علوم آل محمّد عليهم الصّلوة والسّلام از دسترس مسلمانان خارج مي‌شد؛ و با كنترلي كه از طرف حكومت، در تأليف و توزيع و نشر كتب و جمع‌آوري و نقل روايات برقرار بود و شيوخ و مجامع علمي، تحت مراقبت جاسوسان قرار داشتند، اين مقدار از علوم اهل بيت كه بين محدّثان و علما منتشر شده بود، نيز باقي نمي‌ماند.

وجود يك آزادي ظاهري نيز براي مردمان آزادي‌خواه و شيعه و فرقه‌اي كه اجراي كامل كتاب و سنّت را طالب بودند، فرصتي بسيار گران‌بها به شمار مي‌رفت، چرا كه در اين فرصت، مي‌توانستند افكار خود را از نو منتشر نموده و جوانان و طبقه‌اي را كه در دوران اختناق (عصر هارون) و زنداني‌شدن حضرت موسي بن جعفر عليهما السّلام در مدارس و مجامع بني‌عبّاس تربيت شده بودند، با افكار صحيح توحيدي و آزادي‌بخش اسلام، آشنا سازند و در ضمن معرّفي مذهب شيعه، نهضتي براي رساندن رسالت اسلام به تمام ملل اسلامي، بر پا كنند.

ولايتعهدي حضرت رضا عليه السّلام و گرايش ظاهري مأمون به خاندان پيغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم  اين فرصت را در اختيار دانشمندان و محدّثان و شاعران شيعه قرار داد و اقداماتي كه در آن فرصت، شيعه براي اداي رسالت اسلام و نشر علوم و فضايل آل محمّد صلوات الله عليهم اجمعين ـ انجام داد، شايد بي‌سابقه يا كم سابقه بود.

امّا اگر امام، روش ديگري پيش مي‌گرفت و از راه انقلاب و جنگ و رو در رو قرار گرفتن با مأمون وارد مي‌شد، بي‌شك با موانع بسياري روبرو مي‌گرديد و به علّت فراهم‌نبودن اوضاع سياسي و اجتماعي براي خلافت شخصي مانند آن حضرت، جبهه حق‌پرستان شكست مي‌خورد و اختناقي شديدتر از عصر هارون پيش مي‌آمد؛ و اين فرصت كذايي و بي‌نظير، براي انقلاب فكري از دست مي‌رفت.

* اعتراف بني‌عبّاس به حقّانيّت اهل بيت عليهم‌السلام

بسياري از خلفاي بني‌عبّاس با همه دشمني و حسادتي كه با اهل بيت عليهم السّلام داشتند، جسته و گريخته، فضايل اهل بيت را نقل مي‌كردند و آنها را وارث حقيقي پيامبر اسلام صلّي الله عليه و آله و سلّم  و لايق منحصر به فرد خلافت و رهبري مسلمين مي‌دانستند و نمي‌توانستند منكر فضايل و علوم و صلاحيّت آنها شوند و يا آنها را به حركات و رفتار ناپسند متّهم سازند. بنابراين، فقط حبّ جاه و رياست و سلطنت، آنها را به غضب خلافت و ارتكاب آن همه جنايت و كشتار دسته جمعي سادات بزرگوار و آزار و شكنجه شيعيان وادار مي‌ساخت.

با اين همه، تا زمان مأمون، يك اعلام عمومي و رسمي و دولتي در مورد اين موضوع صادر نشده بود و خلفاي بني عبّاس، به ظاهر، خود را شايسته خلافت معرّفي مي‌كردند و خلافت را حقّ خود مي‌شمردند.

موضوع ولايتعهدي امام، يك اعتراف حكومتي و رسمي، و سندي بود كه بر تمام تبليغات و دعاوي بني‌عبّاس، خط بطلان كشيد و اگر چه مأمون، كناره‌گيري نكرد و خلافت را واگذار ننمود، امّا عموماً آن را اقرار عليه خودش تلقّي كرده و او را غاصب مسند خلافت شناختند.

