وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمين و الصلوة و السلام علي خير خلقه حبيب إله العالمين أبي‌القاسم محمّد و آله الطّاهرين سيّما بقية الله في الأرضين قال الله الحکيم: «لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ...
سه شنبه: 21/آذر/1396 (الثلاثاء: 23/ربيع الأول/1439)

برخي احكام حج

س. اگر حاجي لباس احرام را با پول خمس‌ نداده خريده باشد، احرام او صحيح است يا خير؟
ج. اگر معامله به عين پول خمس‌ نداده انجام نشده است و به ذمّه باشد، تصرّف در آن جايز است.

 

س. آيا محرم مي‎تواند به وسيله سنجاق دو طرف رداء را بهم متصل كند يا گره بزند؟
ج. اين كار اشكال دارد و نبايد دو طرف رداء را به يكديگر متّصل كنند.

 

س. اگر زن ها تلبيه را به طوري بلند بگويند كه اجنبي بشنود، آيا اشكال دارد يا نه؟
ج. اگر با شنيدن اجنبي جهر به تلبيه كرده، احوط و اولي، اعاده است.

 

س. آيا استفاده از صابون و بعضي از شامپوها در حال احرام اشكال دارد؟
ج. اگر صدق بوي خوش مي‎كند، از آن اجتناب كنند، و در غير اين صورت مانع ندارد.

 

س. در حال احرام، عدّه‎اي با دوربين ديجيتال از هم عكس مي‌گيرند و هنگام ديدن تصاوير به مانيتور آن نگاه مي‌كنند كه حالت شفاف و آينه‌مانندي دارد. بفرماييد اشكال دارد يا خير؟
ج. اشكال ندارد.

 

س. استفاده از كِرِم‌‎هاي آرايشي دست و صورت براي زنان در حال احرام چه حكمي دارد؟
ج. جايز نيست.

 

س. عقد كردن در زمان احرام چه حكمي دارد؟
ج. عقد باطل است و موجب حرمت هميشگي مي‌شود.

 

س. اگر در حال احرام، اتوبوس‌ها از زير پل‌هايي كه در مسير واقع شده بروند، و به ناچار، محرمين از زير پل‌ها عبور كنند، و يا در پمپ بنزين در زير سقف متوقف شود، و محرمين زير سقف قرار گيرند اشكالي دارد؟
ج. آنچه در حال احرام حرام است، سايه بر سر قرار دادن است. بنابراين در فرض سؤال براي محرم اشكال پيدا نمي‎شود، و كفّاره ندارد.

 

س. كسي كه موهايش مصنوعي است و محرم شده است. وظيفه‌اش چيست؟
ج. ضرر به عمره و حج ندارد. بلي، اگر مرد است بايد كفّاره بدهد ولي بايد موي مصنوعي، مضرّ به صحّت غسل و وضويش نباشد.

 

س. چنانچه شخصي نتواند در حال طواف از ادرار خود جلوگيري كند، آيا بايد نايب بگيرد؟
ج. حكم طواف مسلوس حكم نماز است و مبطون نايب بگيرد، و احتياط اين است كه خودش بجا آورد و نايب هم بگيرد.

 

س. آيا شاذروان جزء كعبه حساب مي‌شود؟ در صورتي كه عضوي از اعضاي بدن طواف كننده بالاي آن قرار گيرد، چه حكمي دارد؟
ج. بلي، جزء كعبه معظّمه است. بنابراين اگر در حال طواف بر روي آن راه برود و يا عضوي از بدن بر آن قرار گيرد بايد آن مقدار را به طورصحيح دوباره بجا آورده و طواف را تمام و بعد از اتمام آن با نمازش، احتياطاً طواف و نماز را اعاده نمايد.

 

س. در هنگام شلوغي، خانم‌ها اگر بخواهند طواف را در محدوده 5/26 ذراع بجا آورند يا نماز را پشت مقام ابراهيم بخوانند، مردان نامحرم به آنها تنه مي‎زنند. وظيفه چيست؟
ج. اين امر به تنهايي مجوز طواف در خارج محدوده نيست.

 

س. امروزه كه فاصله بين صفا و مروه به صورت سالن دو طبقه‎اي ساخته شده است انجام سعي در طبقه دوم چه حكمي دارد؟
ج. اگر طبقه دوم بين كوه صفا و مروه قرار گرفته باشد و بلندتر نباشد، مانعي ندارد.

 

س. اگر كسي به جاي تقصير، حلق نمود، آيا كفايت مي‎كند؟
ج. در عمره تمتّع كفايت نمي‎كند، و بايد يك گوسفند كفّاره بدهد.

 

س. به نظر حضرتعالي رمي جمرات از طبقه فوقاني كافي است يا نه؟
ج. رمي آنچه بر ستون جمره اضافه شده خلاف احتياط است، ولي اگر از طبقه فوقاني به قسمت قبلي جمره رمي كنند اشكال ندارد.

 

س. اخيراً محل قرباني را از مني تغيير داده‎اند، و به وادي محسّر برده‎اند. آيا مي‎شود قرباني را در غير مني انجام داد، يا حتماً بايد در خود مني انجام دهند؟
ج. تا قرباني در مني ممكن است، قرباني در غير مني مجزي نيست. بلي، اگر كلاً ممنوع شود، اقوي كفايت آن است در وادي محسّر.

 

س. آيا شركت در نماز جماعت اهل سنّت و خواندن نمازهاي يوميه با آنها، كافي است؟
ج. نماز با عامّه در حال ضرورت بي اشكال است، و در غير حال ضرورت هم شركت در جماعات آنان اگر موجب تأليف قلوب آنها و دفع اتهام به شيعه باشد خوب است و اعاده آن لازم نيست اگر چه موافق با احتياط است.

 

س. آيا مي‎توان يك حج را به نيابت از دو نفر انجام داد؟
ج. هر كس در ماه ذيحجه، فقط مي‎تواند يك حج واجب براي خود يا به نيابت از ديگري انجام دهد، امّا حج مستحبي به نيابت از دو يا چند نفر مانعي ندارد.

 

س. سجده‌كردن بر سنگ‌ها‌ئي كه مسجدالحرام به آن فرش شده مثل سنگ مرمر جايز است يا خير؟
ج. بلي، جايز است، و معادني كه سجده بر آن جايز نيست معادني است كه عرفاً به آنها زمين گفته نمي‌شود، مثل طلا و نقره و عقيق و مس و ساير فلزات.

 

س. زن ها در حال احرام مي‌توانند جوراب بپوشند يا بايستي روي پاي آنها مثل مردان باز باشد؟
ج. اقوي، جواز پوشيدن جوراب است براي زن بله پوشش در مقابل نامحرم واجب است.

 

س. با توجه به اينكه استفاده از خودتراش هاي متعارف براي حلق سر در حج تمتع مشكلاتي را براي برخي از حجاج بيت‌الله‌الحرام ايجاد مي‌نمايد. لطفاً به چند سؤال زير در اين مورد پاسخ دهيد:
الف) در حج تمتع حتماً حلق لازم است يا امكان تقصير هم وجود دارد؟
ب) در مواردي كه حلق تعين دارد حتماً بايد از تيغ (موس) براي حلق استفاده نمود يا امكان حلق با وسائل امروزي وجود دارد؟
ج) اگر وسيله‌اي مشتمل بر تيغ باشد ولي نه به صورت دستگاه متعارف تيغ‌ها و عرفاً وسيله ديگر باشد ولي تيغ داشته باشد كفايت مي‌كند؟
د) اگر وسيله‌اي تيغ نداشته باشد ولي مو رااز ته بزند بگونه‌اي كه هيچ چيز از ساقه مو باقي نماند كفايت مي‌كند يا خير؟

ج. الف. براي صرورة (كسي كه بار اول است حجّ تمتع بجا مي‌آورد) بنابراحتياط حلق واجب است.
ب. بايد تيغ و تراشيدن باشد.
ج. اگر با تيغ باشد كه در حقيقت سر را با تيغ تراشيده اشكال ندارد.
د. كفايت نمي‌كند.

 

س. اگر كسي در طواف حج واجب شك كند كه 6  دور طواف كرده يا 7 دور ولي همسرش كه به همراه او طواف مي‌كند بگويد7 دور بوده است. آيا مي‌تواند بنا را بر قول همسرش بگذارد و به شك خود اعتناء نكند؟
ج. چنانچه از گفته همسر اطمينان حاصل مي‌كند مانعي ندارد.

 

س. آيا در حالت اختيار و حالت اضطرار اعم اين كه اضطرار مالي باشد يا اضطرار تنگي مكان در مناي جديد كه خارج از مني مي‌باشد كه بعضي از چادرها در وادي محسر و مزدلفه نصب شده‌اند در شب‌هاي 11و12 ذي‌الحجة، بيتوته مني جايز است يا نيست؟
ج. بيتوته بايد در مني باشد.

 

س. نمازهايي كه در هتل يا مساجد ديگر يا مكان‌هاي ديگر مكّه و مدينه خوانده مي‌شود كامل است يا شكسته؟
ج. در تمام شهر مكه و مدينه زائرين مخير هستند نماز را شكسته يا تمام بخوانند.

 

س. آيا در حج تمتع كسي كه اولين بارش است مي‌تواند بجاي حلق، تقصير نمايد؟
ج. بنابراحتياط واجب، حلق لازم است.

 

س. سال گذشته دختر هفت ساله خودم را در عمره مفرده محرم كردم. بعد از بازگشت به ايران متوجه شدم كه وضويش اشتباه بوده است. حكمش چيست؟ آيا در اين مدّت كه در ايران بوده بايد از محرّمات احرام خودداري مي‌كرده است؟ و كفّاره مترتب است؟
ج. در صورت امكان برگشت، بايد طواف‌ها و نماز آن را انجام دهد واحوط اين است كه اعمال مترتبه راهم انجام دهد والا نائب بگيرد تا اعمال را انجام دهد بعد به شما خبر دهد تا تقصير كند و نائب بعد از آن طواف نساء و نمازش را انجام دهد و تا انجام اعمال از محرّمات احرام اجتناب كند و در صورت انجام با علم و عمد كفّاره واجب است و بر عهده وليّ طفل است.

 

س. كسي كه موي مصنوعي در سر خود كاشته است، آيا در حج تمتعي كه براي اولين بار مشرف مي‌گردد، حتماً بايد اين موهاي مصنوعي را بتراشد؟ اگر غير از اين، راه ديگري وجود دارد راهنمايي فرماييد.
ج. چنانچه موي كاشته شده در پوست قرار گرفته و رشد و نموّ دارد، در حكم موي طبيعي است و بنابر احتياط واجب بايد مرد در سفر اول سر را بتراشد و در اين حكم مي تواند به مجتهد ديگر كه فتوي به جواز اكتفاء به تقصير مي‌دهد رجوع نمايد با رعايت الاعلم فالاعلم. ولي چنانچه موي مصنوعي چسبانده شده بر داشتن آن واجب است و همچنين است اگر نموي ندارد.

 

س. آيا شخص محرم مي‌تواند پتوي كه دور آن دوخته به دور خودش بپيچد مثل احرام يا موقع خواب روي خود قرار دهد؟
ج. خوابيدن زير پتو اگر طوري بخود نپيچند كه مثل لباس شود، اشكال ندارد ولي در حال جلوس و قيام پتوي دوخته روي خود نيندازند.

 

س. در سال هاي اخير با بكارگيري طرح ترددي بين عرفات و مشعر و مني از عرفات عجزه و بانوان را به سمت مني برده و بدون توقّف در مشعرالحرام اين حجاج را عبور داده و به مني و رمي جمرات مي‌برند، آيا صرف عبور از مشعر الحرام و بدون وقوف حتي چند لحظه براي وقوف كفايت مي‌كند و يا اينكه لازم است وقوف كمي و يا چند لحظه‌اي داشته باشند.
ج. وقوف به معني مكث نيست بلكه مقصود، بودن در مشعر الحرام است. بنابراين اگر در حال عبور از مشعر قصد وقوف داشته باشند مجزي است.

 

س. در برنامه‌ريزي‌هاي جديدي كه براي انتقال معذورين با وسائل نقليه از عرفات به مني صورت گرفته است، گاه توقفي در مزدلفه محقق نمي‌شود، تكليف چيست؟ به تعبيري ديگر: آيا صرف حضور در مزدلفه (كه زايرين «چه معذورين در شب، يا غير معذورين در بين طلوعين»، در حال عبور آن را درك مي‌كنند) و نيّت در حال عبور براي وقوف كفايت مي‌كند يا خير؟
ج. در فرض سؤال وقوف ولو سواره كفايت مي‌كند.

 

 

. باتوجه به اينكه عمليات تخريب قسمتي از مسجد الحرام و توسعه مطاف در حال انجام مي‌باشد و در حدود 3 سال به طول خواهد انجاميد، لذا براي انجام طواف در اطراف كعبه سازه‌اي موقت در دو طبقه احداث شده است كه طبقه اول آن با ارتفاعي در حدود نيمه ارتفاع ديوار كعبه و طبقه دوم آن بيش از 13 متر (هم سطح بام كعبه يا كمي بالاتر از آن) است و نماز طواف اين افراد نيز پشت مقام در طبقات احداثي جديد خوانده مي‌شود. به نظر حضرتعالي طواف و نماز طواف افراد سالم و ناتوان بر روي سازه ياد شده چه حكمي دارد؟
ج. به طور كلّي چنانچه طواف در سازه جديد هم سطح و يا بالاتر از ديوار كعبه معظّمه باشد، طواف صحيح نيست و نايب بايد از طرف معذور در طبقه همكف مسجد طواف را انجام دهد و نماز هم در طبقه همكف پشت مقام خوانده شود.

 

 

س. مدّتي است طبقه اول سازه فلزي كه در صحن مسجد الحرام با ارتفاع حدود 3 متري از سطح مسجد ساخته شده، به بهره برداري رسيده، امّا فعلاً از طواف افراد معذور و ويلچري در آن طبقه ممانعت مي شود و به طبقه دوم سازه هدايت مي شوند.
نظر به اينكه در بخشي از طبقه اول سازه، حدّ فاصل (بين ركن حجر الاسود و حجر اسماعيل) حائلي با ارتفاع حدود 2 متر وجود دارد. متمنّي است فتواي حضرتعالي نسبت به سؤالات ذيل مرقوم گردد:
1. آيا طواف بر سطح اين طبقه از سازه با وجود حائل و بر فرض اين كه با كمي فاصله از آن، كعبه مشرفه ديده مي شود، صحيح است؟
2. با توجه به اين كه اين طبقه از سازه حدود 3 متر از سطح مسجد الحرام بالاتر است و كف آن فعلا سنگ فرش نيست آيا خواندن نماز طواف بر آن در سمتي كه پشت مقام ابراهيم واقع شده، كافي است؟

ج1. در فرض سؤال صدق طواف از طبقه اول با وجود حائل مشكل است و لذا معذورين كه مجاز از طواف در طبقه اول هستند احتياط به جمع بين طواف و نايب گرفتن را ترك نكنند.
ج2. نماز را در خلف مقام در طبقه هم كف بخواند. 

 

س. آيا با شرايط فعلي كه وديعه گذاري بابت انجام حج عمرده مفرده در يك سال و اعزام بعد از گذشت چند سال صورت مي گيرد آيا به مبلغ وديعه خمس تعلق مي گيرد يا خير؟
ج. چنانچه ثبت نام از درآمد سال باشد و تشرّف در سال‌هاي بعد انجام شود، اصل پول و سودهايي كه متعلّق به سال‌‌هاي قبل از اعزام مي‌باشد متعلّق خمس است و نيز اگر قبل از ثبت نام پول متعلق خمس شده باشد، پرداخت خمس آن لازم است.
 

 

 

موضوع:

جمعه / 3 شهريور / 1396
برخی از احکام زکات فطره

برخی از احکام زکات فطره

* كسي كه موقع مغرب شب عيد فطر بالغ و عاقل و هشيار است و فقير و بنده كس ديگري نيست، بايد براي خودش و كساني كه نان‌خور او هستند، هر نفري يك صاع كه تقريباً سه كيلو است گندم يا جو يا خرما يا كشمش يا برنج يا ذرت و مانند اين‌ها را به مستحق بدهد، و اگر پول يكي از اين‌ها را هم بدهد كافي است، و بنابر احتياط، بر كسي كه موقع مغرب ماه شوال بي‎هوش باشد نيز واجب است.

