وریز وجوهات
  بسم الله الرحمن الرحيم‏ قالَ اللهُ تَعالى: «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْارْضَ يرِثُها عِبادِي الصّالِحُونَ» مراسم شكوهمند تعظيم عيد بزرگ نيمه شعبان، ولادت يگانه منجى عالم، موعود انبيا و اوصياى صفى،...
چهارشنبه: 1398/02/4 - (الأربعاء:18/شعبان/1440)

نقش معجزه‌وار مجالس حسينی (ع) در پيشرفت اسلام
نقش معجزه وار مجالس حسينی (ع) - ویژه‌نامه ماه محرّم / 5
(سلسله نوشتار‌های مرجع عالیقدر آیت الله العظمی صافی درباره قیام و نهضت حضرت سید الشهدا (ع) /5)

 

 

نقش معجزه‌وار مجالس حسينی علیه‌السلام در پيشرفت اسلام

سلسله نوشتارهای حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی به مناسبت ماه محرّم الحرام(5)

 

 

 

 

يكي از نتايج شهادت حضرت سيّدالشهداء ‎عليه‌السّلام كه همواره مورد استفاده عموم و وسايل تعليم و تربيت و هدايت جامعه به اخلاق فاضله است برنامه‎هائی است كه به عنوان عزاداری و سوگواری و ذكر مصائب آن حضرت در عرض سال اجرا می‎شود.
كتر رينو (جوزف) مستشرق معروف فرانسوی در كتاب خود «اسلام و مسلمانان» كه به عربی ترجمه شده (الاسلام و المسلمون) شرح مبسوط و عميقي پيرامون فلسفه عزاداری سيّدالشهداء ‎عليه‌ا‌لسّلام‎ و روضه‌خوانی و هيأت‎های عزا نگاشته و به فوائد اين مراسم از جنبه سياست و اخلاق و تربيت و كماليات و مركزيتی كه ايران در جامعه شيعه دارد، اشاره كرده و پيشرفت و بقای مذهب شيعه را به خصوص در بعضی نقاط، مثل هند، مربوط به سوگواری سيّدالشهداء دانسته و اظهار نظر كرده كه با حفظ اين مراسم، جمعيت و شوكت و ترقّي شيعه در آينده بيشتر خواهد شد.
اين شرق‌شناس ضمن اشاره به اوقاف و وجوه بسياری كه شيعه در راه برگزاری عزاداری حسينی صرف مي‎نمايد، می‎گويد: «مذاهب ديگر به قدر شيعه در راه تبليغ و دعوت به دين، بذل مال نمي‎كنند و مصارفي كه شيعه دارد، شايد سه برابر مصارفی باشد كه سائر فرق اسلام در اين راه می‎نمايند، و اگر يك نفر شيعه در دورترين نقاط هم باشد، به تنهايي اين مراسم را از تشكيل مجلس روضه و انفاق به فقراء و اطعام و غيره اجرا مي‎كند و در حقيقت به  دعوت و تبليغ مي‎پردازد.»

«منبر و وعظ، خطابه و سخنراني، در تربيت خطبا و وعاظ و گويندگان توانا و پرورش اخلاق عوام و آشنا كردن به علوم معارف، موقعيت خاصي دارد. تمام مسائل در منابر مطرح و مورد بحث واقع مي‎شود به نوعي كه عوام شيعه از سائر فرق به عقايد و مذهب خود آشناترند و اگر در اقطار عالم نظر كنيم، در هيچ جامعه‎ای مانند شيعه زمينه ترقّي علمي و صناعي و اقتصادي نيست، و فرقه شيعه پيشرفته‎ترين فرق، و آمادگي آنها براي كسب علوم و صنايع جديده بيشتر است چنانچه تعداد كارگر شيعه به نسبت جمعيت زيادتر است. شيعه دين خود را با زور شمشير پيش نبرده بلكه با نيروي تبليغ و دعوت پيشرفت كرد، و اهتمام آنها به برگزاري مراسم سوگواري موجب شده كه تقريباً دو ثلث مسلمانان و بلكه جماعاتي از هنود و مجوس و ساير مذاهب نيز با آنها در عزاي حسين شركت كنند. روي اين اسباب ممكن است بگوئيم جمعيت شيعه در آينده از ساير فرق بيشتر شود، شيعه به وسيله اين مجالس و مراسم كه ديگران هم در آن شركت مي‎جويند، توانسته است در ملل و اهل مذاهب ديگر نفوذ كند و اصول مذهب خود را به ديگران تبليغ نمايد و اين همان اثري است كه سياستمداران غربي براي پيشرفت دين مسيح با صرف پول‎هاي بسيار، آرزو مي‎كنند»
سپس راجع به هيأت ها و پرچم ها و علامات عزا و فوائد آن شرحي مي‎نگارد و تأثير اين شعائر را در اتحاد و زيادتي شوكت و استقلال و اتحاد متذكّر شده و مي‎گويد: «از اموري طبيعي و فطري كه مؤيد شيعه است اين است كه هركس به طبع و فطرت خود طرفدار مظلوم است و مايل است مظلوم را ياري كند»
اين نويسندگان و مؤلّفان اروپائي هستند كه در كتاب هايشان تفصيل شهادت حسين عليه السلام و اصحابش را مي‎نويسند و مظلوميت آن حضرت و اصحابش و ستمگري و بي رحمي كشندگان آنها را تصديق مي‎كنند و نام كشندگان حسين را نمي‎برند مگر با نفرت؛ هيچ چيز نمي‎تواند در جلو اين امور فطري و ادراك وجداني بشر بايستد و مانع از پيشرفت مذهب شيعه شود.
البته شايد كساني باشند كه اهتمام شيعه را به برگزاري اين مراسم و صرف ميليون ها اموال را همه ساله بي‎فائده و اسراف بشمارند؛ ولي اگر فوائده معنوي اين مراسم و تأثير آن را در تربيت جامعه و تهذيب اخلاق در نظر بگيرند، تصديق مي‎كنند كه اين برنامه‎ها از بهترين وسايل اصلاح و مكتب هاي تربيت است.
اين مراسم، احياي امر اهل بيت و رمز عالي بقاي مذهب تشيع، و بلكه اسلام است. اگر هزاران ميليون اموال و موقوفات براي ترويج تعليمات اخلاقي و اجتماعي قرار دهند كه كلاس‌هايش در تمام دوران سال برقرار باشد، اين قدر پايدار نمانده و مورد حسن استقبال عموم واقع نمی‎شود.
ولي حسين ‎عليه السّلام با سرمايه اخلاق و نيت پاك و فداكاري در راه حق، مدرسه‎اي باز كرد كه بيش از سيزده قرن است، كلاس ها و شعبه‎هاي آن همه ساله روز افزون و در همه جا تشكيل، و نشريات و مطبوعات و شعبات سخنراني آن همواره رو به ازدياد بوده و زن و مرد، در اين كلاس ها شركت نموده و درس حقيقت و فداكاري مي‎آموزند.
خواندن و شنيدن تاريخ فداكاري و نهضت حسين ‎عليه السّلام و ياران آن حضرت، ايمان را راسخ، اخلاق را نيك و پسنديده، و همّت‎ها را بلند مي‎سازد.
اين برنامه‎ها كه همه ساله در مساجد و حسينيه‎ها و خانه‎ها اجرا مي‎شود؛ مبارزه با بيدادگري و كفر و شرك و اعلام پيروزي از هدف حسين ‎عليه السّلام است.
براي ترغيب مردم به فضايل اخلاقي و آزادمنشي يك راه مؤثّر اين است كه نمونه‎هاي عملي به مردم نشان داده شود و تاريخ زندگي افراد ممتاز و نخبه جهان را، براي آنها بگويند.
حكايت و نقل تاريخ چه كسي از تاريخ زندگي حسين ‎عليه السّلام، آموزنده‎تر و سودمندتر است؟
مجالس ذكر مصيبت آن حضرت بهترين مجالس تبليغي و دعوت به اسلام است. در اين مجالس، معارف قرآن، اصول و فروع دين، تفسير و حديث، تاريخ و سيره پيغمبر و ائمه ‎عليهم السّلام و صحابه، مواعظ، نصايح و راهنمائي هاي اخلاقي و اجتماعي و آئين زندگي از خانه‎داري تا كشورداري، به مردم آموخته مي‎شود و جاذبه نام حسين ‎عليه السّلام مردم را ساده و بي‎ريا در اين مجالس تعليم و هدايت و تربيت حاضر مي‎سازد.
به طور يقين هيچ وسيله ديگري نمي‎تواند اين منظور را تأمين كند، نام حسين مانند مغناطيس همه را جذب مي‎كند و محبوبيت فوق العاده او طوري است كه همه مي‎خواهند با او ارتباط داشته و در شمار دوستانش محسوب و در مصيبتش قطره اشكي بريزند.
اين كم نيست كه اگر بخواهيم از مردم براي مصارف خيريه اعانه و كمك بگيريم به دشواري مبلغ، مختصري مي‎دهند ولي خودشان به نام حسين ‎عليه السّلام اموال بسيار انفاق مي‎كنند و به اهل استحقاق مي‎رسانند.
عجب وسيله بزرگي براي اصلاحات و ترقّي و پيشرفت مملكت و هدايت نسل جوان و راهنمائي زن و مرد در دست ما قرار گرفته و از آن به طور شايسته استفاده نمي‎كنيم.
براي راهنمايي و تربيت و ترقّي سطح فكر جامعه و اندرزهاي اخلاقي و اجتماعي چه سازماني مي‎توانيم تشكيل بدهيم كه عموم از آن آزادانه استقبال كنند بهتر از سازمان عزاداري حسين ‎عليه السّلام؟!
مردمي كه حسين دارند و براي حسين به سر و سينه مي‎زنند و گريه مي‎كنند، بايد در آزادي و عدالت اجتماعي نمونه باشند.
مردمي كه از پيشواي آنها اين جمله جاويد و گران بهاي «لا اَرَی الْمَوْتَ اِلّا سَعادَةً وَلاَ الْحَياةَ مَعَ الظّالِمينِ اِلّا بَرَما» در صفحات تاريخ به يادگار مانده است، نبايد پشتيبان ظالم و يار ستمگر باشند.
مردمي كه يزيد را لعن مي‎كنند و يكي از مطاعن او را ارتباط و سازش با كفار و خيانت به كشور اسلام مي‎شمارند، بايد خود از اين روش زشت بركنار باشند.
در زمان ما در شعب مهمّ تبليغي، شعبه‎اي مهم‎تر از همين مجالس روضه و تعزيه حضرت حسين ‎عليه السّلام‎ نيست، اگر از آن استفاده كنيم و فوائد و نتائج آن براي تربيت و دعوت به فضايل انساني بسيار و بي‎اندازه است.
در دوره سال اين كلاس هاي اخلاق و دين و علم، همواره مفتوح است و در ماه محرّم و صفر تعداد آن افزايش مي‎يابد به طوري كه كمتر كسي است كه در اين كلاس ها شركت نكند، مخصوصاً در زمان ما با استفاده از وسائل تبليغي جديد بهتر مي‎توان از اين وسيله هدايت بهره برداري كرد.
به نظر ما در ايران، افغانستان، پاكستان، هند، عراق، سوريه، لبنان و احسا و قطيف و بحرين و قطر، يمن و مصر و نقاط ديگر كه عزاداري حسين ‎عليه السّلام متداول است، از سائر تأسيسات عام المنفعه و مؤسساتي كه براي خير و صلاح جامعه و عالم كردن مردم به معناي واقعي تأسيس مي‎شود، مانند تشكيلات حسين ‎عليه السّلام نمي‎توان استفاده كرد.
باز هم تكرار مي‎كنم: انصاف اين است كه ما از اين خوان گسترده آن طور كه بايد منتفع نمي‎شويم. يكي از عوامل مهم پيشرفت مذهب تشيع و اسلام در هند به تصديق اهل اطلاع، مجالس عزاداري حسين ‎عليه السّلام است، كه ملل مختلف را تحت تأثير حقيقت و روحانيت آن حضرت قرار داده و به گفته «ماربين» تا چندي پيش جمعيت شيعه در هند انگشت شمار بود ولي اكنون از بركات عزاداري حسين ‎عليه السّلام يكي از جمعيت هاي قابل توجّه هند به شمار مي‎روند.
پس بايد بگوييم حسين ‎عليه السّلام همان طور كه فداكاري و شهادتش باعث نجات اسلام شد، مجالس روضه و ذكر مصائبش نيز موجب بقاي دين و هدايت جامعه بوده و هست.

