وریز وجوهات
مسئولان طرح حافظان حریم حرم آستانه مقدّسه حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها با حضور در بیت مرجع عالیقدر حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله‌الوارف، با ایشان دیدار و از توصیه‌های معظّم له بهره‌مند شدند. در ابتدای این دیدار، حجة الاسلام...
يكشنبه: 1398/04/30 - (الأحد:18/ذو القعدة/1440)
عنصر پيدايش بزرگترين نهضت
عنصر پيدايش بزرگترين نهضت - ویژه‌نامه ماه محرّم / 1
(سلسله نوشتار‌های مرجع عالیقدر آیت الله العظمی صافی درباره قیام و نهضت حضرت سید الشهدا (ع) /1)

 

عنصر پيدايش بزرگترين نهضت

سلسله نوشتار حضرت آيت الله العظمي صافي گلپایگانی مدظله العالی

به مناسبت ماه محرّم الحرام (1)

 

 

 

 

حسين عليه السّلام خطاب به برادرش محمد بن علي معروف به محمد حنفيه آخرين وصيت‌هاي خود را نگاشت و در آن وصيّت، فرمود: «اِنَّما خَرَجْتَ لِطَلَبِ الاِصْلاحِ في اُمَّةِ جَدّي مُحَمَّد - ‎صلّي‎الله عليه و آله وسلّم‎- اُريدُ اَنْ آمَرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَنْهي عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اَسيرُ بِسيرَة جَدّي وَ اَبي عَلِي ابْنِ اَبي طالِب...»

 

مواد برنامه قيام حضرت

در اين جمله ها، حسين عليه السّلام‎، علّت قيام و برنامه كار خود را در چهار مادّه اعلام كرد: 1. اصلاح امور امّت. 2. امر به معروف. 3. نهي از منكر.4. پيروي از روش جدّش پيغمبر صلّي‎الله عليه و آله و پدرش علي ‎عليه السّلام‎.

 

بقاي شريعت مرهون امر به معروف و نهي از منكر

يكي از واجبات بزرگ و فرايض مهمّ اسلامي كه شرعاً و عقلاً اهميت آن معلوم گشته و تأكيدات فراواني نسبت به آن شده و بقاي احكام و شريعت، وابسته به آن است، امر به معروف و نهي از منكر است.

اين حكم، نمونه‎اي از احكام عالي و ترقّي بخش اسلام است و به تمام افراد حقّ مي‎دهد كه اجراي احكام را از همه و هر كس مطالبه كنند و با معصيت و خلاف قانون شرع مبارزه نمايند و يك فرد عادي را موظّف و مأمور مي‎سازد كه در اجراي حدود و احكام و حسن جريان امور نظارت نمايد و در حقيقت اين حكم، ضامن اجراي قوانين اسلام است و عزّت و آبروي مسلمانان در گرو عمل به اين حكم است و ذلّت و بيچارگي آنها راجع به ترك اين واجب است.

حسين ‎عليه السّلام‎ هم كه ناظر اوضاع ناهنجار اجتماعي و سياسي مسلمين بود، علاوه بر آن كه مانند يك فرد از مسلمانان تكليف داشت امر به معروف و نهي از منكر نمايد، از نظر مقام و موقعيت و محبوبيت خاصي كه در بين مسلمين داشت، تكليفش سنگين‎تر بود.

 

نگاه مردم در رفع ناهنجاري ها به زمامداران

چشم همه مسلمين به آن حضرت - كه به رهبري معنوي و اسلامي مسلّم بود- دوخته شده و اكثريت مردم پيش خود مي‎گفتند در صورتي كه حسين عليه السّلام در برابر اين اوضاع، مصلحت را در سكوت بداند تكليف ديگران معلوم است؛ زيرا كسي از حسين ‎عليه السّلام بيناتر به اوضاع و داناتر به احكام نيست. چه كسي از حسين سزاوارتر به مبارزه با اين همه منكرات بود؟

حسين ‎عليه السّلام وظيفه داشت و مكلّف بود كه براي نهي از منكر بپا خيزد و عالم اسلام را بيدار كند و با بذل جان خود و يارانش بزرگترين ضربت كاري را بر پيكر نحس و نجس حكومت بني اميّه وارد سازد.

حسين به شدّت مسئوليتي را كه داشت احساس مي‎كرد و در ضمن خطبه‎ها و بياناتي كه مي‎كرد، اين مسئوليت بزرگ را براي مردم شرح مي‎داد.

 

عمل حسين عليه السلام، حجّت است

اگر كسي بگويد در چنان وضعي كه براي آن حضرت پيش آمده بود، شرايط وجوب امر به معروف موجود نبود، زيرا از جمله شرايط آن احتمال تأثير است كه معلوم بود يزيد و پيروانش نه از حكومت كنار مي‎روند و نه از روش خود دست بر مي‎دارند، و شرط ديگر آن نيز امن از ضرر است كه آن هم موجود نبود.

پاسخ اين است كه ما شرايط احكام و خصوصيات و فروع آن را بايد از حسين ‎عليه السّلام‎ استفاده كنيم و استوارتر دليل بر جواز شرعي هر عملي اين است كه حسين ‎عليه السّلام آن را انجام داده باشد، و به عبارت ديگر، گفتار و رفتار آن حضرت از ادلّه احكام شرعيه است.

پس فرضاً اگر دليلي كه دلالت بر اشتراط امر به معروف به احتمال تأثير و امن از ضرر دارد، به عموم يا اطلاق شامل اين مورد هم بشود، همان اقدام حسين عليه السلام، مخصِّص يا مقيِّد آن خواهد بود، و مي‎فهميم كه در اين مورد دو شرط نام برده در وجوب دخالت ندارد و بايد امر به معروف و نهي از منكر نمود هرچند احتمال تأثير داده نشود و معرض ترتب ضرر هم باشد.

همچنين مسلّم نيست كه شرعاً در هر مورد، وجوب امر به معروف و نهي از منكر، مشروط به امن از ضرر باشد بلكه مي‎توان گفت در بعضي موارد عكس آن ثابت است و بايد اهميت مصلحت امر به معروف و نهي از منكر را با ضرر و مفسده‎اي كه از آن متوجّه مي‎شود سنجيد، اگر مصلحت آن اهّم و شرعاً لازم الاستيفا باشد، مثل بقاي دين، تحمّل ضرر لازم و ترك امر به معروف جايز نيست.

به بيان ديگر: فرق است بين امر به معروف و نهي از منكرهاي عادي و معمولي كه غرض بازداري اشخاص از معصيت و مخالفت، و واداري آنها به اطاعت و انجام وظيفه است، و بين امر به معروف و نهي از منكري كه جنبه عمومي و كلّي داشته و احياي دين، بقاي احكام و شعائر به آن وابسته باشد و ترك آن موجب خسارت ها و مصائب جبران ناپذير و قوّت كفار و تسلط آنان بر مسلمانان شود، مثل آن كه در عصر حكومت يزيد مليّت جامعه اسلام در خطر تغيير و تبديل به مليّت كفر واقع شده بود و اوضاع و احوال نشان مي‎داد كه به زودي دين از اثر و رسميت افتاده و فاتحه اسلام خوانده مي‎شود. در صورت اول امر به معروف و نهي از منكر مشروط به امن از ضرر است و در صورت دوم وجوب، مشروط به امن از ضرر نيست و بايد با احتمال تأثير و عدم ترتب مفسده بزرگتر، دين را ياري كرد و خطر را از اسلام دفع نمود اگر چه به فدا كردن مال و جان برسد.

در دنياي معاصر هم بيشتر مللي كه توانسته‎اند بندهاي اسارت خويش را پاره كنند و به آزادي و استقلال برسند براي مبارزه همين راه را انتخاب كردند، با فداكاري و تحمّل ناملائمات و دشواري ها و متاعب و تهييج احساسات، دشمنان خود را در افكار محكوم و پايه‎هاي تسلّط و نفوذ آنان را متزلزل و به تدريج ساقط مي‎سازند و در اين مبارزات آن افرادي كه پرچم به دست گرفتند پيروز شدند و خون هايشان بهاي آزادي جامعه و برافتادن نفوذ بيگانه است، و اين پيكار را اگر چه نتيجه‎اش در آينده ظاهر مي‎شود، موفقيت آميز و افتخار مي‎شمارند، زيرا غرض رياست و حكومت نيست بلكه هدف، اصلاح و نجات جمعيت است.

مردان خدا نيز براي هدف هاي عالي انساني و الهي خود، گاهي چنين مبارزاتي دارند، يعني با اينكه مي‎دانند دشمنان خدا خونشان را مي‎ريزند و سرشان را بالاي نيزه مي‎كنند ولي باز هم براي نجات اسلام و توحيد، پيكار و جهاد مي‎نمايد تا عكس العمل قيام آنها به تدريج مردم را بيدار، و مسير تاريخ را عوض كند.

 

 خطرات عليه اسلام و ايثارگري حسين عليه السلام

حسين عليه السّلام با وضعي كه پيش آمده بود، و احكام قرآن و موجوديت اسلام را شديدترين خطرات تهديد مي‎كرد، و آينده اسلام تاريك و مبهم، بلكه معلوم بود كه به زودي خورشيد نوراني اسلام غروب، و دوران شرك و جاهليت بازگشت خواهد كرد، نمي‎توانست با در نظر گرفتن احتمال يا قطع به ضرر، دست روي دست بگذارد و در خانه بنشيند و ناظر اين مصيبات براي عالم اسلام شود.

