وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم «قالَ رَبُّکُمُ ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَکُم»(۱) اللّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لاسِيّمَا عَلي وَلِيّکَ الْمُحْيي سُنَّتَکَ القَائِمِ بِأمْرِکَ الدَّاعِي إلَيکَ الدَّليلِ عَلَيکَ. اللّهُمَّ عَجِّلْ...
چهارشنبه: 1398/02/4 - (الأربعاء:18/شعبان/1440)

روزه داری، برنامه آزادی بخش اسلام
روزه داری، برنامه آزادی بخش اسلام (ویژه‌نامه ماه رمضان/3)
(سلسله نوشتار‌های آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله العالی درباره ماه مبارک رمضان /3)

حضرت‌ مولاي متّقيان‎ امیرالمؤمنین عليه‎السّلام رهبرآزاد مردان و آزادي‌خواهان مي‎فرمايد:

«ألا حُرٌّ يَدَعُ هذِهِ اللُّماظَةَ لأَهلِها إنَّهُ لَيسَ لأنفسكِم ثَمَنٌ اِلّا الجَنَّة فَلا تَبِيعوها الّا بِها»؛ آيا آزاده‌اي نيست كه اين بازمانده غذاي دهان ديگران (دنيا) را براي اهلش بگذارد؟ به درستي كه براي جان‎هاي شما بهايي غير از بهشت نيست؛ پس آن را به غير بهشت نفروشيد. (1)

بسا افرادي كه داد آزادي‎خواهي دارند و ديگران را به آزادي مي‎خوانند و بي‎آن‎كه توجّه داشته باشند، اسير و بنده هستند و از خود اختياري ندارند.

بسياري از اشخاص كه آزادي و حقوق ديگران را پايمال كرده و آن را دستخوش اميال و اراده خود ساخته و خود را بر ملل و جوامع، فرمانرواي مطلق مي‎شمارند، نيز از نعمت آزادي محروم هستند.

اين هر دو دسته بنده‎اند و مقيّد و مملوك؛ امّا نه بنده و مملوك يك تن؛ نه بنده‎اي كه جسمش در اختيار غير باشد، و فكر و انديشه‎اش در اختيار خودش.

اينان بنده هوا، بنده پول، مال، مرکب و بنده مقام هستند. غلام حلقه‌به‎گوش شهوت، غلام اربابان قدرت، حاكمان و اميران، بنده مقاصد رذيله و اشياي خسيسه و بنده عادات و خرافات هستند. بندگاني كه علاوه بر جسمشان، روح و فكرشان نيز بنده است و همه چيزشان در بند افتاده و از آزادي واقعي و استقلال روحي و فكري بويي نبرده‎اند.

عادت به خوردن و نوشيدن، عادت به شهوت‌راني، قمار، شراب، مي‎گساري، شب‎نشيني‎هاي زيان‎بخش، ظلم و ستم، و بي‎اعتنايي به ضعيفان و زيردستان و... آن‎ها را چنان اسير و مقيّد كرده كه، نجات از اين طلسم عادات را غيرممكن مي‎دانند.

چنين كساني، خود و انسانيّت خود را در اسارت عادات انداخته و نتوانسته‎اند از وادي تنگ و تاريك بندگي و بردگي مخلوقاتي مانند خود، با بال همّت پرواز كرده و در باغستان آزادي واقعي، وارد شوند، و خلاصه، برنامه كار روز و شب و حاصل زندگي آن‎ها انجام يك سلسله عادات و تكرار مكرّرات است.

آيا كسي كه تمام عمرش را در لهو و لعب و بازي به سر مي‎برد، و نمي‎تواند دمي از آن، خود را كنار بكشد، آزاد است يا بنده؟!

آيا كسي كه دست از قمار بر نمي‎دارد و شب‎ها را تا نزديك سحر بر سر سفره قمار، مال و وقت عزيز خود را به باد فنا مي‎دهد، بنده است يا آزاد؟!

آيا آن كه نمي‎تواند از زندگي تجمّلي و از طعام‎هاي رنگارنگ سفره‎اش و از لباس‎هاي گران‎بها و متنوّعش، چيزي كم بگذارد و از هم‎نوعان خود ‎كه درمانده و گرفتار، مستمند، بيمار، زلزله‎زده و مبتلا هستند‎ دستگيري و به آنها كمك نمي‎كند، بنده است يا آزاد؟!

آيا كسي كه براي مقام و منصب، حفظ رياست و براي تجمّلات بيش از حد، و شكم‌پرستي، حقوق ضعفا را پايمال مي‎كند آزاد است يا بنده؟! آيا اين است زندگي آزاد و شرافتمندانه انسان؟!

يقيناً اين‎گونه افراد، بنده‎اند و آزاد ساختن آنان، از آزاد كردن رفيق و عبيد دشوارتر است، چنان چه دين اسلام براي آزادي غلامان و كنيزان كوشش‎هاي ثمربخشي نموده و برنامه‎هاي سودمندي تنظيم كرده و آن را از عبادات بزرگ قرار داده است و حتّي در بعضي موارد، حكم به وجوب آن نموده و در موارد ديگر، به طور استحباب آن را از مسلمانان خواسته است، براي آزاد كردن اين ممالك فكري و بندگان و غلامان واقعي نيز برنامه‎هاي وسيعي را پيشنهاد كرده تا بشر را از بند استعباد، عادات رذيله و هواي نفس آزاد سازد.

يكي از این برنامه‎هاي آزادي‌بخش اسلام، «روزه» است. روزه، آدمي را از بند عادات حيواني آزاد مي‎سازد و او را به سوي ملكوت اعلي پرواز مي‎دهد:

طَيَران مرغ ديدي تو زپاي بند شهوت * به در آي تا ببيني طيران آدميّت

خور و خواب و خشم و شهوت، شَغَب است و جهل و ظلمت * حَيَوان خبر ندارد زِ جهان آدميّت

فرد مسلمان به قصد روزه، سحر از ميان بستر آرام خواب، براي خوردن سحري و انجام عبادت و خواندن دعا و نماز بر مي‎خيزد و از قيد خواب و عادت به استراحت، آزاد مي‎شود و در تمام مدّت روز از تحت سيطره و تسلّط جسم و غرايز حيواني و عادت به خوردن و نوشيدن، خود را بيرون مي‎كشد و طلسم هوا و هوس را مي‎شكند و از خوردن غذاهاي لذيذ و ميوه‎هاي شيرين و خوش طعم و نوشيدني‎هاي خنك و گوارا خودداري مي‎كند و به عادات روزهايي كه روزه نبود، نمي‎انديشد و برنامه‎هاي غذايي روزانه را ترك كرده و فكر و عقل و وجدانش را آزاد مي‎سازد و خود را در افقي عالي‎تر و نورانيّت و روشنايي ديگر مي‎بيند.

ادعيّه‎اي را كه جهت ماه رمضان و براي مواقع سحر و روز و شب، وارد شده، مي‎خواند؛ ادعيّه‎اي كه اغلب داراي جملات آموزنده، حقيقت و روح آزادي است؛ ادعيّه‎اي كه عقيده توحيد را با جان و روان و وجدان آميخته مي‎سازد و خواننده را از بندهاي گران اخلاق زشت و صفات ناپسند نجات داده و به صفات پسنديده و اخلاق كريمه دعوت مي‎نمايد.

آری! ماه رمضان، ماه آموزش آزادی است. باید از پیام‌های سعادت‌بخش قرآن کریم در این ماه مبارک رمضان درس آزادی آموخت. بيشتر شقاوت‎ها، و بدبختي‎هاي بزرگ، ناشي از عدم درك حقيقت آزادي و حريّت اسلامي و يا عدم استقامت در راه آن است.

از اين رو، كساني كه به اين درك و استقامت، موفّق نمي‎شوند، تكبّر و گردن‎كشي و استعباد ديگران را مي‎پذيرند و با اظهار تملّق در برابر متكبّران و گردن‎كشان، بر كبر و طغيان آنان مي‎افزايند؛ در حالي كه اسلام از تمام افراد بشر دعوت مي‎كند تا در برابر خدا و حكومت خدا خاضع باشند.

آن چه باعث تأسّف است اين است كه مسلمانان به آيات توحيد قرآن كمتر توجّه دارند و از ميوه‎هاي درخت طيّبه توحيد، كمتر تناول مي‎كنند.

روزه‎دار عزيز! با دقّت در آيه شريفه: «يا اَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ، الَّذِي جَعَلَ لَكُم الأَرْضَ فِراشاً، وَالسَّمَآءَ بِنَآءً وَاَنزِلَ مِنَ السَّمَاءِ ماءً فَاخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَّكُمْ فَلاتَجْعَلوُا للهِ أَندَاداً وَ أَنتُمْ تَعْلَمُونَ»(2) درمي‎يابيم كه چه حقايق بزرگ و معاني بلندي در آن درج شده است.

اين آيه، عموم بشر و انسان‎ها را مخاطب قرار داده و به پرستش آفريدگار يگانه و ترك شرك دعوت مي‎كند، و عالي‎ترين مفهوم آزادي را به بشر عرضه مي‎دارد.

 

پی‌نوشت‌ها:

[1]. نهج البلاغه، ص261، ج3، كلمه 456.

2. سوره بقره، آيات 21و22؛‌ اي مردم، پروردگارتان را كه شما، و كساني را كه پيش از شما بوده‎اند آفريده است، پرستش كنيد؛ باشد كه به تقوا گراييد. همان [خدايي] كه زمين را براي شما فرشي [گسترده]، و آسمان را بنايي [افراشته] قرار داد؛ و از آسمان آبي فرود آورد؛ و بدان از ميوه‎ها رزقي براي شما بيرون آورد؛ پس براي خدا همتاياني قرار ندهيد، در حالي كه خود مي‎دانيد.

پنجشنبه / 11 خرداد / 1396
قبول ولايتعهدی؛ حكمت‌ها و فوايد
قبول ولايتعهدی؛ حكمت‌ها و فوايد (ویژه‌نامه ماه رمضان/2)
(سلسله نوشتار‌هاي آيت‌الله العظمي صافي گلپايگاني مدظله العالي درباره ماه مبارك رمضان /۲)

از حوادث و اتّفاقات تاريخي كه در ماه مبارك رمضان به وقوع پيوست، بيعت با ولايتعهدي حضرت امام علي بن موسي الرّضا عليه السّلام بود كه بنا به نقل «شيخ مفيد»(۱) و ديگران، در روز اوّل ماه رمضان سال ۲۰۱ هجري صورت گرفت.

واقعه واگذاري ولايتعهدي به حضرت رضا عليه السّلام از جانب مأمون، يك نقشه سياسي بود و امام عليه السلام هم در پاسخ به اين پيشنهاد، راهي خراسان شدند. در اين نوشتار قصد نداريم درباره موجّه و مقبول‌بودن حركت امام به سوي خراسان بحثي به ميان آوريم؛ چرا كه از عهده ما خارج است كه در اين ميادين و موشكافي‌ها وارد شويم و در كار امام ـ كه كردار و رفتار و گفتارش براي ما بر طبق نصوص متواتر و حكم عقل، حجّت است و آنچه فرمان دهد و انجام دهد، به امر خدا و دستور پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم است ـ چون و چرايي به ميان آوريم.

هرگز انديشه‌هاي كوتاه نمي‌تواند به نهايت اين حقايق برسد؛ جايي كه نكته‌ها و حكمت‌ها و باطن كارهاي «خضر» بر كسي چون «موسي» پنهان بماند، باطن كار و اقدامات اولياي بزرگ خدا يعني محمّد و آل محمّد ـ كه در وصف آنان بايد گفت: «عِبادٌ مكرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِاَمْرِهِ يَعْمَلُونَ»(۲) چه سان بر ما فاش و آشكار مي‌شود؟

با اين همه، به قدري كه انديشه، توانايي ورود در اين عالم وسيع و درياي بيكران را دارد و تا آنجا كه غوّاص عقل، به خود جرأت فروفتن به عمق اين بحر ژرف و اقيانوس عميق را مي‌دهد، از حكمت‌ها و فوايد اين بيعت، مختصري مي‌نگاريم:

* فرصت‌سازي بي‌نظير جهت نشر معارف

پس از اختناق شديد دوران هارون و حبس طولاني حضرت موسي بن جعفر عليه السّلام دست عموم شيعه و طرفداران حق به طور علني و رسمي از دامن اهل بيت كوتاه شد و آن مدرسه جهاني و مكتب علم و دانش و هدايتي كه به واسطه حضرت صادق عليه السلام افتتاح شده بود و خورشيد جهان تابش به تمام عالم اسلام، نور افشاني مي‌كرد به واسطه فشار حكومت وقت، تعطيل گرديد و اگر فشار و اختناق، بيشتر ادامه پيدا مي كرد، به تدريج علوم آل محمّد عليهم الصّلوة والسّلام از دسترس مسلمانان خارج مي‌شد؛ و با كنترلي كه از طرف حكومت، در تأليف و توزيع و نشر كتب و جمع‌آوري و نقل روايات برقرار بود و شيوخ و مجامع علمي، تحت مراقبت جاسوسان قرار داشتند، اين مقدار از علوم اهل بيت كه بين محدّثان و علما منتشر شده بود، نيز باقي نمي‌ماند.

وجود يك آزادي ظاهري نيز براي مردمان آزادي‌خواه و شيعه و فرقه‌اي كه اجراي كامل كتاب و سنّت را طالب بودند، فرصتي بسيار گران‌بها به شمار مي‌رفت، چرا كه در اين فرصت، مي‌توانستند افكار خود را از نو منتشر نموده و جوانان و طبقه‌اي را كه در دوران اختناق (عصر هارون) و زنداني‌شدن حضرت موسي بن جعفر عليهما السّلام در مدارس و مجامع بني‌عبّاس تربيت شده بودند، با افكار صحيح توحيدي و آزادي‌بخش اسلام، آشنا سازند و در ضمن معرّفي مذهب شيعه، نهضتي براي رساندن رسالت اسلام به تمام ملل اسلامي، بر پا كنند.