 

پنجشنبه / 15 مهر / 1395
مخاطبان اصلی حضرت سيّد الشهداء (ع)
مخاطبان اصلی حضرت سيّد الشهداء (ع) - ویژه‌نامه ماه محرّم / 4
(سلسله نوشتار‌های مرجع عالیقدر آیت الله العظمی صافی درباره قیام و نهضت حضرت سید الشهدا (ع) /4)

 

مخاطبان اصلی حضرت سيّد الشهداء عليه‌السلام

سلسله نوشتار حضرت آيت الله العظمی صافی به مناسبت ماه محرّم الحرام(4)

 

 

 

 

كارهايي را كه بشر براي رسيدن به نتايجي انجام مي‎دهد يا از كارهايي است كه شخصيت فاعل و انجام دهنده در رسيدن به نتيجه، دخالتی ندارد و هر كس آن كار را انجام دهد به آن نتيجه نايل می‎شود، و يا از كارهايی است كه شخصيت فاعل و انجام‌دهنده، در حصول نتيجه يا كمال آن مؤثّر و دخيل است.

* نقش درجات اشخاص در تأثير امر به معروف و نهی از منكر

امر به معروف و نهي از منكر از همين قسم است كه شخصيّت اشخاص و تعيّنات آنها در حصول كمال موفقيت و تماميت فايده و نتيجه آن بسيار مؤثّر است.

اگر مالك يك روستا كشاورزان آن را، يا صاحب يك كارخانه، كارگران كارخانه را و يا يك عالم روحاني و يك شخص متنفّذ در محيط نفوذ خود، يا يك رئيس اداره، كارمندان اداره خود را و يك افسر، نفراتي را كه تحت سرپرستي او هستند و يا يك نفر رئيس دولت، بلكه بالاتر امر به معروف و نهي از منكر نموده و دعوت به خير و اصلاح و درستي نمايد، با امر به معروفي كه يك فرد عادّي مي‎نمايد از حيث اثر تفاوت بسيار دارد.

به هر قدر كه يك كارگر كارخانه با رئيس آن و يك رعيّت روستا با مالك آن، يك نفر سرباز با يك سپهبد و يك فرد عادي با يك عالم عاليمقام روحاني متنفّذ و يك پادشاه مقتدر، به حسب ظاهر فرق دارند، به همان اندازه تأثير كلام و نفوذ كلمه آنان در دل‌ها فرق مي‎كند.

برخی از مردم اگرچه دارای عقل و ذكاوت بالا هستند و مي‎توانند خوبی و بدی هر چيزی را تشخيص دهند، اما بيشتر مقهور امور حسّی و تسليم مظاهر مادی و افتخارات و اعتبارات ظاهری اين و آن هستند و بيشتر به بزرگان و سران جامعه نگاه می‎كنند. اخلاق و عادات و كارهای يك ملّت زيادتر موافق اخلاق و عادات مسئولان و رؤسای قوم است.

از اين جهت، مصادر كارها و صاحبان قدرت و نفوذ و به طور كلّی هر كس كه ديگري از كار او تقليد و از سخن او پيروي مي‎نمايد، اولاً در تعديل روش خود اهتمام نموده، سرمشق ايمان و امانت و درستكاري و حيا، عفّت و عدالت و نوع‌پروري براي ديگران گردند.

و ثانياً در امر به معروف مسامحه ننموده و از تمام وسايلي كه دارند براي اصلاح امور و ترويج اعمال صالحه و ريشه‎كن كردن معاصي و فساد استفاده نموده، زيردستان خود را راهنمايي كنند. ولي در عين حال زيردستان هم نبايد مسامحه زبردستان و ارباب مكنت و قدرت را عذر خود شمرده و در امر به معروف و نهي از منكر به انتظار آنها بنشينند.

* خطبه نورانی امام حسين عليه السلام

در آيات قرآني و اخبار و احاديث شريفه يكي از بزرگ‌ترين عوامل اصلاح همه شئون اجتماعي و رواج اخلاق و اعمال حسنه، صلاحيت بزرگان و زعما شمرده شده است كه فعلاً از ذكر همه آن اخبار و احاديث به واسطه كمي فرصت و ضيق مجال، معذوريم و فقط به نقل مفاد روايتي كه در بحارالأنوار از كتاب تحف العقول روايت نموده است از حضرت اميرالمؤمنين و از حضرت سيّدالشهداء عليهماالسّلام - كه به طوري كه از مضامين روايت استفاده مي‎شود مخاطب امام عليه‌السلام بزرگان و رجال اسلامي بوده‎اند- اكتفا مي‎كنيم:

اي مردم! عبرت بگيريد به چيزي كه خداوند اولياي خود را به آن وعظ نموده و آن سرزنش و توبيخ اوست نسبت به احبار يهود و نصاري كه فرمود: «لَوْلاَ يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ؛ چرا نهي نمي‎كنند ايشان را، يعني اهل كتاب را احبار و دانشمندان آنها از سخن گناه و ناروا.»[1]

و فرمود: «لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ؛ آن كساني كه كافر شدند از بني اسرائيل بر زبان داوود و عيسي بن مريم لعن شدند براي آن كه مرتكب عصيان و تجاوز گرديدند و از كار زشت يكديگر را باز نداشتند و هر آينه بد بود كارهايي كه مرتكب مي‎شدند.»[2]

خدا آنها را به عيب نسبت نداد مگر براي آن كه از ظلمه و ستمكاران كارهاي زشت و فساد و منكرات را مي‎ديدند و آنها را براي رغبتي كه به دنيايشان داشتند و منافعي كه از آنها مي‎بردند و رعب و بيم نهي از منكر نمي‎كردند و حال آنكه خداوند مي‎فرمايد: «فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ؛ از مردم نترسيد و از من بترسيد.»[3]

و هم فرموده‌ي خداست كه: «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ؛ مؤمنين و مؤمنات ياوران و اولياء يكديگرند و امر به معروف و نهي از منكر مي‎كنند.»[4]

 * اصلاح امور مرهون انجام امر به معروف و نهي از منكر است

خدا از آن جهت امر به معروف و نهي از منكر را نخست نام برد كه اگر اين فريضه ادا شد، همه واجبات كوچك و بزرگ آسان و دشوار بر پا مي‎شوند ....

شما اي گروهي كه در دانش مشهور و به نيكوكاري مذكور و به خيرخواهي مردم معروفيد! خدا در دل مردم، مهابت و احترام شما را قرار داده است كه اشراف و بزرگان از شما بيمناك و حساب مي‎برند و ضعفا از شما تكريم مي‎نمايند و كساني كه شما را بر آنها امتيازي نيست و نه حقي بر آنها داريد شما را بر خود مقدم مي‎دارند و شما را واسطه قضاي حوايج خود قرار مي‎دهند. شماييد كه در راه‌ها به هيئت و روش پادشاهان و عزّت بزرگان راه مي‎رويد. شماييد كه مردم تعظيم و احترامشان مي‎كنند و شما را جلو مي‎اندازند. آيا اين همه مناصب و شئون و احترامات و تكريماتي را كه به دست آورده‎ايد، جز براي اين است كه شما را طرفداران و برپادارنده حقوقي كه از طرف خدا معين شده گمان مي‎كنند، با آن كه شما در خيلي از حقوق خدا و وظايفي كه در حفظ مقرّرات و حفظ نواميس و قواعد الهيه داريد كوتاهي مي‎كنيد.

شما به حقّ پيشوايان و امامان خود استخفاف مي‎نماييد و حقّ ضعفا را پايمال و ضايع مي‎كنيد، ولي اگر به گمان خود حقّي داشته باشيد آن را مطالبه مي‎كنيد، شما نه مالي بذل مي‎نماييد و نه مردمي هستيد كه در راه خدا فداكاري و جانبازي و گذشت داشته باشيد. نه در راه خدا و حمايت از حقّ با كسي خصومت و دشمني مي‎كنيد و با وجود اين تمنّاي بهشت خدا و همجواري با پيغمبران خدا و نجات از عذاب داريد؟!

 * بي تفاوتي نسبت به نقض احكام الهي جايز نيست

من از آن مي‎ترسم كه برخلاف اين آرزو به نقمتي از نقمات و عذابي از عذاب‌ها گرفتار شويد. براي آن كه شما از موقعيت خود سوء استفاده مي‎كنيد. شما به نام دين و به نام خدا و به نام انتظام امور جامعه و اصلاح احوال خلق بر مردم آقايي و سروري و برتري و فضيلت يافته‎ايد، در حالي كه مي‎بينيد عهدهاي خدا را كه عبارت از واجبات و محرّمات و تكاليف شرعي باشد نقض شده است، تكان نمي‎خوريد و مضطرب نمي‎شويد، در حالي كه نسبت به عهدهاي پدرانتان اگر نقض شود و حرمت آن را نگاه ندارند، متغيّر شده بر خود مي‎لرزيد.

دستورات و عهدهاي پيغمبر حقير و پست گرديده است. شما مي‎بينيد كه بيچارگان و عَجَزه و ناتوانان در ميان شما بي‎سرپرست مانده و بر آنها رحمي نمي‎شود. نه در شغل و منصب و منزلتي كه داريد وظيفه خود را انجام مي‎دهيد، و نه در كارهاي زشت، كسي را ملامت و سرزنش مي‎كنيد. با ظلمه و ستمكاران با مدارا و مسامحه زندگي مي‎نماييد.

تمام اين مفاسد براي آن است كه شما از نهي از منكر غفلت كرده‎ايد. شما از همه مردم از جهت مصيبت بزرگ‌تريد، براي آنكه از شما مقامي كه حقّ علما و دانشمندان است انتزاع شده است با آنكه بايد جريان كارها و اجراي احكام به دست علما باشد كه امناي خدايند، بر حلال و حرام او اين حق و منزلت سلب نشده، مگر براي تفرقه و اختلاف و عدم اتفاق شما بر حقّ.