* كسي كه مخارج سال خود و عيالاتش را ندارد و كسبي هم ندارد كه بتواند مخارج سال خود و عيالاتش را بگذراند، فقير است، و دادن زكات فطره بر او واجب نيست.

* انسان بايد فطره كساني را كه موقع مغرب شب عيد فطر، نان‎خور او حساب مي‎شوند بدهد؛ كوچك باشند يا بزرگ، مسلمان باشند يا كافر، دادن خرج آنان بر او واجب باشد يا نه، در شهر خود او باشند يا در شهر ديگر.

* اگر كسي را كه نان‌خور او است و در شهر ديگر است وكيل كند كه از مال او فطره خود را بدهد، چنان‌چه اطمينان داشته باشد كه فطره را مي‎دهد، لازم نيست خودش فطره او را بدهد.

* فطره مهماني كه پيش از مغرب شب عيد فطر با رضايت صاحب‌خانه وارد شده، در صورتي كه بگويند: امشب نان او را داده، بر او واجب است هر چند نان‌خور او حساب نشود.

* فطره مهماني كه پيش از مغرب شب عيد فطر بدون رضايت صاحب‌خانه وارد مي شود و مدتي نزد او مي‎ماند، بنابر احتياط، واجب است، و هم‌چنين است فطره كسي كه انسان را مجبور كرده‎اند كه خرجي او را بدهد.

* فطره مهماني كه بعد از مغرب شب عيد فطر وارد مي‎شود، بر صاحب‎خانه واجب نيست، اگر چه پيش از مغرب او را دعوت كرده باشد و در خانه او هم افطار كند.

* اگر كسي موقع مغرب شب عيد فطر ديوانه باشد، زكات فطره بر او واجب نيست.

* اگر پيش از مغرب يا مقارن آن بچه بالغ شود يا ديوانه عاقل گردد يا فقير غني شود، در صورتي كه شرايط واجب‌شدن فطره را دارا باشد، بايد زكات فطره را بدهد.

* كسي كه موقع مغرب شب عيد فطر زكات فطره بر او واجب نيست، اگر تا پيش از ظهر روز عيد شرط‎هاي واجب‌شدن فطره در او پيدا شود، مستحب است زكات فطره را بدهد.

* كافري كه بعد از مغرب شب عيد فطر مسلمان شده، فطره بر او واجب نيست؛ ولي مسلماني كه شيعه نبوده، اگر بعد از ديدن ماه شيعه شود، بايد زكات فطره را بدهد.

* كسي كه فقط به اندازه يك صاع كه تقريباً سه كيلو است گندم و مانند آن دارد، مستحب است زكات فطره را بدهد، و چنان‌چه عيالاتي داشته باشد و بخواهد فطره آنان را هم بدهد، مي‎تواند به قصد فطره، آن يك صاع را به يكي از عيالاتش بدهد، و او هم به همين قصد به ديگري بدهد، و هم‌چنين تا به نفر آخر برسد، و بهتر است نفر آخر چيزي را كه مي‎گيرد به كسي بدهد كه از خودشان نباشد، و اگر يكي از آن‌ها صغير باشد، وليّ او به جاي او مي گيرد و احتياط آن است كه چيزي را كه براي صغير گرفته به كسي ندهد.

* اگر بعد از مغرب شب عيد فطر بچه‌دار شود، يا كسي نان‎خور او حساب شود، واجب نيست فطره او را بدهد، اگرچه مستحب است فطره كساني را كه بعد از مغرب تا پيش از ظهر روز عيد نان‌خور او حساب مي‎شوند بدهد.

* اگر انسان نان‌خور كسي باشد و پيش از مغرب يا مقارن آن نان‌خور كسی ديگر شود، فطره او بر كسي كه نان‌خور او شده واجب است، مثلاً اگر دختر پيش از مغرب به خانه شوهر رود، شوهرش بايد فطره او را بدهد.

* كسي كه ديگري بايد فطره او را بدهد، واجب نيست فطره خود را بدهد.

* اگر فطره انسان بر كسي واجب باشد و او فطره را ندهد، بر خود انسان واجب نمي‎شود مگر آن كه شخص غني نان‌خور فقير باشد كه در اين صورت احتياط لازم آن است كه غني فطره خود را بدهد.

* اگر كسي كه فطره او بر ديگري واجب است خودش فطره را بدهد، از كسي كه فطره بر او واجب شده ساقط نمي‎شود.

* زني كه شوهرش مخارج او را نمي‌دهد، چنان‌چه نان‌خور كسی ديگر باشد، فطره‎اش بر آن كس واجب است، و اگر نان‎خور كسی ديگر نيست، در صورتي كه فقير نباشد، بايد فطره خود را بدهد.

* كسي كه سيد نيست، نمي‎تواند به سيد فطره بدهد حتي اگر سيدي نان‌خور او باشد، نمي‎تواند فطره او را به سيد ديگر بدهد.

* فطره طفلي كه از مادر يا دايه شير مي‎خورد، بر كسي است كه مخارج مادر يا دايه را مي‎دهد، ولي اگر مادر يا دايه مخارج خود را از مال طفل برمي‎دارد، فطره طفل بر كسي واجب نيست.

* انسان اگر چه مخارج عيالاتش را از مال حرام بدهد، بايد فطره آنان را از مال حلال بدهد.

* اگر انسان كسي را اجير نمايد و شرط كند كه مخارج او را بدهد بايد فطره او را هم بدهد، ولي چنان‌چه شرط كند كه مقداري از مخارج او را بدهد و مثلاً پولي براي مخارجش بدهد، واجب نيست فطره او را بدهد.

* اگر كسي بعد از مغرب شب عيد فطر بميرد، بايد فطره او و عيالاتش را از مال او بدهند، ولي اگر پيش از مغرب بميرد، واجب نيست فطره او و عيالاتش را از مال او بدهند.

 

موضوع:

احكام زكات فطره

 

- فطره مهماني كه پيش از مغرب شب عيد فطر با رضايت صاحبخانه وارد شده در صورتي كه بگويند، امشب نان او را داده، بر او واجب است هر چند نان خور او حساب نشود.
- فطره مهماني كه پيش از مغرب شب عيد فطر بدون رضايت صاحبخانه وارد مي‌شود و مدتي نزد او مي‎ماند، بنابر احتياط، واجب است و هم چنين است فطره كسي كه انسان را مجبور كرده‎اند كه خرجي او را بدهد.
- فطره مهماني كه بعد از مغرب شب عيد فطر وارد مي‎شود، بر صاحب‎خانه واجب نيست، اگر چه پيش از مغرب او را دعوت كرده باشد و در خانه او هم افطار كند.
- اگر كسي را كه نان خور شخص است و در شهر ديگر است، وكيل كند كه از مال او فطره خود را بدهد، چنان چه اطمينان داشته باشد كه فطره را مي‎دهد، لازم نيست خودش فطره او را بدهد.
- اگر كسي موقع مغرب شب عيد فطر ديوانه باشد، زكات فطره بر او واجب نيست.
- اگر پيش از مغرب يا مقارن آن بچه بالغ شود، يا ديوانه عاقل گردد، يا فقير غني شود، در صورتي كه شرايط واجب شدن فطره را دارا باشد، بايد زكات فطره را بدهد.
- كسي كه موقع مغرب شب عيد فطر، زكات فطره بر او واجب نيست، اگر تا پيش از ظهر روز عيد شرط‎هاي واجب شدن فطره در او پيدا شود، مستحب است زكات فطره را بدهد.
- كافري كه بعد از مغرب شب عيد فطر مسلمان شده فطره بر او واجب نيست، ولي مسلماني كه شيعه نبوده، اگر بعد از ديدن ماه شيعه شود، بايد زكات فطره را بدهد.
- كسي كه فقط به اندازه يك صاع كه تقريباً سه كيلو است گندم و مانند آن دارد، مستحب است زكات فطره را بدهد و چنان چه عيالاتي داشته باشد و بخواهد فطره آنان را هم بدهد مي‎تواند به قصد فطره، آن يك صاع را به يكي از عيالاتش بدهد و او هم به همين قصد به ديگري بدهد و هم چنين تا به نفر آخر برسد و بهتر است نفر آخر چيزي را كه مي‎گيرد به كسي بدهد كه از خودشان نباشد، و اگر يكي از آنها صغير باشد، ولي او به جاي او مي گيرد و احتياط آن است كه چيزي را كه براي صغير گرفته به كسي ندهد.
- اگر بعد از مغرب شب عيد فطر بچه‌دار شود، يا كسي نان‎خور او حساب شود، واجب نيست فطره او را بدهد؛ اگرچه مستحب است فطره كساني را كه بعد از مغرب تا پيش از ظهر روز عيد نان خور او حساب مي‎شوند بدهد.
- اگر انسان نان خور كسي باشد و پيش از مغرب يا مقارن آن نان خور كس ديگر شود، فطره او بر كسي كه نان خور او شده واجب است. مثلاً اگر دختر پيش از مغرب به خانه شوهر رود، شوهرش بايد فطره او را بدهد.
- كسي كه ديگري بايد فطره او را بدهد، واجب نيست فطره خود را بدهد.
- اگر فطره انسان بر كسي واجب باشد و او فطره را ندهد، بر خود انسان واجب نمي‎شود مگر آن كه شخص غني نان خور فقير باشد كه در اين صورت احتياط لازم آن است كه غني فطره خود را بدهد.
- اگر كسي كه فطره او بر ديگري واجب است خودش فطره را بدهد، از كسي كه فطره بر او واجب شده ساقط نمي‎شود.
- زني كه شوهرش مخارج او را نمي دهد، چنان چه نان خور كس ديگر باشد، فطره‎اش بر آن كس واجب است. و اگر نان‎خور كس ديگر نيست، در صورتي كه فقير نباشد، بايد فطره خود را بدهد.
- كسي كه سيد نيست، نمي‎تواند به سيد فطره بدهد حتي اگر سيدي نان خور او باشد، نمي‎تواند فطره او را به سيد ديگر بدهد.
- فطره طفلي كه از مادر يا دايه شير مي‎خورد، بر كسي است كه مخارج مادر يا دايه را مي‎دهد. ولي اگر مادر يا دايه مخارج خود را از مال طفل برمي‎دارد، فطره طفل بر كسي واجب نيست.
- انسان اگر چه مخارج عيالاتش را از مال حرام بدهد، بايد فطره آنان را از مال حلال بدهد.
- اگر انسان كسي را اجير نمايد و شرط كند كه مخارج او را بدهد بايد فطره او را هم بدهد، ولي چنان چه شرط كند كه مقداري از مخارج او را بدهد و مثلاً پولي براي مخارجش بدهد، واجب نيست فطره او را بدهد.
- اگر كسي بعد از مغرب شب عيد فطر بميرد، بايد فطره او و عيالاتش را از مال او بدهند ولي اگر پيش از مغرب بميرد، واجب نيست فطره او و عيالاتش را از مال او بدهند.
- احتياط واجب آن است كه زكات فطره را به فقراي شيعه اثنا عشري بدهد اگر چه در شهر ديگر باشند و چون نقل اين زكات به شهر ديگر خلاف احتياط است اگر در شهر خودش فقير شيعه نباشد مال خود را به شهر ديگر ببرد و در آنجا به قصد زكات به شيعه بدهد.
- اگر طفل شيعه‎اي فقير باشد، انسان مي‎تواند فطره را با اذن ولي شرعي او به مصرف او برساند، يا به واسطه دادن به ولي طفل، ملك طفل نمايد.
- فقيري كه فطره به او مي‎دهند، لازم نيست عادل باشد ولي احتياط واجب آن است كه به شراب خوار و كسي كه آشكارا معصيت مي‎كند فطره ندهند.
- به كسي كه فطره را در معصيت مصرف مي‎كند نبايد فطره بدهند.
- احتياط واجب آن است كه به يك فقير كمتر از يك صاع كه تقريباً سه كيلو است فطره ندهند. ولي اگر بيشتر بدهند اشكال ندارد.
- اگر از جنسي كه قيمتش دو برابر قيمت معمولي آن است مثلاً از گندمي كه قيمت آن دو برابر قيمت گندم معمولي است، نصف صاع كه معناي آن در مسأله پيش گفته شد بدهد كافي نيست و اگر آن را به قصد قيمت فطره هم بدهد اشكال دارد.
- انسان نمي‎تواند نصف صاع را از يك جنس مثلاً گندم و نصف ديگر آن را از جنس ديگر مثلاً جو بدهد، و اگر آن را به قصد قيمت فطره هم بدهد اشكال دارد.
- مستحب است در دادن زكات فطره، خويشان فقير خود را بر ديگران مقدم بدارد و بعد همسايگان فقير را، بعد اهل علم فقير را ولي اگر ديگران از جهتي برتري داشته باشند، مستحب است آنها را مقدم بدارد.
- اگرانسان به خيال اين كه كسي فقير است به او فطره بدهد و بعد بفهمد فقير نبوده، چنان چه مالي را كه به او داده از بين نرفته باشد، بايد پس بگيرد و به مستحق بدهد. و اگر نتواند پس بگيرد، بايد از مال خودش فطره را بدهد، و اگر از بين رفته باشد، در صورتي كه گيرنده فطره مي‎دانسته آنچه را گرفته فطره است، بايد عوض آن را بدهد، و اگر نمي‎دانسته، دادن عوض بر او واجب نيست و انسان بايد دوباره فطره را بدهد.
- اگر كسي بگويد فقيرم، نمي‎شود به او فطره داد، مگر آن كه از گفته او اطمينان پيدا شود، يا انسان بداند كه قبلا فقير بوده است.
- انسان بايد زكات فطره را به قصد قربت ـ يعني: براي انجام فرمان خداوند عالم ـ بدهد و موقعي كه آن را مي‎دهد، نيت دادن فطره نمايد.
- اگر پيش از ماه رمضان فطره را بدهد صحيح نيست لكن جواز دادن آن در ماه رمضان بعيد نيست، و اگر پيش از رمضان يا در ماه رمضان به فقير قرض بدهد و بعد از آن كه فطره بر او واجب شد، طلب خود را بابت فطره حساب كند مانعي ندارد.
- گندم يا چيز ديگري را كه براي فطره مي‎دهد، بايد به جنس ديگر يا خاك مخلوط نباشد، و چنان چه مخلوط باشد، اگر خالص آن به يك صاع كه تقريباً سه كيلو است برسد، يا آنچه مخلوط شده به قدري كم باشد كه قابل اعتنا نباشد اشكال ندارد.
- اگر فطره را از چيز معيوب بدهد كافي نيست.
- كسي كه فطره چند نفر را مي‎دهد، لازم نيست همه را از يك جنس بدهد و اگر مثلاً فطره بعضي را گندم و فطره بعض ديگر را جو بدهد كافي است.
- كسي كه نماز عيد مي‎خواند، بنابر احتياط واجب، بايد فطره را پيش از نماز عيد بدهد و يا جدا نمايد، ولي اگر نماز عيد نمي‎خواند، مي‎تواند دادن فطره را تا ظهر تأخير بيندازد.
- اگر به نيت فطره مقداري از مال خود را كنار بگذارد و تا ظهر روز عيد به مستحق ندهد، احتياط واجب آن است كه هر وقت آن را مي‎دهد نيت فطره نمايد.
- اگر موقعي كه دادن زكات فطره واجب است، فطره را ندهد و كنار هم نگذارد، بعداً بايد بدون اين كه نيت ادا و قضا كند فطره را بدهد.
- اگر فطره را كنار بگذارد، نمي‎تواند آن را براي خودش بردارد و مال ديگري را براي فطره بگذارد.
- اگر انسان مالي داشته باشد كه قيمتش از فطره بيشتر است، چنان چه فطره را ندهد و نيت كند كه مقداري از آن مال براي فطره باشد اشكال دارد.
- اگر مالي را كه براي فطره كنار گذاشته از بين برود، چنان چه دسترسي به فقير داشته و دادن فطره را تأخير انداخته، بايد عوض آن را بدهد، و اگر دسترسي به فقير نداشته ضامن نيست.
- اگر در محل خودش مستحق پيدا شود، احتياط واجب آن است كه فطره را به جاي ديگر نبرد و اگر به جاي ديگر ببرد و تلف شود، بايد عوض آن را بدهد.


س. زمان پرداخت زكات فطره چه موقع است؟آيا مي‎توان براي رساندن به فقير خاصي پرداخت زكات را به تأخير انداخت؟
ج. زمان پرداخت زكات فطره در روز عيد فطر است و براي پرداخت به فقير خاصي مي‎توان به تأخير انداخت؛ اما نبايد در پرداخت آن مسامحه و كوتاهي گردد و مي‎توانيد به وسيله پست يا بانك براي او ارسال نماييد.