در مقابل چنين خطر و منكري حسين ‎عليه السّلام بايد بپا خيزد، و دفاع كند و سنگر اسلام را خالي نگذارد هرچند خودش و عزيزانش را بكشند، و خواهران و دخترانش را اسير كنند، زيرا حسين بقاي اسلام و بقاي احكام اسلام را از بقاي خودش مهمتر مي‎دانست، پس جان خود را فداي اسلام كرد.

شرط احتمال تأثير هم موجود بود بلكه حسين ‎عليه السّلام يقين به تأثير داشت و مي‎دانست كه نهضت و قيام او، اسلام را حفظ مي‎كند و حركت او ضامن بقاي دين خواهد بود.

مي‎دانست كه شهادت او و اسارت اهل بيت ماهيّت بني‎اميّه و عداوت هاي آنها را با اسلام و شخص پيغمبر آشكار مي‎سازد و عكس العمل قتل او ريشه‎هاي اسلام را در دلها استوار كرده و حسّ تمرّد و سرپيچي از اوامر امويين را در همه ايجاد مي‎نمايد و احساسات اسلامي و شعور ديني مردم را بيدار و زنده مي‎كند.

پس معلوم شد كه امر به معروف و نهي از منكر حسين ‎عليه السّلام از نظر قواعد عمومي و فقهي نيز لازم و از واجبات بوده است و حسين ‎عليه السّلام در راه اداي اين تكليف از جان خود و عزيزترين و لايق ترين جوانان و برادران و ياران چشم پوشيد و همه را فداي مقاصد بزرگ و عالي اسلامي كرد، و با اينكه سيل مصيبات به سوي او هجوم آورد ثابت و پايدار ايستادگي كرد، و از دين و هدف خود دفاع نمود.

 

 

 

يكشنبه / 11 مهر / 1395
غديريان منتظر، بايستگی ها و شايستگی ها
سلسله نوشتار حضرت آيت‌الله العظمی صافی به مناسبت دهه مباركه ولايت/6

الْحَمْدُللهِ الَّذی جَعَلَنا مِنَ المُتَمَسّكینَ بِولایةِ أمِیرالْمُؤْمِنینَ وَ الأئمة الطّاهِرینَ عَلَیهِمُ‌السَّلامُ

سلام و درود بر غدیریان كه در طول اعصار، در بیش از چهارده قرن، همواره در تمسّك به قرآن و عترت پایداری كرده، در برابر ظلم‌ها، ستمگری‌ها، استكبار، استضعاف و استعلای جبّاران، عرض وجود نموده و ثابت و مقاوم در سنگر ولایت، این حصن حصین الهی، از اسلام و مقاصد اسلام، از حقّ و عدالت دفاع نموده‎اند.

 

چند توصیه به غدیریان منتظر.

 

گوارا باد بر شما این افتخارات بزرگ ای پسران و دختران ابوذر، عمار، حجر، رشید و میثم تمار و ای پاسداران و وارثان خون شهدای بدر، احد و شهدای كربلا، ای مردان رشید، و ای جوانان سربلند، و ای بانوان عفیف و فداكار، و در یك كلمه ای غدیریان!

 

* گذشته‌هاى پر افتخار خود را فراموش نكنید.

 

به خود ببالید و بنازید، و گذشته‎های پر از عزّت، افتخار، شهامت و فداكاری در راه حق و استقامت خود را فراموش نكنید. شما چه خون‌های پاك و چه جوان‌های پاك‌بازی را برای اسلام و دین نثار كرده و قربانی داده‎اید.

 

 

* به آداب و سنن اسلامى ملتزم باشید.

 

ما همه مسلمان و شیعه اهل بیت علیهم‌‎السّلام هستیم. جاهلیت‎های قبل از اسلام، جاهلیت عرب، جاهلیت عجم، همه ملّی‎گرایی‎ها و در یك عبارت جاهلیت اولی را پشت سرگذارده و به آگاهی اسلامی و رشد و شعور ایمانی رسیده، از محمد و علی و از تهلیل و تكبیر و از قرآن و توحید، هویت، فرهنگ و شخصیت گرفته‎ایم، این هویت را باید با التزام به آداب و سنن اسلامی حفظ كنیم. مبارزه شیعیان با جاهلیت، ارتداد و ارتجاع، از صفحات زرّین و درخشان تاریخ اسلام است.

 

* استقلال و هویت اسلامى را حفظ كنید.

 

جوانان عزیز، غیرتمندان شكست ناپذیر!
شما در طول تاریخ پر از حوادث اسلام، همواره افتخار آفرین بوده‎اید. امید آن است كه بیشترین یاوران امام زمان ارواح العالمین له الفداء هم شما باشید. این شمایید كه باید سنگرها را نگهدارید. در هر شرایط و در هر كجا هستید، در دانشگاه‎ها، در مراكز تعلیم و تربیت، در جوامع فرهنگی، در سازمان‌ها و نهادها، روش، رفتار، آداب، لباس و كلّ مظاهر اجتماع، استقلال و هویت اسلامی را حفظ كنید.

 

* تمدّن اسلامى را گسترش دهید.

 

برای ترقّی، تعالی و بازیابی عزّت، مجد و عظمت‌های دیرین اسلامی تلاش كنید. تمدّن و فرهنگ اسلامی را كه چهارده قرن در جهان درخشیده گسترش دهید. نسل معاصر مسلمان، خصوص نسل جوان، در برابر اسلام و این تمدن عظیم و پهناور محمدی مسئول است.

 

این تمدّنی است كه با تمام كوشش‌هایی كه ابر طاغوتیان شرق و غرب برای محو آن دارند، اكنون همه شئون زندگی بیش از یك میلیارد جمعیت جهان زیر پوشش آن قرار دارد و اندیشه احیای آن، خواب آرام را از دشمنان اسلام می‎گیرد و برای مقابله با اسلام‎گرایی، لاییك‎گرایی را تشویق و ترویج می‎نمایند، و تمدن‌های استبدادی و فرهنگ‌های قبل از اسلام را در جوامع اسلامیر مطرح می‎كنند، زیرا از احیای اسلام و خودآگاهی مسلمانان ترس و وحشت دارند و با انواع توطئه‎ها، ترفندها و سیاست‌ها، نهضت اسلام‎گرایی، عزّت‎خواهی و استقلال‎طلبی مسلمانان را می‎كوبند.

 

در كشورهای مختلف اسلامی، به بهانه ملیت و مردم‌سالاری تلاش می‎كنند كه این غرور و این آگاهی اسلامی را سركوب و صدای اسلام، اذان و تكبیر را خاموش، شعائر دین، حجاب، چادر بانوان و سنّت‌های اسلامی را منسوخ سازند و غرب‎گرایی را در مظاهر فسق و فجور، ترویج موسیقی، نوازندگان، خوانندگان جشنواره‎ها و مسابقات مبتذل رایج نمایند.

 

* در مقابل اسلام‌زدایى دشمن به هوش باشید.

 

شما ای شیعیان علی، ای جوانان غدیری و ای بانوان زهرایی و زینبی!
به هوش باشید. به هوش باشید كه دشمن ما و به اصطلاح ابرقدرت‌های جهان در هیچ سیاستی مثل سیاست اسلام‎زدایی و مبارزه با اسلام‎گرایی اتفاق نظر ندارند و با نقشه‎های دقیق و حساب‌شده و فشار اقتصادی می‎خواهند این میل به اسلام و بازگشت به اسلام را منكوب و سركوب كنند.
به هوش باشید و دین خدا را یاری نمایید و با توكل و اعتماد به خدا، از فتنه‎های بزرگ آخر الزمان خود را بیمه نمایید.

 

* از رجوع و استقبال به جاهلیت اولى و آینده بپرهیزید.

 

نه به سوی جاهلیت اولی برگردید و نه از جاهلیت آینده، كه همین مكتب‌های لاییكی است، استقبال نمایید. باید نشان بدهیم و ثابت كنیم كه دین، ملّیت، قانون، سیاست، نظام، حكومت، فرهنگ و دنیا و آخرت ما اسلام است:
« لانَبْتَغی غَیرَهُ؛ لانِظاماً وَ لاسِیاسَةً وَ لاوَطَناً » و ( مَنْ یبْتَغِ غَیرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرین ) (1)

 

* على علیه‌‌السّلام را الگوى خویش قرار دهیم.

 

بیایید در غدیر، خود را به علی علیه‎السّلام، به رفتار علی، به گفتار علی و به اخلاق علی عرضه كنیم. از آن حضرت درس و سرمشق بگیریم.
آیا در كمك به مستضعفان و محرومان در راه علی می‎رویم؟ آیا در لباس و غذا، در مظاهر زندگی، در ساده‎زیستی و بی‌تكلّفی، نشانی از علی علیه‌السّلام داریم؟ آیا می‎خواهیم با این تجمّل‌پرستی‎ها و اسراف و تبذیرها، با این جدا بودن از طبقات محروم، شیعه راستین علی علیه‌‎السّلام باشیم؟
اگر عدالت علی علیه‌السّلام، زهد علی علیه‎السّلام، شجاعت علی علیه ‎السّلام، حلم و صبر علی علیه ‎السّلام، حق‎پرستی علی علیه ‎السّلام، تواضع علی علیه‎السّلام و سایر فضایل بزرگ علی علیه‌‎السّلام ما را شیفته و دلباخته او كرده است، باید از این اخلاق بی بهره نباشیم. خود آن حضرت فرمود: « أَلَا وَ إِنَّ‏ لِكُلِ‏ مَأْمُومٍ‏ إِمَاماً یقْتَدِی بِهِ وَ یسْتَضِی‏ءُ بِنُورِ عِلْمِه‏ » (2)

 

* پیرو مكتب علوى و فاطمى باشید.