شماييد كه اگر بر رنج و اذيت، صبر و شكيبايي مي‎داشتيد و متحمل مؤونه در راه خدا مي‎شديد كارها را به دست مي‎گرفتيد و مرجع و مصدر امور مي‎گشتيد، ولي ستمكاران را در كارها تسلط داديد و مناصب را به آنها تسليم و واگذار كرديد تا آنكه آنها مطابق شهوات و نظريات پست خود رفتار نمايند. آنها را تسلّط داديد براي فرار و گريزي كه از مرگ داريد و براي علاقه‎اي كه به اين زندگي زايل و فاني داريد. پس ضعفا را به دست ظلم آنها سپرديد تا انواع مصيبات و فشارها ما بر آنها وارد شود و آنها را با هر چوب كه بخواهند برانند و مانند جبّاران و زمامداران خدانشناس بي‎مانع و دافعي در روي زمين به ميل خويش رفتار نموده در هر شهر و ناحيه دست ظلم آنها دراز باشد و بندگان خدا را استخدام و استعباد كنند.

همانا در شگفتم و چگونه نگريم و تعجّب نكنم و حال آن كه روي زمين را ستمكاران و خائنين و ولات و فرمانروايان و فرمانداران نامهربان گرفته‎اند، خدا حاكم و قاضي است در آنچه كه در ميان ما آشكار شده و در آن منازعه داريم.

خدايا! تو مي‎داني كه آنچه مي‎گوييم و مي‎كنيم نه براي رغبت و طمع به سلطنت و پادشاهي است و نه براي داد گرفتن از دشمنان، بلكه مي‎خواهيم بلاد و شهرستان‌ها اصلاح و معمور گردد و معالم دين تو اظهار شود و مظلومين و ستمديدگان در ضمان امان زندگي كنند و سنن و احكام و فرايض تو عملي گردد.

شما اي مردم! اگر ما را ياري نكنيد و انصاف ندهيد، ستمكارها بر شما مسلّط مي‎گردند و در خاموش كردن نور پيغمبر اقدام مي‎نمايند.»

 

پی‌نوشت‌ها:

[1]. سوره‌ی مائده، آيه‌ی 63.

[2]. همان، آيه‌ی 78.

[3]. همان، آيه‌‌ی 44.

[4]. سوره‌ِ‌ی توبه، آيه‌‌ی 71.

 

نجات اسلام، ثمره نهضت پیشوای آزادی خواه
نجات اسلام، ثمره نهضت پیشوای آزادی‌خواه - ویژه‌نامه ماه محرّم / 3
(سلسله نوشتار‌های مرجع عالیقدر آیت الله العظمی صافی درباره قیام و نهضت حضرت سید الشهدا (ع) /3)

هر نهضت و قيامي كه به منظور ايجاد سازمان نوين و نظام جديد و اصلاحات معنوي و اجتماعي و اقتصادي يا هر مقصد ديگر برپا شود؛ خواه و ناخواه در افكار و اوضاع و احوال جامعه، عكس العمل هایي مساعد يا نامساعد خواهد داشت، خواه منظور قيام كننده حمايت از حقّ و نجات انسان ها و اصلاح امور و برقراري عدالت اجتماعي و كمك به طبقات محروم و ستمديده، دفاع از حريم شرف و فضيلت و آزادي و ساير هدف هاي صحيح و انساني باشد، يا آن كه غرض او از انقلاب، مقاصد شخصي و مادي و هدف هاي سياسي باشد.

البتّه نجاح و پيروزي يك فرد سياسي كه به مصلحت شخصي و براي رسيدن به مقام و منصب تلاش و مبارزه مي‎كند، در اين است كه در قيام سياسي بر حريف غالب و او را از صحنه سياست خارج و مقام مقصود را تصرّف كند و اگر نتوانست به هدف سياسي خود برسد مغلوب و قيامش بي نتيجه خواهد شد و اگر پيروز شود، پيروزي او پيروزي فردي و محدود به همان زمان و دوران رياست و فرمانروائي است.

امّا نجاح و ظفر مصلحين حقيقي، و كساني كه براي حقّ و مصالح عاليه اجتماع قيام مي‎كنند، در اين است كه حقّ، حاكم و مصالح جامعه، تأمين و عدالت بر ظلم، و نظم و قانون بر بي‎نظمي و قانون شكني، غالب و پيروز شود.

اين اشخاص اگر چه نتوانند در ظاهر طرف را مغلوب سازند و از پاي در آورند و در ميدان نبرد حقّ و باطل، جان خود را در راه حمايت از حقّ از دست بدهند؛ امّا واكنش‎هاي طبيعي عمل آنها كه موافق با فطرت پاك هر بشر است، قلوب را به سوي حقّ متوجه مي‎سازد.

فداكاري و علوّ همتشان باعث ميل و گرايش جامعه به خير و صلاح و عدالت و حق پرستي مي‎شود و براي ديگران و آيندگان سرمشق سودمند و علّت قوت احترام حق در نفوس و تنفّر همگان از اهل باطل مي‎گردد.

اين است كه اين مردم، چون براي مصلحت عموم و نجات بشر و طرفداري از حقّ قيام مي‎كنند، در مبارزه‎اي كه آغاز مي‎نمايند شكست نمي‎خورند؛ چه در ظاهر نبرد را ببرند يا ببازند برنده و مظفّر هستند و چون عملشان با حقّ و مصلحت نوع مربوط است و نوع، باقي و حقّ، پايدار است، پيروزي آنان هم جاودان و ابدي است.

برخلاف آن كه عملش راجع به مصلحت فرد باشد كه عمرش كوتاه و ناپايدار است، پس آن مظفريّت جاوداني خواهد داشت و اين كه جنبه فردي دارد، چند صباحي بيشتر باقي نيست.

پس هم از جنبه رواني و هم از جنبه حوادث تاريخي، اين مطلب قابل انكار نيست كه عكس العمل قيام رجال اصلاح و پيشوايان آزادي خواه و حق پرست، عكس العمل مساعد و مثبت و پايدار است.

نتايج و عكس العمل فداكاري بي مانند سيد الشّهداء ‎عليه السّلام از هر جهت موافق و مساعد با هدف و مقصد آن حضرت شد و امام در اين فداكاري و معامله‎اي كه با خدا كرد، نه فقط خسارت و زيان نكرد بلكه آن قدر سود و فايده برد كه غير از خدا كسي حساب و مقدارش را نمي‎داند.

از وقتي حادثه جانسوز كربلا واقع شد، تا حال كسي پيدا نشده كه مايل باشد همكار شمر و حرمله باشد، يا از اعمال آنها متنفّر نباشد، در مقابل در هر عصر و زمان ميليون ها مردم آرزومند بوده و هستند كه از ياران حسين ‎عليه السّلام‎ شمرده شوند.

حال که سخن بدین جا رسید، به مقدار بصيرت و اطلاع ناقص خود به برخی از نتایج و فواید قیام و نهضت حضرت سید الشهدا علیه السلام اشاره خواهیم کرد:

 

1. تقرّب و ارتقاء درجه

يكي از بزرگترين نتايج قيام سيد الشهداء ‎عليه السّلام، ثمرات قرب و ارتقاء درجه آن حضرت در نزد خداوند متعال است.

به طوري كه از احاديث و اخبار استفاده مي‎شود، فداكاري حسين ‎عليه السّلام، و تحمّل آن نوائب و مصائب در راه خدا و نجات دين خدا، نتائج عظيمه و بركات كثيره بخشيد كه زبان و قلم ما از توصيف و تشريح آن عاجز است.

بهتر اين است كه خوانندگان، خود كتاب هاي حديث و مقاتل مانند عوالم، بحار، نفس المهموم و كتاب هاي فارسي مثل ناسخ التواريخ را مطالعه كنند و اخباري را كه در فضيلت  و تقدير از فداكاري حسين ‎عليه السّلام و اصحاب و دوستان و شيعيان و زوّار و گريه كنندگان در مصيبت آن حضرت و انشاد شعر، و گريانيدن و ياد از تشنگي آن شهيد مظلوم در هنگام نوشيدن آب روايت شده بخوانند تا بدانند خداوند متعال حسين ‎عليه السّلام را به چه انعامات عاليه و اكرامات عظيمه مخصوص گردانيده است.

فقط ما براي تيمّن و تبرك يكي از آن احاديث را در اينجا نقل مي‎كنيم:

شيخ صدوق رضوان الله عليه به سند خود از حضرت باقر يا حضرت صادق ‎عليهما السّلام روايت كرده كه پيغمبر ‎صلّي‎الله عليه و آله در خانه امّ سلمه ‎رضي الله عنها‎ بود، و به او فرمود: كسي بر من وارد نشود، در اين اثنا حسين ‎عليه السّلام‎ آمد و امّ سلمه نتوانست او را منع كند، حسين بر پيغمبر ‎صلّي الله عليه و آله وارد شد، و امّ سلمه نيز به دنبال او شرفياب شد، ديد حسين بر سينه پيغمبر است، و پيغمبر گريه مي‎كند، و در دستش چيزي است كه آن را مي‎گرداند، پس فرمود: اي امّ سلمه اين جبرئيل است كه به من خبر مي‎دهد، اين (حسين) مقتول است و اين خاك زميني است كه در آن كشته مي‎شود، آن را نزد خود نگهدار، وقتي كه تبديل به خون شد، حبيب من كشته شده است. امّ سلمه عرض كرد: يا رسول الله از خدا بخواه تا كشته شدن را از او دفع كند، فرمود: خواستم، پس خدا وحي كرد كه براي او درجه‎اي است كه به آن درجه احدي از مخلوق نمي‎رسد، و همانا كه براي او شيعه‎اي است كه شفاعت مي‎كنند، و شفاعتشان پذيرفته مي‎شود، و همانا مهدي ‎عليه السّلام‎ از فرزندان اوست، پس خوشا به حال كسي كه از دوستان حسين ‎عليه السّلام‎ باشد، و شيعيان او به خدا سوگند روز قيامت رستگارند.

 

2. نجات اسلام

مهمترين نتيجه قيام حسين ‎عليه السّلام‎ نجات اسلام از چنگال نقشه‎هاي بني‎اميه است. براي اينكه تأثير نهضت حسيني معلوم شود و بدانيم كه چگونه حيات اسلام و بقاي شريعت، و قرآن رهين فداكاري ابي عبدالله عليه السّلام است، توجه به خطراتي كه از ناحيه بني‎اميه اسلام را صريحاً تهديد مي‎كرد، و مطالعه اجمالي سوابق پرونده بني‎اميه لازم است.

هركس تاريخ اسلام، و حركات بني‎اميه را در جاهليت و اسلام مطالعه كند به وضع خطرناكي كه از جانب آنها اسلام را تهديد به زوال، و انقراض مي‎نمود آگاه مي‎شود.

پيغمبر عظيم الشأن اسلام هم علاوه بر آنچه از آنها در دوران زندگي و دعوت مردم به خدا ديد در روشنائي وحي می دید، خطراتي را نيز كه در آينده از آنها متوجه به اسلام بود مشاهده می کرد و مكرر از آنها خبر مي‎داد، و خداوند اين طائفه خبيثه را در قرآن مجيد «شجره ملعونه» ناميد.