به عقيده ما، اين پيشامد در تاريخ پيروزي‌هاي چشمگير، بي‌نظير است و بيش از آنچه كه ما تصوّر مي‌كنيم، اعتراف به حقّانيّت امام عليه السّلام در نفوس، انعكاس داشته است.

* خضوع اديان و مذاهب مختلف در برابر مكتب اهل بيت عليهم‌السلام

مسافرت امام رضا عليه السّلام به خراسان، فرصت مناسبي بود تا علوم و معارف اسلام كه در نزد امامان، موجود بود و از مواريث نبوّت به شمار مي‌رفت منتشر شود و در دسترس علما و دانشمندان قرار گيرد.

عصر مأمون، سرآغاز آشنايي مسلمانان با اصطلاحات و مكتب‌هاي فلسفي بود كه به واسطه ترجمه كتب فلسفي به زبان عربي، صورت گرفت و مأمون نيز از اين برخورد استفاده نموده و شخصاً آن را ترويج و تشويق مي‌كرد و در نتيجه نابساماني‌هاي فكري و القاي شبهات و اشكالات، در عقايد و مسايل اسلامي زياد گرديد؛ و از سوي ديگر، بحث و مناظره بين مسلمانان و علماي اديان ديگر نيز توسعه يافت و مباحثات مذهبي رايج گرديد.

حضرت رضا عليه السّلام براي حفظ عقايد مسلمانان و ردّ هر گونه شبهه و شكّ و ايراد و نيز راهنمايي علما، مجاهدت‌هاي فراواني فرمودند و شخصاً با دانشمندان بزرگ اديان مختلف، مباحثه كرده و آنها را محكوم و مجاب كردند كه صورت آن جلسات مباحثه و مناظره، در كتب تاريخ وحديث ثبت و ضبط گرديد و امروزه يكي از ذخاير مهمّ علمي در فنّ احتجاج و استدلال و اثبات عقايد محسوب مي‌شود و همواره مورد استفاده علما و دانشمندان بوده و خواهد بود.

مردم، هر گونه اشكال درباره مسايل فلسفي را به آن حضرت عرضه مي‌داشتند و پاسخ شافي و كافي مي‌شنيدند.

آوازه علم و فضل آن حضرت، جهان اسلام را پر كرد و اين سفر با همه افاضات علمي، معارف ديني و علوم اسلام و عقايد و فقه را تجديد كرد و به واسطه همين مطلب است كه آن حضرت را «مجدّد رأس مأة ثانيه» خوانده‌اند.

در كتاب «عيون اخبار الرّضا» كه كمتر از يك قرن، بعد از رحلت آن حضرت تأليف گرديده، از سندهاي عالي و معتبر استفاده شده است و از اين رو، اين كتاب عظمت مقام علم و جلالت و موقعيت بي‌نظير امام را تا حدّي بيان نموده است. مشايخ علماي سنّت نيز به آن حضرت، ارادت مي‌ورزيدند و ايشان را يكي از اولياي بزرگ مي‌شمردند و در مدح آن حضرت اشعار و قصايد بسياري سروده‌اند.

به نظر ما يكي از مهم‌ترين آثار اتّخاذ اين روش توسط امام رضا عليه‌السلام همين بود كه علما و دانشمندان اديان و مذاهب ديگر به غناي علمي و معرفتي مكتب اهل بيت عليهم‌السلام پي بردند و پشياني خضوع در برابر علم آن حضرت بر زمين مسكنت ساييدند.

پي‌نوشت‌ها:

۱. مسارالشيعة، ص ۲۷.

۲. «آنان بندگاني گرامي هستند كه هرگز در گفتار بر خداوند سبقت نمي‏گيرند و همواره به فرمان او عمل مي‏كنند.»/سوره انبياء، آيه ۲۶.

سلام بر میهمانان دار الضّیافة
سلام بر میهمانان دار الضّیافة (ویژه‌نامه ماه رمضان/1)
یادداشت مرجع عالیقدر حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی دامت برکاته به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

«أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ ... هُوَ شَهْرٌ دُعِيتُمْ‏ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ الله»‏

سلام بر ماه خداوند؛ ماه عظیم و مبارک رمضان، سلام بر روزه‌داران و احترام‌کنندگان این ماه شریف؛ آنان که با نیروی ایمان، تمایلات و مشتهیات نفسانی را مهار کرده و می‌توانند خویشتن را از آلودگی‌های غضب و شهوت، و از پلیدی‌ها و خباثت‌ها کنار کشیده، و پاک زندگی کنند.