 

سعادت ما و ترقّی و تعالی ما، در پیروی از مكتب علی و فاطمه زهرا سلام‌الله علیهما است؛ همان بانویی كه وقتی این سؤال مطرح شد كه برای زن چه روش و سیره‌ای بهتر و شایسته‎تر است (3)، آن جواب تاریخی را داد كه تا قیامت سرمشق زنان مؤمنه شد، همان بانویی كه به اقتضای آن ضرورت بسیار بزرگ، وقتی لازم شد به مردم هشدار دهد و خطر ارتجاع و ارتدادی كه پیش آمده بود را گوشزد كند، و اصول احكام، معارف اسلام و مبانی دین مبین را ابلاغ كند و زحمات پدر بزرگوارش و هدایت‌های او را بیمه نماید، با آن جلال و شكوه، در حالی كه خواتین و خانم‌های معظّمه، پروانه‌وار شمع وجودش را احاطه كرده بودند، در آن شرایط سخت هم از پشت پرده با مردم سخن گفت.

 

اگر به دنیا هرچه بگذرد و هر چه در صنایع و تكنیك پیش برود و كفر لاییك و انكار حاكمیت الله جهانگیر شود، خط شیعه، خط علی و زهرا است و در یك كلام، حرفش، كلامش، قانونش و میل دلش، همه تابع اسلام است.
ایمانش برگرفته از مثل این حدیث است كه از حضرت رسول صلّی‌الله علیه و آله روایت است و ما این پیام را به آن ختم می‎كنیم: « لا یكُونَ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتّى یكُونَ هَواهُ تَبَعاً لِما جِئْتُ بِهِ وَ لا یزیغُ عَنْهُ » (4).

 

 

پی نوشت ها:
. سوره آل عمران، آیه 85.
2. نهج البلاغة صبحی‌صالح، نامه 45.
3. اشاره به روایت «خَیرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ‏ لَا یرَینَ‏ الرِّجَالَ‏ وَ لَا یرَاهُنَّ الرِّجَالُ»/وسائل الشیعة، جلد 20، باب 129، حدیث 25510.
4. فتح الباری ابن حجر عسقلانی، جلد 13، صفحه 245.

نصوص جليّه و خفيّه ولايت علوی
سلسله نوشتار حضرت آيت‌الله العظمي صافي به مناسبت دهه مباركه ولايت/2

غدير، خاستگاه انصّ و معتبرترين نصوص صريحه بر ولايت و خلافت بلافصل حضرت اميرالمؤمنين عليه‌السّلام است. علاوه بر نصوص غدير، نصوص صريحه بسياري بر اين ولايت عظمي در كتاب و سنّت وجود دارد كه اگرچه بسيار است امّا همه اين نصوص در يك تقسيم بر دو بخش مي‌باشد: نصّ جلي و نصّ خفي.
نصوص جليّه
نصوص جليّه قرآنيه، مثل آيه كريمه مباهله(1)، و آيه شريفه (إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ الله)(2) و سائر آيات است كه شماري از آنها را در كتاب شريف "خصائص الوحي المبين في مناقب اميرالمؤمنين عليه‌السّلام" ابن بطريق با سندهاي معتبر از محدّثين و ارباب جوامع، صحاح و مسانيد عامّه روايت نموده است.
نصوص جليّه متواتره نبويّه هم، مانند حديث مشهور منزلت(3) و احاديث ديگر است كه اعظم، اشهر و اتمّ آنها، حديث شريف غدير، آن ابلاغ و اعلام عام است كه در تاريخ حيات رسالت رسول اكرم ‌صلّي‌الله عليه و آله مانند آن همايش بزرگ، روزي عظيم‌تر و رسمي‌تر نيست، همايشي كه همه‌ سران اصحاب و خيل انبوه حاج - كه تا آن روز مثل آن سابقه نداشت- در آن حضور داشتند.
هر دو آغاز است و هر دو يوم الله الاكبر است. براي اين دو روز، روز سوم، روز ظهور مصلح يگانه آخر الزمان، منجي عالم بشريت، عدل كل و موعود رسل، حضرت قائم آل محمد صلوات‌الله عليهم اجمعين است.

حديثِ فراتر از تواتر غدير، از أنصّ نصوص جليّه است كه در جهت كثرت روات از صحابه، تابعين و تابعين تابعين و همه جهات اعتبار، حديثي برتر از آن وجود ندارد از كتاب‌هاي مربوط به اين حديث و اسناد و الفاظ آن به تنهائي كتابخانه‌اي بزرگ تشكيل مي‌شود.
* نصوص خفيّه
نصوص خفيّه نيز در كنار نصوص جليّه، موقعيتي بسيار ارزشمند و محكم دارند و ولايت و خلافت بلافصل اميرالمؤمنين عليه‌السّلام و سائر ائمه طاهرين عليهم‌السّلام را اثبات مي‌نمايند.
بخش نصوص خفيّه، بخشي وسيع و جامع است. كتاب «اَلفين» علامه حلّي رضوان‌الله تعالي عليه را مي‌توان دو هزار دليل از اين ادلّه خفيّه شمرد.
در عين حالي كه اين نصوص را خفيّه عنوان مي‌نمايند، هيچ خفائي در دلالت آنها بر ولايت ائمه طاهرين ‌عليهم‌السّلام مخصوصاً اميرالمؤمنين عليه‌السّلام نيست. از اين نصوص خفيّه، آيات قرآنيه‌اي است كه به طور استفهام همه را مخاطب قرار داده است، مثل
(أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لاَ يَهِدِّي إِلّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ)(6) يا (مَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَ الْبَصِير)(7) و يا  (هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ)(8)
از اين آيات به وضوح، از نظر اظهر مصاديق، احقّ‌بودن اميرالمؤمنين عليه‌السّلام به امر خلافت، امامت و هدايت استفاده مي‌شود. پيام همه اين است، بينا نه كور، عالم نه جاهل، فاضل نه مفضول، علي عليه‌السّلام نه ديگران.
* اصل عقلائي تفضيل فاضل بر مفضول
موضوع تفضيل فاضل بر مفضول و افضل بر فاضل و تقبيح تفضيل فاضل بر افضل و مفضول بر فاضل، موضوع آيات متعدد قرآن كريم و روايات بسيار اهل بيت عليهم‌السّلام و مواردي از احكام واجب و مستحب است و از هدايت‌هاي مهمّ‌ قرآني و روائي است، و در همه امور مخصوصاً در ولايت‌ها و اختيارات يك اصل است كه هر مسلمان و هر شخص خردمندي، بايد آن را برنامه قرار دهد و در انتخاب، اصلح را بر صالح و اليق را بر لايق برگزيند و اجمالاً بر حسب فطرت هم، بشر - اگر غرض‌هاي ديگري در بين نباشد- به آن عمل مي‌نمايد، رعايت اين تعليمات و ارشادات در اصل نظام ديني و ولائي و خلافت پيغمبر اكرم عليه‌و آله السّلام از اهمّ مطالب و واجبات است.
به همين اصل، شخص امام عليه‌السّلام اشاره فرموده و همه را مخاطب قرار داده است:
«أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهَذَا الْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَيْهِ وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللهِ فِيهِ»(9) و فرموده است: «إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِالْأَنْبِيَاءِ أَعْلَمُهُمْ بِمَا جَاءُوا بِهِ»(10)
بر اين اساس و بر حسب اين آيات و روايات، يگانه‌شخصيّتي كه پس از پيغمبر اكرم صلّي‌الله عليه و آله؛ چه در حيات آن حضرت و چه بعد از آن، واجب الاطاعة و صاحب ولايت امر و منصوص من الله مي‌باشد، اميرالمؤمنين عليه‌السّلام است، به قول جاحظ كه در يكي از رساله‌ها به اين مضمون مي‌گويد: آنچه در اسلام، رأس فضائل، مكارم و مقامات است، چهار چيز مي‌باشد: ايمان به خدا، علم و دانائي، زهد و پرهيزكاري، و جهاد در راه دين و في سبيل الله.
سپس مي‌گويد: از تمام علماء اسلام، اگر از كسي بپرسيم كه اسبق و اكمل در ايمان كيست؟ اولين كسي را كه بر مي‌شمارند علي ‌عليه‌السّلام است و اگر درباره اعلم از همه اصحاب پيغمبر صلّي‌الله عليه و آله سؤال كنيم، اول شخصي را كه معرفي مي‌كنند علي‌ عليه‌السّلام است و اگر از آنها كه در راه دين جهاد كردند و اسلام از بركت جهاد آنها برپا شد سؤال كنيم، باز هم، همه، اول علي عليه‌السّلام را نام مي‌برند كه تنها ثواب يك جهاد او از عبادت امّت تا روز قيامت بيشتر است و اگر از زهّاد صحابه و كساني كه دنيا را ترك كرده و فريفته دنيا نشده باشند سؤال كنيم، همه، اسم علي‌ عليه‌السّلام را مي‌برند كه يك لحظه به دنيا نظر نفرمود.
غرض اين‌كه، دعوت اسلام، دعوت قرآن و دعوت تمام انبياء، دعوت به افضل و تقبيح تفضيل مفضول بر فاضل است كه اصل و پايه محكم اعتقاد شيعه، مصداق تفضيل افضل بر فاضل است و مصداق دوم، عقيده ديگران است، كه نصوصِ به اصطلاح خفيّه بر بطلان آن دلالت دارد و شناخت مصداق و مصاديق آن را به خود عرف واگذار كرده است.