در زمان حضرت سید الشهدا علیه السلام هم که سرنوشت اسلام و مسلمين به دست جوانی بدنام و فاسق و متهتك و مست مانند يزيد افتاد كه صريحاً و علناً پيغمبر اسلام را بازيگر مي‎خواند و معلوم بود که با این سلطنت، فاتحه همه چيز خوانده مي‎شود.

عكس العمل اين وضع در خارج و داخل كشور اسلام بسيار ناپسند و موجب سوء تعبير و اتهام پيغمبر و ضعف اعتقاد و ايمان مردم مي‎شد.

حسين ‎عليه السّلام‎ تصميم گرفت از تمام آن سوء انعكاس ها و انحرافات فكري و ديني مردم جلوگيري كند و معناي دين و خلافت و حكومت اسلامي و هدف دعوت جدّش را به مردم بفهماند.

آن حضرت تصميم گرفت مسلمان ها را از اينكه تحت تأثير اعمال زشت و تلقينات سوء و تبليغات گمراه كننده يزيد و بني اميه قرار بگيرند مصونيت بخشد و احكام قرآن و سنت پيغمبر را زنده سازد.

براي اين كار وسيله‎اي از اين مؤثرتر نبود كه حسين ‎عليه السّلام‎ قيام كرد و از بيعت يزيد امتناع نمود و قبح اعمال و سوء رفتار و گناهان و روش ناپسند او را از مواد بطلان زمامداري و حرمت بيعت اعلام كرد و پايداري و ثبات ورزيد تا كشته شد. و خود را فداي دين خدا و احكام خدا كرد.

بني‎اميه پس از شهادت حسين عليه السّلام‎ از اينكه بتوانند از پشت به اسلام خنجر بزنند و اسلام را از پا در آورند محروم شدند و در نظر زن و مرد و جامعه مسلمين، و در افكار عموم، گروهي ستمگر و پادشاهاني مستبد معرفي شدند كه به زور سر نيزه و شمشير بر مردم مسلط شده و غاصب حقوق ملت و خائن به اسلام هستند.

چیستی قيام امام حسین (ع)
چیستی قيام امام حسین (ع) - ویژه‌نامه ماه محرّم / 2
(سلسله نوشتار‌های مرجع عالیقدر آیت الله العظمی صافی درباره قیام و نهضت حضرت سید الشهدا (ع) /2)

 

چیستی قيام امام حسین عليه السلام
سلسله نوشتار‌های مرجع عالیقدر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف
درباره قیام و نهضت حضرت سید الشهدا علیه السلام (2)

 

 

 

در توصيف قيام مقدس سيدالشّهداء عليه السلام، و شرح نهضت جاودان و پايدار حسيني، زبان و بيان و الفاظ و كلمات ما در هر درجه از فصاحت و بلاغت باشد عاجز و ناتوان است، و بدون شك قيام امام يكي از حوادث بي‎نظيري است كه هنوز پس از سیزده قرن و اندي، اسرار و عظمت و اهميت آن كاملاً آشكار نگشته، و فروغ تجلّي آن خاموش نشده، و انوارش همواره در تابش و لمعان، و راهنماي بشريت بسوي آزادي، و عزّت نفس، و فداكاري، و جهاد در راه مبدء و عقيده و پايداري و مقاومت در برابر باطل و شرك و بشرپرستي بوده و خواهد بود.

مفاهيم عاليه‎اي كه براي پيشبرد مقاصد بلند و هدف‎هاي عالي انساني، و ساختن اجتماع مترقّي از آن استنباط مي‎شود از هيچ نهضت و انقلاب ديگر درك نمي‎شود.

خلاصه اين قيام اين است: در وقتي كه اسلام در چنگال عفريت كفر و شرك، و استبداد بني‎اميّه دست و پا مي‎زد، و قيافه كثيف و وحشتناك ارتجاع در همه جا مسلمانان را نگران و ناراحت مي‎كرد، و احكام خدا مسخره، و سنن دين پايمال، و كاري‎ترين ضربت بر قلب اسلام و نظام اسلام بنام حكومت يزيد وارد شده بود، بزرگترين رهبر و استاد الهي و معلم ربوبي با حدود هفتاد نفر از اهل بيت و خواص، و شاگردان ممتاز و فارغ التحصيل و تربيت ديده دانشگاه خود كه گوش و چشم جهان مانند آنان نديده و نشنيده قيام كرد، جان و مال و فرزندان خود را در طبق اخلاص گذارده، به ياري دين خدا شتافتند، و در جلوی مقاصد تخريبي بني‎اميّه سدّي استوارتر از آهن و پولاد ساختند، و درس‎هايي كه به انسان‎هاي خداپرست و آزادي‌خواه دادند خردمندان را مات و مبهوت، و ارباب بينش و بصيرت را واله و حيران ساخت. درس‌هايي كه فقط يك مشت الفاظ، و عبارات، و سخنراني، و فرياد، و ادّعا نبود. درس‎هاي آنها فداكاري‎هاي فهرمانانه، و از خودگذشتگي‎هاي خالصانه، و تصميم محكم و عزم راسخ بود.

مانند شعله‎هاي آتش بلكه اشعه نور در عمق درياهاي ژرف و بيكران مصائب جانكاه، و امواج خروشان آزمايش و بلا مردانه فرو مي‎رفتند و بر آفاق ابديت، پستي اين زندگي دنيا، و لذايذ جسماني را با قلم‎هاي نوري و زرين ثبت مي‎كردند، و نشان دادند كه جهاد و جانبازي در راه مبدأ و حفظ شرف و كرامت عقيده عزيرتر و گرامي‎تر از زندگي مادي است، و بشر والاتر و برتر از آن است كه اسير و بنده لذت‎هاي فانيه باشد.

اين جهان، و آنچه در آن بود از نعمت‎ها، و كامراني‎ها، و زر و زيوري كه بيشتر خود را بان مي‎فروشند، و براي آن دين و ايمان و شرف را از دست مي‎دهند، علاوه بر عزت و كرامت و شرافت خانوادگي و حسب و نسب و سوابق درخشان بيمانند و اموال و فرزندان كوچك و بزرگ، و بانوان و دختران، و برادران و خواهران، و آنچه بشر به آن دلبستگي پيدا مي‎كند، و متاع حيات دنيا است همه در اختيار حسين عليه السلام، بود و بدون هيچگونه چون و چرا احدي با حسين عليه السلام، هم وزن، و هم طراز نبود، و در جهان پهناور كسي مفاخر او را نداشت. هر چه در اختيار آن حضرت بود، براي بقاء دين فدا كرد، و با خود به قربانگاه كربلا برد، و در راه مبدأ و مقصد مقدس خود از همه چشم پوشيد.

اين قيام و فداكاري از هر ناحيه‎اي براي بشر متضمّن عبرت‎ها و درس‌هايي است كه به فرموده علامه كبير شيخ محمد حسين كاشف الغطا خردمندان در برابر آن خاضع، و در محراب عظمت آن عقول پيشاني خضوع بر زمين ادب گذارده‎اند.

كَالبَدرِ مِنْ حَيْثُ التَفَت وَجَدْتَهُ *** يَهدِي اِلي عَيْنَيكَ نُوراً ثاقِباً

كَالْشَمْسِ فِي كَبَدِ السَماءِ و َنُورُها *** يَغشَي البِلادَ مَشارِقاً وَ مَغارِباً

كَالبَحرِ يَمنَحْ لِلقَريبِ جَواهِراً *** غُرَراً وَ يَبْعَثُ لِلبَعيدِ سَحائِباً([1])

توفيق ابوعلم نويسنده فاضل مصري پس از آن‌كه اباء نفس، و عظمت روح امام را مي‎ستايد، و مي‎گويد جهان‌را از اينكه برايش همتا و شريكي بياورد عاجز ساخت. اقدام و قيام امام را به اينگونه توصيف مي‎كند:

اَقْدَمَ الامامُ الْحُسَينُ عَلَي المَوتِ مُقْدِمَاً لِنَفْسِه وَ اَولادِه، وَ اَطْفالِهِ، وَ اَهْلِ بَيْتِه لِلقَتْلِ قُرْباناً وَ وَفاءً لِدِينَ جَدّهِ صَلَّي اللهِ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم بِكُلِّ سَخاء وَ طِيْبَةِ نَفْس، وَ عَدَمِ تَرَدُد وَ تَوَقَفُ قائِلا بِلِسانِ حالِهِ.

اِنْ كانَ دِينُ مُحَمّد لَمْ يَستَقِم *** اِلاّ بِنَفْسِي ياسُيُوفُ خُذِينِي([2])

و پس از آن‌كه در وصف شجاعت آن حضرت شرحي سخن رانده مي‎گويد:

«وَ هُوَ الَذِي صَبَرَ عَلي طَعْنِ الْرّماحِ، وَ ضَرْبِ السُّيُوفِ، وَ رَمْي السُّهامِ حتّي صارَتِ السّهامُ فِي دِرْعِه كَالشّوَكِ فِي جِلْدِ القُنْفُذِ، وَ حتّي وُجِدَ فِي ثِيابِهِ مِأةُ وَ عِشرُونَ رَمْيَةً بِسَهْم، وَ فِي جَسَدِهِ ثَلاثُ وَ ثَلثُونَ طَعْنَةً بِرُمْح، وَ اَربَعُ وَ ثَلاثُونَ ضَرْبَةً بِسَيْف»

و در پايان مدح و ستايش از اهل بيت امام و همكاري آنها در اين قيام مقدس مي‎گويد:

«فِللهَ درُّهُمْ مِن عُصْبَة رَفَعُوا مَنارَا الفَخْر، وَ لَبِسُوا ثِيابَ العِزّ غَيْرَ مُشارِكيِنَ فِيْها، وَ تَجَلْبَبُوا جِلْبابَ الوَفاء، وَ ضَخَّمُوا اَعْوامَ الدَّهْرِ بِعاصِرِ ثَنائِهِم، وَ نَشَرُوا رَاَيَة المَجْدِ وَ الشَرَفِ تَخْفِقُ فَوقَ رُؤوسِهِمْ، وَ حَلّوُا جِيْدَ الزَمانِ بِاَفعالِهِمُ الجَمِيلَةِ، وَ اَمَسي ذِكْرُهُمْ حيّاً مَدَي الاَحْقابِ وَ الَدهُورِ مالِئاً المَشارِقَ وَ المَغارِبَ، وَ نَقَشوُا عِلي صَفَحاتِ الاَيّامِ سُطُورَ مَدْح و لاتُمْحي، وَ اِنْ طالَ العَهْدُ، وَ عادَسَنا اَنوارِهِم يَمْحُودُجَي الظُّلُماتِ وَ يَعلُوا نَوَر الّشَمسِ وَ الكَواكِب»([3])

و در وصف و ستايش اصحاب امام مي‎گويد:

«وَ اَمّا اَصْحابُهُ فَكانُوا خَيْرَ اَصْحاب فارَقُوا الاهلَ وَ الاْحْبابَ، وَ جاهَدُوا دُونَهُ جِهادَ الاَبْطالِ، وَ تَقَدَّمُوا مُسْرِعينَ اِلي مَيدانِ القِتالِ قائِلينَ لَهُ: اَنْفُسنا لَكَ الفِداء نقيكَ بِايْديْنا وَ وُجُوهِنا. يُضاحِكُ بَعْضُهُمُ بَعْضاً قِلَّةُ مُبالات بِالمَوتِ، وَ سُرُوراً بِما يَصيرُونَ اِلَيهِ مِنَ النِّعَمِ (الي ان قال) وَ اَبْدُوا يَومَ عاشُوراء مِنَ الشَجاعَةِ وَ البَسالَةِ ما لَم يُرَمِثَلُهُ»

اين يك منظر مختصر و كوتاهي است از قيام امام و اهل بيت و اصحاب آن حضرت و از مفهوم عالي و با ارزش آن از نظر يك نفر استاد و دانشمند معاصر از اهل سنت و امّا مناظري كه نويسندگان بزرگ و ادباء و شعراء و خطباء از اين قيام مقدس در قالب اشعار و نثر و نظم ساخته، و پرداخته‎اند بيش از اين است كه جمع‎آوري آن ممكن باشد.