ولايتعهدي حضرت رضا عليه السّلام و گرايش ظاهري مأمون به خاندان پيغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم  اين فرصت را در اختيار دانشمندان و محدّثان و شاعران شيعه قرار داد و اقداماتي كه در آن فرصت، شيعه براي اداي رسالت اسلام و نشر علوم و فضايل آل محمّد صلوات الله عليهم اجمعين ـ انجام داد، شايد بي‌سابقه يا كم سابقه بود.

امّا اگر امام، روش ديگري پيش مي‌گرفت و از راه انقلاب و جنگ و رو در رو قرار گرفتن با مأمون وارد مي‌شد، بي‌شك با موانع بسياري روبرو مي‌گرديد و به علّت فراهم‌نبودن اوضاع سياسي و اجتماعي براي خلافت شخصي مانند آن حضرت، جبهه حق‌پرستان شكست مي‌خورد و اختناقي شديدتر از عصر هارون پيش مي‌آمد؛ و اين فرصت كذايي و بي‌نظير، براي انقلاب فكري از دست مي‌رفت.

* اعتراف بني‌عبّاس به حقّانيّت اهل بيت عليهم‌السلام

بسياري از خلفاي بني‌عبّاس با همه دشمني و حسادتي كه با اهل بيت عليهم السّلام داشتند، جسته و گريخته، فضايل اهل بيت را نقل مي‌كردند و آنها را وارث حقيقي پيامبر اسلام صلّي الله عليه و آله و سلّم  و لايق منحصر به فرد خلافت و رهبري مسلمين مي‌دانستند و نمي‌توانستند منكر فضايل و علوم و صلاحيّت آنها شوند و يا آنها را به حركات و رفتار ناپسند متّهم سازند. بنابراين، فقط حبّ جاه و رياست و سلطنت، آنها را به غضب خلافت و ارتكاب آن همه جنايت و كشتار دسته جمعي سادات بزرگوار و آزار و شكنجه شيعيان وادار مي‌ساخت.

با اين همه، تا زمان مأمون، يك اعلام عمومي و رسمي و دولتي در مورد اين موضوع صادر نشده بود و خلفاي بني عبّاس، به ظاهر، خود را شايسته خلافت معرّفي مي‌كردند و خلافت را حقّ خود مي‌شمردند.

موضوع ولايتعهدي امام، يك اعتراف حكومتي و رسمي، و سندي بود كه بر تمام تبليغات و دعاوي بني‌عبّاس، خط بطلان كشيد و اگر چه مأمون، كناره‌گيري نكرد و خلافت را واگذار ننمود، امّا عموماً آن را اقرار عليه خودش تلقّي كرده و او را غاصب مسند خلافت شناختند.

به عقيده ما، اين پيشامد در تاريخ پيروزي‌هاي چشمگير، بي‌نظير است و بيش از آنچه كه ما تصوّر مي‌كنيم، اعتراف به حقّانيّت امام عليه السّلام در نفوس، انعكاس داشته است.

* خضوع اديان و مذاهب مختلف در برابر مكتب اهل بيت عليهم‌السلام

مسافرت امام رضا عليه السّلام به خراسان، فرصت مناسبي بود تا علوم و معارف اسلام كه در نزد امامان، موجود بود و از مواريث نبوّت به شمار مي‌رفت منتشر شود و در دسترس علما و دانشمندان قرار گيرد.

عصر مأمون، سرآغاز آشنايي مسلمانان با اصطلاحات و مكتب‌هاي فلسفي بود كه به واسطه ترجمه كتب فلسفي به زبان عربي، صورت گرفت و مأمون نيز از اين برخورد استفاده نموده و شخصاً آن را ترويج و تشويق مي‌كرد و در نتيجه نابساماني‌هاي فكري و القاي شبهات و اشكالات، در عقايد و مسايل اسلامي زياد گرديد؛ و از سوي ديگر، بحث و مناظره بين مسلمانان و علماي اديان ديگر نيز توسعه يافت و مباحثات مذهبي رايج گرديد.

حضرت رضا عليه السّلام براي حفظ عقايد مسلمانان و ردّ هر گونه شبهه و شكّ و ايراد و نيز راهنمايي علما، مجاهدت‌هاي فراواني فرمودند و شخصاً با دانشمندان بزرگ اديان مختلف، مباحثه كرده و آنها را محكوم و مجاب كردند كه صورت آن جلسات مباحثه و مناظره، در كتب تاريخ وحديث ثبت و ضبط گرديد و امروزه يكي از ذخاير مهمّ علمي در فنّ احتجاج و استدلال و اثبات عقايد محسوب مي‌شود و همواره مورد استفاده علما و دانشمندان بوده و خواهد بود.

مردم، هر گونه اشكال درباره مسايل فلسفي را به آن حضرت عرضه مي‌داشتند و پاسخ شافي و كافي مي‌شنيدند.

آوازه علم و فضل آن حضرت، جهان اسلام را پر كرد و اين سفر با همه افاضات علمي، معارف ديني و علوم اسلام و عقايد و فقه را تجديد كرد و به واسطه همين مطلب است كه آن حضرت را «مجدّد رأس مأة ثانيه» خوانده‌اند.

در كتاب «عيون اخبار الرّضا» كه كمتر از يك قرن، بعد از رحلت آن حضرت تأليف گرديده، از سندهاي عالي و معتبر استفاده شده است و از اين رو، اين كتاب عظمت مقام علم و جلالت و موقعيت بي‌نظير امام را تا حدّي بيان نموده است. مشايخ علماي سنّت نيز به آن حضرت، ارادت مي‌ورزيدند و ايشان را يكي از اولياي بزرگ مي‌شمردند و در مدح آن حضرت اشعار و قصايد بسياري سروده‌اند.

به نظر ما يكي از مهم‌ترين آثار اتّخاذ اين روش توسط امام رضا عليه‌السلام همين بود كه علما و دانشمندان اديان و مذاهب ديگر به غناي علمي و معرفتي مكتب اهل بيت عليهم‌السلام پي بردند و پشياني خضوع در برابر علم آن حضرت بر زمين مسكنت ساييدند.

پي‌نوشت‌ها:

۱. مسارالشيعة، ص ۲۷.

۲. «آنان بندگاني گرامي هستند كه هرگز در گفتار بر خداوند سبقت نمي‏گيرند و همواره به فرمان او عمل مي‏كنند.»/سوره انبياء، آيه ۲۶.

سلام بر میهمانان دار الضّیافة
سلام بر میهمانان دار الضّیافة (ویژه‌نامه ماه رمضان/1)
یادداشت مرجع عالیقدر حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی دامت برکاته به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

«أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ ... هُوَ شَهْرٌ دُعِيتُمْ‏ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ الله»‏

سلام بر ماه خداوند؛ ماه عظیم و مبارک رمضان، سلام بر روزه‌داران و احترام‌کنندگان این ماه شریف؛ آنان که با نیروی ایمان، تمایلات و مشتهیات نفسانی را مهار کرده و می‌توانند خویشتن را از آلودگی‌های غضب و شهوت، و از پلیدی‌ها و خباثت‌ها کنار کشیده، و پاک زندگی کنند.

سلام بر میهمانان خداوند متعال، آنان که مشمول رحمت الهی هستند و نفس‌کشیدن آنها ثواب تسبیح، و خواب آنها، ثواب عبادت را دارد.

اکنون بیش از 1400 سال است که امّت اسلام، با نشاط و شور و سروری غیر قابل وصف، از هلال ماه رمضان استقبال می‌کنند و آن را بسیار گرامی می دارند، چرا که میهمان خداوند مهربان شده، و در دار الضّیافة حضرت حقّ، به کرامت و شرافت مشرّف شده‌اند.

هر ساله با طلوع ماه مبارک الهی، مکتب خاصّ تربیت اسلام، در همه نقاط عالم افتتاح می‌شود و کلاس‌های درس آن در همه کشورها و شهرها، در روستاها و خانه‌ها و بالاخره در همه نقاط عالم تشکیل می‌گردد و در این دانشگاه عام جهانی، همه از مرد و زن، پیر و جوان، غنیّ و فقیر، شاه و گدا، عالم و جاهل، شاگرد و استاد در کلاس‌های انسان‌ساز آن شرکت نموده و فیض و بهره می‌برند، و بدبخت کسی است که از درس‌های این دانشگاه بزرگ الهی، بهره‌‌ای نبرد و اوقات آن را به لغو و لهو و لعب بگذراند و مصداق «فالشّقیّ من حُرِمَ غفران الله فی هذا الشّهر العظیم» شود.

هم اکنون ای امّت اسلام! درهای رحمت الهی گشوده شده است، به سوی آن بشتابید و بکوشید در این دانشگاه، همه درس‌هایی را که به شما تعلیم می‌دهند، خوب به خاطر بسپارید، و در زندگی به کار گیرید.

اهتمام کنید در کلاس درس نماز، متواضعانه شرکت کنید و در صفوف جماعت، وحدت و عزّت امّت اسلامی و بی ارزشی مقامات دنیوی، و مساوات غنیّ و فقیر در اسلام را تماشا نمایید.

در کلاس ادعیه این دانشگاه جهانی، وارد شده، و سحرگاهان، و شب و روز خویش را با تأمّل در مضامین و معانی آموزنده آن دعاها، نورانی و با نشاط سازید.

در این کلاس‌ها، حالات رفتار و سبک زندگی خود را مطالعه و رسیدگی نمایید. نهانی‌های روح و ضمیر خویشتن را بررسی کنید و سعی در جبران گذشته‌ها داشته باشید.

بکوشید با شرکت پر نشاط در کلاس صوم و روزه‌داری این ماه، که کلاس گرامیداشت یکی از شعائر بزرگ اسلام و نمایش استقامت و مساوات و ملتزم‌بودن جامعه اسلامی به احکام دینی است، احترام و ادب این ماه را نگاه دارید.

تلاش کنید تا علاوه بر امساک از خوردن و نوشیدن، و ترک سایر مفطرات، اعضاء و جوارح خود را به اجتناب و پرهیز از آلودگی و زشتی گناه، عادت داده، و اندیشه خود را از افکار ناپاک منزّه سازید.

در این دانشگاه، همیشه این جملات والای دعای ابوحمزه، رطب اللّسان شما باشد که «أبکی لخروج نفسی، أبکی لظلمة قبری، أبکی لضیق لحدی، أبکی لسؤال منکر و نکیر إیّای ...؛ برای بیرون رفتن جانم می‌گریم، برای تاریکی قبرم می‌گریم، برای تنگی لحدم می‌گریم، برای سؤال منکر و نکیر از من می‌گریم ...»؛ و از عاقبت زندگی مادّی و عالم پس از مرگ و حشر و نشر و سؤال و حساب، بسیار زیاد یاد کنید و چاره‌ای اساسی بیندیشید.

باید با تکریم و تجلیل و احترام از این ماه عظیم، به دنیا نشان دهید که در مقابل دنیای مادّی آنها و عالم مادّی‌گرای کنونی، امّت روزه‌دار مسلمان، هرگز متزلزل نخواهد شد و دیگران اگر می‌خواهند فرهنگ و تعالیم فاسد خود را بر دنیا حاکم کنند، امّا شما روزه‌داران و میهمانان خاصّ خداوند، اخلاق و استقلال اسلامی خود را حفظ خواهید کرد، و در محافظت بر مواضع دینی، سستی و تزلزل نخواهید نمود، و به وعده الهی ایمان کامل دارید که اگر بر ایمان و ارزش‌های اسلامی، استقامت ورزید برترین انسان‌های روی زمین می‌باشید؛ «وَلاتَهنوا وَلاتَحزَنوا وَ أنتُمُ الأعلَونَ إن کُنتُم مُؤمنینَ»

در ایام خاصّ درس‌خواندن در این دانشگاه بزرگ الهی یعنی لیالی پر فضیلت قدر، هوشیار و بیدار باشید. این ایّام و لیالی، فرصتی بزرگ برای کسب فیوضات روحانی و نیل به درجات ملکوتی است. توفیق درک آن لحظه‌ها را غنیمت بشمارید و برای کسب معارف دین، توبه، تجدید عهد، یقین به حساب و معاد، و پاک‌ساختن نیّات از کینه برادران اسلامی، سر از پا نشناسید و مخصوصاً برای تعجیل در فرج صاحب اصلی این لیالی حضرت بقیة الله فی الأرضین امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف بسیار دعا کنید که «بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَری»

به هر حال ای روزه‌داران عزیز و ای میهمانان دار الضّیافة الهی، هر کسی و در هر مقامی که هستید ماه رمضان را احترام کنید؛ خود را از معرض نسیم‌های رحمت و مهربانی الهی که در وزش است دور نکنید و در معرض آن باشید.

بامداد امید- سلسله نوشتارهای مرجع عاليقدر آيت الله العظمی صافي گلپایگانی در دهه مبارکه مهدویت (شماره 6)
بامداد امید/به مناسبت دهه‌ مهدویت (6)

بسم الله الرحمن الرحیم.