س. آيا مي‎توانيم زكات فطره را براي كمك به مدرسه و مسجد بپردازيم؟
ج. احتياط واجب آن است كه زكات فطره را به فقراي شيعه اثني عشري بدهند اگر چه در شهر ديگر باشند.

س. آيا مي‎توانم با پول زكات فطره، چيزي براي فقير خريداري نمايم؟
ج. خير، زكات فطره‎اي را كه كنار گذاشته‎ايد، بايد به همان صورت به فقير بدهيد و تبديل آن به جنس ديگر صحيح نيست.

س. حكم كساني كه سرباز هستند و شب عيد فطر در آنجا هستند، فطريه، آيا بر پدر آنها واجب است يا خودشان يا مثلاً سپاه يا ارتش يا نيروي انتظامي؟
ج. در فرض سؤال با تمكّن مالي فطره را بايد خودشان بپردازند. والله العالم

س. اگر ميهمان با اجازه صاحب خانه، فطره‌ي خودش را بدهد، آيا از عهده صاحب خانه ساقط مي‌شود؟
ج. ساقط نمي‌شود. والله العالم

س. آيا مي‌شود زكات فطره را به افرادي، مانند فرزند، زن، پدر يا مادر (اگر مستحقّ باشند) داد يا نه؟
ج. زكات فطره را نمي‌توان به واجب النفقه داد. والله العالم

س. پرداخت زكات فطره به كميته امداد، سازمان بهزيستي و بعض مؤسسات خيريه چه صورتي دارد؟
ج. بنظر اينجانب، زكات فطره بنابراحتياط واجب بايد به فقراي شيعه اثني عشري برسد و مكلّف بايد آنچه را تحت عنوان زكات فطره به اينگونه سازمان‌ها و مؤسسات مي‌دهد يقين كند كه بدون كم و زياد در مورد مصرف، (فقير شيعه اثني عشري) صرف شده و الا ذمّه‌اش برئ نمي‌شود. پس براي هر كس اين يقين حاصل شود، اشكال ندارد، مثلاً كسي كه زكات فطره مي‌دهد و سيّد نيست بايد يقين كند كه به مصرف فقير غير سيّد رسيده، نه سيّد و نه مدرسه و مسجد و حسينيه. والله العالم
 

 

 

 

موضوع:

يكشنبه / 4 تير / 1396
احكام روزه

 

رؤيت هلال با چشم مسلح
س. آيا رؤيت هلال با استفاده از ابزارهاي نجومي (دوربين، تلسكوپ و ...) اعتبار شرعي دارد؟

ج. كفايت رؤيت با چشم مسلّّح، مورد اشكال است.والله العالم

 

اثبات اول ماه
س. اگر راديو و رسانه‌ها خبر دهند كه در شهري ماه را ديده‌اند، آيا مسلمان‌ها در سراسر آن كشور مي‌توانند آن روز را عيد قرار دهند يا نه؟

ج. اگر از خبر راديو يا رسانه‌هاي ديگر، براي شخص علم حاصل شود، بايد عيد قرار دهد. والله العالم

 

اتحاد افق
س. اگر ماه‌ رمضان‌ در شهري‌ ديده‌ شود، در شهرهاي ديگر‌ كه‌ افق‌ آنها يكسان‌ و يا دو ساعت‌ فرق دارند اول‌ ماه‌ ثابت‌ مي‌شود يا نه‌؟

ج. اكتفا به‌ رؤيت‌ ماه‌ در يك‌ بلد براي‌ ساير بلاد بعيد نيست‌. والله العالم

 

 

ثبوت ماه با محاسبات منجّمين
س. آيا با محاسبات‌ منجمين‌، ماه‌ ثابت‌ مي‌شود، مخصوصاً وقتي كه‌ آنها امروز نسبت‌ به‌ زمان‌گذشته‌ امكانات‌ خيلي‌ دقيق‌ و مجهّز در اختيار دارند و اصرار مي‌ورزند كه‌ نتائج‌ دستگاه‌هاي‌ علمي‌امروز قابل‌ انكار نمي‌باشد؟

ج. پيشگوئي‌ منجمّين‌ بنفسه‌ حجّت‌ شرعيّه‌ نيست. بلي،‌ اگر براي‌ هر كس‌ موجب‌ علم‌ به‌ صحّت‌ محاسبه‌ شود، بايد به‌ علمي‌ كه‌ از گفته‌ منجّم‌ حاصل‌ شده‌ عمل‌ نمايد. والله العالم

 

روزه يوم الشك
س. اگر يوم الشك بين آخر شعبان و اول رمضان را به نيّت شعبان روزه گرفت، سپس نيّت افطار كرد و قبل از ظهر يا قبل از افطار معلوم شد كه رمضان بوده است؛ در اين صورت، اگر نيّت رمضان كند روزه‌اش صحيح است؟

ج. در فرض سؤال، نيّت روزه رمضان كند و روزه صحيح است. والله العالم

 

 

بلندبودن ماه
س. آيا تطوع و بلند بودن‌ هلال را، دليل‌ بر شب‌ دوم‌ مي‌دانيد؟

ج. بلند بودن‌ ماه‌ و تطوع آن‌، دليل‌ شرعي‌ بر شب‌ دوم‌ نيست‌. والله العالم

 

وقت امساك در ماه مبارك
س. در آستانه ماه شريف رمضان و با توجه به توسعه شهرها و عدم امكان تشخيص دقيق لحظه طلوع فجر، خواهشمند است نظر شريف خود را در مورد زمان امساك براي روزه و اقامه نماز صبح اعلام فرمائيد.

ج. از هنگامي كه شخص يقين به طلوع فجر صادق كند، امساك واجب است و مي‌تواند نماز صبح را بخواند و تعيين طلوع با ساعت و دقيقه بطوري‌كه شرعاً امساك واجب و نيز وقت نماز صبح باشد، ممكن نيست و احتياط اين است كه در روزه امساك را قدري قبل از يقين به طلوع فجر شروع كند. والله العالم

 

دختران بالغ و عدم قدرت بر روزه‌گرفتن
س. سن بلوغ زن نه سال در رساله ذكر شده است و تكليف بر او واجب است، در حالي‌كه دختر اين قدر كوچك است كه اگر روزه بگيرد مريض مي‌شود بلكه نمي‌تواند روزه بگيرد و علامت بلوغ ديگر هم ندارد، تكليف ايشان چيست؟

ج. سن تكليف دختران نه سال كامل قمري است و در عين حال قدرت شرط تكليف است، آنكه قدرت انجامش را دارد بايد انجام دهد و آنكه قدرتش را ندارد تكليف ساقط است، مثلاً اگر قدرت گرفتن روزه ندارد نبايد روزه بگيرد و هر وقت قدرت يافت قضا آن را بجا آورد ولي نماز و حجاب و امثال اينها را كه قدرت دارد بايد انجام دهد. والله العالم

 

عدم قدرت بر روزه بجهت سختي شغل و گرماي هوا
س. حكم شخصي كه شغل او سخت و دشوار است و در شهر بسيار گرمي كار مي‌كند و عملاً روزه‌گرفتن در تابستان براي وي تقريباً غير ممكن است، چيست؟

ج. اگر مي‌توانند از ساعات كار كم كنند و روزه‌ها را بگيرند و از بركات آن محروم نشوند؛ و اگر اين كار ميسر نيست، هر روز صبح به قدر مسافت شرعي مسافرت كنند و روزه خود را در آنجا افطار نمايند كه فقط قضاي آن روزها به عهده شخص مي‌آيد و كفاره ندارد.والله العالم

 

اعتبار تعيين روزه هر روز ماه رمضان
س. آيا در نيّت روزه ماه رمضان بايد معيّن كنيم كه روز چندم ماه رمضان را روزه مي‌گيريم؟

ج. لازم نيست روزه هر روز را بخصوص نيّت كند، بلكه همين اندازه كه بداند روزه ماه رمضان را مي‌گيرد، كافي است. والله العالم

 

فراموش‌كردن نيّت روزه در ماه رمضان
س. اگر در ماه رمضان قبل از طلوع فجر نيّت را فراموش كرد، چه كند؟

ج. اگر قبل از ظهر يادش آمد، نيّت كند و اگر بعدازظهر يادش بيايد، روزه باطل است؛ ولي بايد آن روز را امساك كند و بعد هم قضاي آن را بگيرد. والله العالم

 

بيدارشدن روزه‌دار بدون نيت روزه بعد از نماز صبح
س. اگر شخصي قصد روزه‌گرفتن دارد ولي سحر جهت خوردن سحري بيدار نشود و فقط براي نماز بيدار و پس از آن بخوابد. آيا روزه‌گرفتن چنين شخصي صحيح است؟

ج. همين قدر كه قصد روزه داشته باشد، كافي است و خوردن سحري لازم نيست. والله العالم

 

تزريق سرم يا آمپول
س. آيا شخص روزه‌دار در ماه مبارك رمضان، مى‌تواند سرم يا آمپول، تزريق كند؟

ج. احتياط مستحب آن است كه از استعمال آمپول و سرم خوددارى كند. و اگر لازم شد و تزريق كرد، روزه‌اش باطل نمي‌شود. والله العالم

 

استفاده از اسپري تنفسي
س. آيا استفاده از اسپري تنفسي در داخل دهان و بيني براي بازكردن مجاري تنفسي، مبطل روزه مي‌باشد يا خير؟

ج. در مفروض سؤال، چنانچه ناچار از استفاده آن در روز باشد اشكال ندارد و روزه را بگيرد، لكن اگر قبل از حلول ماه مبارك رمضان بعد، عارضه‌اش برطرف شود، بنابراحتياط قضاي روزه‌ها را نيز بگيرد. و اگر عارضه تا ماه رمضان بعد ادامه يافت، بنابراحتياط براي هر روز يك چارك طعام مانند گندم يا جو به عنوان كفّاره به فقير غير سيّد بدهد و قضا ندارد. والله العالم

 

استفاده از قطره بيني
س. حكم استفاده از قطره بيني جهت بازكردن مجاري تنفسي و درمان كه در بعضي موارد يقيناً وارد حلق مي‌گردد، چگونه است؟

ج. اگر وارد حلق شود، مبطل روزه است. والله العالم

 

مسواك‌كردن
س. مسواك كردن در روز ماه رمضان، آيا مبطل روزه است يا خير؟

ج. اگر آبي كه از خمير دندان توليد شده يا آب خارجي وارد حلق نشود و آن را بيرون بريزد، اشكال ندارد. والله العالم

 

آندوسكپي
س. آندوسكپى دستگاهى است كه داخل معده مى‌شود و عكسبردارى مى‌كند، بدون اينكه چيزى داخل معده شود. آيا اين عمل روزه را باطل مى كند يا نه؟

ج. بنابر احتياط، براى روزه‌دار اشكال دارد. والله العالم

 

بخار حمام
س. اگر فضاى حمام را بخار گرفته باشد، آيا موجب بطلان روزه مى‌شود؟

ج. باطل نمى‌شود. والله العالم

 

مصرف آدامس
س. جويدن آدامس در حال روزه، چه حكمي دارد؟

ج. چنانچه هيچ طعمي نداشته باشد كه به حلق برود، روزه صحيح است؛ لكن اين عمل براي روزه‌دار پسنديده نيست و تظاهر به آن، اشكال دارد. والله العالم

 

مصرف دخانيات
س. آيا كشيدن سيگار و استعمال قليان، مبطل روزه است؟

ج. بنابراحتياط واجب، روزه‌دار نبايد دود سيگار يا قليان را به حلق برساند. والله العالم

 

تزريق خون
س. آيا تزريق خون به روزه‌دار، مبطل روزه است؟

ج. مبطل روزه نيست. والله العالم

 

اهداي خون
س. اگر در ماه مبارك رمضان، 5 سي سي خون براي آزمايش از ما گرفته شود، چه حكمي دارد؟

ج. اشكال ندارد، ولي اگر موجب ضعف شود مكروه است. والله العالم

 

پركردن دندان
س. پركردن دندان در ماه رمضان چه حكمي دارد؟

ج. پر كردن، جرم‎گيري و كشيدن دندان در ماه رمضان براي پزشكان مانعي ندارد و براي شخص روزه‎دار، زماني جايز است كه مطمئن باشد خون يا آبي كه به وسيله دستگاه، وارد فضاي دهان مي‎شود، فرو نخواهد رفت. والله العالم

 

استفاده از مواد آرايشي
س. استفاده از مواد آرايشي، مانند كرم، سرمه و ... در ماه مبارك رمضان براي شخص روزه‌دار چه حكمي دارد؟

ج. اشكال ندارد، ولي در مورد سرمه اگر از موّادي باشد كه مزه يا بوي آن به حلق برسد مكروه است. والله العالم

 

استفاده از قرص ضدبارداري
س. روزه زنانى كه در ماه مبارك رمضان براى جلوگيرى از عادت ماهانه از قرص استفاده مى‌نمايند، صحيح است يا خير؟

ج. اگر عادت نشوند، روزه آنها صحيح است. والله العالم

 

استعمال شياف
س. آيا استعمال شياف‌هاى درمانى، شياف ترياك و يا شياف تغذيه مبطل روزه است؟

ج. شياف، مبطل روزه نيست. والله العالم

 

غواصي و روزه‌داري
س. مستدعي‌ است‌ حكم‌ شرع‌ مقدس‌ را در مورد اشخاصي‌ كه‌ كارشان‌ غواصي‌ در اعماق آب‌هاست‌ نسبت‌ به‌ روزه‌ بيان‌ فرماييد.

ج. زير آب‌‌رفتن‌ با لباس‌ غواصّي‌، بنابراحتياط‌ واجب‌ مبطل‌ صوم‌ است‌، ولي‌ اگر شخص‌ داخل‌ زير دريائي‌ كه‌شبيه‌ اطاق است‌ و ملاصق‌ بدن‌ نيست‌ زير آب‌ برود روزه‌ باطل‌ نمي‌شود. والله العالم

 

 

گرد و غبار در محيط كار
س. محيط كاري اينجانب طوري است كه ذرات گرد و غبار در فضاي كارگاه پراكنده مي‌باشد و دوري از اين محيط ممكن نيست. در ضمن حتي الامكان هم از وسايل جلوگيري‌كننده، مانند ماسك و غيره استفاده مي‌گردد ولي باز هم گرد و غبار وارد فضاي حلق مي‌گردد. حكم روزه در اين فضا چيست؟

ج. چنانچه گرد و غبار وارد حلق شود، روزه اشكال دارد. والله العالم

 

روزه زن باردار
س. آيا براي خانم باردار 5 ماهه، روزه واجب است؟‌

ج. اشخاص مختلفند؛ بطور كلي اگر به تجربه يا از قول طبيب حاذق، خوف ضرر براي خود زن يا بچه حاصل شود روزه نگيرد. والله العالم

 

غلط‌‌خواندن قرآن
س. اگر در ماه‌ مبارك‌ رمضان‌، قرآن‌ را به طرز غلطي‌ بخوانيم‌، آيا ضرري‌ متوجه‌ روزه‌ مي‌شود؟(عدم‌ تلفظ‌ صحيح‌ كلمات‌)

ج. اگر عمداً آيات‌ را غلط‌ نخوانيد، اشكال‌ ندارد. والله العالم

 

نسبت‌دادن روايت از معصومي به معصوم ديگر
س. اگر كلام يكى از معصومين را اشتباه به ديگرى نسبت دهيم، مثلاً به جاى اينكه بگوئيم رسول خدا صلّي الله عليه و آله فرمودند، بگوئيم: اميرالمؤمنين عليه السلام چنين فرموده‌اند. آيا باعث باطل‌شدن روزه مي‌شود؟
اگر عمداً اين كار را انجام دهد، حكمش چيست؟

ج. در صورت اشتباه، اشكال ندارد، ولى اگر عمداً و با توجّه باشد، چون انتساب بمعنى اين است كه آن حضرت خصوص اين كلام را فرموده با اينكه مي‌داند نفرموده، نسبت دروغ است و روزه را باطل مي‌كند و قضا و كفّاره دارد. والله العالم

 

مسافرت در ماه رمضان
س. آيا انسان مى‌تواند در ماه مبارك رمضان براى فرار از روزه عمداً مسافرت كند؟

ج. اشكال ندارد، ولى مكروه است. والله العالم

 