 

[1]. جنة المأوى ص 111، مقاله (التضحية فى ضاحية الطف).

[2]. اهل البيت ص 446 تا 449.

[3]. اهل البيت ص 452.

عنصر پيدايش بزرگترين نهضت
عنصر پيدايش بزرگترين نهضت - ویژه‌نامه ماه محرّم / 1
(سلسله نوشتار‌های مرجع عالیقدر آیت الله العظمی صافی درباره قیام و نهضت حضرت سید الشهدا (ع) /1)

 

عنصر پيدايش بزرگترين نهضت

سلسله نوشتار حضرت آيت الله العظمي صافي گلپایگانی مدظله العالی

به مناسبت ماه محرّم الحرام (1)

 

 

 

 

حسين عليه السّلام خطاب به برادرش محمد بن علي معروف به محمد حنفيه آخرين وصيت‌هاي خود را نگاشت و در آن وصيّت، فرمود: «اِنَّما خَرَجْتَ لِطَلَبِ الاِصْلاحِ في اُمَّةِ جَدّي مُحَمَّد - ‎صلّي‎الله عليه و آله وسلّم‎- اُريدُ اَنْ آمَرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَنْهي عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اَسيرُ بِسيرَة جَدّي وَ اَبي عَلِي ابْنِ اَبي طالِب...»

 

مواد برنامه قيام حضرت

در اين جمله ها، حسين عليه السّلام‎، علّت قيام و برنامه كار خود را در چهار مادّه اعلام كرد: 1. اصلاح امور امّت. 2. امر به معروف. 3. نهي از منكر.4. پيروي از روش جدّش پيغمبر صلّي‎الله عليه و آله و پدرش علي ‎عليه السّلام‎.

 

بقاي شريعت مرهون امر به معروف و نهي از منكر

يكي از واجبات بزرگ و فرايض مهمّ اسلامي كه شرعاً و عقلاً اهميت آن معلوم گشته و تأكيدات فراواني نسبت به آن شده و بقاي احكام و شريعت، وابسته به آن است، امر به معروف و نهي از منكر است.

اين حكم، نمونه‎اي از احكام عالي و ترقّي بخش اسلام است و به تمام افراد حقّ مي‎دهد كه اجراي احكام را از همه و هر كس مطالبه كنند و با معصيت و خلاف قانون شرع مبارزه نمايند و يك فرد عادي را موظّف و مأمور مي‎سازد كه در اجراي حدود و احكام و حسن جريان امور نظارت نمايد و در حقيقت اين حكم، ضامن اجراي قوانين اسلام است و عزّت و آبروي مسلمانان در گرو عمل به اين حكم است و ذلّت و بيچارگي آنها راجع به ترك اين واجب است.

حسين ‎عليه السّلام‎ هم كه ناظر اوضاع ناهنجار اجتماعي و سياسي مسلمين بود، علاوه بر آن كه مانند يك فرد از مسلمانان تكليف داشت امر به معروف و نهي از منكر نمايد، از نظر مقام و موقعيت و محبوبيت خاصي كه در بين مسلمين داشت، تكليفش سنگين‎تر بود.

 

نگاه مردم در رفع ناهنجاري ها به زمامداران

چشم همه مسلمين به آن حضرت - كه به رهبري معنوي و اسلامي مسلّم بود- دوخته شده و اكثريت مردم پيش خود مي‎گفتند در صورتي كه حسين عليه السّلام در برابر اين اوضاع، مصلحت را در سكوت بداند تكليف ديگران معلوم است؛ زيرا كسي از حسين ‎عليه السّلام بيناتر به اوضاع و داناتر به احكام نيست. چه كسي از حسين سزاوارتر به مبارزه با اين همه منكرات بود؟

حسين ‎عليه السّلام وظيفه داشت و مكلّف بود كه براي نهي از منكر بپا خيزد و عالم اسلام را بيدار كند و با بذل جان خود و يارانش بزرگترين ضربت كاري را بر پيكر نحس و نجس حكومت بني اميّه وارد سازد.

حسين به شدّت مسئوليتي را كه داشت احساس مي‎كرد و در ضمن خطبه‎ها و بياناتي كه مي‎كرد، اين مسئوليت بزرگ را براي مردم شرح مي‎داد.

 

عمل حسين عليه السلام، حجّت است

اگر كسي بگويد در چنان وضعي كه براي آن حضرت پيش آمده بود، شرايط وجوب امر به معروف موجود نبود، زيرا از جمله شرايط آن احتمال تأثير است كه معلوم بود يزيد و پيروانش نه از حكومت كنار مي‎روند و نه از روش خود دست بر مي‎دارند، و شرط ديگر آن نيز امن از ضرر است كه آن هم موجود نبود.

پاسخ اين است كه ما شرايط احكام و خصوصيات و فروع آن را بايد از حسين ‎عليه السّلام‎ استفاده كنيم و استوارتر دليل بر جواز شرعي هر عملي اين است كه حسين ‎عليه السّلام آن را انجام داده باشد، و به عبارت ديگر، گفتار و رفتار آن حضرت از ادلّه احكام شرعيه است.

پس فرضاً اگر دليلي كه دلالت بر اشتراط امر به معروف به احتمال تأثير و امن از ضرر دارد، به عموم يا اطلاق شامل اين مورد هم بشود، همان اقدام حسين عليه السلام، مخصِّص يا مقيِّد آن خواهد بود، و مي‎فهميم كه در اين مورد دو شرط نام برده در وجوب دخالت ندارد و بايد امر به معروف و نهي از منكر نمود هرچند احتمال تأثير داده نشود و معرض ترتب ضرر هم باشد.

همچنين مسلّم نيست كه شرعاً در هر مورد، وجوب امر به معروف و نهي از منكر، مشروط به امن از ضرر باشد بلكه مي‎توان گفت در بعضي موارد عكس آن ثابت است و بايد اهميت مصلحت امر به معروف و نهي از منكر را با ضرر و مفسده‎اي كه از آن متوجّه مي‎شود سنجيد، اگر مصلحت آن اهّم و شرعاً لازم الاستيفا باشد، مثل بقاي دين، تحمّل ضرر لازم و ترك امر به معروف جايز نيست.

به بيان ديگر: فرق است بين امر به معروف و نهي از منكرهاي عادي و معمولي كه غرض بازداري اشخاص از معصيت و مخالفت، و واداري آنها به اطاعت و انجام وظيفه است، و بين امر به معروف و نهي از منكري كه جنبه عمومي و كلّي داشته و احياي دين، بقاي احكام و شعائر به آن وابسته باشد و ترك آن موجب خسارت ها و مصائب جبران ناپذير و قوّت كفار و تسلط آنان بر مسلمانان شود، مثل آن كه در عصر حكومت يزيد مليّت جامعه اسلام در خطر تغيير و تبديل به مليّت كفر واقع شده بود و اوضاع و احوال نشان مي‎داد كه به زودي دين از اثر و رسميت افتاده و فاتحه اسلام خوانده مي‎شود. در صورت اول امر به معروف و نهي از منكر مشروط به امن از ضرر است و در صورت دوم وجوب، مشروط به امن از ضرر نيست و بايد با احتمال تأثير و عدم ترتب مفسده بزرگتر، دين را ياري كرد و خطر را از اسلام دفع نمود اگر چه به فدا كردن مال و جان برسد.

در دنياي معاصر هم بيشتر مللي كه توانسته‎اند بندهاي اسارت خويش را پاره كنند و به آزادي و استقلال برسند براي مبارزه همين راه را انتخاب كردند، با فداكاري و تحمّل ناملائمات و دشواري ها و متاعب و تهييج احساسات، دشمنان خود را در افكار محكوم و پايه‎هاي تسلّط و نفوذ آنان را متزلزل و به تدريج ساقط مي‎سازند و در اين مبارزات آن افرادي كه پرچم به دست گرفتند پيروز شدند و خون هايشان بهاي آزادي جامعه و برافتادن نفوذ بيگانه است، و اين پيكار را اگر چه نتيجه‎اش در آينده ظاهر مي‎شود، موفقيت آميز و افتخار مي‎شمارند، زيرا غرض رياست و حكومت نيست بلكه هدف، اصلاح و نجات جمعيت است.

مردان خدا نيز براي هدف هاي عالي انساني و الهي خود، گاهي چنين مبارزاتي دارند، يعني با اينكه مي‎دانند دشمنان خدا خونشان را مي‎ريزند و سرشان را بالاي نيزه مي‎كنند ولي باز هم براي نجات اسلام و توحيد، پيكار و جهاد مي‎نمايد تا عكس العمل قيام آنها به تدريج مردم را بيدار، و مسير تاريخ را عوض كند.

 

 خطرات عليه اسلام و ايثارگري حسين عليه السلام

حسين عليه السّلام با وضعي كه پيش آمده بود، و احكام قرآن و موجوديت اسلام را شديدترين خطرات تهديد مي‎كرد، و آينده اسلام تاريك و مبهم، بلكه معلوم بود كه به زودي خورشيد نوراني اسلام غروب، و دوران شرك و جاهليت بازگشت خواهد كرد، نمي‎توانست با در نظر گرفتن احتمال يا قطع به ضرر، دست روي دست بگذارد و در خانه بنشيند و ناظر اين مصيبات براي عالم اسلام شود.

در مقابل چنين خطر و منكري حسين ‎عليه السّلام بايد بپا خيزد، و دفاع كند و سنگر اسلام را خالي نگذارد هرچند خودش و عزيزانش را بكشند، و خواهران و دخترانش را اسير كنند، زيرا حسين بقاي اسلام و بقاي احكام اسلام را از بقاي خودش مهمتر مي‎دانست، پس جان خود را فداي اسلام كرد.

شرط احتمال تأثير هم موجود بود بلكه حسين ‎عليه السّلام يقين به تأثير داشت و مي‎دانست كه نهضت و قيام او، اسلام را حفظ مي‎كند و حركت او ضامن بقاي دين خواهد بود.