«وَ نُریدُ أنْ نَمُنَّ عَلَی اَلَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأرض وَنجْعَلَهُمْ أئِمَّةَ وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ»

... و این صدای خوش و روح‌افزای نوزادی است كه جهان را با قدوم خویش مبارك گردانیده است. نوزاد سر به سجده گذاشت، و به یگانگی خدا و رسالت پیغمبر صلّی‌الله علیه و آله و امامت پدران بزرگوارش شهادت داد.
آری، سرانجام، شب به دقیقه‌ی آخرین رسید و ثانیه‌شماری شروع شد، ثانیه‌ها هم با كُندی یكی پس از دیگری گذشتند. ناگاه نورانیّت و روشنی فوق‌العاده‌ای كه بر نور چراغ‌ها غالب شد، همه را از تولّد نوزاد بشارت داد. نوزاد به دنیا آمد و آخرین رهبر عالم بشریت ولی الله اعظم با جمال جهان‌آرای خود گیتی را مزین و روشن ساخت.
نرجس، غرق در افتخار و مباهات گشت، بانگ تكبیر و تحمید و تسبیح توأم با فریادهای شادی و تهنیت و هلهله طنین‌انداز گشت.
در ملأ اعلی، فرشتگان و كرّوبیانِ عالم بالا از نوزادی كه هم اكنون در خاندان نبوت و ولایت، قدم به عرصه این جهان گذاشته، در سخن بودند.
بهشت را زینت می‌كردند تا محافل جشن و مجالس انس و ذوق ملكوتی برپا كنند. غریو شادی، نغمه‌های روح‌بخش و طرب‌انگیز حور العین، بهشتیان را غرق در حظوظ روحانی كرده بود.
آری؛ این افتخار، مخصوص دودمان نبوّت است كه موعود و نجات دهنده بشر از تجاوز و ستم و آن كس كه برای تأسیس سازمان جهانی اسلامی و اجرای نظام قرآنی قیام فرماید، از آن خاندان با عظمت است.
پیامبر صلی الله علیه و آله خوش دل بود كه فرزندش مهدی به هدف‌های رسالت و دعوت او جامه ی عمل می‌پوشاند و به خاندان خود به خصوص علی و فاطمه و حسنین علیهم‌السلام مژده می‌داد كه مهدی علیه السلام همان كسی است كه با نهضت بی‌مانند خود بنیان شرك را ویران و اساس توحید و یكتاپرستی را محكم و استوار می‌سازد و فرمانروای كل جهان می‌گردد- از فرزندان آنها است.
او است همان نابغه‌ی بی‌نظیری كه انبیا و اولیا ظهورش را مژده دادند، و جهان بشریت را به قیام آن حضرت، برای تشكیل حكومت حق و عدالت اسلام و صلح پایدار و برچیدن بساط بیدادگران، نوید دادند، و همه را به آینده‌ی گیتی امیدوار ساختند.
جهان با همه تحرّكی كه در ناحیه علوم مادّی دارد و با اینكه بشر دست به كار تسخیر فضا شده و به قدرت فكر خود می‌بالد، با كمال تأسّف در جنبه انسانیت قدم به جلو نگذاشته و در مدنیت اخلاقی و وجدانی سیر قهقرایی دارد.
فساد اخلاق و بی‌عفّتی، فحشا و طغیان شهوت و غضب، زن و مرد را به ستوه آورده و به جهنم نكبت‌ها و انحطاط سوق می‌دهد. التزام به آداب دینی و شعائر مذهبی ضعیف می‌شود، و بدترین مظاهر شرك كه استبعاد بشر و ملل و سلب آزادی انسان‌ها باشد، به صورت‌های گوناگون رایج و اركان آن محكم و استوار می‌گردد.
در این جهان، تنها نوری كه نشاط بشر را نگاه می‌دارد و او را امیدوار می‌سازد، همان بشارات انبیا و پیشوایان دینی است كه همه را به آینده جهان خوش‌بین نموده و نور امید را در دل‌ها روشن ساخته است.
همه با اعتماد تمام و قلبی سرشار از نشاط انتظار دارند، انتظار كسی را دارند كه این ابرهای تیره ظلم و ستم و فساد را، از افق عالم برطرف كرده و در عالم، برادری و آزادی واقعی را برقرار، و احكام عالی آسمانی را اجرا نماید، و بشر را به سوی هدف شریف انسانی رهنمایی فرماید.
شیعیان و مؤمنان به این ظهور، شب و روز نیمه شعبان را جشن می‌گیرند و چراغانی می‌كنند، و خیابان و بازار و مغازه‌ها و خانه‌ها را زینت می‌نمایند و غرق در شادمانی می‌شوند و به ملل جهان علاقه خود را به عدل و داد، صلح و برادری جهانی اعلام، و روح شكست‌ناپذیر و امیدوار خود را آشكار می‌سازند.
ای مهدی موعود، همه شیعیان و دوستانت آرزومند و منتظرند كه بامداد سعادت آنها و همه مردم جهان طالع شود، و با قیام تو تمام دردهایشان درمان گردد، و پرچم توحید و عدل و صلح اسلام در سراسر گیتی به اهتزاز درآید:
شاد باش ای عارف نیكو سیر * كاین شب‌ هجران سحر گردد ‌سحر
شاد باش ای خسته‌ی بار فراق * شاد باش ای غرق بحر اشتیاق
می‌‌دمد از لطف حق صبح ظهور *  می‌شود گیتی پر از وجد و سرور
افكند البته از رخ این نقاب * فاش سازد امر حق را بی‌حجاب
می‌كِشد از دشمن حق انتقام * می‌برد از شرك و از اصنام نام
البشاره ای كه داری انتظار * می‌شود آخر سحر این شام تار
البشاره مصلح نیكو سرشت * آید و گیتی كند رشك بهشت
صبر كن صبر ای به هجران مبتلا * كه رسد دوران وصلش بر ملا
البشاره «صافی» صافی ضمیر * كه جوان گردد دگر این چرخ پیر

امتیازات جامعه موعود جهانی- سلسله نوشتارهای مرجع عاليقدر آيت الله العظمی صافي گلپایگانی در دهه مبارکه مهدویت (شماره 5)
امتیازات جامعه موعود جهانی/به مناسبت دهه‌ مهدویت (5)

برحسب آنچه از آيات و احاديث استفاده مى‌شود، ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام، پس از امتحانات شديد، به مدد الهى همراه با معجزات و خوارق عادات و آيات بزرگ تحقق مى‌يابد و ويژگى‌هايى كه دارد، اگرچه تمام در ضمن تعاليم اسلام بيان شده است و برخى از آن ويژگى‌ها را در عصر رسالت و عصر زمامدارى اميرالمؤمنين على علیه‌السلام مشاهده مى‌كنيم؛ ولى فعليت تمام آنها در جامعه موعود تحقق خواهد يافت.
شناخت اين ويژگى‌ها از نظر عقيده و ايمان و معرفت امام علیه‌السلام داراى اصالت و اهمّيت است، تا آنجا كه در خبر مشهور بين مسلمين از پيغمبر اكرم صلی الله علیه و آله روايت مى‌شود: «هر كس بميرد و امام زمان خود را نشناخته باشد، به مردن جاهليت مرده است».(1) و ازنظر اسلام‌شناسى و شناخت نوع حكومت و چگونگی و اهداف حكومت در اسلام و ولايت حاكم و مسائل مهم ديگر نيز ارزنده و مفيد است.
و از اين نظر كه، آن جامعه و آن نظام، جامعه و نظام كامل اسلامى و تمام شرعى است، نظامى الگو و اسوه و معيار و ميزان است و جوامع كوچك يا بزرگ، هرچه به آن همانندتر و شباهت بيشتر داشته باشند، مشروعيت بيشتر دارند. شناخت اين جامعه براى تعيين جهت و سمتى كه جوامع بايد به‌سوى آن داشته باشند، مفيد و سودمند است.
و بالأخره از اين لحاظ كه مؤمنان به آن ظهور و وعده الهى، مشتاقانه در انتظار آن هستند و براى وقوع آن تحول بزرگ جهانى و الهى، چشم به آينده دوخته و در هيچ شرايطى از بهبود اوضاع نااميد نمى‌شوند و در ميان طوفان‌ها، شدايد و سختى‌ها، قوى‌القلب، باايمان، استوار و محكم، به آينده اميدوار و با قاطعيت به‌سوى جلو گام برمى‌دارند و بر كوشش و تلاش و اقدام خود مى‌افزايند، شايان اهمّيت است.
از همه اين جهات و نیز ابعاد ديگر، شناخت اين جامعه به استقامت فكر و اخلاق و اعمال انسان كمك مى‌نمايد. ما در اين نوشتار، مختصراً به چند ویژگی این جامعه بزرگ موعود اشاره می‌کنیم:
* احکام اسلام بر همه جا حاکم می‌شود
قوانين حاكم بر اين نظام و اجتماع، قوانين اسلام است كه به‌وسيله وحى اعلام شده و احدى نمى‌تواند چيزى بر آن بيفزايد يا چيزى را از آن كم كند كه: «حَلالُ مُحَمَّدٍ ص حَلالٌ إلَى يَومِ القِيامَةِ وَ حَرامُهُ حَرامٌ إلى يَومِ القِيامَةِ؛ حلال محمّد تا روز قیامت حلال و حرام او تا روز قیامت حرام است».(2)
بايد همگان، در اين خط مستقيم، با احساس مسئوليت و تعهد قدم بردارند و هوى و سليقه‌هاى شخصى يا گروهى خود را كنار بگذارند، چنان‌كه رسول اكرم صلی الله علیه و آله مى‌فرمايند: «لایُؤمِنُ أَحَدُکُم حَتّی یَکُونَ هَواهُ تَبَعاً لِما جِئتُ بِهِ؛ بنده‌اى مؤمن نخواهد بود تا هوى و خواست او تابع آنچه من آورده‌ام باشد». (3)
جلوه‌هاى بسيارى از اين احساس مسئوليت و خوف از خدا را در ارتباط با زمامدارى و اداره اجتماع و حقوق مردم، خصوصاً محرومان و مستضعفان و طبقات به ظاهر پايين اجتماع، را می‌توان در زندگى رسول خدا و اميرالمؤمنين على علیه‌السلام مشاهده كرد كه در اداى تكاليف و وظايف خود، ذرّه‌اى كوتاهى ننموده‌اند؛ با این‌حال، از مسئوليت زمامدارى، به‌شدّت نگران بوده و مى‌گريستند، و نشان دادند كه در نظام اسلام، اگر زمامدارى، تكليف و وظيفه نبود، هيچ انگيزه‌اى صاحبان شرعى اين مقام را، به قبول آن برنمى‌انگيخت. (4)
* امتيازات و تبعيضات نژادى و طبقه‌اى وجود ندارد
امتيازات نژادى و طبقه‌اى و صنفى و القاب و عناوين ظاهرى در جامعه اسلامى ـ كه جامعه موعود جهانى و همگانى خواهد بود ـ ملغى و بى‌اعتبار است؛ در برابر قانون همه باهم برابرند؛ عالم با جاهل، عادل با فاسق، والى و رئيس، و صاحب هر مقام سياسى با هر شخص عادى و متعارف مساوى هستند. اين ويژگى جامعه بزرگ اسلامى را در سيره شخص پيغمبر اكرم صلی الله علیه و‌آله و اميرالمؤمنين على علیه السلام در جامعه اسلامى مدينه و كوفه ملاحظه كنيد، در اين دو جامعه، احكام اسلام نسبت به همگان به‌طور مساوى اجرا  مى‌شد، همان‌طور كه در نماز جماعت فقير در كنار غنى، سياه در كنار سفيد و بنده در كنار مولا يا در صف مقدم قرار مى‌گرفت، در اجراى احكام سياسى و انتظامى نيز به همه به‌طور مساوى نگاه مى‌شد، و حتى به مجالست و معاشرت با فقرا بيشتر رغبت نشان مى‌دادند و آن را عامل تربيت و توانمندى روح و موجب تقرب به خدا مى‌دانستند، و به‌عكس مجالست با اغنيا، توانگران و مرفهان كه نسبت به اسلام و مسلمين و اوضاع اجتماعى بى‌تفاوت بودند، را موجب دل‌مردگى و سقوط انسان مى‌شمردند.
* تجمّل‌گرايى ممنوع
در جامعه جهانى اسلام، تجمّل‌گرايى و افراط در مصرف و خوش‌گذرانى و تكلّف در پذيرايى‌ها و مهمانى‌ها و مراسم ديگر و لباس و پوشاك و مركب و مسكن و ... مطرود است. امورى كه در زمان ما، عامل مهم دشوارى زندگى و كمبود عوايد از هزينه و مخارج است؛ حتى در مراسمى كه براى اموات برگزار مى‌شود، نيز رقابت در پذيرايى‌هاى كمرشكن رايج شده است، به‌طورى‌كه مصيبت صاحب‌عزا دوچندان مى‌شود! درحالى‌كه هزاران جوان دختر و پسر بى‌همسر، به‌واسطه فقر از زندگى زناشويى و تشكيل خانواده، محروم هستند و مفاسد اجتماعى گوناگون آن، سعادت و امنيت همه جامعه را تهديد مى‌نمايد، ملاحظه مى‌شود كه برخى چگونه به تجمّل‌گرایی روی آورند و در آن با هم رقابت می‌کنند.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله روايت است: «نَحْنُ مَعاشِرَ الْأَنْبِيآءِ وَالْأَوْلِيآءِ بُرَآءٌ مِنَ التَّكَلُّفِ؛ ما گروه پيغمبران و اوليا از تكلّف بيزاريم». (5)
در سيره پيغمبر اكرم صلی الله علیه و آله درباره ساده‌زيستی و دورى از تجمّلات، حكايت‌هاى آموزنده بسيار است كه باتوجّه‌به آن، كسانى كه هزینه تجمّلات خانه، اتاق و محلّ كارشان، بسا بالغ بر ميليون‌ها مى‌شود و در انواع تنعّمات خارج از اندازه و غيرلازم؛ و بلكه لغو با وسايل تفريحى و سرگرمى گران‌بها غرق و غافل زندگى مى‌كنند، را نمی‌توان به‌راستى، تربيت‌شده مكتب آن حضرت شمرد.
* به اميد آن دولت كريمه
يكى از علل مهمّى كه موجب به وجود آمدن آن جامعه سالم است، تكامل عقول و رشد فكرى مردم است كه باتوجّه‌به اين ويژگى، بسيارى از كمبودها و نواقصى كه در اجتماعات كنونى است، مرتفع مى‌شود. تنگ‌نظرى‌ها و زور و زراندوزى در چنان جامعه وجهه همت همه يا بيشتر افراد نيست، زندگانى آنها درعين‌حالى‌كه انواع تنعمات در اختيار افراد است، زندگى عقلانى و روحانى و انسانى است، همان اهداف و فضايلى كه امروز هم بايد شيعيان آن حضرت و منتظران آن دولت به آن آراسته باشند. و اگر اين دعا را مى‌خوانند: «اَللّهُمَّ إِنّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ، تُعِزُّ بِهَا الْاِسْلامَ وَأَهْلَهُ، وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَأَهْلَهُ، وَتَجْعَلُنا فِيها مِنَ الدُّعاةِ إِلى طاعَتِكَ؛ خداوندا از تو خواستاريم دولتى باکرامت كه به‌وسيله آن اسلام و مسلمين را عزّت‌بخشى و نفاق و منافقين را منكوب سازى و ما را در آن دولت از زمره خوانندگان مردم به‌سوى اطاعت خود قرار دهى». (6) عملاً رغبت خود را به برقرارى آن دولت و علاقه‌مندى خود را به عزّت اسلام و ذلّت كفر و نفاق با حضور در صحنه‌هاى خدمت به اعتلای كلمة اسلام نشان دهند و دعوت به راه خدا و دين خدا را قولاً و عملاً وجهه همّت قرار دهند و طورى خود را بسازند و به قوّت ايمان و صبر و ايثار و جهاد و تلاش بيارايند كه از بوته هر امتحان، بى‌غلّ‌وغَشّ بيرون آيند تا از آنها باشند كه مورد اين بشارت بزرگ پیامبر صلی الله علیه و آله هستند: «اُولئِكَ المُخْلَصُون حَقّاً وَشِيعَتُنا صِدْقاً وَالدُّعاةُ إِلى دِينِ اللهِ سِرّاً وَجَهْراً؛ آنها به حق مردان با اخلاص و شیعیان راستین ما و دعوت‌کنندگان به دین خدا در پنهان و آشکار هستند». (7)