پي نوشت ها:
. سوره آل عمران، آيه 61.
2. سوره مائده، ‌آيه 55.
3. ارشاد مفيد، جلد 1، صفحه 156؛ بحار الأنوار، جلد 21، صفحه 208، تاريخ طبرى، جلد 2، صفحه 368؛  الكامل في التاريخ ابن اثير، جلد 1، صفحه 306؛ سيره ابن هشام، جلد 4، صفحه 163.
4. مستدرك الوسائل، جلد 12، باب 31،‌ حديث 14094.
5. بحار الأنوار، جلد 26، باب 5، حديث 47.
6. سوره يونس، آيه 35.
7. سوره فاطر، آيه 19.
8. سوره زمر، آيه 9.
9. نهج البلاغة صبحي صالح، خطبه 173.
10. همان، حكمت 96.

 

نسيم الهي
ويژه‌نامه عيد قربان

 عيد قربان، روز اميد(فرازهاي مهمي از خطبه اميرالمؤمنين عليه‌السلام در عيد قربان)
بدانيد كه حرمت امروز بزرگ است. به بركت و بخشش و آمرزش در اين روز، اميد بسيار است.
پس بسيار به ياد خدا باشيد و براى رسيدن به ثواب توبه و بازگشت به سوى خدا و تضرع و زارى و ناله و فروتنى را پيشه خود سازيد، زيرا خداى مهربان و دوست، توبه بنده را قبول نموده و گناهانش را ببخشايد نيكو عبادت كنيد و گواه به حق باشيد و ميل و رغبت داشته به آنچه خداوند از واجبات بر شما فرض و واجب قرار داده و امر به معروف و نهى از منكر نمائيد و ياور و پشتيبان ضعيف باشيد و مظلوم را يارى نمائيد و دوست ستمكار و شكاك را با قدرت بگيريد و به زنان خود و غلام و كنيز نيكى كنيد و در گفتار خود راستگو باشيد و امانت را به صاحبش برگردانيد و به عهد و پيمان وفادار باشيد و در عدالت و دادگسترى پابر جا باشيد. كيل و ميزان را به درستى بپردازيد.
به درستى در راه خدا جهاد نمائيد و زندگى كوتاه دنيا، شما را فريب ندهد و فريب شيطان را نخوريد.

(فرازي از خطبه اميرالمؤمنين عليه السلام در روز عيد قربان)

 

 

نجواي عاشقانه
بارپروردگارا! امروز، روزي مبارك است. گدا، جوينده، مشتاق و بيم‌ناك همگي در محضر تو حضور دارند و تو نيازهايشان را مي‌بيني.
بارخدايا! من به تو نيازمند و تو از من بي‌نياز هستي. و هرگز خيري به دست نياورده‌ام مگر از سوي تو.
و براي آخرت و دنيايم، چشم اميد به كسي غير تو ندارم.

(فرازي از صحيفه مباركه سجاديه)

 

 

اعمال شب و روز عيد
شب عيد قربان را كه درهاي آسمان تا صبح به روي بندگان خدا گشوده است پاس مي‌داريم. و در اين شب عزيز، رو به سوي حريم ملك پاسبان امام خوبان حضرت سيدالشهدا‌عليه‌السلام مي‌نماييم و زيارت‌نامه مي‌خوانيم. و با همان حال تضرع و نياز به سوي خداوند بي‌نياز، دعاي شريف يا دائم الفضل علي البرية را زمزمه مي‌كنيم.
صبح اين عيد بزرگ، با آب طاهر، آلودگي‌هاي ظاهر و باطن را شست‌وشو مي‌دهيم و با غسل به سوي مصلاي نماز عشق به راه مي‌افتيم.
نماز ملكوتي عيد قربان را در صفوف ‌بهم‌پيوسته مؤمنان و با قلب‌هايي لبريز از شوق به سوي معبود به‌پا مي‌داريم و دعاي شريف ندبه، اين دعاي ضجه و زاري از هجران يار را نجوا مي‌كنيم.
و نيز صحيفه مباركه سجاديه را در دستان رو به آسمان مي‌گيريم و مي‌خوانيم دعاي حضرت زين العابدين عليه آلاف التحية‌ و الثنا را در اين عيد شريف.
در اين روز عزيز، حيواني را كه نماد نفس خويش است به سوي قربان‌گاه مي‌‌بريم و با ذبح آن، نفس خويش را در درگاه الهي قرباني مي‌كنيم و اولين خوردني آن روز را از گوشت آن قرار مي‌دهيم.
.... و سرانجام با پرونده‌اي درخشان از انوار الهي دعا و پيروزي در جهاد اكبر، يعني جهاد با هواهاي نفساني و قرباني نفس امر كننده به بدي‌ها، اين روز عزيز را به پايان مي‌رسانيم به اميد آن‌كه به رضوان ‌خداوند نايل گرديم.

دوشنبه / 22 شهريور / 1395
ازدواج؛ صیانت‌بخش جامعه از انحطاط؛ نوشتار آیت الله العظمی صافی گلپایگانی بمناسبت اول ذی الحجة ‌الحرام
نوشتار آیت الله العظمی صافی گلپایگانی بمناسبت اول ذی الحجة ‌الحرام

بسم الله الرحمن الرحیم

 

قال الله تعالی: (وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً) (1)

* سالروز مصاهرت رحمانی

با تقدیم عرض تبریک سال‌روز ازدواج ملکوتی و پیوند قدّوسی بانوی بانوان جهان و سیده نساء عالمیان حضرت فاطمه زهرا عصمة الله الکبری با حضرت خلیفة الله العظمی امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیهما به پیشگاه اقدس ذخیرة الله و بقیّته مولانا المهدی ارواح العالمین له الفدا، این آیات شریفه را که بیان تجلیل و تکریم ذات مقدّس ربوبیت و الوهیت عزّ اسمه از این مصاهرت رحمانی و ربّانی است به همه برادران و خواهران ایمانی با شاد‌باش‌های مشحون به معانی ولائی هدیه می‌نمایم:

(هُوَ الَّذی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ کانَ رَبُّکَ قَدیراً) (2) و (مَرَجَ‏ الْبَحْرَیْنِ‏ یَلْتَقِیانِ‏ بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ) (3)

 

* هشدار به آنان که می‌توانند

و سپس فرصت را غنیمت شمرده، به همگان، به همه خانواده‌ها، به همه پدران و مادران، به همه جوانان عزیز پسران و دختران و به همه کسانی که می‌توانند به این هشداری که به عرض می‌رسانم پاسخ مثبت بدهند، ‌به نویسندگان، به روزنامه‌نگاران، به گویندگان و وعّاظ و کسانی که می‌توانند نسل حاضر را هدایت نمایند، به آنان که با کمک‌های اقتصادی و مادّی توان اقدام و فداکاری دارند هشدار می‌دهم که پدیده بی‌رغبتی جوانان دختر و پسر به ازدواج، صیانت جامعه، عزّت و اخلاق جامعه، بنیاد مقدّس خانواده و عائله و آسایش روحی جوانان را تهدید می‌نماید.

 

* کمرنگ‌شدن سنّت ازدواج، علامت نقص جامعه

سنّتی که در اسلام تا حدّی بر آن تأکید شده است که رسول اکرم صلّی‌الله علیه و آله در شأن و قدر آن می‌فرماید: «النِّکَاحُ‏ سُنَّتِی‏ فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی»‏(4) باید در جامعه اسلامی مورد تشویق و ترویج باشد.
این همه جوان پسر و دختر بی‌همسر، مناسب شأن و اخلاق اسلامی نیست. پسران و دختران بدون همسر هر چه بیشتر شود، علامت نقص اجتماعی است و هر چه کمتر باشد، علامت کمال جامعه و التزام به اخلاق اسلامی است.
نامه‌های بسیاری از این جوانان به ما می‌رسد که بسیار ناراحت‌کننده است. غریزه جنسی از قوی‌ترین غزائر است و باید به آن پاسخ داده شود.

 

* والدین مسئول هستند

پدران و مادران مسئولند. برنامه‌ها را باید آسان گرفت، شرایط باید در کمال اختصار باشد. در روایات است که اگر به کسی که دین و اخلاق او پسندیده باشد و به خواستگاری آمد و به عبارت دیگر کفو بود، جواب نفی بدهید، معرض فتنه و فساد بزرگ در زمین است.(5) از عبادات بسیار بزرگ، سعی در ازدواج پسر و دختر و بنیادسازی و تشکیل عائله است که این کار خدمت به امنیّت جامعه می‌باشد.