سلام بر میهمانان خداوند متعال، آنان که مشمول رحمت الهی هستند و نفس‌کشیدن آنها ثواب تسبیح، و خواب آنها، ثواب عبادت را دارد.

اکنون بیش از 1400 سال است که امّت اسلام، با نشاط و شور و سروری غیر قابل وصف، از هلال ماه رمضان استقبال می‌کنند و آن را بسیار گرامی می دارند، چرا که میهمان خداوند مهربان شده، و در دار الضّیافة حضرت حقّ، به کرامت و شرافت مشرّف شده‌اند.

هر ساله با طلوع ماه مبارک الهی، مکتب خاصّ تربیت اسلام، در همه نقاط عالم افتتاح می‌شود و کلاس‌های درس آن در همه کشورها و شهرها، در روستاها و خانه‌ها و بالاخره در همه نقاط عالم تشکیل می‌گردد و در این دانشگاه عام جهانی، همه از مرد و زن، پیر و جوان، غنیّ و فقیر، شاه و گدا، عالم و جاهل، شاگرد و استاد در کلاس‌های انسان‌ساز آن شرکت نموده و فیض و بهره می‌برند، و بدبخت کسی است که از درس‌های این دانشگاه بزرگ الهی، بهره‌‌ای نبرد و اوقات آن را به لغو و لهو و لعب بگذراند و مصداق «فالشّقیّ من حُرِمَ غفران الله فی هذا الشّهر العظیم» شود.

هم اکنون ای امّت اسلام! درهای رحمت الهی گشوده شده است، به سوی آن بشتابید و بکوشید در این دانشگاه، همه درس‌هایی را که به شما تعلیم می‌دهند، خوب به خاطر بسپارید، و در زندگی به کار گیرید.

اهتمام کنید در کلاس درس نماز، متواضعانه شرکت کنید و در صفوف جماعت، وحدت و عزّت امّت اسلامی و بی ارزشی مقامات دنیوی، و مساوات غنیّ و فقیر در اسلام را تماشا نمایید.

در کلاس ادعیه این دانشگاه جهانی، وارد شده، و سحرگاهان، و شب و روز خویش را با تأمّل در مضامین و معانی آموزنده آن دعاها، نورانی و با نشاط سازید.

در این کلاس‌ها، حالات رفتار و سبک زندگی خود را مطالعه و رسیدگی نمایید. نهانی‌های روح و ضمیر خویشتن را بررسی کنید و سعی در جبران گذشته‌ها داشته باشید.

بکوشید با شرکت پر نشاط در کلاس صوم و روزه‌داری این ماه، که کلاس گرامیداشت یکی از شعائر بزرگ اسلام و نمایش استقامت و مساوات و ملتزم‌بودن جامعه اسلامی به احکام دینی است، احترام و ادب این ماه را نگاه دارید.

تلاش کنید تا علاوه بر امساک از خوردن و نوشیدن، و ترک سایر مفطرات، اعضاء و جوارح خود را به اجتناب و پرهیز از آلودگی و زشتی گناه، عادت داده، و اندیشه خود را از افکار ناپاک منزّه سازید.

در این دانشگاه، همیشه این جملات والای دعای ابوحمزه، رطب اللّسان شما باشد که «أبکی لخروج نفسی، أبکی لظلمة قبری، أبکی لضیق لحدی، أبکی لسؤال منکر و نکیر إیّای ...؛ برای بیرون رفتن جانم می‌گریم، برای تاریکی قبرم می‌گریم، برای تنگی لحدم می‌گریم، برای سؤال منکر و نکیر از من می‌گریم ...»؛ و از عاقبت زندگی مادّی و عالم پس از مرگ و حشر و نشر و سؤال و حساب، بسیار زیاد یاد کنید و چاره‌ای اساسی بیندیشید.