پی‌نوشت‌ها:
1. کلینی، الکافی، ج1، ص376 - 377؛ ابن‌بابویه، الامامة و التبصره، ص10؛ نعمانى، الغیبه، ص129؛ صدوق، کمال‌الدین و تمام‌النعمه، ص409؛ خزاز قمی، کفایة ‌الاثر،‌ ص296.
2. صفار، بصائرالدرجات، ص168؛ کلینی، الکافی، ج1، ص58؛ مجلسی، بحارالانوار، ج86، ص148.
3 . ابن ابی‌عاصم، کتاب السنه، ص12؛ نسوی، ‌الاربعین، ص51؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج5، ص133؛ قرطبی، الجامع‌لاحکام‌القرآن، ج16، ص167.
4 . نهج‌البلاغه، خطبه 3 (ج1، ص36)؛ صدوق، علل‌الشرایع،‌ ج1، ص151؛ طبرسی، الاحتجاج، ج1، ص288.
5. مجلسی، بحارالانوار، ج70، ص394.
6 . طوسی، مصباح‌المتهجد، ص581، کفعمی، المصباح، ص581؛ محدث قمی، مفاتیح‌الجنان، ص321 (دعای افتتاح).
7 . صدوق، کمال‌الدین، ص320؛ طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص50؛ طبرسی، اعلام‌الوری، ج2، ص196.

انتظار، عامل مبارزه با فساد و انحراف - سلسله نوشتارهای مرجع عاليقدر آيت الله العظمی صافي گلپایگانی در دهه مبارکه مهدویت (شماره 4)
انتظار، عامل مبارزه با فساد و انحراف/به مناسبت دهه‌ مهدویت (4)
بسم الله الرحمن الرحیم
 
مسلمانان عموماً و شيعه اثنى‌عشرى خصوصاً، انتظار ظهور شخصيتى را مى‌كشند كه انقلاب اسلام را جهان‌گير، حقّ و عدالت را پيروز، بشر را از تضادهاى گوناگون، استثمار، استعباد و استعمار و از وقوف و توقف نجات دهد، و به‌سوى جلو پيش براند و اصول توحيد، مساوات، آزادى و برادرى اسلامى را رايج نمايد.
 
اين شخص موعود، امام دوازدهم از دوازده نفر پيشوايان و رهبرانى است كه پيغمبر عالى‌مقام اسلام صلی الله علیه و آله در صدها حديث آنها را معرفى كرده و فرزند عزيز رهبر يازدهم، حضرت امام حسن عسكرى علیه السلام است.
 
اصل انتظار به صورت‌هاى گوناگون در بين ملل مختلف، همواره محفوظ بوده و آينده‌نگرى هميشه بشر را به خود مشغول داشته، برگشتن به عقب و بلكه وقوف و ايستادن در يك مرحله به هر حال محكوم بوده و خلاف سنن عالم خلقت است.
 
  •  بازگشت به فرهنگ جاهلى ممنوع
 
قرآن مجيد با بيانى محكم در آيات متعدد، برگشتن به عقب را محكوم فرموده است. از جمله اين آيه: «وَما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللهَ شَيْئاً وَسَيَجْزِي اللهُ الشّاكِرِينَ؛ و نیست محمد مگر رسولی که قبل از او هم پیامبران بسیاری بوده‌اند؛ آیا پس اگر (او) مُرد یا کشته شد، به عقب برمی‌گردید؟ و هرکس به عقب برگردد، هرگز به خدا زیانی نمی‌رساند و خدا به‌زودی شاکران را پاداش می‌دهد».(1)
 
اين آيه با كمال صراحت دستور مى‌دهد كه حتى با رحلت يا كشته‌شدن پيغمبر ـ كه بزرگ‌ترين ضربت بر روح طرفداران انقلاب اسلامى و الهى اسلام است ـ انقلاب اسلام نبايد متوقف شود، و بايد در مسير خود پيشرفت نمايد و بايد مسلمانان دنبال اين انقلاب را بگيرند و به عقب برنگردند.
 
  • پیشرفت و ترقّی، برنامه اصلی اسلام
 
وقتى رحلت رسول خدا، نبايد اين عكس‌العمل را داشته باشد كه كسى به فكر ارتداد و بازگشت به عقب و رژيم‌هاى دوره‌هاى جاهليت و پذيرش برنامه‌هاى غيراسلامى بيفتد، پس معلوم است كه مسلمان از هيچ حادثه و فاجعه ديگر، هرچه سخت و جانكاه باشد و هرچه زيان مالى و مادى و جانى داشته باشد، به ارتداد و عقب‌گرد، و قبول برنامه‌ها و نظام‌هاى كافر مايل نمى‌شود و از كوشش براى پيش‌رفتن، ترقى و جهانى‌شدن انقلاب اسلام چشم برنمى‌دارد.
 
  • انتظار مصلح، نَه به عقب‌گرد جاهلی
 
انتظار مصلح آخرالزمان و مهدى موعود، علاوه‌بر ريشه‌هاى استوار مذهبى و اسلامى، داراى عالى‌ترين فلسفه اجتماعى است. مسلمانان عقيده دارند كه انقلاب اسلام، جهان‌گير و پيروز مى‌شود و عالم از اين نابسامانى‌هاى مدنيّت منهاى شرف و انسانيت نجات پيدا مى‌كند، و بازگشت به عقب و ارتداد و عقب‌گرد، خلاف اصل و خلاف نهضت انبيا و تعاليم اسلام است.
 
  •  سرانجام فساد، نابودی است
 
اگرچه دنياى مادى امروز به ظاهر رو به جاهليت گذارده، و اهداف عالى انسانى و حقيقت و فضيلت و مابه‌الامتياز بشر از حيوان، در بسيارى از جوامع فراموش شده، و طغيان و ظلم و بيدادگرى و تجاوز و زور و استبداد و قلدرى و استثمار و شهوت‌رانى و نابكارى و خيانت و ناامنى به صورت‌ها و جلوه‌هاى نو در جهان رايج شده و روزبه‌روز رايج‌تر مى‌شود؛ و اگرچه الفاظ و كلمات صلح، عدالت، آزادى، مساوات، برادرى، همكارى، تعاون و بشردوستى را در معانى ديگر يا براى مقاصد ديگر به‌كار مى‌برند؛ و اگرچه فاصله بين زورمندان و فرماندهان و زيردستان و فرمان‌بران هر روز زيادتر و رابطه آنها با يكديگر به رابطه دو انسان برابر هيچ شباهت ندارد؛ ولى اين توحّش تا هركجا برود (تا دو هزار و پانصد سال، تا سه ‌هزار سال، و پنج هزار سال بيشتر هم به عقب برگردد)؛ چون خلاف خواست‌هاى واقعى بشر و سير كمالى او و خلاف عقيده و آرمان او است، پيروز نمى‌شود، و سرانجام به شديدترين وضعى سركوب و ريشه‌كن خواهد شد. اين جاهلى‌مسلكى هرچه نيرو بگيرد و از هر حلقومى برايش تبليغ شود، عاقبت در برابر منطق آسمانىِ قرآن، كه مى‌فرمايد: «تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَوآءٍ بَيْنَنا وَبَيْنَكُمْ أَلاّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللهَ وَلا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَلا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِن دُونِ اللهِ»(2) بیایید به‌سوی کلمه و عقیده یکسان و مشترکی بین ما و شما، که نپرستیم مگر خدا را و به او شرک نیاوریم و هیچ‌کدام از همدیگر را غیر از خدا ربّ خود نگیریم» و آيات بسيار ديگر شكست مى‌خورد، و زبان و بلندگوهايش خاموش و قلم نويسندگانش مى‌شكند.
 
فساد، فحشا، نابكارى جوانان و بانوان، وضع بسيار ننگين و پر از آلودگى‌هاى زن در شرق و غرب جهان امروز و خيانت و جنايت، هرچه جلو برود، و هرچه نيروهاى مادّى، اين فسادها را تهييج كند و آن را براى منافع پليد استثمارى يا استعمارى گسترش دهد، جنبش و انقلاب را عليه اين مفاسد، كوبنده‌تر و ضربت آن را بر كاخ‌هاى فساد و طغيان، كارى‌تر مى‌سازد.
 
  • مسلمان در برابر بازگشت به جاهليت مقاومت می‌کند
 
مسلمانى كه با چنين فكر و عقيده آينده‌گرا زندگى مى‌كند، هرگز با گروه‌هاى فاسد و مشرك و خدانشناس همراه نمى‌شود و تا مى‌تواند تقدّم و نوگرايى و آينده‌بينى خود را حفظ كرده و ثابت و استوار به‌سوى هدف پيش مى‌رود. او اطمينان دارد و به يقين مى‌داند كه بساط ظلم و فساد برچيده شدنى است؛ چون بر جامعه و بر فطرت بشر تحميل است و آينده براى پرهيزكاران و زمين از آن شايستگان است: «إِنَّ الْأَرْضَ للهِ يُورِثُها مَن يَشآءُ مِنْ عِبادِهِ وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»(3)
 
  • اصل انتظار، عامل بقای حقّ و عدالت‌خواهی
 
پس اصل انتظار مانند يك قوه مبقيه و عامل بقا و پايدارى، طرف‌داران حقّ و عدالت و اسلام‌خواهان حقيقى را در برابر تمام دستگاه‌هاى فشار، استعباد، جهل و شرك، بشرپرستى و فسادانگيزى پايدار نگه مى‌دارد، و همواره بر روشنى چراغ اميدوارى منتظران و ثبات قدم و مقاومت آنها مى‌افزايد، و آنان را در انجام وظايف، شور و شوق و نشاط مى‌دهد.
اين اصل انتظار است كه در مبارزه حقّ و باطل، صفوف طرف‌داران حقّ را فشرده‌تر و مقاوم‌تر مى‌كند و آنها را به نصرت خدا و فتح و ظفر نويد مى‌دهد.

 
اين انتظار، ضعف و سستى و مسامحه در انجام تكاليف و وظايف نيست، و عذر براى كسى در ترك مبارزه مثبت يا منفى و ترك امر به معروف و نهى از منكر نمى‌باشد، و سكوت و بى‌حركتى و بى‌تفاوتى و تسليم به وضع موجود و يأس و نااميدى را هرگز با آن نمى‌توان توجيه كرد.
 
اين انتظار، حركت، نهضت، فداكارى، طرد انحراف و مبارزه با بازگشت به عقب و ارتداد است، مكتب زنده و سازنده اسلام و محمّد، على و زهرا و حسن و حسين و زين‌العابدين و تمام ائمه علیهم‌السلام، و ساير اصحاب و ياران خاص و پيروان آنهاست. اگر نادانان يا مغرضان آن را به‌طور ديگر تفسير كرده و آن را مكتب كناررفته‌ها و كنارگذاشته‌شده‌ها، بيچاره‌ها، مأيوسان، تن به خوارى دادگان، چاپلوسان و دين‌فروشان معرفى كنند، خود در رديف يهود، كه مصداق: «يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ؛ کلام‌ها و سخنان را از مواضع اصلی خود تحریف و دگرگون می‌کنند»(4) مى‌باشند، قرار داده‌اند.
 
نيمه شعبان، هم عيد انتظار، عيد نور، عيد نهضت و آماده‌شدن براى جهاد بيشتر، مقاومت‌هاى سخت‌تر؛ و جشن و چراغانى آن، اعلان نشاط، آگاهى، روشنى ضمير، توجّه منتظران و نمايش شادمانى‌ها و زوال تاريكى‌ها در جامعه جهانى اسلام است.
 