تبعيّت زن از شوهر در وطن
س. زنى كه ازدواج مى‌كند و از وطن اصلى خود به شهر ديگرى مى‌رود و در عرض سال چند مرتبه براى ديدن ارحام به وطن اصلي‌اش باز مى‌گردد، نماز و روزه او چه حكمى دارد؟

ج. در فرض سؤال، كه زن بنا دارد در وطن شوهر همراه با شوهر زندگى كند، اعراض قهرى از وطن خود اوست و در بازگشت به وطن جهت صله ارحام، حكم مسافر را دارد. والله العالم

 

افطار در حد ترخص
س. كسى كه در ماه رمضان مسافرت مى‌كند، مى‌تواند در منزل خود افطار نمايد يا بايد از حد ترخّص بگذرد و سپس افطار نمايد؟

ج. تا به حدّ ترخّص نرسيده، نبايد افطار كند. والله العالم

 

خروج مني بدون قصد
س. اگر روزه‌دار بدون قصد بيرون‌آمدن مني با همسرش شوخي كند بطوري كه بعد از شوخي مني از او خارج شود در صورتي‌كه مي‌دانسته مني از او خارج خواهد شد، حكم روزه او چگونه خواهد بود؟

ج. در فرض سؤال كه روزه‌دار مي‌دانسته كه اگر با همسر خود بازي كند مني از او خارج مي‌شود، در صورت خروج مني، قضاء و كفّاره دارد. والله العالم

 

استمنا در حال روزه
س. كسي‌ كه‌ نمي‌دانسته‌ استمناء روزه‌ را باطل‌ مي‌كند و حتي‌ يك‌ گناه‌ كبيره‌ است‌، اگر اين‌عمل‌ را انجام‌ دهد. آيا روزه‌ او باطل‌ است؟ اگر باطل‌ است،‌ كفّاره‌ دارد يا خير؟

ج. در فرض‌ سؤال‌، بايد قضاي‌ روزه‌ را بگيرد، ولي‌ كفّاره‌ ندارد. بلي،‌ اگر جاهل‌ مقصّر باشد، به اين‌ معني‌ كه‌ در موقع‌ ارتكاب‌ عمل‌، احتمال‌ حرمت‌ بدهد و سؤال‌ نكند و يا بداند استمناء حرام‌ و معصيت‌ است‌، هرچند نداند كه ‌روزه‌ را باطل‌ مي‌كند و اگر در روز ماه‌ رمضان‌ انجام‌ دهد، كفّاره‌ جمع‌ دارد. والله العالم

 

 

علم به محتلم شدن در صورت خوابيدن
س. شخصي يك ساعت به اذان صبح مانده در ماه رمضان مي‌داند كه اگر بخوابد محتلم مي‌شود و تا اذان بيدار نمي‌شود. آيا مي‌تواند بخوابد يا نه؟ و اگر خوابيد و محتلم شد و اذان گفته شد، روزه او صحيح است يا نه؟

ج. در مورد سؤال، اگر شخص مذكور مي‌داند كه قبل از اذان صبح محتلم مي‌شود، بنابر احتياط واجب نبايد بخوابد. والله العالم

 

 

محتلم شدن در روز ماه رمضان
س. اگر كسي ماه رمضان بعد از اذان صبح در خواب جنب شود، آيا روزه‌اش باطل مي‌شود يا نه؟ و اگر باطل نمي‌شود، آيا مي‌تواند بعد از اذان ظهر يا اذان مغرب غسل كند يا نه؟‌

ج. روزه‌اش باطل نمي‌شود ولي براي نماز ظهر واجب است غسل نمايد.والله العالم

 

رسيدن وقت اذان هنگام غسل
س. شخصي قبل از اذان صبح بيدار شده و جنب بوده، مشغول غسل مي‌شود كه وسط غسل، اذان مي‌گويند. آيا روزه او صحيح است و كفّاره دارد يا نه؟

ج. اشكال ندارد و روزه صحيح است. والله العالم

 

 

كفاره تأخير
س. اگر كسي قضاي روزهاي ماه رمضان سال قبل را تا ماه مبارك رمضان سال بعد نگيرد، حكمش چيست؟

ج. در فرض سؤال، بايد علاوه بر قضاء روزه‌ها براي هر روز يك مد(750گرم) گندم يا جو يا آرد بعنوان كفاره به فقير غير سيد بدهد و دادن پولش كافي نيست. بايد خود جنس باشد و مي توان همه را به يك فقير داد. والله العالم

 

دادن پول كفاره به فقير
س. آيا مي‌توان‌ پول‌ كفّاره‌ را به‌ فقير داد و به‌ او گفت: طعامي‌ كه‌ روزانه‌ مي‌خوري‌ قصد كفّاره‌ كن؛‌ يا لازم‌ است‌ فقير از همين‌ پول‌ طعام‌ بگيرد؟

ج. در فرض‌ سؤال‌، فقير بايد با همين‌ پول‌، براي‌ دهنده‌ آن‌ طعام‌ بخرد و به‌ وكالت‌ از طرف‌ او طعام‌ را به‌ عنوان‌ كفّاره‌ بردارد.والله العالم

 

زكات فطره‌ي سرباز
س. حكم كساني كه سرباز هستند و شب عيد فطر در آنجا هستند، فطريه، آيا بر پدر آنها واجب است يا خودشان يا مثلاً سپاه يا ارتش يا نيروي انتظامي؟

ج. در فرض سؤال با تمكّن مالي فطره را بايد خودشان بپردازند. والله العالم

 

فطره‌دادن ميهمان و اسقاط ذمه ميزبان
س. اگر ميهمان با اجازه صاحب خانه، فطره‌ي خودش را بدهد، آيا از عهده صاحب خانه ساقط مي‌شود؟

ج. ساقط نمي‌شود. والله العالم

 

دادن زكات فطره به واجب النفقة
س. آيا مي‌شود زكات فطره را به افرادي، مانند فرزند، زن، پدر يا مادر (اگر مستحقّ باشند) داد يا نه؟

ج. زكات فطره را نمي‌توان به واجب النفقه داد. والله العالم

 

پرداخت زكات فطره به مؤسسات
س. پرداخت زكات فطره به كميته امداد، سازمان بهزيستي و بعض مؤسسات خيريه چه صورتي دارد؟

ج. بنظر اينجانب، زكات فطره بنابراحتياط واجب بايد به فقراي شيعه اثني عشري برسد و مكلّف بايد آنچه را تحت عنوان زكات فطره به اينگونه سازمان‌ها و مؤسسات مي‌دهد يقين كند كه بدون كم و زياد در مورد مصرف، (فقير شيعه اثني عشري) صرف شده و الا ذمّه‌اش برئ نمي‌شود. پس براي هر كس اين يقين حاصل شود، اشكال ندارد، مثلاً كسي كه زكات فطره مي‌دهد و سيّد نيست بايد يقين كند كه به مصرف فقير غير سيّد رسيده، نه سيّد و نه مدرسه و مسجد و حسينيه. والله العالم

 

زكات فطره بچه در شكم مادر
س. بچه‌اي كه در شكم مادر است، آيا فطريه‌اش واجب است يا نه؟

ج. واجب نيست. والله العالم

 

 

 

موضوع:

جمعه / 5 خرداد / 1396
احكام اعتكاف

تعريف

اعتكاف، توقّف در مسجد است با اين قيد كه در اين توقّف قصد و نيّت تعبّد و بندگي را داشته باشد؛ و احوط آن است كه نيّت عبادت ديگري مانند نماز و روزه و... غير از اعتكاف را نيز ضميمه نمايد.

 

زمان اعتكاف

در هر زماني كه روزه‌گرفتن صحيح باشد، اعتكاف نيز صحيح است؛ امّا افضل اوقات اعتكاف، ماه مبارك رمضان و افضل اوقات ماه مبارك رمضان دهه آخر آن مي‌باشد.

 

 

شرايط معتكف

- عقل

س. آيا اعتكاف كودك مميّز صحيح است؟

ج. اقوي، صحّت آن است.

 

- نيّت‌كردن

* نيّت

س. آيا در اعتكاف واجب و مستحب، قصد وجوب يا استحباب لازم است؟

ج. لازم نيست.

 

س. اگر از روي اشتباه، براي اعتكاف واجب، نيّت استحباب نمايد ‌يا بالعكس، تكليف چيست؟

ج. اشكال ندارد.

 

س. آيا تجديد نيّت در روز سوّم اعتكاف مستحب، لازم است؟

ج. لازم نيست، هر چند احوط است.

 

س. آيا در اعتكاف، نيازي به قصد نمودن عبادات ديگر (‌علاوه بر نيّت اعتكاف) ‌هم است؟

ج. بنابر احتياط بايد قصد عبادت ديگري نيز بشود.

 

* زمان نيّت

س. زمان نيّت اعتكاف چه وقتي است؟ آيا اوّل شب مي‌شود نيّت كرد؟

ج. وقت نيّت، قبل از فجر صادق است و اكتفا به نيّت اوّل شب مشكل است مگر اين‌كه نيّت اوّل شب تا فجر ادامه داشته باشد.

 

س. در مراسم اعتكاف بايد قبل از اذان صبح در مسجد مستقر باشد. اگر دقايقي بعد از اذان بيايد، اعتكاف چه صورتي دارد؟

ج. بايد قبل از طلوع فجر صادق در مسجد باشد.

 

* شرط برگشت از اعتكاف در هنگام نيّت

س. آيا انسان مي‌تواند از آغاز، هنگام نيّت، شرط كند كه اگر برايش اتّفاقي افتاد يا مشكلي پيش آمد- مثلاً بگويد اگر هوا سرد شد- اعتكاف را رها مي‌كنم حتي در روز سوّم؟ آيا لازم است اتّفاق يا مشكل خاصّي را در نظر بگيرد يا نيازي نيست؟

ج. جايز است در حين نيّت (نه قبل از آن و نه بعد از شروع در اعتكاف)، شرط رجوع از اعتكاف را در هر وقت كه بخواهد حتي در روز سوّم بنمايد، حتي بدون عروض هيچ سببي.

 

س. آيا در اعتكاف نذري، انسان مي‌تواند هنگام خواندن صيغه نذر، شرط كند كه اگر مانعي پيش آمد اعتكافم را رها مي‌كنم؟

ج. صحّت اشتراط رجوع از اعتكاف در نذر،‌ محلّ تأمل بلكه محلّ منع است. بلي، نذر اعتكاف مشروط، ‌صحيح است.

 

س. فرموده‌ايد معتكف مجاز است هنگام نيّت شرط كند «هر وقت خواست» (حتي در روز سوّم) از اعتكاف برگردد. اگر بعد از نيّت حكم شرط خود را ساقط نمود، آيا شرط او ساقط مي‌شود يا خير؟

ج. شرط رجوع از اعتكاف حتي در روز سوم در حين نيّت، جايز است و اما ظاهر اين است كه حكم شرط ساقط نمي‌شود، اگر چه احتياط در ترتيب آثار سقوط است به اينكه اگر بعد از اكمال دو روز، شرط را ساقط كند، اعتكاف را تمام كند و آن را رها نكند.

 

* عدول از نيّت

س. حكم عدول از اعتكاف به اعتكاف ديگر چيست؛ چه هر دو واجب باشند يا مستحب يا يكي واجب باشد و ديگري مستحب يا يكي براي خودش باشد و ديگري براي نيابت يا هر دو براي نيابت باشد؟

ج. در هيچ يك از صور مذكوره، عدول جايز نيست.

 

* نيابت

س. آيا اعتكاف را به نيابت از كسي كه مرده و يا به نيابت از كسي كه زنده است مي‌توان انجام داد؟

ج. نيابت از ميّت در اعتكاف، صحيح است و نيابت از حيّ محلّ اشكال است. بلي، به قصد رجاء، اشكال ندارد.

 

 

- روزه‌گرفتن

* نوع روزه

س. آيا هرگونه روزه و‌ لو استيجاري و ... براي اعتكاف كافي است؟

ج. بلي، مطلق صوم كفايت مي‌كند.

 

س. در اعتكاف رمضان نيّت روزه بايد چگونه باشد؟

ج. روزه بايد به نيّت روزه ماه مبارك رمضان گرفته شود.

 

س. اگر شخصي نذر كند كه در ايام معيّني معتكف شود. اگر در همان ايام، روزه‌ نذري يا استيجاري بر عهده او باشد، آيا مي‌تواند در همان اعتكاف، روزه نذري يا اجاره‌اي خود را بجا آورد؟

ج. بلي، مانعي ندارد.

 

 

* اعتكاف در سفر

س. آيا انسان مي‌تواند نذر كند كه در سفر روزه بگيرد؟

ج. اگر در حضر چنين نذري بكند صحيح است.

 

س. آيا در حين مسافرت مي‌شود روزه‌ي در سفر را نذر كرد؟

ج. صحيح نيست.

 

س. مسافر در چه صورتي مي‌تواند اعتكاف كند؟

ج. در مواردي كه صوم براي مسافر صحيح باشد، مانند اين‌كه در وطن نذر كرده باشد كه در سفر روزه بگيرد يا در مدينه كه جايز است مسافر براي طلب حاجت سه روز روزه بگيرد.

 

س. شخصي نذر كرده در ايام البيض ماه رجب، در مسجد مقدّس جمكران معتكف شود و نذر كرده در فرض مسافرت روزه هم بگيرد. آيا نذرش منعقد است؟ آيا اعتكاف او صحيح است؟(هر چند مسافر باشد)

ج. در فرض سؤال، اعتكاف صحيح است.

 

س. شخصي براي درك فضيلت اعتكاف در مشهد مقدّس، بعد از رسيدن به مشهد بدون قصد اقامت نذر كرده سه روز روزه بگيرد. آيا چنين نذري صحيح است؟

ج. صحيح نيست.

 

س. حكم اعتكاف مسافر در مساجد مدينه، كوفه، مسجد‌الحرام، سهله و مشاهد مشرفه بدون نذر روزه و قصد اقامت چيست؟

ج. در هر مكاني كه روزه صحيح نيست، اعتكاف هم صحيح نيست.

 

*اعتكاف در سفر حرام

س. آيا در سفر حرام مي‌توان اعتكاف كرد؟

ج. در مورد سؤال با تحقّق اعتكاف به قصد قربت و حصول ساير شرائط اعتكاف صحيح است.

 

- اذن براي اعتكاف

س. آيا زن بايد براي اعتكاف از شوهرش اجازه بگيرد؟ حتي اگر معتكف شدن او با حقّ شوهر، منافات نداشته باشد.

ج. انجام اصل اعتكاف زن، چنانچه منافي با حقّ زوج نباشد مشروط به اذن زوج نيست، ولي خروج او ازمنزل بدون اذن زوج جايز نيست. پس اگر بدون اذن او خارج شود و به مسجد براي اعتكاف برود، از اين جهت اعتكافش باطل است.

 

س. آيا زن مي‌تواند با امر شوهرش روز سوم اعتكاف خود را بشكند؟ و اگر شوهر او را مجبور به اين كار كند، آيا بر عهده شوهر كفّاره مي‌آيد يا خير؟

ج. اگر زوجه با اذن زوج معتكف شده، زوج نمي‌تواند او را مجبور به شكستن اعتكاف نمايد و لكن در صورت اجبار، كفّاره ثابت نيست.

 

س. آيا فرزند بايد براي اعتكاف از والدين خود اجازه بگيرد حتّي اگر معتكف شدن او موجب اذيّت و آزار يا زحمت آنها نباشد؟

ج. در صورت عدم ايذاء، اذن والدين شرط نيست. بلي، احتياط خوب است.

 

 

- عدد (‌صحيح‌نبودن كمتر از سه روز)

س. اعتكاف كمتر از سه روز چه حكمي دارد؟

ج. صحيح نيست.

 

س. آيا معتكف مي‌تواند شش روز يا ده روز نيّت اعتكاف بكند؟

ج. مانعي ندارد.

 

س. منظور از روز در اعتكاف چيست؛ آيا پايان روز، غروب آفتاب است يا مغرب؟

ج. منظور از غروب، زوال حُمرِه مَشرقيّه است كه عرفاً مغرب گفته مي‌شود.

 

س. اگر كسي نذر كند سه روز منفصل اعتكاف كند، آيا نذرش منعقد مي‌شود؟

ج. صحيح نيست.