باید با تکریم و تجلیل و احترام از این ماه عظیم، به دنیا نشان دهید که در مقابل دنیای مادّی آنها و عالم مادّی‌گرای کنونی، امّت روزه‌دار مسلمان، هرگز متزلزل نخواهد شد و دیگران اگر می‌خواهند فرهنگ و تعالیم فاسد خود را بر دنیا حاکم کنند، امّا شما روزه‌داران و میهمانان خاصّ خداوند، اخلاق و استقلال اسلامی خود را حفظ خواهید کرد، و در محافظت بر مواضع دینی، سستی و تزلزل نخواهید نمود، و به وعده الهی ایمان کامل دارید که اگر بر ایمان و ارزش‌های اسلامی، استقامت ورزید برترین انسان‌های روی زمین می‌باشید؛ «وَلاتَهنوا وَلاتَحزَنوا وَ أنتُمُ الأعلَونَ إن کُنتُم مُؤمنینَ»

در ایام خاصّ درس‌خواندن در این دانشگاه بزرگ الهی یعنی لیالی پر فضیلت قدر، هوشیار و بیدار باشید. این ایّام و لیالی، فرصتی بزرگ برای کسب فیوضات روحانی و نیل به درجات ملکوتی است. توفیق درک آن لحظه‌ها را غنیمت بشمارید و برای کسب معارف دین، توبه، تجدید عهد، یقین به حساب و معاد، و پاک‌ساختن نیّات از کینه برادران اسلامی، سر از پا نشناسید و مخصوصاً برای تعجیل در فرج صاحب اصلی این لیالی حضرت بقیة الله فی الأرضین امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف بسیار دعا کنید که «بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَری»

به هر حال ای روزه‌داران عزیز و ای میهمانان دار الضّیافة الهی، هر کسی و در هر مقامی که هستید ماه رمضان را احترام کنید؛ خود را از معرض نسیم‌های رحمت و مهربانی الهی که در وزش است دور نکنید و در معرض آن باشید.

بامداد امید- سلسله نوشتارهای مرجع عاليقدر آيت الله العظمی صافي گلپایگانی در دهه مبارکه مهدویت (شماره 6)
بامداد امید/به مناسبت دهه‌ مهدویت (6)

بسم الله الرحمن الرحیم.

«وَ نُریدُ أنْ نَمُنَّ عَلَی اَلَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأرض وَنجْعَلَهُمْ أئِمَّةَ وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ»