كسى كه منتظر است، بايد به‌سوى آن رستاخيز عظيم و بى‌مانند قدم بردارد و آماده شود، و از هر فرصتى بهره‌بردارى نمايد، و دين خدا و احكام خدا و آنچه را كه به صاحب وقت و ولىّ عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف انتساب دارد، از مال و جان و فرزند و مقام خود گرامى‌تر بدارد، و براى حفظ و نگاه‌دارى آن كوشاتر باشد، و بايد جشن و چراغانى و تبليغات و سخنرانى‌ها و مجالس و محافل نور، اين انتظار حقيقى را در دل‌ها روشن‌تر سازد، و بر نشاط و تعهّد و مقاومت جامعه بيفزايد.
 
پی‌نوشت‌ها:
1 . سوره آل عمران، 144.
2. همان، 64.
3. سوره اعراف، 128.
4 . سوره نساء، 46.
به سوی جامعه جهانی اسلام - سلسله نوشتارهای مرجع عاليقدر آيت الله العظمی صافي گلپایگانی در دهه مبارکه مهدویت (شماره 3)
به سوی جامعه جهانی اسلام/به مناسبت دهه‌ مهدویت (3)

بسم الله الرحمن الرحيم
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»(1)
اللهم صل علی محمّد و ال محمّد السلام علی مولانا المهدي صاحب الزّمان و معلن أحکام القرآن و باسط الأمن والأمان بقيّة‌الله في أرضه و خليفته علی عباده أرواح العالمين له الفدا و السّلام علی  شیعته الثابتين علی ولايته المنتظرين لظهوره
با عرض تبريک و تهنيت به مناسبت ايّام الهي و خجسته مهدويت، اين سعادت بزرگ را که همه ساله جهت تعظيم و تکريم از عيد سعيد ولادت غوث امان و يگانه دوران و صاحب عصر و زمان، امام جهان و جهانيان و موعود همه اديان و پيامبران، نعمت الله العامة و کلمته التامة، النور المبين و الکهف الحصين، حضرت مولانا المهدي الحجة بن الحسن العسکري عليه و علی آبائه الطاهرين افضل صلوات المصلين، برگزار می‌گردد و توفيق ابراز احساسات ولايی و مذهبی و اعلان و اعلام حيات و وجود اسلامی فراهم می‌شود گرامی می‌داريم.
* برکات تعظيم مکتب آگاهی و بیداری مهدویت
تعظيم و تجليل از فرهنگ و مکتب مهدويت و انتظار فرج از افضل و اعظم حسنات و اشرف قربات است. در ايام مهدويت، مکتب حيات بخش اسلام و قرآن کريم، مکتب آگاهی و بيداری، مکتب ايمان و حيات و رشد و شعور، مکتب گرايش به عدل و داد و انصاف و احسان و برادری، مکتب علم و معرفت و بصيرت، ترويج می‌شود و درس‌ها و پيام‌هايی از اين مکتب به همگان ابلاغ می‌گردد که نااميدی‌ها را به امّيد و توقف‌ها را به حرکت و افسردگی‌ها را به نشاط و شور و شوق، مبدّل می‌سازد. در اين ايام مبارک، بايد به عمق برنامه‌ها و ابعاد مفيد و معنوی آن که از هر جهت، سازنده و فراگير است توجه شود و نقاط ضعف و قوّت جامعه مطرح گردد، و منابر و مقالات و سخنرانی‌ها و نشريات، همه، اجتماع را به سوی فرهنگ مهدويت و انتظار، دعوت نمايند.
* عصر امتحانات خطیر
فرهنگ انتظار و مهدويت که همان فرهنگ راستين اسلام و قرآن است در عصر ما - که عصر ارتباطات است - مورد هجوم سياستمداران و رياست‌طلبان و جهانخوارانی که اسلام را مانع بزرگ رسيدن به اهدافشان می‌دانند قرارگرفته است، و از هر طرف به اسلام و جامعه مسلمانان، حمله می‌کنند و همان‌گونه که دراحاديث شريفه از آن خبر داده شده است برای اين امّت و شيعيان اهل بيت عليهم السلام، امتحانات خطيری پيش خواهد آمد و آنان تخليص وتمحيص می‌شوند تا حدّی که جز آنان ‌که ثبات قدم و استقامت می‌ورزند و مانند کوه بر جای خويش استوار می‌مانند ‌کسی بر جای نمی‌ماند و ديگران، هويّت مذهبی و استقامت دينی خود را از دست می‌دهند.
* مهم‌ترين وظيفه منتظران
چنان‌که از احاديث شريف استفاده می‌شود مهم‌ترين وظيفه‌ای که هر مسلمانی در عصر غيبت دارد حفظ هويِت و شخصيت اسلامی است، همان چيزی که دنيای استکبار و کفر برای مخدوش کردن و کم رنگ کردن آن با همه عوامل تبليغاتی و ايادی مزدور و سياست‌های مزوّرانه در همه کشورهای اسلامی و هر کجا که مسلمانی باشد تلاش می‌کند.
* سياست اسلام‌زدايی نقشه اصلی دشمن
اگر کسی به همين تاريخ اسلام در يکصد سال پيش تا کنون رجوع نمايد می‌فهمد که دشمنان اسلام برای اسلام زدايی و محو هويت مسلمانی و مهجور شدن شعارها و سنت‌های دينی چه نقشه‌هايي را پياده کرده و چه دست‌هايي در کار بوده و هست که التزامات و تعهدات مسلمانان را به اسلام و قرآن، ضعيف نمايند، و آنها را در اظهار وجود و استقلال اسلامی و اجرای قوانين اسلامی بی‌تعهد نمايند، هرکدام از دولت‌های استعمارگر در بخشی از جهان وسيع اسلام، اين سياست را دنبال کردند، و تا آنجا پيش رفتند که در بعضی نقاط، مسلمانان را به تغيير اسم‌های اسلامی مجبور نمودند. در اينجا مجال شرح سياست‌هاي به اصطلاح اسلام برانداز آنها و خيانت عوامل به اصطلاح روشنفکر و افرادی، مثل رضاخان و مصطفی کمال و... و روزنامه‌ها و قلم به‌ دست‌های مزدور نيست؛ اجمالاً مشروطه منهای مشروعه، کشف حجاب، ممنوع شدن شعاير دينی و مجالس تبليغی و روضه و حتی همين برنامه های مهدويت و آزادی منکرات و اختلاط فيزيکی زن و مرد، همه وهمه برای نفی هويت اسلامي بود و اکنون هم ادامه دارد، و اين، اسلام و مسلمانان متعهّد و فداکار و مخلص هستند که در برابر اين اعمال‌ مقاومت نموده و برحساسيت اسلامی خود پايداری مي‌نمايند و شعار الله اکبر را بلندتر و رساتر در قول و عمل، زنده نگاه می‌دارند.

* تأکيد بر استقامت در امر ولایت

در اين عصر غيبت و امتحان، وظيفه همگان است که در حفظ شخصيت اسلامی خود و نفی اين سياست‌ها استقامت ورزند، و اعلام وجود و حيثيت و شخصيت بنمايند. در اخبار و احاديث در مورد حفظ هويت اسلامی در عصر غيبت تأکيد و سفارش بسيار شده است؛ اين روايت را ملاحظه فرماييد: در کتاب شريف کمال الدين، شيخ اجل صدوق از امام زين‌العابدين عليه السلام، روايت نموده است که فرمود: «من ثبت علی موالاتنا (ولايتنا) في غيبة قائمنا اعطاه الله عزوجل اجر الف شهيد من شهداء بدر و احد؛ هرکس در غيبت قائم ما بر موالات و ولايت ما ثابت بماند خداوند متعال اجر هزار شهيد از شهدای بدر و احد را به او عطا می‌فرمايد.»(2)
* جهان به سوی اسلام پیش می رود
اين ثبات بر ولايت که آن همه ثواب دارد ثبات بر هويّت و بر شخصيت دينی و استقامت بر تعهّدات اسلامی است، و بر همين حفظ هويّت دينی و استقلال مذهبيیو صبر و پايداری تأکيد دارد. مسلمان صاحب الزمانی تحت تأثير هيچ جوّی تن به ذلّت نمی‌دهد؛ با شجاعت، با قدرت و همّت و با نيروی ايمان و علم، با شعارهای توحيدی الله اکبر و لا إله إلّا الله با اقتدار بايد به پيش برود، و بداند ‌که جهان، به سوی اسلام، به سوی جامعه جهانی اسلام وبه سوی مدنيت قرآنی و جامعه مهدوی است، و اين، وعده الهی تخلّف ناپذير است.
 
پی نوشت ها:
1. آل عمران، 200؛ اي کساني که ايمان آورده‌ايد! (در برابر مشکلات و هوس‌ها) استقامت کنيد و در برابر دشمنان نيز پايدار باشيد و از مرزهای خود، مراقبت کنيد و تقوای خدا را پيشه کنيد تا رستگار شويد.
2. شیخ صدوق، کمال الدين و تمام النعمة، 323؛ منتخب الأثر، ح 1256.

بایسته های منتظران - سلسله نوشتارهای مرجع عاليقدر آيت الله العظمی صافي گلپایگانی در دهه مبارکه مهدویت (شماره 2)
بایسته های منتظران/به مناسبت دهه‌ مهدویت (2)

بسم الله الرحمن الرحيم
قالَ اللهُ تَعالی: «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ انَّ الاَرْضَ يَرِثُها عِبادِي الصّالِحُونَ»(۱)
مراسم شكوهمند تعظيم عيد بزرگ نيمه شعبان، ولايت يگانه منجی عالم، موعود انبيا و اوصيا و صفی انبياء، صاحب زمان و كهف امان، حضرت بقية ‌الله ارواح العالمين له الفداء، برای عموم شيعيان و دوستان آن ولیّ‌يزدان، فرصتی بسيار مبارك و ارزنده است كه در آن ضمن كسب شرف مشاركت در تجليل بزرگداشت اين زاد روز عزيز و يوم الله مبارك و حضور در مجالس روحانی و اجتماعات ولايی، نورانی و برنامه‌های جشن و شادماني، وضع ارتباط معنوي با آن حضرت و مرتبه مطابقت و موافقت اخلاق، اعمال، رفتار شخصی و اوضاع اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سياسی را با انتظاراتی كه آن برگزيده خداوند متعال از شيعيان و دوستان خود دارند بررسی نمايند.
آن شخص و جامعه‌ای سعادتمند است كه در اين محاسبه و در تحصيل رضايت خاطر انور آن حضرت، موفّق باشد. به اين مناسبت حقير براي كسب افتخار مشاركت در اين جشن مربوط به امام منتظر، حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشريف، و توجّه به حقايق و معانی انتظار ظهور، اين چند كلمه را خدمت برادران و خواهران ايماني تقديم می‌دارم:

* شکر معرفت امام زمان علیه السلام را بجا آورید

بايد كسانی كه همه ساله به افتخار شركت در مراسم اين جشن بزرگ نايل می‌شوند و با چراغانی‌ها، تزيين بازار، خيابان، مساجد و حسينيه‌ها و تشكيل مجالس سخنرانی و بيان فضايل و مناقب و انشا و انشاد و سرودن و خواندن اشعار و قصايد و مدايح، ولايت و ارادت خود را به آن آستان فرشته پاسبان، اظهار می‌دارند؛ با ضيافت‌ها، اطعام و تبريكات، بر نشاط روحی و ايمانی خود و ديگران می‌افزايند؛ به شيعه بودن خود می‌بالند و از طول مدّت هجران و درد فراق ناله می‌زنند، اشك می‌ريزند، آن حضرت را می‌خوانند و يابن الحسن، يابن الحسن می‌گويند؛ خدای را سپاسگزار و شاكر باشند كه دل‌های آنها را سرشار از معرفت امام زمان عليه السّلام نمود و از مرگ جاهليت نجات بخشيده و به سر منزل حقيقت، ايمان و معرفت حجّت تامه بالغه دوران و كلمه كامله باقيه سبحان، هدايت فرموده است.

* عصر غیبت، عصر امتحان

بدانيد عصر غيبت، عصر امتحان و آزمايش، عصر تمحيص و تخليص است. سعادتمندان و مؤمنانی را كه در ايمان، ثابت قدم می‌باشند و در اين مكتب انسان‌ساز غيبت، خود را می‌سازند، حوادث گوناگون، فشارها و سختی‌ها تكان نمی‌دهد؛ ايمانشان را متزلزل نمی‌سازد و مانند كوه در برابر بادهای تند و شديد، پايدار و برقرارند و از افراد سست ايمان و ضعيف الاراده، جدا و ممتاز می‌گردند.
هر چه تمسّك به دين و دينداری دشوارتر شود و با انواع محروميت‌های ظاهری توأم گردد، ايمان و تعهّد آنها قوی‌تر می‌شود و صدق و راستی احاديثی كه در آنها از وقايع دوره غيبت، شيوع بعضی معاصی و ملاهی و غنا و موسيقی، از وضع بعضی جوانان و بانوان، از اختلاط زن و مرد و امور ديگر خبر داده‌اند بر ايشان روشن‌تر می‌شود.
در آن شرايط بر حسب بعضي روايات، تا آنجا نگهداری دين، سخت و دشوار می‌گردد كه مانند نگهداشتن آتش در كف دست می‌شود، يا چنان كه در حديث ديگر است: «إن لصاحب هذا الامر غيبة المتمسّك فيها بدينه كالخارط للقتاد»(۲)
در اين عصر غيبت، مردمان ثابت الإيمان، ثواب كساني را دارند كه در پيش روی رسول اعظم اسلام صلّی الله عليه و آله و سلّم، با شمشير، جهاد می‌نمودند و به قدری بلند پايه هستند كه پيغمبر اكرم صلّی الله عليه و آله و سلّم، ايشان را برادر خود خوانده و به ديدارشان بر حسب احاديث، اظهار اشتياق فرموده است.
مؤمنان به غيبت و حزب الله، منتظران حقيقی ظهور و حكومت جهانی اسلام‌اند كه در احاديث شريفه فرموده‌اند: «اولئك هم المخلصون حقّا و شيعتنا صدقاً و الدّعاة الی دين الله جهراً اُولئك الذين يؤمنون بالغيب ثم اولئك حزب الله ألا إن حزب الله هم المفلحون)(۳) و بر حسب حديث شريف  (المنتظر لأمرنا كالمتشحِّط بدمه في سبيل الله)(۴) مانند كسی هستند كه در راه خدا به خون خود غلتيده باشد.
اينها همه فضايل شما شيعيان، زنان و مردان منتظر و متعهّد و ملتزم به احكام و وفادار به امام زمان عليه‌السّلام است.