 

* رویگردانی از ازدواج، فاجعه ای خطرناک

اینجانب با اطّلاعاتی که دارم این روی‌گردانی از ازدواج را بسیار خطرناک می‌دانم. در اسلام، سعادت جوان، ‌سعادت خانواده، ‌سعادت پسر و دختر در این است که این سنّت حسنه را به تأخیر نیندازند و از این همه مصالح، منافع و دفع مفاسد چشم‌پوشی نکنند.
این کم نیست و خیلی بالا و با معنی است که می‌فرماید: «هر کس ازدواج کند، نصف دین یا دو ثلث دین خود را مالک شده است.»(6)
اولیاء دین، بزرگان، مصلحان و خیرخواهان عالم بشریّت که این همه سفارش به افراد نموده‌اند اهمّیت موضوع را در نظر داشته‌اند. همسرداری، دین و ایمان و اخلاق انسان را بیمه می‌نماید و نشاط‌بخش و آرامش‌آفرین است.

 

* توصیه به والدین

به پدران و مادران توصیه می‌کنم که با فرزندان خود همراهی کنید. روی سلیقه‌های شخصی خودتان موجب تأخیر این برنامه سرنوشت‌ساز نشوید. مسئول تأخیر ازدواج فرزندان - که گاه موجب محرومیّت آنها می‌شود- نشوید.
تشریفات زائد را کنار بگذارید و مهریّه‌ها را مناسب قرار دهید و همه با توکّل و اعتماد به خداوند متعال اقدام نمایید که ان‌شاء‌الله تعالی جامعه‌ای با نشاط، شاداب و مطابق دستورات اسلامی داشته باشیم.

 

*******************

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره روم،‌ آیه 21.
2. سوره فرقان، آیه 54.
3. سوره الرحمن، آیات 20-19.
4. بحار الأنوار، ج ‏100، باب 1، حدیث 23.
5. مستدرک الوسائل، ج 14، باب 24، حدیث 16466.
6. کافی، ج ‏5، ص 328، حدیث 1؛ مستدرک الوسائل، ج ‏14، باب 1، حدیث 16331.

سروده حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مد ظله العالی در مدح حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها
سروده حضرت آیت الله العظمی صافی در مدح حضرت فاطمه معصومه (س)

سه سروده از معظم له در مدح حضرت معصومه سلام الله عليها

 

شفيعه محشر

اين بارگه كه خاك درش مُشكِ اذفر است
بويش چو بوى خُلد برين روح‌پرور است
دار الشّفا و عـقده‌گشا و فرح‌فزاست
باب امان ز محنـت فرداى محشر است
طور حضـور و مطلـع نور و مطاف حور
آرامـگاه دختــر موســى بن جعفر است
خاتون ديــن‌پناه كه برهـان عزّتـــش
هر صبح و شــام، صيحه «الله اكبــر» است
هر كس درى و خانه و راهى گزيده است
چشم اميد لطفى صـافى بر ايــن در است

 

مريم دوران

اي دختر دين و خواهر ايمان
اي مهر سپهر دانش و عرفان
اي اسوه شرم و عفت و عصمت
الگوي وقار و حشمتِ نسوان
اي بنت امام هفتمين، موسي
آن معدن صبر و حجّت يزدان
در چرخ وفا، تو مهرِ رخشنده
در برج حيا، تو اختر تابان
اي رونق دين احمد مرسل
اي پايه رفعتت بر از كيوان
بر اوج شرف، مثالي از زهرا
در قدس مقام، مريم دوران
در باغ كمال، نوگل ياسين
و از بحر كرم، تو لؤلؤ و مرجان
فيض تو رسد به كهتر و مهتر
كان جلوه بود ز رحمت رحمان
آباء تو جمله رهبران خلق
عالي‌قدَر و جلال و عاليشان
مهر تو به زخم‌ها همه مرهم
لطف تو به دردها همه درمان
دشواري كارها و سختي‌ها
از فيض عنايتت شود آسان
در وصف تو منطقم بود الكن
در قدر تو عقل واله و حيران
قم از تو شده است قـبّةالاسلام
فخرش به تو پايدار و جاويدان
ميعاد تقرّب است و عشّ آل
كانون علوم بي حد قرآن
اي گوهر بحر رأفت و رحمت
اي عنصر جود، معدن احسان
بين «لطفي صافي» پريشان حال
سرگشته به تيه حسرت و خسران
طي كرده بهار عمر در غفلت
كرده است سياه نامه از عصيان
از خوف گناه و هول روز حشر
چون بيد، تنش همي بود لرزان
در خجلت از آن بود كه در فردا
ظاهر شود آنچه كرده در پنهان
با اين همه خواهد از شما  كاحوال
گردد به شفاعت شما جبران
با حبّ محمّد و ولاي آل
امّيد نجات دارد و غفران
بر احمد و آل، بي حد و بسيار
تسليم و تحيّات قادر سبحان

 

 

اختر برج حیا

اي كه دل افسرده و غميني و مضطرّ * و اي كه تو را روزگار كرده مكدّر

خويش ز غم كن خلاص وگير به اخلاص * رشته‌اي از چادر شفيعه محشر

بضعه خير النّساء، صفيّه يزدان * معدن جود و كرم، عزيز پيمبر

گوهر بحر كمال و حشمت و عصمت * اختر برج حيا، سليله حيدر

طاهره و پاك، هم‌چو مريم عذرا * صاحب عزّ و شرف، حبيبه داور

مفخر قم عُشّ اهل بيت رسالت * شهر حديث و محدّثين موقّر

منبع زهد و عفاف و دانش و بينش * مركز ايمان و قدس و معرفت و فرّ

همچو پدر، قبله حوايج مردم * كارگشاي بشر ز كهتر و مهتر

روضه او طور طالبان تجلّي * مهد كرامات و معجزات مكرّر

خاك درش توتياي چشم خلايق * بوي رواقش حيات‌بخش و معطّر

حُرمت آن، هم‌چو حُرمت حرم و بيت *حجر ومقام و صفا و زمزم و مشعر

مرقد پاكش مطاف عالي و داني * خطّ ولايش، شعار اكبر و اصغر

صاحب اين نعت واين صفات نكو كيست؟*حضرت معصومه دخت موسي جعفر

اي فلك رفعت و سپهر معالي * اي شرف دودمان ساقي كوثر

اي همه اسلاف تو اعاظم عالَم * حجّت و پيغمبر و امام و رهبر

«لطفي صافي» ز هول روز قيامت * سخت غمين و پريش باشد و مضطرّ

چـون پدر وچون برادرش به همـه عمر * بوده شما را مديح‌خوان و ثناگر

چشم امّيدش بود به سوي شما باز * تا برهانيدش از جحيم مسعّر

 

 

مجامع علمي، مديون نهضت علمي امام صادق عليه السلام
نوشتاري از آيت الله العظمي صافي بمناسبت شهادت حضرت جعفر بن محمد الصادق عليه السلام

امام جعفر صادق عليه السلام در نيمه اول قرن دوم هجري، مدرسه‌اي افتتاح فرمود كه در تا آن زمان در اسلام ‌سابقه نداشت، و پس از آن عصر نيز نظير آن ديده نشد؛ اين مكتب و مدرسه آن حضرت بود كه بزرگترين علماي علوم قرآن و فقه و كلام و شيمي و غيره را به دنيا تحويل داد.
فقه شيعه كه متضمّن هزارها ماده قانوني و تعليمي، و برنامه‌اي عملي و اخلاقي اسلامي است در بيشتر و بلكه تقريباً در تمام موارد، مديون علوم بي‌پايان امام صادق عليه السلام است.
در مثل احكام حج كه يكي از بزرگترين فرائض اسلام، و متضمن فلسفه‌هاي عالي و با ارج است دنياي اسلام از درياي علوم امام صادق عليه السلام مستفيض است و به قول ابوحنيفه، همه عائله امام جعفر صادق اند، و حديثي در صحيح مسلم از كتب اهل سنّت از آن حضرت روايت شده است كه مأخذ حدود چهارصد مادّه راجع به احكام حجّ ‌است كه اهل سنّت از آن پيروي مي‌نمايند.

آري! در اوضاع و احوال سياسي كشورهاي اسلامي در آن زمان، حضرت صادق عليه السلام مجال و فرصتي مهم يافت تا بزرگ‌ترين نهضت‌ علمي را رهبري فرمايد و مدرسه‌اي افتتاح كند كه معروف‌ترين علماء اسلام در آن تلمّذ و شاگردي كرده و اخذ حديث و علم نمايند.