 

- مكان اعتكاف

س. ملاك در تعيين مسجد جامع چيست؟ آيا ممكن است تعداد مساجد يك شهر يا روستا متعدّد باشد؟ آيا مساجد جامع، ممكن است به هم خيلي نزديك باشند؟

ج. مسجد جامع، مسجدي است كه براي گروه خاصي ساخته نشده است در مقابل مسجد بازار و قبيله و امثال اينها كه در آنها معظم اهل بلد جمع نمي‌شوند و آماده براي اجتماع آنها هم نشده است و ممكن است مسجد جامع متعدّد باشد و نيز نزديك هم باشند.

 

س. اعتكاف در غير مسجد جامع مانند حسينيه، نمازخانه دانشگاه چگونه است؟

ج. اعتكاف در غير مسجد جامع، صحيح نيست.

 

س. اعتكاف شيعه در عبادتگاه‌هاي ديگر اهل كتاب يا مسجد مخالف چه حكمي دارد؟

ج. اعتكاف در عبادتگاه اهل كتاب صحيح نيست و امّا در مسجد جامع اهل تسنّن صحيح است.

 

س. آيا در تهران بزرگ، در مسجد جامع هر محلّه مي‌توان اعتكاف كرد؟

ج. اگر خصوصيات مسجد جامع را داشته باشد، مي‌توان اعتكاف كرد.

 

س. اگر اعتكاف واجب خود را در مسجدي بجا آورد و بعداً فهميد كه اعتكاف در آنجا صحيح نبوده است، اعتكاف او چه حكمي دارد؟

ج. اگر اعتكاف واجب بوده، بايد استيناف يا قضا شود.

 

س. آيا اعتكاف در مسجد مقدّس جمكران و زيرزمين آن، صحيح است يا خير؟

ج. در حال حاضر كه عنوان جامعيّت حاصل شده، اعتكاف در آن صحيح است.

 

س. آيا محوطه اطراف مسجد كه به عنوان حياط از آن استفاده مي‌شود، حكم مسجد را دارد؟

ج. حياط، حكم مسجد را ندارد مگر آن‌كه به عنوان مسجد وقف شده باشد.

 

س. پشت بام و سرداب و محراب مسجد و هر چه به سبب توسعه مسجد به آن افزوده شده جزو مسجد به حساب مي‌آيد؟ و در صورت شكّ، چنين جاهايي حكم مسجد را دارد؟

ج. پشت بام و سرداب و محراب جزو مسجد است و آنچه به مسجد به قصد اينكه جزو مسجد باشد افزوده شده، مثل اينكه خود مسجد را توسعه داده باشند، مسجد محسوب است و اگر شكّ داشته باشيد در اينكه آنچه افزوده شده به قصد مسجديّت بوده يا نه، مسجد محسوب نمي‌شود.

 

* وحدت مسجد

س. آيا معتكف مي‌تواند قسمتي از اعتكاف را در يك مسجد جامع و قسمت ديگر را در مسجد جامع ديگري بجا بياورد؟

ج. نمي‌تواند.

 

س. آيا اعتكاف در دو مسجد متصل به هم (به طوري كه بخشي از وقت را در يكي و بخشي از آن در ديگري بماند) جايز است؟

ج. اعتكاف، بايد در مسجد واحد باشد و به نحو مذكور در سؤال، اعتكاف باطل است.

 

س. اگر اعتكاف به سبب پيش‌آمدن مانعي به هم بخورد:

الف: آيا مي‌توان همان اعتكاف را بعد از برطرف شدن مانع در همان مسجد به پايان ببرد؟

ب: آيا مي‌توان آن را در مسجد ديگر ادامه داد؟

ج. ادامه آن اعتكاف صحيح نيست؛ چه در همان مسجد و يا در مسجد ديگر.

 

*‌ استفاده شخصي معتكف از وسائل مسجد

س. استفاده از وسايل مسجد در كارهاي شخصي، در حال اعتكاف چه حكمي دارد؟

ج. جايز نيست چنان‌كه در غير حال اعتكاف هم جايز نيست، ولي مبطل اعتكاف نيست.

 

* غصب مكان و اعتكاف

س. آيا اعتكاف كسي كه جاي شخص ديگري را غصب كرده يا عمداً بر فرش غصبي نشسته، صحيح است؟

ج. در هر دو صورت بنابر احتياط، اعتكاف باطل است، و در هر دو صورت اگر بعد از اكمال دو روز بوده، احتياط كند به اينكه اعتكاف را به آخر برساند و نيز اگر اعتكاف با نذر يا عهد مثلاً واجب شده و لو در روز اوّل باشد، احتياط اين است كه اعتكاف را تمام كند. بلي، اگر جاهل به غصب يا ناسي بوده، اعتكاف صحيح است.

 

س. اگر جاي كسي را كه معتكف بوده غصب كند، فرموده‌اند اعتكاف او باطل است. حال اگر جاهل بود يا عامد بود ولي حال پشيمان شده و جاي خود را عوض كند، اعتكاف او صحيح است يا خير؟ در صورت عمد، آيا كفّاره دارد يا خير؟

ج. در فرض سؤال، چنانچه جاهل بوده، اعتكاف صحيح است و اگر عامد بوده پس اگر بعد از غصب و جلوس به عنوان اعتكاف پشيمان شده، اعتكاف باطل است ولي كفّاره ندارد هر چند احوط است و اگر به عنوان اعتكاف، تصرّف در مكان مغصوب نكرده بلكه فقط شخص ذي حقّ را از مكان خود كنار زده و خودش هم در مكان ديگر اعتكاف نموده هر چند فعل حرامي مرتكب شده امّا اعتكافش باطل نيست.

 

* استدامه توقف در مسجد

س. در چه مواردي معتكف مي‌تواند از مسجد خارج شود؟

ج. در مواردي كه ضرورت عقلي يا شرعي يا عادي وجود داشته باشد، مانند رفع حصر از بول و غائط يا احتياج به غسل در مورد جنابت يا استحاضه و مانند اينها و همچنين براي اقامه شهادت يا تشييع جنازه يا عيادت مريض.

 

س. معتكف براي موارد ضروري چه مدّتي مي‌تواند در خارج از مسجد بماند؟

ج. در فرض خروج براي امر لازم، اگر زمانِ بودن در خارج مسجد به قدري طول بكشد كه صورت اعتكاف را بر هم زند، اعتكاف باطل مي‌شود.

 

س. معتكف وقتي براي توالت و يا گرفتن وضو به خارج مسجد مي‌رود گاهاً اتفاق مي‌افتد كه تقريباً 10دقيقه يا بيشتر در صف نوبت مي‌ايستد. آيا اين عمل ضرري به اعتكاف مي‌زند؟ و آيا در آن مدّت مي‌تواند كارهايي را انجام دهد مثلاً ظرف بشويد؟

ج. اگر خروج براي گرفتن وضو يا توالت ضروري باشد و به غير از اينكه در صف نوبت بايستد، راه ديگري نباشد اشكال ندارد، لكن در آن مدّت اشتغال به كار ديگر بر خلاف احتياط است و بايد ترك شود.

 

س. در چه مواردي واجب است معتكف از مسجد خارج شود؟ اگر در مواردي كه واجب است خارج شود اين كار را نكند، آيا به اعتكاف او ضرري مي‌زند؟

ج. در موردي كه مثلاً در مسجد جنب شود اگر خارج نشود اعتكافش باطل است ولي اگر مثلاً وجوب خروج براي اداء دين واجب الأداء و يا انجام واجب ديگري كه متوقّف بر خروج است باشد گناه كرده ولي اعتكاف باطل نمي‌شود.

 

س. در هنگام خروج در موارد مجاز يا خروج ضروري از محلّ اعتكاف، آيا مي‌توان زير سايه راه رفت؟ آيا مي‌توان در سايه نشست و آيا انتخاب نزديكترين مسير واجب است؟

ج. احوط، مراعات نزديكترين راه است و واجب است مكث او به مقدار حاجت باشد نه زائد بر آن و واجب است در صورت امكان در سايه ننشيند بلكه احتياط اين است كه در سايه، راه هم نرود بلكه احتياط اين است كه مطلقاً ننشيند مگر در مورد ضرورت.

 

س. در موارد زير اگر عمداً و از روي اختيار، در غير موارد مجاز، از مسجد بيرون رود، اعتكاف او چه حكمي دارد؟

الف: اگر جاهل به حكم باشد.

ب: اگر به سبب فراموشي يا اكراه از مسجد خارج شود.

ج(الف). اعتكاف باطل است.

ج(ب). در صورت نسيان محلّ اشكال است و احتياط به اتمام و اعاده در صورت وجوب اعتكاف ترك نشود و بعيد نيست صورت اكراه، ملحق به موارد ضرورت باشد كه اعتكاف باطل نشود.

 

س. معتكف در روز سوم اعتكاف بدون مجوز شرعي از مسجد خارج مي‌شود. آيا تنها قضاء لازم است يا كفّاره هم بايد بدهد؟

ج. در مورد سؤال، فقط قضاء دارد و كفّاره لازم نيست.

 

س. تأخير غسل واجب، مثل غسل جنابت و مس ميّت در حال اعتكاف، آيا مبطل اعتكاف است؟

ج. تأخير غسل مسّ ميت موجب بطلان اعتكاف نمي‌شود ولي چون توقّف جنب در مسجد حرام است لذا تأخير غسل جنابت حرام است و موجب بطلان اعتكاف مي‌شود.

 

س. شخصي از لثه‌هايش خون مي‌آيد، آيا مي‌تواند دهان خود را در يك ظرف بشويد و بعد آن را در بيرون از مسجد دور بريزد و يا تسريع در اين امر واجب است و يا شستن دهان بايد در بيرون از مسجد صورت بگيرد؟

ج. اگر موجب تنجيس مسجد نمي‌شود، مانعي ندارد.

 

س. خارج شدن معتكف از مسجد در موارد ذيل چه حكمي دارد:

الف: گرفتن وضو؟

ب: غسل مستحبي و مسواك‌؟

ج: تلفن‌زدن به خانواده در موارد غيرضروري و امور متعارف؟

د: ديدار با خانواده در بيرون از محدوده مسجد؟

هـ: شركت در دروس حوزه و دانشگاه؟

و: نماز جماعت يا نماز جمعه؟

ج. براي شركت در دروس و نماز جماعت و تلفن به خانواده و راهپيمايي و ديدار با خانواده محلّ اشكال بلكه ممنوع است، ‌و براي نماز جمعه اشكال ندارد و همچنين براي وضو و غسل مستحبّي و براي مسواك‌زدن هم اگر ضرورت داشته باشد، اشكال ندارد.

 

س. شخصي امام جماعت مسجد يا مدرسه‌اي مي باشد. آيا در حال اعتكاف جهت اقامه نماز جماعت مي‌تواند از مسجد خارج شود؟

ج. جواز خروج براي اقامه جماعت مشكل است. بلي، خروج براي نماز جمعه اشكال ندارد.

 

س. قسمتي از بدن در حال اعتكاف خوني شده است. آيا ازاله آن در بيرون مسجد ضرورت فوري دارد يا تأخير نيز جايز است؟

ج. اگر نمي‌خواهد فعلاً نماز بخواند، تطهير فوري ضرورت ندارد.

 

س. اگر در مسجد شير آب و ظرفشويي براي مسواك‌زدن و وضوي مستحبي باشد، در اين صورت معتكف مي‌تواند براي بجا آوردن آنها از مسجد خارج شود؟

ج. نمي‌تواند.

 

س. با توجه به مشكلاتي كه صرف غذا در مسجد دارد. آيا صرف غذا در سالن غذاخوري كه در محوّطه مسجد است براي معتكفين جايز است؟

ج. جايز نيست.

 

س. آيا معتكف مي‌تواند جهت اخذ سهميه دولتي (در صورتي كه در غير آن زمان ممكن نباشد و به آن محتاج باشند) ‌از مسجد خارج شود؟ و آيا اين معامله محسوب مي‌شود؟

ج. در فرض سؤال، چنانچه با توكيل هم ممكن نباشد، اشكال ندارد.

 

س. در صورت وجود شير آب و ظرفشويي در داخل مسجد براي مسواك‌زدن و وضوي مستحبّي و از طرفي منع خادمين مسجد به خاطر رعايت نظافت، آيا براي انجام امور مذكوره معتكف مي‌تواند از مسجد خارج شود؟

ج. كسي حقّ منع ندارد و اگر با اين حال منع كردند، خروج به مقدار ضرورت براي امور مذكوره اشكال ندارد.

 

- بر هم‌زدن اعتكاف

س. انسان چه موقع مي‌تواند اعتكاف خود را به هم بزند و چه موقع نمي‌تواند؟

ج. در صورتي كه اعتكاف مستحبّ باشد در دو روز اول مي‌تواند بهم بزند و اگر دو روز را تمام كرد نمي‌تواند بهم بزند و اگر اعتكاف واجب مانند اعتكاف نذري باشد. پس اگر معين نموده در چه زماني اعتكاف كند حقّ بهم زدن آن را حتي در روز اول هم ندارد و اگر در نذر زماني براي اعتكاف تعيين ننموده مانند اعتكاف مندوب است كه مي‌تواند در دو روز اول آن را قطع كند.

 

س. كسي كه در حين اعتكاف مريض شود (و قبلاً هم شرط نكرده باشد)‌ مي‌تواند روز سوم اعتكاف خود را بهم بزند؟

ج. مرضي كه موجب بطلان صوم است، موجب بطلان اعتكاف نيز است و لو روز سوّم باشد.

 

س. اگر زني را كه معتكف است طلاق رجعي دهند، تكليفش چيست؟ اعتكاف او چه حكمي دارد؟

ج در فرض سؤال، اعتكاف مطلّقه باطل است و بايد براي نگهداشتن عدهّ به منزل برود و اگر اعتكافش واجب موسّع بوده، بايد بعد از خروج از عدّه استيناف كند و اگر واجب معيّن بوده پس اگر تعيّن از جهت وقوع طلاق در روز سوّم اعتكاف باشد بعيد نيست مخيّر باشد بين اتمام اعتكاف و خروج پس از آن و بين ابطال اعتكاف و خروج فوري و اگر تعيّن از جهت اجاره و نذر و شبه آن باشد بايد خارج شود.

 

س. اگر شخص معتكف در اثناء اعتكاف واجب (به نذر يا مثل آن) بميرد، آيا قضاي آن بر وليّ او واجب است؟

ج. در فرض سؤال، ‌قضاء آن بر وليّ واجب نيست هر چند احوط است. بلي، اگر مورد نذر، ‌روزه در حال اعتكاف باشد قضاء آن بر وليّ واجب است.

 

- محرّمات اعتكاف

س. چه چيزهايي بر معتكف حرام است؟

ج. به كتب مفصّله مدوّنه در اين موضوع مراجعه نماييد اجمالاً: 1- تماس با زن2- استشمام بوي خوش 3- بيع و شراء 4-‌ مجادله در امر دنيوي و ديني.

 

س. گرفتن ناخن و يا كندن مو، مثل اصلاح سر و صورت، در حال اعتكاف چه حكمي دارد؟

ج. اشكال ندارد اگر چه احوط و اولي ترك است. البته اصلاح صورت اگر تراشيدن ريش باشد حرام است.

 

س. عطر زدن، شانه زدن و در آينه نظر كردن معتكف، چه حكمي دارد؟

ج. استشمام بوي خوش مانند عطر و رياحين براي معتكف حرام است ولي شانه‌زدن و نگاه در آيينه حرام نيست اگر چه اولي ترك است.

 

س. آيا در حال اعتكاف بوييدن عطريات و گياهان خوشبو « براي لذّت بردن» حرام است يا اگر لذّت هم نبرد، ‌جايز نيست؟

ج. نسبت به عطريات، اعتبار تلذّذ در حرمت، محلّ تأمل است،‌ ولي در مورد گل‌ها بعيد نيست حرمت مخصوص به مورد التذاذ باشد. بلي، براي كسي كه فاقد حس شامه است اشكال ندارد.

 

س. حكم موارد زير براي زن و شوهر در حال اعتكاف چگونه است؟

الف: لمس

ب: بوسه

ج: نگاه از روي شهوت

د: صحبت تلفني از روي شهوت

ج(الف وب). ‌لمس و بوسه با شهوت بنابر احتياط، براي معتكف و معتكفه حرام بلكه موجب بطلان اعتكاف است.

(ج و د). نگاه با شهوت به همسر اشكال ندارد هر چند احتياط در ترك آن است و همين‌طور صحبت تلفني از روي شهوت با كسي كه اينگونه صحبت با او در غير حال اعتكاف جايز است، اشكال ندارد.