* منتظران به هوش باشند

بايد منتظران آن حضرت، به هوش باشند و از اين فضايل، پاسداری كنند. مبادا تحت تأثير تلقينات سوء و الفاظ فريبنده، تسليم خود را به احكام الهی از دست بدهند يا از تحت حكومت الله و حكومت قرآن و امام زمان عليه السّلام، خارج شوند.
حقوق بشر و حقوق انسان‌ها و مرد و زن همان است كه خدای بشر، خدای زن و مرد، معيّن فرموده است؛ غير از آن همه ضلالت، گمراهی، فساد و تباهی و سير به سوی زندگی حيوانی است.
هر زن و مرد و پير و جوان كه هر كدام از احكام خدا را قبول نداشته باشد يا چون آن احكام، مخالف فرهنگ بی‌بند و بار غرب است، آنها را مناسب وضع زمان نداند، ايمانش مخدوش می‌شود، و به همين دليل در احاديث شريفه وارد است كه «در عصر غيبت، شخص مؤمن در حال ايمان، صبح می‌كند و شب می‌كند در حالی كه از دين خارج شده است.»
به خصوص به جوانان و بانوان، سفارش می‌كنم كه مواظب باشند تا در مسائلی كه برخی می‌خواهند احكام اسلام را با فرهنگ غرب، لاييك، لادينی و حكومت مردم بر مردم تطبيق و تأويل كنند به اشتباه نيفتند؛ اينها دوره جاهليت ديگر را پی‌ريزی می‌نمايند.

دوره غيبت بر حسب روايات به درازا می‌كشد تا حدّی كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السّلام، مي‌فرمايد: «ما اطول هذا العناء و أبعد هذا الرجاء»(۵) انسان‌ها در مسير تحوّلات شگرف و تغييرات بنيادی، مكتب‌ها و نظام‌های گوناگون را تجربه می‌نمايند و همه را برای تأمين سعادت عمومی بشر فاقد شرايط لازم می‌يابند و از برقراری قسط و عدل، عاجز و ناتوان می‌بينند و هر چند عالم پر از ظلم و جور و فساد و نا امنی و تباهی می‌گردد، اما به حكم اَلشَّيءُ اِذا جاوَزَ حَدُّهُ اِنْعَكَسَ ضِدّه، جوامع بشري برای برقرار شدن آن نظم الهی ـ اسلامی و حكومت عدل واحد جهانی آماده می‌شوند و با ظهور آن حضرت، جهان به نقطه كمال و ذروه ارتقا نايل می‌شود.عصر غيبت، عصر عمل و كار، تحمّل مسئوليت، انجام وظيفه و عصر مقاومت، حركت، استقامت، صبر و شكيبايی در امر دين است.

* همه مسئولیم
در ارتباط با تعظيم شعائر، اعلای كلمة الله، با تبليغ اسلام، فراهم كردن موجبات استقلال سياسی، اقتصادی و فرهنگی و رهايی از وابستگی به كفّار، شكوفايی علم و صنعت و بسط و نشر تعليم و تربيت، امر به معروف و نهی از منكر، تعاون بر نيكی و تقوا، رسيدگی به وضع مستمندان، قضای حوايج نيازمندان، دستگيری از افتادگان، دفاع از مرزها و ثغور جغرافيايی وطن اسلامی و حدود فكری و عقيدتی، رفع بدع و رويارويی با اهل شكوك و شُبَه ومبارزه با مظاهر فساد و ملاهي و هتك احترام احكام الهي همه مسؤوليم و همه مسلمانان متعهّدند.
بايد منتظران آن حضرت، خطراتی كه جوامع اسلامی را تهديد كرده و تا حد زيادی، بسياری از جوامع را در ورطه ضعف و زبونی و اطاعت از كفّار گرفتار كرده، شناسايی كنند و نگذارند جامعه ما و نسل جوان عزيز ما به آن مبتلا شوند. عصر غيبت، عصر تكليف است؛ عصر اقدام و عمل، عصر اميد به آينده و پيروزي حق بر باطل است. منتظر باشيد و عمل كنيد كه خداوند می فرمايد: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَری اللهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنونَ)(۶)

پی‌نوشت‌ها:
1. و به راستی در زبور، پس از تورات نوشته ايم كه زمين را بندگان شايسته من به ارث می‌برند./ سوره انبيا، آيه،۱۰۵.
2. برای صاحب اين امر[امام مهدی عليه السّلام] غيبتی است و كسی كه بخواهد دينش را حفظ كند، مانند آن است كه قصد نگهداری درخت خارداری را در دستش دارد./الغيبة نعماني، ص۱۱۲.
3. به تحقيق ايشان مخلص بوده و از سر صدق و صفا شيعه ما و دعوت كنندگان به دين خدا در آشكار و نهان هستند؛ همانا ايشان ايمان آورندگان به غيب اند، پس ايشان حزب الله اند. آگاه باشيد كه طرفداران حق، رستگاران‌اند./صدوق، محمّد؛ كمال الدّين، ص۲۲۰.
4. كسی كه منتظر امر ما باشد، مانند آن است كه در راه خدا به خون خود غلتان است./المحاسن للبرقي،ص۵۰.
5. چه طولانی است اين درد و رنج و چه دور است اين آمال و آرزو./نهج البلاغه فيض الاسلام، خطبه ۲۲۹.
6. و بگو كارتان را بكنيد، به زودی خداوند و پيامبر او و مؤمنان در كار شما خواهند نگريست./سوره توبه، آيه ۱۰۵.

فرهنگ انتظار، فرهنگ امیدواری - سلسله نوشتارهای مرجع عاليقدر آيت الله العظمی صافي گلپایگانی در دهه مبارکه مهدویت (شماره 1)
فرهنگ انتظار، فرهنگ امیدواری/به مناسبت دهه‌ مهدویت (1)

بسم الله الرّحمن الرّحيم
در جهان معاصر، جهان ترقّي فنون و صنايع، جهان ارتباطات، جهان آگاهي‌هايي از ذرّات و مخلوقات مادّي كوچكتر از ذرّه تا بزرگترين كرات موجود، در فضايي كه وسعت و بعد آن را بشر تا حد ميلياردها سال نوري كشف كرده است، جهاني كه هر بخش كوچك و بزرگ و هر موجود مرئي و نامرئي و هر انسان و حيوان و هر درخت و برگ درخت و هر شكوفه و ميوه و سنگ و سنگ ريزه و هر كوه و معدن و اقيانوس و دريا و رودخانه و هر جاندار دريائي و آسماني و زميني آن، خود جهاني بزرگ و حاوي خواصّ و عجايب و آيات بسيار است؛ در چنين جهاني كه قلم بشر از توصيف واقعي آنان ناتوان است و شمار و عدد حروف و كلمات بي‌حد و حصر آن را كه كتاب تكوين و كتاب خلقت است، خالق قادر عالم آن چنين توصيف فرموده است: (قُلْ لَوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا)(۱)
* جهان معاصر و مشکلات لا ینحلّ بشری
در چنين جهاني كه بشر، مشكلات بسيار و بسياري را كه از دير باز و روزگاران كهن لاينحل باقي مانده بود، به نيروي علم و تحقيق و استعداد خداداد خود حلّ نموده است و از سوي ديگر به ابزارهاي خطرناك كشتارهاي جمعي و ويرانگر كه او را تهديد مي‌كند دست يافته، به جاي اينكه سكون خاطر و آرامش قلب و اطمينان به آينده و علاقه به ادامه زندگي و بقا و حيات در او بيشتر شود، اين علائق و احساسات عالي در او ضعيف مي‌شود و چنين جلوه مي‌كند كه رو به زوال است و به جاي اينكه نور اميد در باطن او روشن تر و پر فروغ‌تر شود به خاموشي گراييده است.
تفسيرهاي نوميد كننده از حيات و مكتب‌هاي مادّي اين دستگاه عظيم و اين خود انسان و اين همه نشانه‌ها و آيات و اسرار بي‌شماري كه در آن است، همه را پوچ و پوك جلوه مي‌دهند و جامعه انسانيت را با خطر بي‌قيدي و بي‌ميلي جوانان و نسل آينده به حيات مواجه ساخته است و در اين ميان بي‌عدالتي‌ها و ظلم‌ها و استكبار و استضعاف اقويا و دولت‌هاي بزرگ و به اصطلاح ابر قدرت و بازي‌هاي سياسي و اقتصادي آنها و وقوع بخش بزرگ جامعه چند بشر در زير خط فقر و فشارهاي گوناگون و صرف صدها ميليارد در راه تسليحات و ده‌ها و صدها عوامل ديگر نيز كمك نموده و مخصوصاً بشر را از اين نظاماتي كه بر معنويات اتكا ندارند، مأيوس مي‌نمايد و خلاصه نسل جوان را به مواد مخدر و سرگرمي‌هاي غافل كننده گرايش داده است، تبليغات زهراگين روزنامه‌ها و مجلات و صداها و سيماها و برنامه‌هايي كه عرضه مي‌شود، همه اين يأس و نوميدي را تقويت كرده و شعور انساني را تخدير نموده و فضايل و مكارم انسانيت و رحم و عاطفه و عدالت را بي قدر و اهميت مي‌نمايند.
با تمام پيشرفت‌هاي صناعي و با همه آشنائي‌هايي كه به ظاهر فراهم است، اميد بشر به حيات و آرامش باطن كمتر شده و رو به افول گذارده است و دليل آن همين پناهندگي او به اعتياد و مواد مخدر است كه نسل آينده را بدتر از ايدز تهديد مي‌نمايد.
* اطمینان و آرامش در سایه ادیان الهی
يكي از امتيازات بزرگ اديان الهي، اطمينان و آرامشي است كه در دل‌ها ايجاد مي‌كند و همه را به آينده خوب‌تر و كمال بيشتر اميدوار مي‌سازند.
دين اسلام اين خصيصه را در حدّ اعلي تبليغ كرده و بشر را به آينده اميدوار نموده، و عوامل يأس و نااميدي را از بين مي‌برد و براي حيات و مصيبات و زحماتي كه بشر با آن دست به گريبان است، تفسير درست نموده و همه را در مسير تعالي و ترقي و كمال او معرفي مي‌نمايد؛ صداي روح بخش و دل نواز: «لا تقنطوا، من رحمة الله»(۲) «و لاتيأسوا من روح الله»(۳) قرآن كريم هر مسلمان مؤمن را با نشاط، اميدوار، آينده نگر و مقاوم مي‌سازد و اين قرآن و هدايت قرآن است كه در يك آيه مثل: (كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ)(۴) به انسان چنان روحيّه مي‌دهد كه در مواقف بسيار خطرناك و پويا و پيشتاز جلو مي‌رود. اعاده حيثيت بشر معاصر در بازگشت به دين و معارف الهي و هدايت‌هاي قرآني است.
* بشارت به دوره استقرار عدل جهانی
چنان كه همه مي‌دانند يكي از بشارت‌هاي امّيد بخش كه همه اديان الهي و بلكه سائر اديان هم بر آن اتفاق دارند، بشارت و مژده به دوره استقرار عدل جهاني و حكومت واحد همگاني است؛ حكومت مسؤلان و مديران شايسته و صالح، حكومت عبادالله، و جامعه عبادالله، حكومتي كه رهبر آن پاكترين فرد انساني، صالح ترين عبادالله و مؤيد من عندالله و بقية الله و خلف و وارث برگزيده انبياءالله و اولياء الله است.