مي‎دانست كه شهادت او و اسارت اهل بيت ماهيّت بني‎اميّه و عداوت هاي آنها را با اسلام و شخص پيغمبر آشكار مي‎سازد و عكس العمل قتل او ريشه‎هاي اسلام را در دلها استوار كرده و حسّ تمرّد و سرپيچي از اوامر امويين را در همه ايجاد مي‎نمايد و احساسات اسلامي و شعور ديني مردم را بيدار و زنده مي‎كند.

پس معلوم شد كه امر به معروف و نهي از منكر حسين ‎عليه السّلام از نظر قواعد عمومي و فقهي نيز لازم و از واجبات بوده است و حسين ‎عليه السّلام در راه اداي اين تكليف از جان خود و عزيزترين و لايق ترين جوانان و برادران و ياران چشم پوشيد و همه را فداي مقاصد بزرگ و عالي اسلامي كرد، و با اينكه سيل مصيبات به سوي او هجوم آورد ثابت و پايدار ايستادگي كرد، و از دين و هدف خود دفاع نمود.

 

 

 

غديريان منتظر، بايستگی ها و شايستگی ها
سلسله نوشتار حضرت آيت‌الله العظمی صافی به مناسبت دهه مباركه ولايت/6

الْحَمْدُللهِ الَّذی جَعَلَنا مِنَ المُتَمَسّكینَ بِولایةِ أمِیرالْمُؤْمِنینَ وَ الأئمة الطّاهِرینَ عَلَیهِمُ‌السَّلامُ

سلام و درود بر غدیریان كه در طول اعصار، در بیش از چهارده قرن، همواره در تمسّك به قرآن و عترت پایداری كرده، در برابر ظلم‌ها، ستمگری‌ها، استكبار، استضعاف و استعلای جبّاران، عرض وجود نموده و ثابت و مقاوم در سنگر ولایت، این حصن حصین الهی، از اسلام و مقاصد اسلام، از حقّ و عدالت دفاع نموده‎اند.

 

چند توصیه به غدیریان منتظر.

 

گوارا باد بر شما این افتخارات بزرگ ای پسران و دختران ابوذر، عمار، حجر، رشید و میثم تمار و ای پاسداران و وارثان خون شهدای بدر، احد و شهدای كربلا، ای مردان رشید، و ای جوانان سربلند، و ای بانوان عفیف و فداكار، و در یك كلمه ای غدیریان!

 

* گذشته‌هاى پر افتخار خود را فراموش نكنید.

 

به خود ببالید و بنازید، و گذشته‎های پر از عزّت، افتخار، شهامت و فداكاری در راه حق و استقامت خود را فراموش نكنید. شما چه خون‌های پاك و چه جوان‌های پاك‌بازی را برای اسلام و دین نثار كرده و قربانی داده‎اید.

 

 

* به آداب و سنن اسلامى ملتزم باشید.

 

ما همه مسلمان و شیعه اهل بیت علیهم‌‎السّلام هستیم. جاهلیت‎های قبل از اسلام، جاهلیت عرب، جاهلیت عجم، همه ملّی‎گرایی‎ها و در یك عبارت جاهلیت اولی را پشت سرگذارده و به آگاهی اسلامی و رشد و شعور ایمانی رسیده، از محمد و علی و از تهلیل و تكبیر و از قرآن و توحید، هویت، فرهنگ و شخصیت گرفته‎ایم، این هویت را باید با التزام به آداب و سنن اسلامی حفظ كنیم. مبارزه شیعیان با جاهلیت، ارتداد و ارتجاع، از صفحات زرّین و درخشان تاریخ اسلام است.

 

* استقلال و هویت اسلامى را حفظ كنید.

 

جوانان عزیز، غیرتمندان شكست ناپذیر!
شما در طول تاریخ پر از حوادث اسلام، همواره افتخار آفرین بوده‎اید. امید آن است كه بیشترین یاوران امام زمان ارواح العالمین له الفداء هم شما باشید. این شمایید كه باید سنگرها را نگهدارید. در هر شرایط و در هر كجا هستید، در دانشگاه‎ها، در مراكز تعلیم و تربیت، در جوامع فرهنگی، در سازمان‌ها و نهادها، روش، رفتار، آداب، لباس و كلّ مظاهر اجتماع، استقلال و هویت اسلامی را حفظ كنید.

 

* تمدّن اسلامى را گسترش دهید.

 

برای ترقّی، تعالی و بازیابی عزّت، مجد و عظمت‌های دیرین اسلامی تلاش كنید. تمدّن و فرهنگ اسلامی را كه چهارده قرن در جهان درخشیده گسترش دهید. نسل معاصر مسلمان، خصوص نسل جوان، در برابر اسلام و این تمدن عظیم و پهناور محمدی مسئول است.

 

این تمدّنی است كه با تمام كوشش‌هایی كه ابر طاغوتیان شرق و غرب برای محو آن دارند، اكنون همه شئون زندگی بیش از یك میلیارد جمعیت جهان زیر پوشش آن قرار دارد و اندیشه احیای آن، خواب آرام را از دشمنان اسلام می‎گیرد و برای مقابله با اسلام‎گرایی، لاییك‎گرایی را تشویق و ترویج می‎نمایند، و تمدن‌های استبدادی و فرهنگ‌های قبل از اسلام را در جوامع اسلامیر مطرح می‎كنند، زیرا از احیای اسلام و خودآگاهی مسلمانان ترس و وحشت دارند و با انواع توطئه‎ها، ترفندها و سیاست‌ها، نهضت اسلام‎گرایی، عزّت‎خواهی و استقلال‎طلبی مسلمانان را می‎كوبند.

 

در كشورهای مختلف اسلامی، به بهانه ملیت و مردم‌سالاری تلاش می‎كنند كه این غرور و این آگاهی اسلامی را سركوب و صدای اسلام، اذان و تكبیر را خاموش، شعائر دین، حجاب، چادر بانوان و سنّت‌های اسلامی را منسوخ سازند و غرب‎گرایی را در مظاهر فسق و فجور، ترویج موسیقی، نوازندگان، خوانندگان جشنواره‎ها و مسابقات مبتذل رایج نمایند.

 

* در مقابل اسلام‌زدایى دشمن به هوش باشید.

 

شما ای شیعیان علی، ای جوانان غدیری و ای بانوان زهرایی و زینبی!
به هوش باشید. به هوش باشید كه دشمن ما و به اصطلاح ابرقدرت‌های جهان در هیچ سیاستی مثل سیاست اسلام‎زدایی و مبارزه با اسلام‎گرایی اتفاق نظر ندارند و با نقشه‎های دقیق و حساب‌شده و فشار اقتصادی می‎خواهند این میل به اسلام و بازگشت به اسلام را منكوب و سركوب كنند.
به هوش باشید و دین خدا را یاری نمایید و با توكل و اعتماد به خدا، از فتنه‎های بزرگ آخر الزمان خود را بیمه نمایید.

 

* از رجوع و استقبال به جاهلیت اولى و آینده بپرهیزید.

 

نه به سوی جاهلیت اولی برگردید و نه از جاهلیت آینده، كه همین مكتب‌های لاییكی است، استقبال نمایید. باید نشان بدهیم و ثابت كنیم كه دین، ملّیت، قانون، سیاست، نظام، حكومت، فرهنگ و دنیا و آخرت ما اسلام است:
« لانَبْتَغی غَیرَهُ؛ لانِظاماً وَ لاسِیاسَةً وَ لاوَطَناً » و ( مَنْ یبْتَغِ غَیرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرین ) (1)

 

* على علیه‌‌السّلام را الگوى خویش قرار دهیم.

 

بیایید در غدیر، خود را به علی علیه‎السّلام، به رفتار علی، به گفتار علی و به اخلاق علی عرضه كنیم. از آن حضرت درس و سرمشق بگیریم.
آیا در كمك به مستضعفان و محرومان در راه علی می‎رویم؟ آیا در لباس و غذا، در مظاهر زندگی، در ساده‎زیستی و بی‌تكلّفی، نشانی از علی علیه‌السّلام داریم؟ آیا می‎خواهیم با این تجمّل‌پرستی‎ها و اسراف و تبذیرها، با این جدا بودن از طبقات محروم، شیعه راستین علی علیه‌‎السّلام باشیم؟
اگر عدالت علی علیه‌السّلام، زهد علی علیه‎السّلام، شجاعت علی علیه ‎السّلام، حلم و صبر علی علیه ‎السّلام، حق‎پرستی علی علیه ‎السّلام، تواضع علی علیه‎السّلام و سایر فضایل بزرگ علی علیه‌‎السّلام ما را شیفته و دلباخته او كرده است، باید از این اخلاق بی بهره نباشیم. خود آن حضرت فرمود: « أَلَا وَ إِنَّ‏ لِكُلِ‏ مَأْمُومٍ‏ إِمَاماً یقْتَدِی بِهِ وَ یسْتَضِی‏ءُ بِنُورِ عِلْمِه‏ » (2)

 

* پیرو مكتب علوى و فاطمى باشید.

 

سعادت ما و ترقّی و تعالی ما، در پیروی از مكتب علی و فاطمه زهرا سلام‌الله علیهما است؛ همان بانویی كه وقتی این سؤال مطرح شد كه برای زن چه روش و سیره‌ای بهتر و شایسته‎تر است (3)، آن جواب تاریخی را داد كه تا قیامت سرمشق زنان مؤمنه شد، همان بانویی كه به اقتضای آن ضرورت بسیار بزرگ، وقتی لازم شد به مردم هشدار دهد و خطر ارتجاع و ارتدادی كه پیش آمده بود را گوشزد كند، و اصول احكام، معارف اسلام و مبانی دین مبین را ابلاغ كند و زحمات پدر بزرگوارش و هدایت‌های او را بیمه نماید، با آن جلال و شكوه، در حالی كه خواتین و خانم‌های معظّمه، پروانه‌وار شمع وجودش را احاطه كرده بودند، در آن شرایط سخت هم از پشت پرده با مردم سخن گفت.

 

اگر به دنیا هرچه بگذرد و هر چه در صنایع و تكنیك پیش برود و كفر لاییك و انكار حاكمیت الله جهانگیر شود، خط شیعه، خط علی و زهرا است و در یك كلام، حرفش، كلامش، قانونش و میل دلش، همه تابع اسلام است.
ایمانش برگرفته از مثل این حدیث است كه از حضرت رسول صلّی‌الله علیه و آله روایت است و ما این پیام را به آن ختم می‎كنیم: « لا یكُونَ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتّى یكُونَ هَواهُ تَبَعاً لِما جِئْتُ بِهِ وَ لا یزیغُ عَنْهُ » (4).

 

 

پی نوشت ها:
. سوره آل عمران، آیه 85.
2. نهج البلاغة صبحی‌صالح، نامه 45.
3. اشاره به روایت «خَیرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ‏ لَا یرَینَ‏ الرِّجَالَ‏ وَ لَا یرَاهُنَّ الرِّجَالُ»/وسائل الشیعة، جلد 20، باب 129، حدیث 25510.
4. فتح الباری ابن حجر عسقلانی، جلد 13، صفحه 245.