 

س. آيا در صورت نياز و ضرورت مي‌تواند خريد و فروش نمايد؟ آيا در اين امور مي‌تواند به شخص ديگري وكالت دهد تا از طرف او خريد و فروش كند يا به غير خريد و فروش مثلاً با قرض يا بخشش نقل و انتقال كنند؟

ج. در صورتي كه خريد و فروش براي اكل و شرب در خود اعتكاف، ‌مورد نياز باشد و توكيل، متعذّر باشد و بدون بيع، رفع حاجت نشود اشكال ندارد.

 

س. مجادله در چه اموري حرام است؟

ج. مجادله بر امر دنيوي يا ديني هنگامي كه هدف غلبه بر طرف مقابل يا اظهار فضيلت باشد، حرام مي‌باشد.

و امّا اگر مجادله به قصد اظهار حق باشد يا مجادله براي اين باشد كه طرف مقابل از خطاي خويش برگردد، اشكالي ندارد بلكه اين نوع از مجادله از بهترين طاعات محسوب مي‌شود.

 

س. اگر معتكف عادت به اين داشته باشد كه در حال استمتاع يا راه‌دادن بعضي فكرها به خود از او مني خارج مي‌شود اگر با اين كارها مني از او خارج شود چه حكمي دارد؟ و اگر عادت نداشته باشد و مني بيرون بيايد چطور؟ و اگر عادت داشته باشد ولي مني بيرون نيايد، چه حكمي پيدا مي‌كند؟

ج. اگر تعمّدي در بين نباشد و بي اختيار باشد، اشكال ندارد.

 

- كفّارات محرّمات اعتكاف

س. اگر معتكف، اعتكاف واجب يا مستحب را با جماع باطل كند، آيا ‌كفّاره بر او واجب است؟ آيا ارتكاب اين عمل در شب يا روز فرقي در حكم ايجاد مي‌كند؟ آيا ارتكاب اين عمل در دو روز اوّل يا روز سوّم فرقي در حكم ايجاد مي‌كند؟

ج. در اعتكاف واجب هر چند جماع، ‌در شب باشد كفّاره واجب مي‌شود و در اعتكاف مستحبّ اگر بعد از تكميل دو روز باشد، بنابر احتياط كفّاره دارد و قبل از آن وجوب كفّاره معلوم نيست.

 

س. اگر روزه قضا را در هنگام اعتكاف واجب بگيرد و سپس روزه خود را در بعد ازظهر باطل كند، ‌چند كفّاره بر او واجب است؟ ‌اگر اعتكاف مستحبّ باشد، حكم چگونه است؟‌

ج. در اعتكاف واجب، دو كفّاره دارد و در اعتكاف مستحبّ، چون قضاء روزه را بعد از ظهر باطل كرده، يك كفّاره واجب است و جهت ابطال اعتكاف هم اگر در روز سوّم باطل كرده، احوط لزوم كفّاره است.

 

- اعمال امّ داوود

س. طبق مندرجات مفاتيح الجنان اعمال ام داوود بعد از اذان ظهر شروع مي‌شود ليكن در مراسم اعتكاف در بعضي مساجد به جهت داشتن برنامه سخنراني و نوحه‌خواني اعمال را دو ساعت قبل از اذان ظهر شروع مي‌ كنند، به اين عنوان كه كلّ اعمال مستحب است و فرقي نمي‌كند كه قبل از اذان يا بعد آن باشد. آيا اين كار صحيح است؟

ج. اگر رجاءاً به عنوان ثواب انجام شده باشد، مانع ندارد.

 

موضوع:

جمعه / 18 فروردين / 1396
پاسخ‌های زیبای مرجع عالیقدر به نامه گله‌مندانه یک دختر به امام زمان علیه‌السلام

پاسخ‌های زیبای مرجع عالیقدر

به نامه گله‌مندانه یک دختر به امام زمان علیه‌السلام

 

سؤال: این نامه را به امام زمان می‌نویسم و چون ایشان را نیافتم جواب آن را از شما که نماینده ایشان می‌باشید می‌خواهم:

من نمی‌دانم تو کیستی. شاید هم وجود نداشته باشی. توهّمی باشی یا امّیدی که در نا امّیدی‌های مطلق، به آن پناه می‌برم. چون اگر به تو یقین داشتم در زندگی حقیقی‌ام جایگاهی داشتی.

ای امام عصر، ای سرور من، تو مرا از این نفرت فزاینده به در آور ... من دیگر نمی‌توانم به پیش بروم... من از همه چیز متنفّرم ... هر چه افزون‌تر می‌دانم نفرتم فزونی می‌یابد ... و زندگی و جامعه هم مرا به این نفرت تشویق می‌کند ... ای امام عصر! من با جنسیّتم بسیار مشکل دارم ... من دختری سرکش و گردن‌فرازم ... و دینی که تو را به آن می‌شناسم مرا به عصیان می‌آورد. مرا به سرکشی وا می‌دارد. بی‌تعارف بگویم؟ شرمنده‌ام ولی ... نفرتم را فزون می‌کند. همه چیزش نه، فقط برخی چیزهایش ... دین تو مانند همه ادیان و مانند همه انسان‌ها به جنسیّت من ظلم می‌کند. مرا تحقیر می‌کند... مرا بنده درجه دو می‌داند.

ای امام عصر! مرا ببخش. امّا کارد به استخوانم رسیده که دارم به تو می‌نویسم. این جسارت‌های مرا به بزرگواری و فهم و بردباری بی‌نظیر خود ببخشای. من کنترلی بر احساس خود- در این هنگام- ندارم. من تنها می‌گریم و می‌نویسم و به تو پناه می‌آورم تا مرا از این سؤالات جان‌فرسا نجات دهی. گمان می‌کنم از آنجا که فرزند پیامبر خدا هستی، بنابر این چون او مردی رئوف و بردباری.

پس جسارت مرا به سبب محبّت بی‌پایان خود به گناهکاران و نادانان، نادیده بگیر. من داستان‌های زیادی از آنان که با تو نشست و برخاست می‌کنند خوانده‌ام و بارها در دل به حالشان غبطه خورده‌ام، چون حتّی لحظه‌ای همنشینی با انسانی چون تو، سعادتی ابدی است که با یاد آن می‌توان تمام تلخی‌ها و بدبختی‌های آینده را تحمّل کرد.

من دختری مسلمانم و در زندگانی‌ام سعی کرده بودم از گناهان بزرگ دوری کنم و گناهان کوچک را کم‌کم کنار بگذارم. من از خانواده‌ای پدید آمده‌ام که به وظایف مسلمانی در آن ارجی نهاده نمی‌شد، امّا در شانزده سالگی تصمیم گرفتم که انسانی دیگر باشم. من که تا آن زمان نماز نمی‌خواندم و حجاب نداشتم و ... بنده‌ای مطیع گشتم و زندگی خود را کاملاً دگرگون نمودم.

سال‌ها گذشت و از لغزش‌های کوچک هم در امان بودم و خود را در آغوش مصونیّت و توجّه خداوند حس می‌کردم.

طوفان‌های نوجوانی را با سربلندی به ساحل سلامت رساندم و به گناهی دست نیازیدم. امّا از بیست و دو سالگی همراه با عمیق‌تر شدن فهم و کمال عقل، اندک اندک نیرویم تحلیل رفت و سؤالات بی‌جواب در من ایجاد شد. من به گناهان بزرگ دست زدم؛ گناهانی بسیار بزرگ.

من از تو پوزش می‌طلبم و روی سیاهم را بر خاک می‌مالم. چون دوستان تو به ما گفته‌اند هر هفته پرونده اعمال شیعیانت را می‌خوانی ... امّا تو به این اشک‌ها که می‌ریزم اعتنا نکن و امّید مبند. چون ابداً به معنای عزم ترک گناه نیست. تنها به معنای بیزاری و پشیمانی است. من هم مانند اکثر دوستداران درجه دو و سه شما اهل بیت، توان ترک گناه را ندارم. می‌دانم تو هم تنها به دوستداران حقیقی و درجه یك خود امّید داری و به تو حقّ می‌دهم که به سراغشان بروی و به آنان توجّه کنی. می‌دانم که پرونده‌ام تو را شوکه کرده است. پرونده‌ای درخشان که یک‌باره سیاه شد. امّا تو جواب سؤالات مرا بده. شاید من هم بتوانم خود را قانع کنم و دوباره با ایمان آهنین و گام‌های مطمئن به سوی تعالی که در پیش داشتم باز گردم.

ای امام بزرگ و عالم! ای کسی که تمام دانش‌های خداوند را در اختیار داری، ای مرد بزرگ و بردبار، من توان فهم مصلحت‌های خداوند را ندارم ... تردید و سؤال دارد مرا از پای می‌افکند.

مرا دریاب. اینك چند سؤال:

1. چرا در فقه ما و اهل تسنّن می‌توان کودک شیرخواره را به اذن پدر به عقد مردی درآورد و آن مرد می‌تواند همه‌گونه لذّت از او ببرد به غیر از دخول؟ آیا این کودک در آن سن هزاران ضربه روحی و روانی نمی‌خورد؟ آیا می‌تواند وقتی به سنّ رشد و عقل رسید پدر و همسر خود را ببخشد؟ چرا باید مردان از هنگام ولادت تا مرگ بر ما تسلّط صد در صد داشته باشند؟ مگر ما بنده درجه دو خداوندیم؟ چرا خداوند ما را این‌طور آفریده؟ من نمی‌خواهم متحمّل این همه ظلم باشم، نمی‌خواهم.

2. آیا مردان این قدر پاک و بزرگوارند که می‌توان دختری را به دستشان سپرد و با خیال راحت مطمئن بود که تا سنّ بلوغ به او تعرّض نمی‌کند؟ و باز در فقه داریم که کودک در هر سنّی که بتواند دخول را تحمّل کند می‌توان این‌کار را کرد. یعنی این دختر برای مرد آفریده شده است. همین که تحمّل کند، می‌توان او را در هر سنّی، زنی کامل پنداشت؟ اگر باردار شد، آیا توان وضع حمل دارد؟ اگر بالغ شد و آن مرد را که بدون خواست او همسرش شده دوست نداشت چه؟ طلاق بگیرد؟ با چه کسی ازدواج کند؟ آیا جوان دلخواهش او را می‌پسندد؟ وقتی زنی کامل است با هزار ضربه روحی که از رابطه جنسی در کودکی خورده است، آیا این زن می‌تواند انسانی عادّی باشد و به سوی خدا گام بردارد؟ تکلیف او چیست؟ گناه این‌که تعادل روانی‌اش را از دست می‌دهد و سرکوب می‌شود به گردن کیست؟ آیا یک‌بار فرصت زندگی که دارد و با این تیره روزی تباه می‌شود قابل جبران است؟

3. چرا مرد هر زمان که اراده کند می‌تواند همسرش را طلاق گوید حتّی اگر همسر راضی نباشد؟ و زن نمی‌تواند طلاق بگیرد مگر به شرط و شروطی بسیار سخت؟

4. چرا اگر زن و مرد از هم جدا شوند کودک به پدر تعلّق می‌گیرد در حالی که نه ماه زجر بارداری و درد توان‌فرسای زایمان و دو سال شیردهی که همگی باعث عوارض بسیار، از جمله پوکی استخوان، فقر آهن و کم خونی، سرطان‌های مختلف رحم و دهانه رحم و ... برای زن می‌شود را زن باید تحمّل کند و در آخر کودک مال کسی می شود که کمترین زحمت‌ها را برایش کشیده است؟ آیا برای این است که مادر تمکّن مالی ندارد؟ خوب! مرد موظّف باشد تا پایان عمر خرج فرزندان را بدهد. آیا زن توان تربیت ندارد؟ پس چرا وظیفه تربیت با زن است و سهم پدر بسیار ناچیز است؟

5. چرا زن حقّ ندارد بدون اجازه همسر خود هیچ کاری کند و باید کاملاً مطیع او باشد و در غیر این صورت تمام عباداتش باطل و ملعون است، امّا مرد هر کار که صلاح بداند بدون رضایت و اجازه همسر می‌تواند انجام دهد؟ این حقّ بزرگ باعث سوء استفاده بسیاری از مردان از زنان خویش شده است تا آنجا که خود را صاحب زن می‌دانند و از هیچ ظلم و زورگویی روی‌گردان نیستند.

6. چرا در صورت مرگ پدر، سرپرستی فرزندان بر عهده پدربزرگ و یا عموهای او خواهد بود؟ چطور می‌توان این را پذیرفت که کسی بیش از مادر بر فرزندانش حقّ داشته باشد؟

7. پدر بزرگوار و عظیم شما امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در خطبه‌ای زنان را ناقص العقل و ناقص الایمان می‌خوانند، آیا زنان حقیقتاً ناقص العقل‌اند؟ پس چطور در دنیای کنونی زنان هم به مدارجی می‌رسند که مردان می‌رسند؟ آیا ما خودمان خواسته‌ایم که عقلمان ناقص و بهره‌مان ناقص و نمازمان به سبب عادت ماهیانه ناقص باشد؟ مگر این را خدا نخواسته؟ چرا به خاطر خواست خدا باید تحقیر شویم؟ و اصلاً چرا خدا ما را این‌گونه آفریده؟ آیا همین‌ها باعث نمی‌شوند طبق حدیث پیامبر تعداد زنان در جهنّم بیش از مردان باشد؟

8. چرا ما علاوه بر تمام تکالیفی که مثل مردان داریم، تکلیف افزون‌تری به نام اطاعت از همسر داریم؟ یعنی حتّی اگر به تمام فرامین خدا اطاعت و عمل کرده باشیم امّا از همسر فرمان‌برداری نکرده باشیم باز در آتشیم؟ امّا مردان تنها باید از خدا فرمانبرداری کنند؟ در درونم هزاران سؤال دیگر هست که اگر تو همین‌ها را پاسخ دهی برای من کفایت است و قول می‌دهم از مابقی صرف نظر کنم. من انسانی پر توقّع نیستم. می‌دانم لیاقت ندارم که شخصاً جواب سؤالاتم را بدهی. لذا برای نمایندگانی که داری این نامه را ارسال می‌کنم و منتظر پاسخ تو از زبان آنان می‌مانم والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خواهر خانم محترم

نامه شما را از آغاز تا پایان مطالعه کردم. اگرچه در ضمن بخش نخست آن الفاظ تندی به کار برده‌اید، ولی عبارات و خطاب‌های مؤمنانه آن- که بسیار رسا و با معنی است- آن جمله‌های به گفته خودتان جسورانه را تأویل می‌نماید. این عذرخواهی صادقانه و پوزش‌مندانه شما، از حال و هوای دیگری حکایت می‌کند.

اگرچه رابطه ما با حضرت صاحب الأمر عجّل‌الله تعالی فرجه الشریف و با خداوند متعال را نمی‌توان با روابط دوستان و خویشان بسیار عزیز تشبیه کرد، امّا وقتی رابطه دوستانه خیلی عمیق و با سابقه باشد، گاه دوست از دوستش اگرچه به اشتباه باشد گله‌مند می‌شود و با زبان اعتراض گله‌گشایی می‌نماید. او هرگز از دیگران گله‌مند نمی‌شود.

شما در ضمن آنچه نوشته‌اید اعتراف به قصور و تقصیر می‌کنید؛ اعتراف و اقراری که گناه را پاک می‌کند.

شما که در آن محیط ناسالم توانسته‌اید از گناه پرهیز نمایید و نماز و حجاب را رعایت کنید جهاد کرده‌اید و ثواب شما از کسانی که در میدان جهاد با کفّار می‌رزمند کمتر نیست. چه عواملی باعث شده که خطّ شما تغییر کرده است؟!

خودتان آن جمله‌های نورانی را که در بخش اوّل نوشته‌اید بخوانید. از آنها نور بگیرید. من از نوشته‌های شما اینها را معتبر و ارزشمند می‌دانم. آن جمله‌های گله‌آمیز را معتبر نمی‌دانم و چنان می‌دانم که به این زبان، اعلام قصور و کوتاهی کرده‌اید.

این عبارات توبه‌آمیز چقدر زیبا و شیرین است: «من به گناه بزرگ دست زدم، من از تو پوزش می‌طلبم و روی سیاهم را بر خاک می‌مالم، چون دوستان تو به ما گفته‌اند هر هفته اعمال شیعیان را می‌خوانی ...»

این سخنان بسیار جذّاب، دل‌نشین و امّید بخش است و بر زبان غیر اهل معرفت جاری نمی‌شود.