دوره و عصري كه بركات و نعمت‌هاي ظاهريه و باطنيه همه را شامل باشد و فقر و زيردستي و زيردستي در آن نباشد، همه جا معمور و همه خادم و مخدوم باشند و خلاصه حكومت حضرت مهدي، موعود انبيا، قائم آل محمّد صلوات الله عليهم اجمعين، حكومت صاحب الأمر و صاحب الزمان، حكومت آن كه «يملأ الله به الأرض علماً و قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت جهلاً و ظلماً و جوراً»(۵)
حكومتي كه كتاب‌هاي آسماني تورات و انجيل و زبور و قرآن مجيد اين، برهان بزرگ و باقي و جاودان حقّانيت رسالت همه پيغمبران، انسان‌ها را به آن بشارت داده و اميدوار نموده‌اند.
حكومتي كه كتاب‌هاي آسماني تورات و انجيل و زبور و قرآن مجيد اين، برهان بزرگ و باقي و جاودان حقّانيت رسالت همه پيغمبران، انسان‌ها را به آن بشارت داده و امّيدوار نموده‌اند.
حكومتي كه صدها آيات قرآن را تفسير مي‌كند و آياتي مثل (فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا)(۶)،  (وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا)(۷)، (وَعَدَ اللهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ...)(۸) را حتمي و قطعي اعلام مي‌نمايد، همه بايد به اين آينده اميدوار باشند و در انتظار آن دوره و آن عصر و آن ظهور كامل حق و عدل باشند و براي آن عمل كنند و حيات خود و همه انسان‌ها را براي آن معاني بزرگ و هدف‌هاي ارزشمند بدانند. اين ايمان كه «الذين يؤمنون بالغيب»(۹) بدان تفسير شده، بسيار عالي و قوّت بخش و تحرّك آفرين و كوشش زا و تلاش افزاست.
مثل اين آيه (وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ)(۱۰) در آيات قرآن كه همه نور و شفاء است، نورانيت خاص خود را دارد و هشدار مي‌دهد كه در هيچ شرايطي و در هر موقعيتي و هر چه اهل باطل و ظلم و زور غلبه كنند، عقب نشيني و رها كردن سنگر اخلاص و سعي و عمل جايز نيست، ضعف و سستي و نااميدي در اين قاموس انتظار و اميد وجود ندارد.
مثل اين روايت «لو لم يبق من الدّنيا الّا يوم واحد لطوّل الله ذلك اليوم حتي يبعثَ فيه رجلاً من أمّتي و من أهل بيتي يواطئ اسمه اسمي يملأ الأرض قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً»(۱۱) را كه در كمال تأكيد، بشر را اميدوار مي‌كند و آن آينده را محقّق الوقوع اعلام مي‌نمايد، بايد هميشه برابر چشم انسان‌هاي فعّال، انسان‌هاي مبارز، انسان‌هاي جهادگر و انسان‌هاي پيشرو باشد.
* استقبال بشریّت از مکتب انتظار
در بين سخنان پر معني و جذاب، نوشته‌ها و رساله‌ها و كتاب‌هايي كه براي هدايت بشر و قوت روح و مقاومت در برابر سختي‌ها و براي ثبات و استقامت و پايداري او نوشته شده، سخناني كه پيرامون اين آينده نوراني و آن شخصيت بي‌مانند خدايي باشد و دل‌ها را به سوي او متوجّه نمايد، جلوه و جذابيت و دلربايي خاص خود را دارد و همه چون خود را نااميد و درهاي فرج و اميد را بسته مي‌بينند و نقطه اتّكايي در پيرامون خود نمي‌يابند، مي‌خواهند از او بشنوند و از آن روزگار رهايي و خلاص ياد كنند، اين كتاب‌ها را مي‌خوانند، ورق مي‌زنند، گريه مي‌كنند، ناله سر مي‌دهند و الغوث و الأمان مي‌گويند.
به مكان‌ها و مقاماتي كه به آن عزيز خدا انتساب دارد، علاقه ويژه نشان مي‌دهند. در بين اشعار، اشعاري كه اين شور و شوق و اميد آنها را زياد كند، دل پذيرتر است. معنا و درسي كه از مثل اين اشعار مي‌گيرند، به نشاط و اميد آنها مي‌افزايد.
بايد اين مكتب به بشر، به زن، به مرد، به جوان، به سالمند، به همه تبليغ شود، همه را بايد اميدوار نمود تا فرهنگ انتظار، عمومي و همگاني باشد و ريشه يأس و نااميدي و خودكشي و بي‌تفاوتي و سير قهقرائي و سستي و گرفتاري به مواد مخدر و ملاهي و مناهي خشكانده شود.
بايد همه بدانند و باور كنند كه تاريكي‌ها بر طرف مي‌شود، بحكم «و يأبي الله الا أن يتمّ نوره»(۱۲) نور حقايق نور اسلام نور ايمان، نور عدل، و نور علم و معرفت كامل و سراسر جهان را فرا مي‌گيرد. در احاديث شريفه است: «انتظار الفرج من أفضل العمل»(۱۳). «أفضل جهاد أمّتي انتظار الفرج»(۱۴)
اين انتظار امّيد است، نيرو بخش است، حيات و نشاط و جهاد است، خمودي و خاموشي و افسردگي و ضعف و كم كاري و بيچارگي و سستي نيست. عمل براي خدا براي اعلاي كلمة الله براي خير و آسايش عبادالله و سير الي الله است.
* لزوم معرفت امام زمان علیه السلام
امروز جامعه ما جوانان ما، همه ما، به آشنايي به اين مكتب به ديدن اين مدرسه الهي محتاجيم، بايد معرفت خود را به امام زمان و ولي دوران كامل و كامل تر كنيم. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: «مَن مَاتَ وَ لَم يَعرِف إمام زَمانِه مَاتَ ميتةً جاهليةً»(۱۵) و در حديث ديگر است: «فَليَمُت إن شاء يَهوديّاً و إن شاء نَصرانياً»

اين تأكيد بسيار هشدار دهنده است، بايد امام زمان را بشناسيم، آيات و رواياتي را كه مربوط به آن حضرت است بخوانيم، مطرح كنيم، در منابر، در سخنراني‌ها و در مقالات اين مقوله را شرح و بسط دهيم. راجع به غيبت آن حضرت و خصوصيات اين عصر و امتحانات و برنامه‌هايي كه هست و تخليص و تمحيصي كه پيش مي‌آيد آگاه باشيم. بايد در حد توان به مقاصد آن حضرت آشنا شويم، از صدها كتاب كه از پيش از ولادت آن حضرت تا زمان ما نوشته شده بهره بگيريم.
در حديث است كه از حضرت سيّدالشهداء امام حسين عليه السلام سؤال شد: «يابن رسول الله بأبي أنت و أمّي فما معرفة الله» معرفت خدا چيست؟ يعني؛ به چه كامل مي‌شود فرمود:«معرفة أهل كلّ زمان امامهم الذي يحب عليهم طاعته»(۱۶)، معرفت اهل هر زمان و عصر به امامشان معرفة الله است، چون بدون معرفت امام معرفت خدا چنان كه سزاوار است فراهم نمي‌شود. «بكم عبدالله و بكم عرف الله» بايد اين فرهنگ امام شناسي كه تكميل خداشناسي پيغمبر شناسي اسلام شناسي است در جامعه هر چه بيشتر ترويج شود.

 

پي‌نوشت‌ها:
1. بگو: «اگر درياها براي (نوشتن) كلمات پروردگارم مركب شود، درياها پايان مي‌گيرد. پيش از آنكه كلمات پروردگارم پايان يابد؛ هر چند همانند آن (درياها) را كمك آن قرار دهيم!»/سوره الكهف،آيه ۱۰۹.
2. از رحمت خداوند نوميد نشويد./سوره الزمر،آيه ۵۳.
3. و از رحمت خدا مأيوس نشويد./سوره يوسف،آيه ۸۷.
4. جهاد در راه خدا، بر شما مقرر شد؛ در حالي كه برايتان ناخوشايند است. چه بسا چيزي را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خير شما در آن است. و يا چيزي را دوست داشته باشيد، حال آنكه شر شما در آن است. و خدا مي‌داند، و شما نمي‌دانيد./سوره البقرة،آيه ۲۱۶.
5. إقبال الأعمال، ج‏۲، ص۷۰۴.
6. به يقين با (هر) سختي آساني است! (آري) مسلما با (هر) سختي آساني است./سوره الشرح،آيه ۵و۶.
7. ما مي‌خواهيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم!/سوره القصص،آيه ۵.
8. خداوند، به آنها كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، وعده آمرزش و پاداش عظيمي داده است./سوره المائدة، آيه ۹.
9. پرهيزكاران كساني هستند كه به غيب [آنچه از حس پوشيده و پنهان است‌] ايمان مي‌آورند؛ و نماز را برپا مي‌دارند؛ و از تمام نعمتها و مواهبي كه به آنان روزي داده‌ايم، انفاق مي‌كنند./سوره البقرة، آيه ۳.
10. در «زبور» بعد از ذكر (تورات) نوشتيم: «بندگان شايسته‌ام وارث (حكومت) زمين خواهند شد!»/ سوره الأنبياء،آيه ۱۰۵.
11. بحار الأنوار، ج‏۳۶، ص۳۴۰، باب نصوص الرسول صلي الله عليه و آله عليهم عليهم السلام.
12.  بحار الأنوار، ج‏۲۳، ص۳۲۰، باب أنهم أنوار الله و تأويل آيات النور فيهم عليهم السلام.
13. حلية الأبرار في أحوال محمد و آله الأطهار عليهم السلام، ج‏۴، ص۱۴، الباب الثاني في علة تسميته عليه السلام بالصادق.
14. بحار الأنوار، ج‏۷۴، ص۱۴۱، باب ما جمع من مفردات كلمات الرسول صلي الله عليه و آله و جوامع كلمه.
15. الكافي، ج‏۱، ص۳۷۶، باب من مات و ليس له إمام من أئمة الهدى ...
16. علل الشرائع، ج‏۱، ص۹، باب علة خلق الخلق و اختلاف أحوالهم ...

ویژه نامه ی میلاد سه نور ولایت

نور سرمد (ويژه نامه ميلاد امام حسين عليه السلام)
ماه بني‌هاشم (ويژه‌نامه ميلاد حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام )
سيّد العابدين (ويژه نامه ميلاد حضرت زين العابدين عليه السلام)

نور سرمد (ويژه نامه ميلاد امام حسين عليه السلام)

 

سلام بر حسين عليه السلام
السلام عليك يا اباعبدالله و علي ارواح التي حلّت بفنائك اشهد انك بذلت مهجتك في الله حتي استنقذت عباده من الجهالة و حيرة الضلالة و احييت نظام الدين صلوات الله عليك و علي اهل بيتك و اصحابك و رحمة الله و بركاته؛
سلام بر تو اي اباعبدالله، و سلام بر ارواحي كه فاني در تو شدند. به درستي كه خون خويش را در راه خدا مبذول داشتي تا خواهان آن باشي كه بندگان پروردگار از جهالت و سرگرداني در ضلالت نجات يابند و تو نظام دين را احيا كردي. صلوات، رحمت و بركات خداوند بر تو باد و براهل بيت تو و ياران تو.(با عاشورائيان، اثر معظم له، ص76)

 

نور سرمد (سروده معظم له)
روان عالم امكان حسين است
جهان بينش و عرفان حسين است
جمال الله و اسم الله اعظم
ظهور اسم «الرّحمان» حسين است
به ابراهيم و موسي و مسيحا
ولي صاحب الاحسان حسين است
به زهرا و علي نور دو عين است
به ختم انبيا جانان حسين است
ابوالاحرار و آقاي شهيدان
وليّ اعظم يزدان حسين است
زبحر قدرت بي‌انتهايي
فروزان گوهر رخشان حسين است
به مُلك عشق و تجريد و توكّل
وليّ مطلق و سلطان حسين است
خدا را فيض اكمل نور سرمد
دليل و حجّت و برهان حسين است

 

وجوب دوستي امام حسين عليه السلام
روايات در وجوب دوستي و مودت امام حسين عليه السّلام‎ فراوان است. در روايتي پيغمبر اكرم صلّي الله عليه و آله فرمودند: مَنْ اَحَبَّني فَلْيُحَبَّ هذَيْنِ؛ هركس مرا دوست دارد بايد اين دو را (اشاره به حسنين عليهما السلام) دوست بدارد. (پرتوي از عظمت امام حسين عليه السلام، ص47)

 

خطّ حسين عليه السلام
ما خط حسين عليه‌السلام را، صراط مستقيم و خط نجات و رستگاري مي‌دانيم.(با عاشورائيان، ص47)
شيعه و دوستدار امام حسين عليه‌السلام بايد اين خط حسيني را هميشه احيا نموده و سرمشق عمل خود قرار دهد.(با عاشورائيان،ص48)
راه حسين عليه‌السلام، راه قرآن، راه عمل به احكام و راه افتخار به اسلام، توحيد و ايمان به خداست، راه شرق و غرب و يمين و يسار نيست؛ راه افتخار به دوران هاي كفر و بت پرستي يا آتش پرستي و شرك يزدان و اهرمن و استكبار فرعون و نمرود و جمشيد نيست.(با عاشورائيان، ص52)

 

رمز بقاء امام حسين عليه‌السلام
ما اگر امام حسين عليه‌السلام را در بين بزرگان و صاحبان شخصيت و عظمت، مقدّم مي‌داريم، فقط به اين دليل نيست كه مرد عظيمي را مقدم داشته‌ايم؛ بلكه عظيمي را مقدّم مي‌داريم كه هر عظمتي در برابر عظمت او در حال كُرنش است و شخصي را برتري مي‏دهيم كه از هر شخصيتي بالاتر است و مردي را مقدّم مي‏داريم كه فوق تمام رجال تاريخ در اجتماع آنهاست و اين تقديم، هيچ كار تازه و بديعي نيست؛ زيرا مردان تاريخ، عُمر خود را در تحصيل مجد و بزرگواري زمين به پايان رساندند، امام حسين عليه‌السلام جان خود را در راه تحصيل مجد آسمان فدا كرد و چنين كسي بالاتر و برتر از همه است.(آينه جمال، اثر معظم له، ص11)

 