صيت علوم حضرت امام جعفر صادق عليه السلام، بلاد و مجامع علمي اسلامي را فرا گرفت و علماء عراق و حجاز و خراسان و شام از ايشان اخذ علم نموده و در مشكلات علمي و معضلات مسائل اسلامي تنها آن حضرت حلال مشكلات و دفاع معضلات بود.
آنچه كه بيشتر شايان توجه و تأمل است اين است كه رهبري آن حضرت در علوم اسلامي منحصر نيست بلكه در ساير دانش‌هاي متنوعه مانند نجوم و هيئت و رياضي و طب و تشريح و معرفة النفس و شيمي و نبات‌شناسي و علوم ديگر از اين قبيل نيز شاگرداني تربيت كرد كه در اين فنون معروف و مشهورند و همان مقالات و احاديث و كتاب‌هايي كه از ايشان در صفحه روزگار باقي مانده و زينت‌بخش كتب مسلمين است، مانند توحيد مفضل و رساله اهليلجه و مباحثات آن حضرت با ملاحده، همه و همه شاهد اين گفتار است كه مكتب حضرت مانند يك دانشگاهي بود كه دانشكده‌هاي عمده در علوم مختلفه در آن تأسيس شده باشد و در هر مكتب و دانشكده مباحثه و درس و تحقيق راجع به علم خصوصي تعقيب و دنبال شود.
به طور مثال، يكي از علومي كه مسلماً حضرت صادق عليه السلام تدريس نموده و عنايت به آن داشته‌اند علم شيمي بوده كه از آن دانشگاه بزرگ، مردي نابغه به نام جابر بن حيان فارغ التحصيل شد كه اگر از زمان جابرين حيان تا حال دنبال نتايج استفاده‌هاي اين مرد را از امام ششم و فحص‌ها و تحقيقات و بحث‌هاي علمي او را گرفته بوديم و به علوم ديگر كه مورد نياز جوامع متمدّن و پيشرفته است اهميت داده بوديم، امروز در ميدان مدنيت مادي، به غرب و اروپا و آمريكا كه هرچه دارند از دولت سر اسلام و اصول عاليه آن و از بركات مساعي علماء مسلمين دارند محتاج نمي‌شديم.
همان شاگردي كه در اكثر علوم اسلامي و طب و تشريح و نجوم و هيئت و فلكيات و محيطي و طبيعي و رياضيات و شيمي و فلسفه و منطق و اخلاق و تاريخ و ادب و شعر و معرفة الحيوان و نبات شناسي و مرآيا و صنعت اسلحه‌سازي و غيرها عالم و متبحر بوده است.
همو كه نخستين كسي است كه براي تجارب علمي و تعيين مقادير اشياء كه مورد تجربه او بود، ميزان استعمال كرد، و مقادير صغيره‌اي را كه در عصر ما جز با ميزان‌هاي حساس و دقيق نمي‌توان سنجيد، معين نمود، و بعد از ششصد سال در اروپا، علماء شيمي در تجارب خود از ميزان استفاده كردند.
همان دانشمندي كه پيش از ده قرن نظريه مشهور جون دالتون فيزيك‌دان و شيميست و طبيعت‌شناس انگليسي را راجع به اتحاد بين دو عنصر در كتاب خود به نام (المعرفة بالصفة الالهية و الحكمة الفلسفية) صريحاً اعلام كرده است كه افتخار وضع اين نظريه نصيب جابر است نه «جون دالتون.»
آري! يكي از شاگردان امام صادق عليه السلام همان جابر بن حيان است كه يكي از كارهاي بزرگ او كه نبوغ فكري و علمي او را ثابت مي‌كند، اختراع مداد نوري براي امكان قرائت در تاريكي است كه در كتابت كتب مهم و با ارزش از آن استفاده مي‌شد.
غرض آن كه هر كدام از شاگردان اين مكتب خود به تنهايي، دلالت بر عظمت بي منتهاي اين مكتب مي كنند و البته اين مدرسه و دانشگاه بزرگ، نه تنها دانشمندان شيعه بلكه دانشمندان بزرگ از مخالفان مكتب اهل بيت عليهم السلام، را به اعتراف واداشته و همه به صراحت، اعلم‌ و افقه‌بودن آن امام به حق ناطق را بيان كردند: ابوحنيفه رئيس احناف مي‌گويد: «مَا رَأَيْتُ أفقَه مِنْ جَعْفَر بْنِ مُحَمَّد؛ من فقيه‌تر از جعفر بن محمد نديده‌ام.»
يا اين‌كه نجاشى در رجال خود از احمد بن عيساى اشعرى نقل كرده كه مي‌گويد: «من در طلب علم حديث به كوفه رفتم و در آنجا به خدمت حسن بن على وشا رسيدم، به او گفتم: كتاب علاء بن زرين و ابان بن عثمان احمر را به من بدهيد تا از روى آن‌ها نسخه‌بردارى كنم؛ او آن دو كتاب را من داد، گفتم: اجازه روايت نيز بدهيد. فرمود: خدا تو را رحمت كند، چقدر عجله دارى ببر بنويس؛ سپس بيا براى من بخوان تا بشنوم؛ آن‌گاه اجازه روايت بدهم.
گفتم: بر خودم از پيشامدهاى زمان خاطر جمع نيستم.
حسن بن وشا گفت: عجب! اگر من مي‌دانستم كه حديث اين‌گونه مشترى و خواهان دارد، بيشتر از اين جمع مي‌كردم. من در مسجد كوفه ۹۰۰ شيخ را درك كرده‌ام كه همه مي‌گفتند: حديث كرد مرا جعفر بن محمّد.»
واقعاً اين چه مدرسه و دانشگاه بزرگي بود كه موافقان و مخالفان را به تعجب و حيرت واداشت و به مرور زمان نشان داد اين‌كه پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله بارها مي‌فرمود: عترت من و اهل بيت من؛ براي همين مقامات و علوم و درجاتي بود كه اين‌ها داشتند و اما متأسفانه سياست به سمت ترك رجوع به اهل بيت عليهم‌السلام پيش رفت تا آنجا كه مثل بخاري از حضرت امام جعفر صادق عليه‌السلام يك روايت هم نقل نكرده است. به قول شاعر:
قَــــضِيَّــةٌ أشْـــبَهَ بِالمرْزِئَــةِ * هــذا البُخــاريّ إمــامُ الفِــئَـةِ
بِالصَّادِقِ الــصِّدِّيقِ مـــا إحـتجَ في * صَــحيــحِهِ وَ احــتـجّ بِـالمرجِئَة
إنَّ الإمَــــامَ الصَّادِقَ المجْـــتَـبى * بِــفَــضْلِهِ الآي أتَــت منـــبئة
أجَـلّ مِنْ في عَـــــصْرِه رُتْـــبَة * لم يَقْـــتَرِفْ في عُــــمْرِه سَــيِّئَة
قَــــلامة مِـــنْ ظــفـر إبهَـامِه * تَعْـــدِلُ مِنْ مِثْـــلِ البُخاري مِـئَة
بايد قدر اين مكتب و اين گنج گران‌بها و معارف ناب را دانست و همگان در اين دانشگاه بزرگ، زانوي تلمّذ و شاگردي بزنند و در ايام شهادت آن امام همام عليه السلام، همانند سابق در مجالس عزاي آن حضرت شركت ‌كنند و با شكوه هر چه بيشتر اين ايام را تجليل و احترام نمايند.

 

آیت الله العظمی بروجردی قدس سره از نگاه شاگرد خویش آیت الله العظمی صافی گلپایگانی دام ظله الوارف
آیت الله العظمی بروجردی از نگاه شاگرد خویش آیت الله العظمی صافی
(نوشتاری از معظم له به مناسبت ۱۳ شوال سالروز ارتحال آیت الله العظمی بروجردی ره)

آیت الله العظمی بروجردی قدس سره از نگاه شاگرد خویش آیت الله العظمی صافی گلپایگانی دام ظله الوارف

(نوشتاری از معظم له به مناسبت ۱۳ شوال سالروز ارتحال آیت الله العظمی بروجردی ره)