و امّا بخش دوم و پاسخ سؤالات:

- این مسأله از شعبه‌های ولایت پدر بر فرزند صغیر است؛ خواه پسر باشد یا دختر که از مسائل مهمّ است و فقط در مسأله عقد نکاح نیست، بلكه در اموال صغیر، در حفاظت از مصالح صغیر و صیانت و تربیت او هم است.

اختیار مطلق نیست و شرائط معتبری دارد که تحقّق آن شرائط نادر الوقوع است، ولی پیش‌بینی آن موارد در قانون لازم است و عدم آن نقص قانون است، و این‌گونه که شما تصوّر کرده‌اید همه خارج از اختیارات ولیّ است.

در اینجا مثل کسی که می‌خواهد به عمد و مغرضانه به فقه جامع اسلام اعتراض نماید سخن گفته‌اید و صورتی را مطرح کرده‌اید که فقط به فرض، قابل تصوّر است و وقوع خارجی ندارد.

شما موردی را نشان بدهید که به این کیفیّت، پدری نسبت به فرزندش؛ چه پسر باشد و چه دختر عمل کرده باشد. از خویشاوندان، از آشنایان و از هر کس دیگری بپرسید، کسی چنین موردی را به شما نشان نخواهد داد. البتّه لازم این ولایت پدر این است که در هر کجا مصلحت فرزند اقتضا کند عمل به ولایت نماید و این قانون به اطلاق تا آنجا فراگیر است که اگر مصلحت فرزند اقتضا کرد که ضمن هر عقدی باشد عمل کند. این ولایت، حافظ مصالح صغیر است.

شما به موردی مثال زده‌اید که مصلحت صغیر در آن عدیم‌النّظیر و مفسده‌خیز است، مثل این‌که اموال او را به ثمن بخسی اجاره دهد و به فرضی که تحقّق خارجی ندارد حکم ولایت پدر بر فرزند را مورد حمله قرار داده‌اید، در حالی كه اگر در شرایطی لازم شود، همه جوانب مصلحت در آن رعایت می‌شود.

- آنچه در مورد عقد نکاح صغیر است، مسأله مختصّ محرمیّت‌هایی است که به نفع و مصلحت خانواده‌ها و صغیر و کبیر است که آن هم با عقد موقّتی است که پس از آن، مدّت هم بخشیده می‌شود.

شما چنان این موضوع ولایت پدر را بر فرزند صغیر حتّی بر عقد نکاح لازم مطرح کرده‌اید که فرض را بر این گذاشته که این عملی است که به شرحی که نوشته‌اید بین مسلمانان شهری و روستایی همه جا رایج است، و دخترهای صغیره به این کیفیّت و در شرایط مفسده‌آمیز به نکاح دائم مردهای سالمند در می‌آیند؛ موردی که در ظرف یک‌صد سال هم اتّفاق نمی‌افتد و کسی پیدا نمی‌شود که از چنین موردی اطّلاع یافته باشد.

کدام کودک به این وضعی که شما نوشته‌اید دچار شده است؟ این همه آثار سوئی که نوشته‌اید بر سر یک دختر می‌آید همه با یك فرض موهوم است! بر این اساس می‌گویید: آیا مردان این‌قدر پاک و بزرگوارند که می‌توان دختری را به دستشان سپرد و ... اگر باردار شد ... اگر چه شد ...

شما مثل این‌که علی الدّوام پیش چشم خود می‌بینید که مردها با سنّ بالا، دخترهای صغیر را تصرّف کرده‌اند و چشم خود را بسته‌اید و نمی‌بینید که چنین فرضی در خانواده خودتان، خانواده‌های دوستانتان، در اینجا و در آنجا سابقه ندارد.

قانون سالم و کامل را مورد اعتراض قرار می‌دهید یا از تسلّط صددرصد مرد بر زن از ولادت تا مرگ می‌گویید و صددرصد واقعیّات را انکار می‌کنید؟

این قرآن مجید و این آیات مربوط به روابط زن و مرد است كه در آن، حقوق متقابل برای آنها مقرّر شده است: «هُنَّ لِبَاسٌ لَكُم وَ أنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ»[1] و آیه 35 سوره احزاب[2] در ارزش‌های واقعی، زن و مرد را هم‌طراز قرار داده است.

اسلام زن را با مرد و مرد را با زن شریک زندگی قرار داده است. زن تا قبل از ظهور اسلام در همه جا و همه ملل و امم جایگاه مناسب انسانی نداشت.

اسلام، دین گرامی‌داشت زن است. این ظلم به اسلام است که زنان حقّ عظیم اسلام را نسبت به خود نشناسند و آیات قرآن را که زن و مرد را در کنار هم شایسته فتح قلّه‌های بلند انسانی قرار می‌دهد و اعلامیه «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيينَّهُ حَياةً طَيبَةً وَ لَنَجْزِينَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يعْمَلُون»[3] را فراموش نمایند و به فقه اسلام نادانسته اعتراض کنند و العیاذ بالله گمان کنند، مثل بعض جوامع و کشورها که بر اساس رنگ و نژاد، انسان‌ها را - که متساوی‌‌الشّأن هستند- به دو درجه تقسیم نموده‌اند، در اسلام هم نسبت به زن و مرد این درجه‌بندی وجود دارد. چیزی که در فقه اسلام هیچ اثری از آن نیست.

- حکمت این‌که اختیار طلاق با مرد است مصالحی است که مربوط به مصلحت کلّ عائله است و اگر به خیر زن بیشتر نباشد کمتر نیست.

زن از جهت عاطفی از بعض مظاهر و جریان‌ها، عاطفه، مهر، رحم و گاه خشم و نفرتش شدیدتر برانگیخته می‌شود و به عکس، مرد از صلابت خاصّی برخوردار است که دیرتر تهییج می‌شود و بر احساسات خود مسلّط می‌گردد که هر دو برای هر یک از آنها کمال است.

زن باید چنان باشد و مرد باید چنین؛ که فرمودند «إِنَّ الْمَرْأَةَ رَیحَانَةٌ وَ لَیسَتْ بِقَهْرَمَانَة»[4]پهلوانی و تهمتنی بیشتر برازنده مرد است و لطافت و نازکی و رقّت عواطف و گل صفت‌بودن بیشتر روحیه بانوان است.

نیروی بازدارنده از طلاق در مرد بیشتر عمل می‌کند. نکته دیگر این است که در مسأله طلاق و امثال آن، مسأله یک اعتبار و یک اساس و بنیاد است که بر اساس ازدواج زن با مرد برقرار می‌شود و اساس آن بر اختصاص زن به مرد است، نه اختصاص مرد به زن که این اختصاص هم از خصوصیّت جسمانی آنها است.

در رابطه جنسی و تولید نسل، زن به بیش از یک مرد نیاز ندارد و تولیدش محدود است، به عکس مرد كه در تولید- که ظاهراً غرض طبیعی از ازدواج است- در زمان واحد قادر بر تولید بیشتر است. از این جهت هم، در ازدواج و اعتبار نکاح و همسری زن به مرد قابل اختصاص است و بر حسب قرارداد اختصاص می‌یابد، ولی مرد به زن اختصاص نمی‌یابد، چون اختصاص او خلاف نظام تولید است، بنابراین در اعتبار ازدواج، رفع این اختصاص در اختیار مرد است به عکس زن.

در کلّ، این نظام عائله و ازدواج همه بر طبق نظامات الهی و وحیانی شرعی است که همه جوانب و مصالح در آن ملحوظ است و به همین‌گونه که مردان مؤمن و زنان مؤمنه تسلیم این نظام هستند و به آن به جهت این‌كه حکم خدا است در دل نگرانی ندارند.

نظام، کامل و تمام است و رابطه فیما بین دو همسر در کمال قداست و پاکی و همکاری، مثل یک وجود و واحد خارجی می‌باشند؛ هر دو از هم و به هم و با هم هستند و حاصل این‌که نظام همسری و همسرداری در اسلام، بهترین و سالم‌ترین نظام است که متضمّن خیر دنیا و آخرت طرفین است.

زن به عنوان مادر بیشتر از پدر مورد احترام و تکریم است. «از حضرت رسول صلّی‌الله علیه و آله سؤال شد که چه کسی یا کدام سزاوارتر است که با او حُسن معاشرت و مصاحبت داشته باشم؟ فرمودند: مادر. سؤال شد پس از آن؟ فرمودند: مادر تا پس از مرتبه سوّم یا چهارم فرمودند: پدر.»[5]

در بلندی مقام زن به مناسبت برنامه‌هایی که به حسب تکوین و طبیعت با میل و رغبت متحمّل می‌شود، مثل بارداری و دوره شیرخواری کودک و همسرداری، سخنان ائمّه علیهم‌السّلام به قدری روشن در اهمّیّت تکریم و گرامی‌داشت مقام زن بیان گردیده است که موجب افتخار زن مسلمان است.

- می‌گویند: چرا زن حقّ ندارد بدون اجازه همسر خود هیچ کاری کند؟

جواب این است كه کجا و کی گفته است که زن حقّ ندارد بدون اجازه همسر خود هیچ کاری کند؟! او مثل مرد، فاعل مختار است و در مال خودش هر تصرّفی بخواهد مثل دیگران است. شما مثل این‌که در متن جامعه مسلمانان نیستید و روابط خوب بسیار والا و پر از عشق و محبّت بانوان و شوهران را ندیده‌اید یا خصوص در خانواده شما اخلاق اسلامی ظهور ندارد؟

مکرّر گفتیم زن و مرد در اثر تربیت اسلامی یک واحد می‌شوند و یک روح در بدن. این جدال‌ها و این تو و منی‌ها بین آنها نیست. امروز دنیا در اثر تبلیغات سوء، جانب جدایی زن و مرد از یکدیگر را گرفته‌اند و این دو را برابر یکدیگر قرار داده‌اند که هر یک به هم نظر بیگانه به بیگانه دارند.

- راجع به سرپرستی و ولایت پدر بزرگ بر صغیر یا عموهای او متأسّفانه این ایرادات شما بیشتر برای کم‌اطّلاعی از احکام اسلامی است. عموی صغیر هیچ‌‌گونه ولایتی بر او ندارد. پدر بزرگ ولایت دارد که امور او را تحت نظر قرار دهد که منافع و مصالح او تفویت نشود و با تربیت صحیح بزرگ و کبیر و حضانت هم در صورت فوت پدر تا کبیر گردد با مادر او است.

این تفاصیلی که این احکام دارد همه مصلحت صغیر را تأمین می‌نماید و بسیار دقیق و عمیق است.

- راجع به خطبه‌ای که از امیرالمؤمنین علیه‌السّلام نقل شده است، این خطبه در اشاره به آن موضع ناستوده و مصیبت‌بار عایشه است که موجب شد درهای فتنه بر روی امّت اسلام باز شود و موجب جنگ جمل و صفین و بعد تسلّط بنی‌امیّه و آن حکّام مستکبر و ستمکار گردید.

این بخشی از خطبه حضرت است و با توجّه به این‌که تمام آن نقل شده نمی‌شود به آن برای همه زن‌های جهان- که قرآن مجید نوعشان را با مردها در یک ردیف مورد توصیف و تمجید قرار داده است- جاری دانست. مطلب معلوم است که حکم کلّی نیست و در زن‌هایی، مثل حضرت زهرا و مریم علیهماالسّلام و صدها و هزارها از بانوان دیگر که بر اکثریت همه مردان افضلیّت آنها ثابت است، جریان ندارد.

- راجع به اطاعت زن از مرد و حقوق خاصّ مرد بر زن که برحسب تراضی آنها بر نکاح همسری ثابت می‌شود، اطاعت خاصّ است که اگر نباشد منافی با اساس ازدواج است؛ حقّ است و در برابر آن زن نیز بر مرد حقوقی متقابل و متناسب دارد.

این سؤالات شما همان‌طور که نوشته‌اید هزار‌ها سؤال است و نسبت به تمام کاینات فراگیر است. باید نظر خود را اصلاح کنید. آنچه در ذهن شما است اشکال نیست، بد فکری و تعبیر صحیح از عالم و تفسیر درست از مسائل و کائنات و ازل و ابد نداشتن است.

امّید است با توجّه به این‌که در نامه شما مواردی بود که از آن بقاء روشنایی فطرت و گرایش به خدا و حقیقت بود؛ همان توفیق بزرگی را که در شانزده سالگی برای شما پیدا شده و اتمام حجّت بوده است آن را در خود زنده و راه خدا و بندگی و اعمال صالح را پیش بگیرید.

ان‌شاء الله به توفیق خدا از این حال پرسش از مطالبی که دانستن و ندانستن آنها در سیر راه خدا و عمل به وظایف دینی و عبادات و ترک محرّمات و خودسازی اثری ندارد نجات یابید. همواره موفّق باشید.

 

 

منبع: کتاب "زن در پرتو اسلام" تألیف آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله العالی

 

[1]. «آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها (هر دو زينت هم و سبب حفظ يكديگريد)». سوره بقره، آيه 187.

[2]. «إِنَّ الْمُسْلِمينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتينَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقينَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرينَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعينَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقينَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمينَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرينَ اللهَ كَثيراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظيماً؛ به يقين، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ايمان و زنان با ايمان، مردان مطيع فرمان خدا و زنان مطيع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شكيبا و زنان صابر و شكيبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق كننده و زنان انفاق كننده، مردان روزه‏دار و زنان روزه‏دار، مردان پاكدامن و زنان پاكدامن و مردانى كه بسيار به ياد خدا هستند و زنانى كه بسيار ياد خدا مى‏كنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظيمى فراهم ساخته است.»

[3]. «هر كس كار شايسته‏اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مى‏داريم و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مى‏دادند، خواهيم داد». سوره نحل، آیه 97.

[4]. «همانا زن ریحانه است و کارگزار و خدمتکار نیست». نهج البلاغة (صبحی صالح)، نامه 31.

[5]. مستدرک الوسائل؛ ج 15،‌ ص181، ح17936.

موضوع:

فقه عاشورايی ( احكام عزاداری )

 

كيفيت عزاداري
س)حكم چاك زدن گريبان و بر سر و صورت زدن در مصيبت امام حسين عليه‌السلام چيست؟
ج) بر سر و صورت زدن و گريبان چاك زدن در مصيبت آن بزرگوار مانعي ندارد.
 
س)برخي در جلسات سينه زني و عزاداري معصومين عليه‌السلام در حال عزاداري صورت خود را خراش انداخته و به صورتشان خون جاري مي‌شود؛ عزاداري به اين شكل چه حكمي دارد؟
ج) معلوم نيست كه اين كارها به عنوان ابراز شدت تألم بر مصائب اهل‌بيت علهيم السلام و عزاداري براي آن بزرگواران وهن باشد؛ بلي اگر موجب ضرر معتني به شود جائز نيست.
 
س)بعض عزاداران به خود گِل مي‌مالند و يا اينكه با پاي برهنه راه مي‌روند. اين نحوه عزاداراي چه حكمي دارد؟
ج) اين گونه امور كه در محلّي طبق مرسوم آن محل بوسيله آن اظهار حزن و عزا نسبت به سالار شهيدان عليه‌السلام بنمايند چنانچه ضرر معتد به براي جسم و جان نداشته باشد مانعي ندارد.
 
س)سينه‌زني به صورتي‌كه دور مي‌چرخند و جست و خيز دارند، چه حكمي دارد؟
ج) اشكال ندارد ولي مواظب باشيد وقار عزاداري مخدوش نشود.
 
س)آيا سينه زني به صورتي كه از كمر به بالا برهنه شوند، در عزاداري سيّدالشهدا عليه‌السلام جائز است؟
ج) اگر مستلزم نگاه نامحرم نباشد اشكال ندارد.
 
س)سينه‌زني، زنجيرزني و يا به سر و صورت كوبيدن در خلال عزاداري، به طوري‌كه موجب صدمه، مثلاً مجروح‌ شدن و يا سرخ ‌شدن مي‌شود، چه حكمي دارد؟
ج) اگر صدمه معتد به نباشد اشكال ندارد.
 
س)در مراسم سينه زدن، در آوردن لباس در صورتي كه معرض تحريك باشد چه حكمي دارد؟
ج) اگر معرض تحريك باشد اشكال دارد و بهتر است با لباس عزاداري شود.
 
س)در مراسم عزاداري ائمه معصومين عليهم السلام سينه زدن يا چنگ زدن به صورت به طريقي كه خون بيايد چه حكمي دارد؟
ج) عزاداري بر آن بزرگواران به هر نحوي كه موجب ضرر معتدّ به به بدن نباشد و مشتمل بر خلاف شرع از هر جهت نباشد مطلوب است.
 