... و این صدای خوش و روح‌افزای نوزادی است كه جهان را با قدوم خویش مبارك گردانیده است. نوزاد سر به سجده گذاشت، و به یگانگی خدا و رسالت پیغمبر صلّی‌الله علیه و آله و امامت پدران بزرگوارش شهادت داد.
آری، سرانجام، شب به دقیقه‌ی آخرین رسید و ثانیه‌شماری شروع شد، ثانیه‌ها هم با كُندی یكی پس از دیگری گذشتند. ناگاه نورانیّت و روشنی فوق‌العاده‌ای كه بر نور چراغ‌ها غالب شد، همه را از تولّد نوزاد بشارت داد. نوزاد به دنیا آمد و آخرین رهبر عالم بشریت ولی الله اعظم با جمال جهان‌آرای خود گیتی را مزین و روشن ساخت.
نرجس، غرق در افتخار و مباهات گشت، بانگ تكبیر و تحمید و تسبیح توأم با فریادهای شادی و تهنیت و هلهله طنین‌انداز گشت.
در ملأ اعلی، فرشتگان و كرّوبیانِ عالم بالا از نوزادی كه هم اكنون در خاندان نبوت و ولایت، قدم به عرصه این جهان گذاشته، در سخن بودند.
بهشت را زینت می‌كردند تا محافل جشن و مجالس انس و ذوق ملكوتی برپا كنند. غریو شادی، نغمه‌های روح‌بخش و طرب‌انگیز حور العین، بهشتیان را غرق در حظوظ روحانی كرده بود.
آری؛ این افتخار، مخصوص دودمان نبوّت است كه موعود و نجات دهنده بشر از تجاوز و ستم و آن كس كه برای تأسیس سازمان جهانی اسلامی و اجرای نظام قرآنی قیام فرماید، از آن خاندان با عظمت است.
پیامبر صلی الله علیه و آله خوش دل بود كه فرزندش مهدی به هدف‌های رسالت و دعوت او جامه ی عمل می‌پوشاند و به خاندان خود به خصوص علی و فاطمه و حسنین علیهم‌السلام مژده می‌داد كه مهدی علیه السلام همان كسی است كه با نهضت بی‌مانند خود بنیان شرك را ویران و اساس توحید و یكتاپرستی را محكم و استوار می‌سازد و فرمانروای كل جهان می‌گردد- از فرزندان آنها است.
او است همان نابغه‌ی بی‌نظیری كه انبیا و اولیا ظهورش را مژده دادند، و جهان بشریت را به قیام آن حضرت، برای تشكیل حكومت حق و عدالت اسلام و صلح پایدار و برچیدن بساط بیدادگران، نوید دادند، و همه را به آینده‌ی گیتی امیدوار ساختند.
جهان با همه تحرّكی كه در ناحیه علوم مادّی دارد و با اینكه بشر دست به كار تسخیر فضا شده و به قدرت فكر خود می‌بالد، با كمال تأسّف در جنبه انسانیت قدم به جلو نگذاشته و در مدنیت اخلاقی و وجدانی سیر قهقرایی دارد.
فساد اخلاق و بی‌عفّتی، فحشا و طغیان شهوت و غضب، زن و مرد را به ستوه آورده و به جهنم نكبت‌ها و انحطاط سوق می‌دهد. التزام به آداب دینی و شعائر مذهبی ضعیف می‌شود، و بدترین مظاهر شرك كه استبعاد بشر و ملل و سلب آزادی انسان‌ها باشد، به صورت‌های گوناگون رایج و اركان آن محكم و استوار می‌گردد.
در این جهان، تنها نوری كه نشاط بشر را نگاه می‌دارد و او را امیدوار می‌سازد، همان بشارات انبیا و پیشوایان دینی است كه همه را به آینده جهان خوش‌بین نموده و نور امید را در دل‌ها روشن ساخته است.
همه با اعتماد تمام و قلبی سرشار از نشاط انتظار دارند، انتظار كسی را دارند كه این ابرهای تیره ظلم و ستم و فساد را، از افق عالم برطرف كرده و در عالم، برادری و آزادی واقعی را برقرار، و احكام عالی آسمانی را اجرا نماید، و بشر را به سوی هدف شریف انسانی رهنمایی فرماید.
شیعیان و مؤمنان به این ظهور، شب و روز نیمه شعبان را جشن می‌گیرند و چراغانی می‌كنند، و خیابان و بازار و مغازه‌ها و خانه‌ها را زینت می‌نمایند و غرق در شادمانی می‌شوند و به ملل جهان علاقه خود را به عدل و داد، صلح و برادری جهانی اعلام، و روح شكست‌ناپذیر و امیدوار خود را آشكار می‌سازند.
ای مهدی موعود، همه شیعیان و دوستانت آرزومند و منتظرند كه بامداد سعادت آنها و همه مردم جهان طالع شود، و با قیام تو تمام دردهایشان درمان گردد، و پرچم توحید و عدل و صلح اسلام در سراسر گیتی به اهتزاز درآید:
شاد باش ای عارف نیكو سیر * كاین شب‌ هجران سحر گردد ‌سحر
شاد باش ای خسته‌ی بار فراق * شاد باش ای غرق بحر اشتیاق
می‌‌دمد از لطف حق صبح ظهور *  می‌شود گیتی پر از وجد و سرور
افكند البته از رخ این نقاب * فاش سازد امر حق را بی‌حجاب
می‌كِشد از دشمن حق انتقام * می‌برد از شرك و از اصنام نام
البشاره ای كه داری انتظار * می‌شود آخر سحر این شام تار
البشاره مصلح نیكو سرشت * آید و گیتی كند رشك بهشت
صبر كن صبر ای به هجران مبتلا * كه رسد دوران وصلش بر ملا
البشاره «صافی» صافی ضمیر * كه جوان گردد دگر این چرخ پیر

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - مناسبت‌ها