 
سیزده شوال، سالروز رحلت مرحوم استاد اعظم حضرت آیت الله العظمی بروجردی اعلی الله مقامه، زعیم بزرگ شیعه است که در عصر خود، نمونه ی ممتاز و آسمانی، از رجال ایمان و خداپرستی و خداخواهی و وجودش سرشار از عقیده و توحید بود.
این فقیه عالی مقام، در اخلاق کریمه و بزرگی و بزرگواری، - به حق- یادگاری از جدّ بزرگوارش سبط اکبر علیه السلام بود.
جهات عظمت شخصیت، در وجود ایشان جمع شده بود؛ بزرگترین آنها بیم از خدا و حساب روز جزا بود؛ با تمام وجود، خدا را باور و به قیامت اعتقاد داشت. دنیاطلبی و ریاست خواهی در او دیده نمی شد.
او خود می فرمود - و در صداقت و راستگویی او شکی نبود-: من یک قدم برای این مقام، یعنی مرجعیت و ریاست برنداشتم.
صفاتی که امیرالمؤمنین علیه السلام برای همام از متقین برشمرد در او لمس می شد: «فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُعَذَّبُونَ»
در صرف بیت المال دقّت فراوانی داشت و می شود گفت: حتی دیناری به کسی برای غیر خدا نپرداخته بود.
شخصاً و برای حوائج شخصی خود، مثل لباس و بلکه غذا از سهم مبارک و بیت المال استفاده نمی کرد. خانه و اندرون بیت او ساده و بی پیرایه و به فرش های کهنه که شاید از گذشته به او ارث رسیده بود مفروش بود.
به بزرگان گذشته و معاصر احترام می کرد. در اظهار حق و ابطال باطل، مسامحه و مجامله نمی نمود، و رعایت امور و حقوقی که رعایت آنها از مستحبات و مکارم اخلاق و آداب بود کمال اهتمام را داشت.
هر کس قدمی در راه خدا برداشته بود و مصدر خدمتی به دین و مذهب شده بود، نزد او احترام خاص داشت.
یاد دارم زمانی به پدر بزرگوارم فرمود: من یک شب هم شما را فراموش نمی کنم.
در امر ترویج دین و دفاع از حدود و ثغور اسلام و مذهب، آنچه را در توان داشت انجام می داد. غم و غصه ای اگر برایش بود، همان فکر و اندیشه ی مسائل اسلامی بود.
در موقعیت علمی چنان بود که هر دانشمند و عالم و استادی به محضر او می رسید، شیفته ی او می شد. در مسائل علمی و اطلاع از آراء علماء مذاهب و فرق اسلامی، متبحرتر از خود آنها بود؛ مثل اینکه «کتاب خلاف» شیخ، صفحه به صفحه اش پیش رویش حاضر باشد، سخن می گفت و بر علم رجال و اسناد حدیث تسلط و آگاهی خارق العاده داشت.
دانشمند معروف شیخ باقوری وزیر اوقاف مصر، در اثر یک ملاقات، چنان مجذوب او شد که همه ی تذکرات ایشان را به سمع اجابت شنید و در ضمن نامه ای که از آنجا به عرض ایشان رساند، وعده انجام همه را داد و عبارتش نسبت به آن وعده ها این بود که «لایزال یخلد فی کیانی».
مرحوم علامه شیخ محمد تقی قمی می گفت: آنگاه که نامه حضرت آقا را به شیخ محمد سلیم تسلیم کردم، بر خاست و ایستاد و نامه را گرفت و بوسید و نیز شیخ محمد شلتوت، صاحب آن فتوای تاریخی هم برمی خاست و به احترام می ایستاد و نامه را دریافت می کرد.
بی شک در عصر ایشان، در بین همه علمای فِرَق، کسی اعلم از ایشان در فقه فِرَق نبود.
آن بزرگوار در حفظ حدود مکتب اهل بیت علیهم السلام در برابر همین اشخاص که به او کمال احترام را اظهار می کردند از حقی و موضعی تنازل نمی کرد؛ چنان که وقتی شیخ شلتوت در تفسیری که می نوشت در تفسیر آیه ی «وأن تستقسموا بالأزلام» سخن نابجایی گفته بود، در مقام ردّ بر او، به اینجانب امر فرمود تا جواب کافی و شافی طی رساله «حول الاستقسام بالازلام» نگاشتم و برای او ارسال کردند.
از سوی دیگر مثل جرج جرداق دانشمند مسیحی، نویسنده کتاب «الامام علی صوت العدالة الانسانیة»، کتابش را طی نامه ای بسیار بلیغ و پرمحتوا به ایشان اهدا نمود.
۱۳ شوال، سالروز رحلت چنین شخصی است که عظمت های وجودی اش همه افتخارآفرین بود و اسوه ای ستودنی برای علما و شیعیان.
در تشرع و تعبد تام و التزام به احکام و عبادت و دعا و محاسبه نفس و توجه به خدا و استغفار و توبه و تعظیم شعائر و سنت ها، از جمله سوگواری و مراسم عزاداری حسینی علیه السلام و عاشورا، در همه مَثَل و نمونه بود. باید این روز و این شخصیت و تاریخ حیاتش، همیشه زنده نگه داشته شود و برای همه سرمشق باشد.
و این مقاله را با سخن یکی از بزرگترین علمای مصر که در ارتحال ایشان نوشته بود به پایان می رسانم:
اغدق الله علی جدثه الطاهر من سحائب رحمته و حشره فی زمرة جده سید المرسلین.
 
و السلام علیه یوم ولد و یوم مات و یوم یبعث حیاً.
 
لطف الله صافی

سلسله یادداشت مرجع عالیقدر حضرت آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی در مشهد مقدّس / ارمغان مشهد (1) :
واکنش به خبری در مورد سیاره مشتری و تلاش بشریت (ارمغان مشهد/1)
واکنش به خبری در مورد سیاره مشتری و تلاش بشریت برای رسیدن به اکتشافات جدید

 ارمغان مشهد :

سلسله یادداشت های آیة اللّه العظمی صافی گلپایگانی در مشهد مقدّس (1)

« واکنش به خبری در مورد سیاره مشتری و تلاش بشریت برای رسیدن به اکتشافات جدید ».

 امروز سه شنبه 29 رمضان المبارک 1437 در اخباری که می خواندم به خبری جالب برخوردم که در آن آمده بود :
 
فضاپیمایی پس از پنج سال و نزدیک به 1.8 میلیارد مایل در سفر، دیروز دوشنبه 14 تیر ماه در مدار سیاره مشتری قرار گرفته، و واقعه ای بی نظیر برای بشریّت را رقم زده است، و چشم همه جهانیان را به خود خیره نمود.

کارشناسان این برنامه اعلام کرده بودند که این همه رنج و تلاش را برای این متحمّل شدند که اسراری از سیاره مشتری را بفهمند؛ بفهمند که مثلاً در مشتری چه اسراری پنهان است؟ و کشف کنند که داخل بزرگترین سیاره منظومه شمسی چیست؟ و بفهمند که این سیاره چه زوایای پنهانی دارد و صدها و هزاران سؤال و کشف جدید دیگر .

وقتی این خبر را خواندم، بی اختیار یاد کلام نورانی و معرفت افزای امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیه السلام افتادم که چه رسا و بلیغ فرمود :

« سُبْحَانَکَ‏ مَا أَعْظَمَ‏ شَأْنَکَ، سُبْحَانَکَ‏ مَا أَعْظَمَ‏ مَا نَرَى مِنْ خَلْقِکَ، وَ مَا أَصْغَرَ کُلَّ عَظِيمَةٍ فِي جَنْبِ قُدْرَتِکَ وَ مَا أَهْوَلَ مَا نَرَى مِنْ‏ مَلَکُوتِکَ وَ مَا أَحْقَرَ ذَلِکَ فِيمَا غَابَ عَنَّا مِنْ سُلْطَانِکَ وَ مَا أَسْبَغَ نِعَمَکَ فِي الدُّنْيَا وَ مَا أَصْغَرَهَا فِي نِعَمِ الْآخِرَة » (۱)

آری، بیان بینش فزای امیرالمؤمنین باب علم پیامبر گرامی اسلام و پیشوای سخن، حدود 1400 سال پیش، این پیام را به گوش بشریت رسانده بود که بشریت در سير و عروج به مقامات علم و معرفت که بی نهايت و بی پايان است، اگر چه نابغه علم و دانش باشد، اعتراف می کند به این که در عالم دنيا، چقدر عجائب و شگفتی های مرئی و نامرئی هست که او از تصوّر آنها عاجز بوده، و به مرور زمان و پيشرفت رشد علمی به بخشی اندک از آن راه می یابد، و در خلال این تحقیقات جان فرسا به این دست می یابد که برخی از حقايق از دسترس فهم و درک او برون است.

بشر اگر میلیاردها میلیارد سال با سرمایه های هنگفت و نیروهای فراوان و تکنولوژی های عظیم، در عالم آفرینش جستجو و تحقیق کند، باز هم جز به گوشه ای اندک از اسرار آفرینش الهی دست پیدا نخواهد کرد و در مقابل آنچه از آفرینش نمی داند، خود را ذره ای کمتر از اتم در مقابل بزرگترین سیّارات می بیند، و لسان حالش این است که :

    دل گرچه در اين باديه بسيار شتافت
    يک موی ندانست و بسی موی شکافت
    اندر دل من هزار خورشيد بتافت
    و آخر به کمال ذرّه ای راه نيافت

پس بايد ادب مقال و سخن گفتن در اين ميدان را از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام فرا بگيريم و همه با هم عجز خود را از درک اسرار الهی آفرینش با ندای « سُبْحَانَکَ‏ مَا أَعْظَمَ‏ مَا نَرَى مِنْ خَلْقِکَ ... » اعلام نماییم، و شکر خدایی را که به انسان نيروی تسخير اين کائنات را اعطا کرده است بجا بياوريم، و از کوتاهی هايی که در کسب معارف داريم به درگاه او عذرخواه باشيم.

            لطف اللّه صافی
       29 رمضان المبارک 1437
             مشهد مقدس

 پی نوشت :

۱- منزّهی از هر عیب، چه بزرگ است شأن تو؛ منزهی چه عظیم است آنچه از مخلوقاتت که می‏ بینیم، و چه کوچک است هر عظمتی در مقابل قدرت تو، و چه دهشت آور است آنچه از ملکوت تو مشاهده می‏ نماییم و چه اندازه حقیر است آنچه دیده می ‏شود در برابر آنچه از سلطنت تو برای ما ناپیداست، و چه گسترده و فراوان است نعمت‏ هایت در این دنیا، و چقدر کوچک است در برابر نعمت های آخرتت / نهج البلاغه، خطبه ۱۰۹ .

روز پیروزی قهرمانان جهان
روز پیروزی قهرمانان جهان (ویژه‌نامه ماه رمضان/21)
(سلسله نوشتار‌های آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف در ماه مبارک رمضان /21)

روز پیروزی قهرمانان جهان

سلسله نوشتار‌های آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف

در ماه مبارک رمضان (21)

 

اَسْئَلُكَ بِحَقِّ هذَا الْيَومِ الَّذِي جَعَلتَهُ لِلْمُسْلِمِينَ عِيداً(1)

غرض از «عيد» نه آن است كه از باب جلال * جامه ناز بپوشند به الطاف مزيد
اي خوش آن عيد، كز آن شاه و گدا خوش باشند * كه چنين «عيد سعيد» است و جز اين نيست سعيد
 

در روز «عيد فطر» همه مسلمانان در سراسر جهان، غرق احساس افتخار بوده و سربلند و سرافرازند كه ماه مبارك رمضان را با توفيق به پايان رسانده و از بركات معنوي و تربيتي آن مستفيض شده‎اند.