سيره اخلاقي امام حسين عليه‌السلام
امام حسين ‏عليه‌السلام‏ در آداب اجتماعي و حسن معاشرت با دور و نزديك، بلند پايه و بي‏نظير بود. خصال آن حضرت سرشار از عفو و گذشت است. حضرت زين‌العابدين از پدربزرگوارش نقل مي‌كند كه فرمود: «اگر مردي به من دشنام دهد در اين گوش (و به گوش راستش اشاره فرمود) و عذر بياورد در گوش ديگرم، عذر او را مي‏پذيرم؛ زيرا اميرالمؤمنين ‏عليه‌السلام‏ از جدم پيغمبر صلي الله عليه و آله براي من نقل فرمود:
لايَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ يَقْبَلِ الْعُذْرَ مِنْ مُحِقٍّ اَوْ مُبْطلٍ؛ وارد حوض (كوثر) نمي‏شود كسي كه عذر را نپذيرد، خواه عذرآور حق بگويد يا باطل.
امام حسين ‏عليه‌السلام‏ با فرزندان، بانوان، خويشان و اهل‌بيت خود در نهايت ادب، محبت، رحمت، مهرباني، انس و مودت برخورد مي‌كرد. (آينه جمال، ص27)
غلامي از غلامان حضرت آب بر دست مباركش مي‎ريخت، ظرف آب از دستش در طشت افتاد و آب طشت بر روي مقدسش پاشيد. غلام عرض كرد: اي آقاي من! وَالْكاظِمينَ الْغَيْظَ ، حضرت فرمود: خشمم را فرو خوردم. غلام گفت: وَالْعافينَ عَنِ النّاسِ، حضرت فرمود: عفو كردم از تو. عرض كرد: وَ اللهُ يُحِبِّ الْمحْسِنينَ، فرمود: اِذْهَبْ فَاَنْتَ حُرٌّ لِوَجْهِ اللهِ الْكَريم؛ برو كه تو در راه خدا آزادي. .(پرتوي از عظمت امام حسين عليه السلام، ص211)

 

دعاي امام حسين عليه السلام
امام حسين عليه السلام شب عاشورا در جمع ياران و اصحاب با وفايش حاضر مي‌شوند و خطبه مي‌خوانند و در ابتداي خطبه‌ چنين مي‌فرمايند:
اثْني عَلَي اللهِ اَحْسَنَ الثَناءِ، وَ اَحْمَدُهُ عَلَي السَرّاءِ، وَ الضَرّاءِ. اَللّهُمَّ اِنِّي اَحْمَدُكَ عَلَي اَنْ اَكرَمْتَنا بِالْنُبُوَّةِ؛ وَ عَلَّمْتَنَا الْقُرآنَ، وَفَقَّهْتَنا فِي الدّينِ، وَجَعَلْتَ لَنا اَسْماعاً، وَأبْصاراً، وَ اَفْئِدَةً فَاجْعَلْنا مِنَ الشّاكِرينَ؛
خدا را به نيكوتر وجهي مدح و ثنا مي‏كنم، و او را در خوشي و ناخوشي حمد و سپاس مي‏كنم. خدايا! تو را حمد مي‏نمايم كه ما را به نبوت گرامي داشتي و به ما قرآن آموختي و فقه دين به ما بخشيدي و براي ما چشم و گوش و دل قرار دادي پس ما را از شكرگزاران قرار بده.(گفتمان عاشورايي، ص31)

 

 


ماه بني‌هاشم (ويژه‌نامه ميلاد حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام )

 

زيارت حضرت
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا الْفَضْلِ الْعَبَّاسَ ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّين‏
سلام بر تو اى ابا الفضل العباس فرزند امير المؤمنين سلام بر تو اى فرزند سيد جانشينان پيغمبر
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَوَّلِ الْقَوْمِ إِسْلاَماً وَ أَقْدَمِهِمْ إِيمَاناً وَ أَقْوَمِهِمْ بِدِينِ اللَّهِ وَ أَحْوَطِهِمْ عَلَى الْإِسْلاَم‏
سلام بر تو اى فرزند اول كسى كه اسلام اختيار كرد و در رتبه ايمان بر همه امت تقدم و برترى داشت و در دين خدا از همه كس پايدارتر و در حفظ اسلام از همه مراقبتش بيشتر بود
أَشْهَدُ لَقَدْ نَصَحْتَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَخِيكَ فَنِعْمَ الْأَخُ الْمُوَاسِي فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْك‏
گواهى مي دهم كه تو در راه خدا و رسول و برادرت خيرخواه بودى و نيكو برادرى بودى كه با حضرت حسين مساوات و مواسات نمودى
وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً ظَلَمَتْكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً اسْتَحَلَّتْ مِنْكَ الْمَحَارِمَ وَ انْتَهَكَتْ حُرْمَةَ الْإِسْلاَم‏
بارى خدا لعنت كند امتى را كه هتك حرمت شما و ريختن خون شما و حرمت اسلام را حلال شمردند
فَنِعْمَ الصَّابِرُ الْمُجَاهِدُ الْمُحَامِي النَّاصِرُ وَ الْأَخُ الدَّافِعُ عَنْ أَخِيه‏
پس شما (در راه وفاى‏ با برادرت حسين «ع» ) نيكو صبر و تحمل و جهاد و حمايت و نصرت و دفاع كامل از حريم برادر نموديد.

 

منزلت حضرت اباالفضل العباس عليه السلام
حضرت امام سجاد عليه السّلام فرمودند: خدا رحمت كند عمويم عبّاس را كه برادر را بر خود ايثار كرد و جان شريفش را فداى او نمود تا آنكه در ياري او دو دستش را قطع كردند و حقّ تعالي در عوض دو دست او، دو بال به او عنايت فرمود كه با آن دو بال با فرشتگان در بهشت پرواز مى كند و از براي عبّاس عليه السّلام در نزد خداوند منزلتي است در روز قيامت كه مغبوط جميع شهداء است و جميع شهداء را آرزوي مقام اوست. (امالى شيخ صدوق، مجلس70)

 

بصيرت حضرت اباالفضل العباس عليه السلام
امام صادق عليه السلام در شأن حضرت اباالفضل عليه السلام فرمود:
كان عمّنا العباس نافذ البصيرة؛  عموى ما، عباس بصيرت نافذ (چشم تيز بين و عمق نگر) داشت.(تنقيح المقال، ج 2، ص 70)
روزي حضرت علي عليه السلام به فرزند بزرگوارش ابوالفضل العباس عليه السلام كه در دوران كودكي به سر مي‌برد، فرمود: بگو: يك. حضرت عباس عليه السلام گفت: يك ، حضرت علي عليه السلام فرمود بگو:دو، و حضرت عباس عليه السلام در پاسخ گفت: استحيى ان اقول باللسان الذى قلت واحدا، اقول اثنان؛ من با آن زبانى كه يك گفته ام (و به يكتايي خدا اقرار نموده ام) شرم مي‌كنم كه بگويم: دو (و از دايره يكتايي خدا خارج گردم) حضرت علي عليه السلام دو چشمان حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام را بوسيد.(مستدرك الوسائل : ج 2، ص 635، العباس، عبدالرزاق مقرم ، ص 92)

 

در كلام امام زمان عليه السلام
امام زمان عجل اللّه تعالي فرجه الشريف در بخشي از سخنان زيباي خود درباره عمويش عباس عليه السّلام چنين مي گويد:
سلام بر ابوالفضل ، عباس بن اميرالمؤ منين ، همدرد بزرگ برادر كه جانش ‍ را فداي او ساخت و از ديروز بهره فردايش را برگزيد، آنكه فدايي برادر بود و از او حفاظت كرد و براي رساندن آب به او كوشيد و دستانش قطع گشت . خداوند قاتلانش را لعنت كند. (المزار، محمد بن مشهدى ، از بزرگان قرن ششم)

 

سيّد العابدين (ويژه نامه ميلاد حضرت زين العابدين عليه السلام)

 

صلوات ‏خاصه
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ سَيِّدِ الْعَابِدِينَ‏ الَّذِي اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِكَ وَ جَعَلْتَ مِنْهُ أَئِمَّةَ الْهُدَي الَّذِينَ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ اخْتَرْتَهُ لِنَفْسِكَ وَ طَهَّرْتَهُ مِنَ الرِّجْسِ وَ اصْطَفَيْتَهُ وَ جَعَلْتَهُ هَادِياً مَهْدِيّاً اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَي أَحَدٍ مِنْ ذُرِّيَّةِ أَنْبِيَائِكَ‏ حَتَّي يَبْلُغَ بِهِ مَا تَقَرُّ بِهِ عَيْنُهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَزِيزٌ حَكِيم؛‏
پروردگارا! درود فرست بر حضرت علي بن الحسين سيد و بزرگ اهل عبادت. آنكس كه تو او را براي خود خالص گردانيدي و پيشوايان هدايت را- كه آنها خلق را به حق هدايت كنند و به حق باز رجوع كنند- از نسل پاكش قرار دادي. و او را براي خويش اختيار فرمودي و او را از هر پليدي و ناپاكي، پاك و مطهر ساختي و او را برگزيدي و هادي خلق به سوي خدا و هدايت يافته به حق قرار دادي.
پروردگارا! پس درود و رحمتي بر او فرست كه بهترين درودهايي باشد كه بر ذريه پيغمبرانت فرستادي؛ تا به آن درود در دنيا و آخرت ديده‏اش روشن فرمايي كه تو اي خداي مقتدرِ كامل و به حقايقِ امور آگاهي.

 

شور دعا
امام سجاد عليه‎السلام‎ در يكي از حالات بسيار شورانگيز دعائي‎اش به درگاه خدا عرض مي‎كند:
يا مَنْ قصده الضالون فاصابوه مرشداً و امه الخائفون فوجده معقلا متي راحة من‎نصب لغيرك بدنه ومتي فرح من قصد سواك بنيته؟؛
اي كسي كه گمراهان او را قصد كردند و او را راهنما و مرشد خود ديدند. و ترسناكان به سوي او رفتند و او را پناهگاه خود يافتند. كجا و چه زماني راحت است براي آنكه جسمش را براي غير تو بپا دارد و در برابر غير تو بايستد و خضوع و بندگي كند. و چه زمان فرح و نشاط است براي كسي كه غير تو را نيّت نمايد؟
(نيايش در عرفات، ص14)

 

خشيت الهي امام عليه السلام
در روايت از سفيان‎بن عيينه است كه حضرت زين العابدين عليه‎السلام‎ حج گذاردند. و چون خواستند محرم شوند، مركبشان ايستاد و رنگشان زرد و لرزه بر ايشان عارض گرديد و شروع كردند به لرزيدن و نتوانستند لبيك بگويند، سفيان مي‌گويد عرض كردم: چرا تلبيه نمي‎گوئيد؟ فرمود:
مي‎ترسم در جوابم گفته شود: لا لبيك و لا سعديك. پس چون تلبيه گفتند غش كردند و از مركب بر زمين افتادند و پيوسته چنين حالي بر آن حضرت عارض مي‎شد تا حج را به پايان رساندند. (سفرنامه حج، ص318)

 

شعر فرزدق در مدح امام سجاد عليه السلام
هشام بن عبدالملك در زمان حكومت پدرش به مكه معظمه مشرف شد، وقتي طواف بجا آورد خواست استلام حجر كند، از كثرت ازدحام نتوانست، منبري برايش گذاشتند تا بر آن بنشيند.
در اين هنگام حضرت علي بن الحسين زين العابدين عليه السّلام‎ در حالي كه ازار و ردائي بر تن داشت و زيباترين و خوش‌بوترين مردم بود ظاهر شد و شروع به طواف كرد، در هر شوط وقتي به حجر الأسود مي‎رسيد به احترام آن حضرت مردم به يك سو مي‎شدند، تا فرزند عزيز حسين عليه السلام استلام حجر مي‎كرد.
هشام كه اين احترام و احساسات را در آن موقع كه هركس مي‎خواست خود را به حجر برساند، از مردم ديد خشمناك شد، يكنفر از اهل شام از او پرسيد: اين كيست كه مردم، پاس هيبت و احترام او را به اين گونه نگاه مي‎دارند، و براي احترام او از حجر به يك سو مي‎شوند؟ هشام براي آنكه شاميان امام را نشناسند گفت من او را نمي‎شناسم. فرزدق كه حاضر بود گفت: من او را مي‎شناسم. مرد شامي گفت: يا ابا فراس(فرزدق)او كيست؟
اينجا بود كه فرزدق آن شعر معروفش را انشاد كردكه:
هذَا الَّذي تَعْرِفُ الْبَطْحاءُ وَطْأَتَهُ *** وَالْبَيْتُ يَعْرِفُهُ، وَالحِلُّ وَالْحَرَمُ
هذَا ابْنُ خَيْرِ عِبادِ الله كُلِّهِمُ *** هذَا التَّقِي النَّقِي الطاهِرُ العَلَمُ
هذَا ابْنُ فاطِمَةَ اِنْ كُنْتَ جاهِلَهُ *** بِجَدِّهِ اَنْبِياءُ الله قَدْ خُتِمُوا
اين كسي است كه خاك بطحا جاي پايش را مي‎شناسد، كعبه و حلّ و حرم او را مي‎شناسد.
اين پسر بهترين بندگان خداست، اين پرهيزگار، پاكيزه، پاك و سرشناس است.
اين پسر فاطمه است! اگر او را نمي‎شناسي، رسولان خدا به جدّ او ختم شدند.(پرتوي از عظمت امام حسين عليه السلام، ص431)

 

كلمات نوراني امام عليه السلام
- يكي از خصائص اين خاندان(خاندان پيغمبر صلي الله عليه و آله)، محبتي است كه خداوند متعال از آنها در دل‌هاي مؤمنين قرار داده است. (پرتوي از عظمت امام حسين عليه السلام، ص430)
- از زيبائي زندگي دنيا بترسيد و از فريب و شرور آن بهراسيد و متوجه زيان علاقه به دنيا باشيد، زيرا زينت دنيا آزمايش است و علاقه به آن گناه.(ترجمه جلد هفدهم بحار، ص118)
- اي بندگان خدا! از خدا بپرهيزيد، بيانديشيد و براي كاري كه خلق شده‏ايد، عمل كنيد. (همان، ص119)
- شخصي در خدمت امام عليه السلام گفت: خدايا مرا از مردم بي‏نياز كن، حضرت فرمود اين صحيح نيست، مردم به هم نيازمندند، ولي بگو خدايا مرا نيازمند به مردم شرور مكن.
- هركس براي خود ارزشي قائل باشد دنيا برايش بي‏ارزش خواهد بود.(همان، ص123)

 

 

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - مناسبت‌ها