نصوص جليّه و خفيّه ولايت علوی
سلسله نوشتار حضرت آيت‌الله العظمي صافي به مناسبت دهه مباركه ولايت/2

غدير، خاستگاه انصّ و معتبرترين نصوص صريحه بر ولايت و خلافت بلافصل حضرت اميرالمؤمنين عليه‌السّلام است. علاوه بر نصوص غدير، نصوص صريحه بسياري بر اين ولايت عظمي در كتاب و سنّت وجود دارد كه اگرچه بسيار است امّا همه اين نصوص در يك تقسيم بر دو بخش مي‌باشد: نصّ جلي و نصّ خفي.
نصوص جليّه
نصوص جليّه قرآنيه، مثل آيه كريمه مباهله(1)، و آيه شريفه (إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ الله)(2) و سائر آيات است كه شماري از آنها را در كتاب شريف "خصائص الوحي المبين في مناقب اميرالمؤمنين عليه‌السّلام" ابن بطريق با سندهاي معتبر از محدّثين و ارباب جوامع، صحاح و مسانيد عامّه روايت نموده است.
نصوص جليّه متواتره نبويّه هم، مانند حديث مشهور منزلت(3) و احاديث ديگر است كه اعظم، اشهر و اتمّ آنها، حديث شريف غدير، آن ابلاغ و اعلام عام است كه در تاريخ حيات رسالت رسول اكرم ‌صلّي‌الله عليه و آله مانند آن همايش بزرگ، روزي عظيم‌تر و رسمي‌تر نيست، همايشي كه همه‌ سران اصحاب و خيل انبوه حاج - كه تا آن روز مثل آن سابقه نداشت- در آن حضور داشتند.
هر دو آغاز است و هر دو يوم الله الاكبر است. براي اين دو روز، روز سوم، روز ظهور مصلح يگانه آخر الزمان، منجي عالم بشريت، عدل كل و موعود رسل، حضرت قائم آل محمد صلوات‌الله عليهم اجمعين است.

حديثِ فراتر از تواتر غدير، از أنصّ نصوص جليّه است كه در جهت كثرت روات از صحابه، تابعين و تابعين تابعين و همه جهات اعتبار، حديثي برتر از آن وجود ندارد از كتاب‌هاي مربوط به اين حديث و اسناد و الفاظ آن به تنهائي كتابخانه‌اي بزرگ تشكيل مي‌شود.
* نصوص خفيّه
نصوص خفيّه نيز در كنار نصوص جليّه، موقعيتي بسيار ارزشمند و محكم دارند و ولايت و خلافت بلافصل اميرالمؤمنين عليه‌السّلام و سائر ائمه طاهرين عليهم‌السّلام را اثبات مي‌نمايند.
بخش نصوص خفيّه، بخشي وسيع و جامع است. كتاب «اَلفين» علامه حلّي رضوان‌الله تعالي عليه را مي‌توان دو هزار دليل از اين ادلّه خفيّه شمرد.
در عين حالي كه اين نصوص را خفيّه عنوان مي‌نمايند، هيچ خفائي در دلالت آنها بر ولايت ائمه طاهرين ‌عليهم‌السّلام مخصوصاً اميرالمؤمنين عليه‌السّلام نيست. از اين نصوص خفيّه، آيات قرآنيه‌اي است كه به طور استفهام همه را مخاطب قرار داده است، مثل
(أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لاَ يَهِدِّي إِلّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ)(6) يا (مَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَ الْبَصِير)(7) و يا  (هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ)(8)
از اين آيات به وضوح، از نظر اظهر مصاديق، احقّ‌بودن اميرالمؤمنين عليه‌السّلام به امر خلافت، امامت و هدايت استفاده مي‌شود. پيام همه اين است، بينا نه كور، عالم نه جاهل، فاضل نه مفضول، علي عليه‌السّلام نه ديگران.
* اصل عقلائي تفضيل فاضل بر مفضول
موضوع تفضيل فاضل بر مفضول و افضل بر فاضل و تقبيح تفضيل فاضل بر افضل و مفضول بر فاضل، موضوع آيات متعدد قرآن كريم و روايات بسيار اهل بيت عليهم‌السّلام و مواردي از احكام واجب و مستحب است و از هدايت‌هاي مهمّ‌ قرآني و روائي است، و در همه امور مخصوصاً در ولايت‌ها و اختيارات يك اصل است كه هر مسلمان و هر شخص خردمندي، بايد آن را برنامه قرار دهد و در انتخاب، اصلح را بر صالح و اليق را بر لايق برگزيند و اجمالاً بر حسب فطرت هم، بشر - اگر غرض‌هاي ديگري در بين نباشد- به آن عمل مي‌نمايد، رعايت اين تعليمات و ارشادات در اصل نظام ديني و ولائي و خلافت پيغمبر اكرم عليه‌و آله السّلام از اهمّ مطالب و واجبات است.
به همين اصل، شخص امام عليه‌السّلام اشاره فرموده و همه را مخاطب قرار داده است:
«أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهَذَا الْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَيْهِ وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللهِ فِيهِ»(9) و فرموده است: «إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِالْأَنْبِيَاءِ أَعْلَمُهُمْ بِمَا جَاءُوا بِهِ»(10)
بر اين اساس و بر حسب اين آيات و روايات، يگانه‌شخصيّتي كه پس از پيغمبر اكرم صلّي‌الله عليه و آله؛ چه در حيات آن حضرت و چه بعد از آن، واجب الاطاعة و صاحب ولايت امر و منصوص من الله مي‌باشد، اميرالمؤمنين عليه‌السّلام است، به قول جاحظ كه در يكي از رساله‌ها به اين مضمون مي‌گويد: آنچه در اسلام، رأس فضائل، مكارم و مقامات است، چهار چيز مي‌باشد: ايمان به خدا، علم و دانائي، زهد و پرهيزكاري، و جهاد در راه دين و في سبيل الله.
سپس مي‌گويد: از تمام علماء اسلام، اگر از كسي بپرسيم كه اسبق و اكمل در ايمان كيست؟ اولين كسي را كه بر مي‌شمارند علي ‌عليه‌السّلام است و اگر درباره اعلم از همه اصحاب پيغمبر صلّي‌الله عليه و آله سؤال كنيم، اول شخصي را كه معرفي مي‌كنند علي‌ عليه‌السّلام است و اگر از آنها كه در راه دين جهاد كردند و اسلام از بركت جهاد آنها برپا شد سؤال كنيم، باز هم، همه، اول علي عليه‌السّلام را نام مي‌برند كه تنها ثواب يك جهاد او از عبادت امّت تا روز قيامت بيشتر است و اگر از زهّاد صحابه و كساني كه دنيا را ترك كرده و فريفته دنيا نشده باشند سؤال كنيم، همه، اسم علي‌ عليه‌السّلام را مي‌برند كه يك لحظه به دنيا نظر نفرمود.
غرض اين‌كه، دعوت اسلام، دعوت قرآن و دعوت تمام انبياء، دعوت به افضل و تقبيح تفضيل مفضول بر فاضل است كه اصل و پايه محكم اعتقاد شيعه، مصداق تفضيل افضل بر فاضل است و مصداق دوم، عقيده ديگران است، كه نصوصِ به اصطلاح خفيّه بر بطلان آن دلالت دارد و شناخت مصداق و مصاديق آن را به خود عرف واگذار كرده است.

پي نوشت ها:
. سوره آل عمران، آيه 61.
2. سوره مائده، ‌آيه 55.
3. ارشاد مفيد، جلد 1، صفحه 156؛ بحار الأنوار، جلد 21، صفحه 208، تاريخ طبرى، جلد 2، صفحه 368؛  الكامل في التاريخ ابن اثير، جلد 1، صفحه 306؛ سيره ابن هشام، جلد 4، صفحه 163.
4. مستدرك الوسائل، جلد 12، باب 31،‌ حديث 14094.
5. بحار الأنوار، جلد 26، باب 5، حديث 47.
6. سوره يونس، آيه 35.
7. سوره فاطر، آيه 19.
8. سوره زمر، آيه 9.
9. نهج البلاغة صبحي صالح، خطبه 173.
10. همان، حكمت 96.

 

نسيم الهي
ويژه‌نامه عيد قربان

 عيد قربان، روز اميد(فرازهاي مهمي از خطبه اميرالمؤمنين عليه‌السلام در عيد قربان)
بدانيد كه حرمت امروز بزرگ است. به بركت و بخشش و آمرزش در اين روز، اميد بسيار است.
پس بسيار به ياد خدا باشيد و براى رسيدن به ثواب توبه و بازگشت به سوى خدا و تضرع و زارى و ناله و فروتنى را پيشه خود سازيد، زيرا خداى مهربان و دوست، توبه بنده را قبول نموده و گناهانش را ببخشايد نيكو عبادت كنيد و گواه به حق باشيد و ميل و رغبت داشته به آنچه خداوند از واجبات بر شما فرض و واجب قرار داده و امر به معروف و نهى از منكر نمائيد و ياور و پشتيبان ضعيف باشيد و مظلوم را يارى نمائيد و دوست ستمكار و شكاك را با قدرت بگيريد و به زنان خود و غلام و كنيز نيكى كنيد و در گفتار خود راستگو باشيد و امانت را به صاحبش برگردانيد و به عهد و پيمان وفادار باشيد و در عدالت و دادگسترى پابر جا باشيد. كيل و ميزان را به درستى بپردازيد.
به درستى در راه خدا جهاد نمائيد و زندگى كوتاه دنيا، شما را فريب ندهد و فريب شيطان را نخوريد.

(فرازي از خطبه اميرالمؤمنين عليه السلام در روز عيد قربان)

 

 

نجواي عاشقانه
بارپروردگارا! امروز، روزي مبارك است. گدا، جوينده، مشتاق و بيم‌ناك همگي در محضر تو حضور دارند و تو نيازهايشان را مي‌بيني.
بارخدايا! من به تو نيازمند و تو از من بي‌نياز هستي. و هرگز خيري به دست نياورده‌ام مگر از سوي تو.
و براي آخرت و دنيايم، چشم اميد به كسي غير تو ندارم.

(فرازي از صحيفه مباركه سجاديه)

 

 

اعمال شب و روز عيد
شب عيد قربان را كه درهاي آسمان تا صبح به روي بندگان خدا گشوده است پاس مي‌داريم. و در اين شب عزيز، رو به سوي حريم ملك پاسبان امام خوبان حضرت سيدالشهدا‌عليه‌السلام مي‌نماييم و زيارت‌نامه مي‌خوانيم. و با همان حال تضرع و نياز به سوي خداوند بي‌نياز، دعاي شريف يا دائم الفضل علي البرية را زمزمه مي‌كنيم.
صبح اين عيد بزرگ، با آب طاهر، آلودگي‌هاي ظاهر و باطن را شست‌وشو مي‌دهيم و با غسل به سوي مصلاي نماز عشق به راه مي‌افتيم.
نماز ملكوتي عيد قربان را در صفوف ‌بهم‌پيوسته مؤمنان و با قلب‌هايي لبريز از شوق به سوي معبود به‌پا مي‌داريم و دعاي شريف ندبه، اين دعاي ضجه و زاري از هجران يار را نجوا مي‌كنيم.
و نيز صحيفه مباركه سجاديه را در دستان رو به آسمان مي‌گيريم و مي‌خوانيم دعاي حضرت زين العابدين عليه آلاف التحية‌ و الثنا را در اين عيد شريف.
در اين روز عزيز، حيواني را كه نماد نفس خويش است به سوي قربان‌گاه مي‌‌بريم و با ذبح آن، نفس خويش را در درگاه الهي قرباني مي‌كنيم و اولين خوردني آن روز را از گوشت آن قرار مي‌دهيم.
.... و سرانجام با پرونده‌اي درخشان از انوار الهي دعا و پيروزي در جهاد اكبر، يعني جهاد با هواهاي نفساني و قرباني نفس امر كننده به بدي‌ها، اين روز عزيز را به پايان مي‌رسانيم به اميد آن‌كه به رضوان ‌خداوند نايل گرديم.