* اتمام یک‌ماه تحصیل در دانشگاه تربیتی اسلام

خدا را شكر مي‎نمايند كه يكي از بزرگ‎ترين كلاس‎هاي تربيتي اسلام را در طي يك ماه گذرانده، و از درس‎هايي كه در آن‎ها داده شده، به اندازه استعداد و آمادگي خود استفاده كرده و با روح و جان خود آميزش داده و بر الواح دل‎ها و ضماير خود ثبت كرده‎اند.

* روزه‌داران، پیروزمردان جهاد با نفس

در اين روز، مسلمانان از يك جهاد حسّاس و خطرناك ـ كه پهلوانان، قهرمانان و شيرافكنان جهان در آن ميدان به خاك هلاكت افتاده و مغلوب شده‎اند ـ فاتحانه و پيروزمندانه باز مي‎گردند.

اين جهاد، جهاد با نفس، جهاد با اميال و غرايز حيواني و لذايذ نفساني است. بازداشتن نفس از كام‎گيري‎هاي شهواني، نگهداري نفس از خوردن غذاهاي لذيذ و نوشيدني‎هاي شيرين وخوش‎گوار، خودداري از چشم چراني و هوس‎هاي شيطاني، از دروغ، غيبت، خشم و غضب، بدخويي و ترش‎رويي، تكبّر و جاه‎طلبي و دوري از هر معصيّت و گناه ديگر در اين ميدان جهاد، فتح و پيروزي است.

همه اين‎ها جهاد است و همان «جهاد اكبر»ي است كه پيامبر بزرگ اسلام به گروهي از صحابه كه به جهاد رفته بودند و با دشمن با شمشير و اسلحه دست و پنجه نرم كرده و زور بازو نشان داده بودند، فرمود: «مَرحَباً بِقَومٍ قَضُوا الجِهادَ الاَصغَر وَ بَقِي عَلَيهِمُ الجِهادُ الاَكبرَ»(2)

«جهاد اكبر»ي كه جز افراد با ايمان و مردان و زنان تربيت شده در دامان اسلام، هيچ شخص ديگري نمي‎تواند در صحنه آن عرض اندام كند و در ميدان رزم آن، افتخاري كسب نمايد.

ميداني كه در آن پيلتن‎هاي قوي پنجه و عشّاق مال و مقام دنيا، شهوت پرستان، جلاّدان خون‎خوار، فاتحان جاه طلب كشورها، جوانان مغرور، خشم‌گينان پلنگ‌آسا، ستمگران بي‎رحم، آدم‎كشان و قصّابان تاريخ، زنان هوس‎باز، دوشيزگان ناپاك و پرستندگان مظاهر مادّي به خاك هلاكت افتاده؛ و از اين كه بتوانند افتخاري كسب و در مسابقات آن شركت نمايند عاجز و ناتوان‌اند.

ميداني كه مردان و بانوان با ايمان، خداپرست، فروتن، پاكدل، پرهيزكار، شكيبا و بي‎اعتنا به زر و زيور دنيا در آن لباس رزم پوشيده، با اراده محكم و همّت بلند حريف را شكست مي‎دهند و در مسابقه با افتخار به پيروزي دست مي‎يابند.

* آسان ولی دشوار

آري، نبرد با هواي نفس در عين آساني، دشوار است. آسان است، براي اين كه وجدان پاك و فطرت آدمي و عقل و خرد، مصلحت و لزوم آن را درك مي‎نمايد و اگر انسان در اين ميدان قدم نهاد، هر چه پيش رود موفّق‎تر مي‎شود؛ تا سرانجام نفس سركش و جنود اهريمني را مغلوب و ذليل خود كند و قواي ملكوتي و عقلاني و وجداني را در كشور بدن، حاكم و كارفرما سازد.

از سوي ديگر اين كار دشوار است؛ براي اين كه جهاد با نفس، ايستادگي در برابر غرايز گوناگون و تلاش و كوشش براي كنترل و انضباط آن‎ها است و شناخت دام‎هاي شيطان و هواهاي پنهاني كار هر شخصي نيست؛ و رام‌كردن نفس امّاره و چشم پوشي از لذايذ و كام‎گيري‎هاي نفساني و خواسته‎هاي هزارگونة نفسِ وسيع و سركش، به اين زودي‎ها ميسّر نخواهد بود و اين دشمن خانگي با غرايزي كه انسان را در دفع دشمن خارجي يارو ياور و محرّك و مشوّق هستند، آشنايي و ارتباط برقرار مي‎كند و از آن‎ها كمك و ياري مي‎گيرد.

از اين جهات، مبارزه با نفس كاري بس دشوار است و رستگار، كسي است كه بتواند نفس را تعديل كرده، و به نظم و ترتيب صحيح وادار سازد.

* عید آمد

ماه مبارك رمضان، ماه مبارزه با نفس و مدرسه تعديل و اصلاح غرايز و خواسته‎ها و نمايش قوّت اراده و توان روان، سپري شده و اينك فرصت برگزاري مراسم عيدي بزرگ و پرفضيلت است. اين عيد، عيد اسلامي فطر است كه عيد همگان و عيد عموم طبقات و افراد است.

عيدي كه خدا آن را براي همه مسلمانان قرار داده و همه را در آن شريك فرموده است. عيدي كه در آن مساجد و مجامع اسلامي و در گستره جهان اسلام، شكوه عبادت و بندگي خدا ديده مي‎شود.

مراسم اين عيد اختصاص به توانگران، كارفرمايان، رجال و زمامداران و طبقات به اصطلاح ممتاز ندارد.

تشريفات مادّي، تقديم هدايا و تحفه‎هاي گرانبها ـ چنان چه پيش از اسلام در اعياد رسم بود‎ ـ در اين عيد مرسوم نيست.

زيردستان موظّف به ديدار زمامداران نيستند، و كارگر و كارفرما، افسر و سرباز، فقير و غني، شاه و گدا و همه اقشار و طبقات بايد در صف بندگي خدا و دعا و عبادت برادرانه بايستند. چنان چه مي‎دانيم مراسم عمده و حسّاس اين عيد «نماز» و «زكات» است.

* نماز و زكات

چنان‌چه بيان شد در مراسم نماز، همه اصناف شركت مي‎كنند، و مساوات و برادري اسلامي آن‎ها آشكار مي‎شود.

در ضمن اداي نماز و خواندن دعايي كه در قنوت است، در دو خطبه و سخنراني پس از نماز، عالي‎ترين دروس به همگان آموخته مي‎شود، و مطالب لازم و مورد حاجت به عموم گوشزد مي‎گردد، و از همه دعوت مي‎شود تا در پيش بردن مقاصد اسلام و تعظيم شعاير و تعميم علم و دانش و امر به معروف و نهي از منكر، مجاهدانه كوشش كنند.

كساني كه داراي مخارج سال خود هستند و يا داراي كار و پيشه‎اي مي‎باشند كه درآمد آن‎ها وافي به مخارج سال آنهاست، در اعطاي زكات و كمك به مستمندان شركت مي‎كنند. هيچ‌گونه مراسم كمرشكن و مصارف رقابت انگيز و مخارج بيهوده در اين جشن اسلامي وجود ندارد.

* زنده باد اسلام

زنده باد اسلام؛ كه تربيت و بهبود روح و روان جامعه را در سرلوحه برنامه‎هاي خود قرار داده و از هر فرصت براي ترقّي فكر و قوّت اراده بشر استفاده كرده است.

اين عيد فطر هم براي تمام مفاهيم ارزنده و عالي انساني تذكار بوده و به سوي هر عمل نيك و انساني هدايت‎گر است.

«اَن تُدخِلَنِي فِي كُلِّ خَيرٍ اَدخَلتَ فِيهِ مُحَمَّداً وآلَ مُحَمَّد، وَاَن تُخرِجَنِي مِن كُلِّ سُوءٍ اَخرَجتَ مِنهُ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّد(3)

اين عيد، عيد خدا و موسم دعا و نماز و احسان و نيكي به بندگان خدا و ديدارهاي پاك و منزّه است. نزديك به چهارده قرن است كه اين عيد برگزار مي‎شود؛ تاكنون شنيده نشده كه براي تهيّه وسايل اين عيد و شركت در مراسم آن يك نفر خودكشي كرده و يا پاي يك زن و شوهر به دادگاه كشيده شده باشد.

اين عيدي است كه در آن به جاي تفريحات ناسالم، همه به سوي مساجد و مراكز اقامه نماز عيد مي‎روند و خدا آن را ذخيره‌ی خير و نشان شرف و كرامت پيامبر اسلام و سبب ارتقاي افتخارات اسلامي قرار داده است.

 

پی‌نوشت‌ها:

[1]. مي‌خواهم از تو به حق اين روز (عيد فطر) که آن روزي که آن را براي مسلمانان عيد قرار دادي.

2. بحارالانوار، ج 19، ح 182؛ آفرين به قومي که جهاد اصغر را انجام دادند و بر آنها جهاد اکبر باقي ماند.

3. و درآور اين روز مرا در هر چيزي که محمّد و آل او را داخل کردي و اينکه بيرون کني مرا از هر بوي که محمد و آل او را از آل خارج ساختي.

 

 

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - مناسبت‌ها