دوشنبه / 22 شهريور / 1395
ازدواج؛ صیانت‌بخش جامعه از انحطاط؛ نوشتار آیت الله العظمی صافی گلپایگانی بمناسبت اول ذی الحجة ‌الحرام
نوشتار آیت الله العظمی صافی گلپایگانی بمناسبت اول ذی الحجة ‌الحرام

بسم الله الرحمن الرحیم

 

قال الله تعالی: (وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً) (1)

* سالروز مصاهرت رحمانی

با تقدیم عرض تبریک سال‌روز ازدواج ملکوتی و پیوند قدّوسی بانوی بانوان جهان و سیده نساء عالمیان حضرت فاطمه زهرا عصمة الله الکبری با حضرت خلیفة الله العظمی امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیهما به پیشگاه اقدس ذخیرة الله و بقیّته مولانا المهدی ارواح العالمین له الفدا، این آیات شریفه را که بیان تجلیل و تکریم ذات مقدّس ربوبیت و الوهیت عزّ اسمه از این مصاهرت رحمانی و ربّانی است به همه برادران و خواهران ایمانی با شاد‌باش‌های مشحون به معانی ولائی هدیه می‌نمایم:

(هُوَ الَّذی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ کانَ رَبُّکَ قَدیراً) (2) و (مَرَجَ‏ الْبَحْرَیْنِ‏ یَلْتَقِیانِ‏ بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ) (3)

 

* هشدار به آنان که می‌توانند

و سپس فرصت را غنیمت شمرده، به همگان، به همه خانواده‌ها، به همه پدران و مادران، به همه جوانان عزیز پسران و دختران و به همه کسانی که می‌توانند به این هشداری که به عرض می‌رسانم پاسخ مثبت بدهند، ‌به نویسندگان، به روزنامه‌نگاران، به گویندگان و وعّاظ و کسانی که می‌توانند نسل حاضر را هدایت نمایند، به آنان که با کمک‌های اقتصادی و مادّی توان اقدام و فداکاری دارند هشدار می‌دهم که پدیده بی‌رغبتی جوانان دختر و پسر به ازدواج، صیانت جامعه، عزّت و اخلاق جامعه، بنیاد مقدّس خانواده و عائله و آسایش روحی جوانان را تهدید می‌نماید.

 

* کمرنگ‌شدن سنّت ازدواج، علامت نقص جامعه

سنّتی که در اسلام تا حدّی بر آن تأکید شده است که رسول اکرم صلّی‌الله علیه و آله در شأن و قدر آن می‌فرماید: «النِّکَاحُ‏ سُنَّتِی‏ فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی»‏(4) باید در جامعه اسلامی مورد تشویق و ترویج باشد.
این همه جوان پسر و دختر بی‌همسر، مناسب شأن و اخلاق اسلامی نیست. پسران و دختران بدون همسر هر چه بیشتر شود، علامت نقص اجتماعی است و هر چه کمتر باشد، علامت کمال جامعه و التزام به اخلاق اسلامی است.
نامه‌های بسیاری از این جوانان به ما می‌رسد که بسیار ناراحت‌کننده است. غریزه جنسی از قوی‌ترین غزائر است و باید به آن پاسخ داده شود.

 

* والدین مسئول هستند

پدران و مادران مسئولند. برنامه‌ها را باید آسان گرفت، شرایط باید در کمال اختصار باشد. در روایات است که اگر به کسی که دین و اخلاق او پسندیده باشد و به خواستگاری آمد و به عبارت دیگر کفو بود، جواب نفی بدهید، معرض فتنه و فساد بزرگ در زمین است.(5) از عبادات بسیار بزرگ، سعی در ازدواج پسر و دختر و بنیادسازی و تشکیل عائله است که این کار خدمت به امنیّت جامعه می‌باشد.

 

* رویگردانی از ازدواج، فاجعه ای خطرناک

اینجانب با اطّلاعاتی که دارم این روی‌گردانی از ازدواج را بسیار خطرناک می‌دانم. در اسلام، سعادت جوان، ‌سعادت خانواده، ‌سعادت پسر و دختر در این است که این سنّت حسنه را به تأخیر نیندازند و از این همه مصالح، منافع و دفع مفاسد چشم‌پوشی نکنند.
این کم نیست و خیلی بالا و با معنی است که می‌فرماید: «هر کس ازدواج کند، نصف دین یا دو ثلث دین خود را مالک شده است.»(6)
اولیاء دین، بزرگان، مصلحان و خیرخواهان عالم بشریّت که این همه سفارش به افراد نموده‌اند اهمّیت موضوع را در نظر داشته‌اند. همسرداری، دین و ایمان و اخلاق انسان را بیمه می‌نماید و نشاط‌بخش و آرامش‌آفرین است.

 

* توصیه به والدین

به پدران و مادران توصیه می‌کنم که با فرزندان خود همراهی کنید. روی سلیقه‌های شخصی خودتان موجب تأخیر این برنامه سرنوشت‌ساز نشوید. مسئول تأخیر ازدواج فرزندان - که گاه موجب محرومیّت آنها می‌شود- نشوید.
تشریفات زائد را کنار بگذارید و مهریّه‌ها را مناسب قرار دهید و همه با توکّل و اعتماد به خداوند متعال اقدام نمایید که ان‌شاء‌الله تعالی جامعه‌ای با نشاط، شاداب و مطابق دستورات اسلامی داشته باشیم.

 

*******************

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره روم،‌ آیه 21.
2. سوره فرقان، آیه 54.
3. سوره الرحمن، آیات 20-19.
4. بحار الأنوار، ج ‏100، باب 1، حدیث 23.
5. مستدرک الوسائل، ج 14، باب 24، حدیث 16466.
6. کافی، ج ‏5، ص 328، حدیث 1؛ مستدرک الوسائل، ج ‏14، باب 1، حدیث 16331.

سروده حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مد ظله العالی در مدح حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها
سروده حضرت آیت الله العظمی صافی در مدح حضرت فاطمه معصومه (س)

سه سروده از معظم له در مدح حضرت معصومه سلام الله عليها

 

شفيعه محشر

اين بارگه كه خاك درش مُشكِ اذفر است
بويش چو بوى خُلد برين روح‌پرور است
دار الشّفا و عـقده‌گشا و فرح‌فزاست
باب امان ز محنـت فرداى محشر است
طور حضـور و مطلـع نور و مطاف حور
آرامـگاه دختــر موســى بن جعفر است
خاتون ديــن‌پناه كه برهـان عزّتـــش
هر صبح و شــام، صيحه «الله اكبــر» است
هر كس درى و خانه و راهى گزيده است
چشم اميد لطفى صـافى بر ايــن در است

 

مريم دوران

اي دختر دين و خواهر ايمان
اي مهر سپهر دانش و عرفان
اي اسوه شرم و عفت و عصمت
الگوي وقار و حشمتِ نسوان
اي بنت امام هفتمين، موسي
آن معدن صبر و حجّت يزدان
در چرخ وفا، تو مهرِ رخشنده
در برج حيا، تو اختر تابان
اي رونق دين احمد مرسل
اي پايه رفعتت بر از كيوان
بر اوج شرف، مثالي از زهرا
در قدس مقام، مريم دوران
در باغ كمال، نوگل ياسين
و از بحر كرم، تو لؤلؤ و مرجان
فيض تو رسد به كهتر و مهتر
كان جلوه بود ز رحمت رحمان
آباء تو جمله رهبران خلق
عالي‌قدَر و جلال و عاليشان
مهر تو به زخم‌ها همه مرهم
لطف تو به دردها همه درمان
دشواري كارها و سختي‌ها
از فيض عنايتت شود آسان
در وصف تو منطقم بود الكن
در قدر تو عقل واله و حيران
قم از تو شده است قـبّةالاسلام
فخرش به تو پايدار و جاويدان
ميعاد تقرّب است و عشّ آل
كانون علوم بي حد قرآن
اي گوهر بحر رأفت و رحمت
اي عنصر جود، معدن احسان
بين «لطفي صافي» پريشان حال
سرگشته به تيه حسرت و خسران
طي كرده بهار عمر در غفلت
كرده است سياه نامه از عصيان
از خوف گناه و هول روز حشر
چون بيد، تنش همي بود لرزان
در خجلت از آن بود كه در فردا
ظاهر شود آنچه كرده در پنهان
با اين همه خواهد از شما  كاحوال
گردد به شفاعت شما جبران
با حبّ محمّد و ولاي آل
امّيد نجات دارد و غفران
بر احمد و آل، بي حد و بسيار
تسليم و تحيّات قادر سبحان

 

 

اختر برج حیا

اي كه دل افسرده و غميني و مضطرّ * و اي كه تو را روزگار كرده مكدّر

خويش ز غم كن خلاص وگير به اخلاص * رشته‌اي از چادر شفيعه محشر

بضعه خير النّساء، صفيّه يزدان * معدن جود و كرم، عزيز پيمبر

گوهر بحر كمال و حشمت و عصمت * اختر برج حيا، سليله حيدر

طاهره و پاك، هم‌چو مريم عذرا * صاحب عزّ و شرف، حبيبه داور

مفخر قم عُشّ اهل بيت رسالت * شهر حديث و محدّثين موقّر

منبع زهد و عفاف و دانش و بينش * مركز ايمان و قدس و معرفت و فرّ

همچو پدر، قبله حوايج مردم * كارگشاي بشر ز كهتر و مهتر

روضه او طور طالبان تجلّي * مهد كرامات و معجزات مكرّر

خاك درش توتياي چشم خلايق * بوي رواقش حيات‌بخش و معطّر

حُرمت آن، هم‌چو حُرمت حرم و بيت *حجر ومقام و صفا و زمزم و مشعر

مرقد پاكش مطاف عالي و داني * خطّ ولايش، شعار اكبر و اصغر

صاحب اين نعت واين صفات نكو كيست؟*حضرت معصومه دخت موسي جعفر

اي فلك رفعت و سپهر معالي * اي شرف دودمان ساقي كوثر

اي همه اسلاف تو اعاظم عالَم * حجّت و پيغمبر و امام و رهبر

«لطفي صافي» ز هول روز قيامت * سخت غمين و پريش باشد و مضطرّ

چـون پدر وچون برادرش به همـه عمر * بوده شما را مديح‌خوان و ثناگر

چشم امّيدش بود به سوي شما باز * تا برهانيدش از جحيم مسعّر

 

 

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - مناسبت‌ها