س)«هروله» در جلسات عزاداري چه صورتي دارد و حال آن كه مظنه هتك عزاداري و لوث شدن آن و پايين آمدن حزن و تأثر عزاداران بسياري است؛ لطفاً علاوه بر جواب قاعده و نصيحتي راجع به عزاداري عنايت بفرماييد؟
ج) گاه مي‌شود كه اشخاص مصيبت زده از شدّت تأثر از جا بر مي‌خيزند و مي‌روند و مي‌آيند و خود را مي‌زنند و فرياد مي‌كنند؛ اگر كسي در مصيبت حضرت سيد الشهدا سلام الله عليه كه اعظم مصائب است واقعاً چنين حالي پيدا كند يا مثل تباكي چنين حالي را دارد نمي‌توان اين حالات را اهانت دانست. در اين موارد سليقه‌ها مختلف است؛ بحسب ازمنه و امكنه فرق پيدا مي‌كند و عرف عام را بايد ملاك دانست. آنچه لازم است اين است كه همه بر حفظ و شكوه و عظمت و حقيقت و وقار قدس و ملكوتي اين برنامه و نشان دادن كمال حزن و اندوه خود اهتمام نمايند. خداوند تأييد فرمايد.
 
س)نظرتان راجع به اينكه به هنگام عزاداري و سينه زدن بعضي به نيت اينكه در موسم حج هستند و يا اينكه با ياد حضرت زينب سلام الله عليها كه در حال هروله بود، هروله مي‌كنند و سينه مي‌زنند را بيان فرماييد؟
ج) نيّت اينكه در موسم حج هستم و هروله مي‌كنم صحيح نيست ولي به عنوان شدّت تأثر و ناراحتي از آن مصائب عظمي اشكال ندارد.
 
س)در برخي از جلسات مذهبي و عزاداري براي اظهار نهايت تذلّل در برابر اهل بيت عليهم السلام عدّه‌اي صداي حيوانات مانند سگ از خود در مي‌آورند. حكم شرعي آن را بيان فرماييد؟
ج) چون در انظار بعضي موهن است سزاوار است اظهار ارادت و ولايت خود را در صورت‌هاي جالب و تحسين‌آميز انجام دهيد.
 
س)تشكيل هيأت در كوي و خياباني كه اهالي آن به شعائر ديني مقيد نبوده، بلكه سينه زني و نظائر آن نزد ايشان، كاري عجيب و غريب مي‌نمايد و احياناً باعث تمسخر مجالس عزاداري و يا هتك حرمت مي‌شود، چه حكمي دارد؟
ج) بايد در مسجد و حسينيه واقع در محل‌هاي مذكور هيئت و مجالس مذهبي به صورت شايسته تشكيل شود و از وعاظ و علماي با فضل جهت اداره مجلس دعوت بشود كه آنها دين مبين اسلام را آن چنان كه هست براي مستمعين بيان كنند؛ در اين صورت گمان نمي‌رود باعث تمسخر بشود؛ مضافاً بر اينكه در تبليغ دين، به تمسخر يك عده جاهل و نادان نبايد اعتنا كرد.
 
 
 
آيين‌ها و نمادهاي عزاداري
س)در مراسم عاشورا مراسمي چون علم‌گرداني، چهل چراغ كشي و نخل گرداني چه حكمي دارند؟
ج) مانع ندارد.
 
س)استفاده از عَلَم چه صورتي دارد؟
ج) در مراسم عزاداري سالار شهيدان حضرت ابي عبد الله الحسين عليه‌السلام استفاده از عَلَم كه تعظيم شعائر محسوب مي‌شود به شرط اينكه مشتمل بر مجسّمه ذيروح كه حرام است نباشد، اشكال ندارد؛ بلكه مطلوب است.
 
س)در ايام عاشورا ضريح مانندي به نام نخل را به اسم و رسم عزاداري ملبّس به البسه و اقمشه فاخره مي‌كنند ، با عنايت به فتواي مرحوم حضرت آيت الله العظمي بروجردي كه فرموده‌اند: « عزاداري در ايام عاشورا برحسب متعارف بلاد مختلف است وآنچه درهر بلدي مصداق عزاداري است مانعي ندارد.» نظر حضرتعالي در اين‌باره چيست؟
ج) آنچه استاد عظيم الشان ما اعلي الله مقامه در پاسخ سؤال مذكور فرموده‌اند مورد تأييد اينجانب است.
 
س)آيا شمع روشن كردن در شام غريبان سيدالشهداء عليه‌السلام را بلا اشكال مي‌دانيد؟ آيا از مصاديق بدعت نمي‌باشد؟
ج) اشكال ندارد.
 
س)در بعضي از مراسم‌ها، شبيه‌سازي انجام مي‌شود، مثل درست‌كردن قبر مطهر حضرت زهرا سلام الله عليها و تابوت حضرت رقيه سلام الله عليها، حكم آن چيست؟
ج) اشكال ندارد.
 
س)نظرتان راجع به تعزيه خواني چيست؟
‌ ج) تعزيه و شبيه خواني اگر مشتمل بر آلات لهو از قبيل طبل و شيپور و صنج نباشد و اشعار دروغ و غنا نخوانند و مرد، لباس زنان را نپوشد اشكال ندارد.
 
س)بعضي افراد در تعزيه نقش امام معصوم عليه‌السلام يا نقش شخصيت‌هايي مثل حضرت عباس عليه‌السلام را اجرا مي‌كنند و حال آنكه صاحب سابقه درخشاني نيستند و فقط به جهت اينكه خوب برنامه اجرا مي‌كنند آن نقش را به عهده مي‌گيرند نظر مبارك را بيان نماييد.
ج) درخشان بودن سابقه تعزيه خوان شرط نيست ولي اگر سوء سابقه خصوصا سوء حال فعلي عرفاً توهين باشد نبايد آن اشخاص، مجري باشند. اصولاً مناسب است عزاداري حضرات ائمه طاهرين عليهم‌السلام به صورت مجلس روضه‌خواني برگزار شود تا سخنرانان عالِم و وعاظ و روضه‌خوان‌هاي متعهد ضمن ذكر مصائب آن بزرگواران با ذكر فضائل و مناقب و تاريخ زندگي ايشان و بيان احاديث و احكام و تبليغ معارف اسلام و دفع بدع و شبهات، مردم را آگاه و به مكتب اهل بيت عليهم السلام هدايت و ارشاد نمايند.
 
س)‌اخيراً مطرح مي‌شود كه مجالس عزاداري خصوصاً عزاي سيد الشهدا عليه‌السلام از صورت سنّتي و روضه خواني و استماع آن خارج بشود و به صورت نمايشي و تئاتري تبديل‌گردد، بلكه به‌اين مطلب اصرارمي‌ورزند. نظرمباركتان را بيان‌فرماييد.
ج) اقامه عزاي آن بزرگوار بايد با ذكر مصائب از كتب صحيحه معتبره توسط ذاكرين و علماي محترم با حفظ شئون اهل بيت عليهم السلام باشد و به صورت تئاتر در آوردن معمولاً خالي از لوازم فاسده و غير شرعي نيست.
 
س)حكم خريد، فروش، چاپ، توليد و يا استفاده از عكس ها و پوسترهايي كه از چهره ائمه معصومين عليهم السلام تهيه شده است، چگونه است؟
ج) عكس‌ها و پوسترهاي مذكور، مستند صحيحي ندارند؛ خوب است از اين عمل خودداري شود.
 
 
 
آداب و اخلاق عزاداري
س)اگر شخصي در حين عزاداري براي خودنمايي بلند بلند گريه كند و يا خيلي سنگين زنجير و يا سينه بزند، آيا ريا كرده و عزاداري او باطل است؟ اگر به قصد گريانيدن ديگران باشد، چگونه است؟
ج) ريا در هيچ عملي صحيح نيست ولي تباكي به نحو عزاداري و به قصد تعظيم امر شعائر، ريا نيست.
 
س)گاهي در مجالس عزاداري سالار شهيدان عليه‌السلام، كه پر جمعيت نيز مي‌باشند، ديده شده كه خادمين و نوكران ابي عبدالله عليه‌السلام رفتار ناشايستي با عزاداران دارند، (مثل فرياد زدن، هُل دادن و غيره) اين كارها از حيث شرعي چه حكمي دارد؟
ج) بايد با عزاداران و مستمعين با ادب رفتار و با احترام پذيرايي شود.
 
س)آيا رضايت پدر و مادر در رفتن به مجالس عزايِ سيد الشهداء عليه‌السلام واجب است؟ و بدون رضايت ايشان مي‌توان در اين مجالس شركت كرد؟
ج) موارد، مختلف است.
 
س)حكم شوخي و خنده در ماه محرم خصوصاً روز عاشورا چيست؟
ج) صحيح نيست.
 
س)راه اندازي دسته‌هاي عزاداري در كوچه و خيابان كه باعث ترافيك مي‌شود، چه حكمي دارد؟
ج) در حد متعارف ايام عزاداري اشكال ندارد.
 
س)بعضي عزاداري‌ها و هيئات به صورت چادر و خيمه در كوي و خيابان بر پا مي‌شود و برخي از همسايگان به اين كار، رضايت ندارند، و اقامه مجلس به اين شكل و شركت در آن چه حكمي دارد؟
ج) اين مراسم را به نحوي برگزار كنند كه موجب زحمت عابرين و همسايگان نشود.
 
س)ايجاد سر و صدا، كم يا زياد، در هنگام عزاداري، در صورتي كه از رضايت همسايگان بي اطلاع هستيم، چه حكمي دارد؟ (آيا رضايت تك تك همسايه‌ها كافي است يا اغلب ايشان)؟
ج) عزت و شأن اين برنامه خود مقتضي است كه مزاحمت فراهم نشود.
 
س)عزاداري در نيمه شب كه موجب بر هم زدن آسايش و خواب مردم مي‌شود از نظر شرعي چه حكمي دارد؟
ج) به طور كلي مزاحمت و آزار اشخاص چه در خواب باشند چه در بيداري جائز نيست؛ اين مراسم بايد در حدّ معمول و متعارف انجام شود. و در بعض موارد مثل شب عاشورا، صدق اذيت نمي‌كند.
 
س)آيا اين‌كه مؤسس يك مجلس عزاي امام حسين عليه‌السلام بخواهد اين مراسم، جمعيت بيشتري داشته باشد، صحيح است؟
ج) مجالس مذكور هرچه باشكوه‌تر و پر جمعيت‌تر باشد اثرش در قلوب بيشتر و آثار مثبتش زيادتر است و اگر به اين مسئله اهميت داده نمي‌شد دشمنان دين و مسلمانان فريب خورده و ظاهربين و غرب‌زده اصل حادثه كربلا را انكار مي‌كردند.
البته همگان متوجه باشند كه اجر و ثواب بسيار زيادي را كه بر اقامه عزاي حضرت و شركت در مراسم آن بزرگوار است با وارد نمودن محرّمات از بين نبرند، و از هر چيزي كه موجب وهن مذهب و وهن مراسم سوگواري مي‌گردد بايد اجتناب شود.
 
س)گاهي ايام سوگواري حضرت ابا عبدالله الحسين عليه‌السلام با بعضي از مناسبت‌ها مثل نوروز تقارن پيدا مي‌كند، نظر مباركتان را در مورد برگزاري مراسم اين گونه مناسبت‌ها در زمان عزاي حسيني بيان فرماييد.
ج) واضح است كه مؤمنين و محبين اهل بيت عليهم السلام در ايام محرم و صفر از برگزاري مراسم و تظاهر به اعمالي كه مناسب شأن محبّ اهل‌بيت سلام الله عليهم نباشد خودداري مي‌نمايند و مراسم و سيره سوگواري را حفظ مي‌نمايند.
 
 
 
نماز و عزاداري
س)وظيفه كسي كه مردّد است امور عزاداري را تا دير وقت انجام دهد يا مراقبت بر قضا نشدن نماز صبح كند چيست؟
ج) مراقبت بر قضا نشدن نماز، واجب است.
 
س)اگر كسي نماز نخواند و روزه نگيرد و براي امام حسين ‌عليه‌السلام احسان كند و سينه و زنجير بزند و گريه كند و نيز كسي كه خمس و زكات مالش را ندهد، آيا مي‌تواند از اين مال در راه امام حسين عليه‌السلام احسان كند؟ آيا اجر و ثوابي بر اين شخص است؟
ج) نمازوروزه واجب است ولي‌عزاداري و گريه بر امام حسين عليه‌السلام مستحب است. انسان بايد نماز بخواند و روزه هم بگيرد و عزاداري هم بكند و پولي كه متعلّق خمس شده واجب است اول، خمس آن ادا شود آن‌گاه در راه امام حسين عليه‌السلام و كار خير ديگر مصرف شود و مصرف نمودن پولي كه خمس به آن تعلّق‌گرفته قبل از اداي خمس درهركاري اگرچه خير باشد حرام است.
 
س)در ظهر عاشورا عزاداران براي شور و اظهار حزن، آماده مي‌شوند و از طرفي وقت نماز ظهر مي‌شود؛ وظيفه مؤمنين چيست؟
ج) در اين موارد بايد جمع بين اغراض و كسب فضائل نمود؛ هم برنامه‌اي را كه به صورت عزاداري براي حضرت سيد الشهداء عليه‌السلام انجام مي‌شود، انجام دهيد و هم نماز ظهر را در اول وقت بجا آوريد.
 
 
 
عزاداري بانوان
س)آيا گريه كردن زن‌ها با صداي بلند در مجالس عزاي ائمه اطهار عليهم السلام بخصوص حضرت سيد الشهداء عليه‌السلام با توجه به حضور مردان نامحرم در مجلس مذكور جايز است.
ج) اشكال ندارد.
 
س)ايستادن و نگاهِ خانم‌ها به مرداني كه در خيابان مشغول عزاداري هستند، چه حكمي دارد؟ و مسئوليت دست اندركارانِ هيئت در اين مورد چه مقدار است؟
ج) نگاه كردن خانم‌ها به بدن مردان نامحرم جايز نيست.
 
س)راه رفتن خانم‌ها در عقب دسته هاي عزاداري چه حكمي دارد؟
ج) اگر مستلزم ارتكاب معصيت نباشد اشكال ندارد.
 
 
 
سخنرانان و مداحان مجلس عزاداري
س)نظر حضرتعالي در مورد مدّاحي چيست؟ و يك مدّاح اهل بيت عليهم السلام چه خصوصياتي بايد داشته باشد؟
ج) مدّاحي اهل بيت عصمت و طهارت سلام الله عليهم اجمعين چنانچه براي خدا باشد عبادت است و اجر عظيم دارد و به همين جهت مداح بايد اهل تقوا و مقيّد باشد اشعاري كه مي‌خواند خلاف واقع و دروغ نباشد و اين عبادات را تا مي‌تواند به قصد قربت انجام دهد تا از مثوبات آن برخوردار شود هر چند گرفتن مزد در برابر آن اشكال ندارد.
 
س)بعضي از مداحان به گونه‌اي ذكر حسين حسين مي‌گويند كه موجب شور و هيجان مي‌گردد و همراه با سينه زدن و گريه كردن، جست و خيزي در جمعيت، ايجاد مي‌شود. آيا اين كار صحيح است؟
‌ ج) اگر نوحه خواني و مداحي به صورت غنا باشد حرام است.
 
س)آيا مداحي كه با ريتم موسيقي و به صورت غنا‌ خوانده شود حرام است؟
ج) بلي؛ حرام است.
 
س)آيا دريافت وجه توسط مدّاح و سخنران در عوض مداحي و سخنراني در مجالس عزاداري سيدالشهداء عليه‌السلام جائز است؟
ج) جائز است.
 
س)مداحان در اثناي دعاي كميل و ندبه و زيارت عاشورا، اشعار يا روضه مي‌خوانند، اين كار چه حكمي دارد؟
ج) بهتر است دعاهاي وارده را بدون اين كه در اثناي آنها شعر و يا چيز ديگري خوانده شود بخوانند ولي خواندن روضه صحيح در بعضي مواضعي كه مناسب دعاست اشكال شرعي ندارد؛ بلي اگر طوري در اين كار، افراط شود كه از صورت دعا خواندن خارج شود معلوم نيست ثواب آن دعا را داشته باشد.
 
 
 
منابع روايي عزاداري
س)آيا كتاب روضه الشهداء مرحوم ملا حسين كاشفي و اسرار الشهادة ملا آقاي دربندي داراي گزارش‌هاي تحريف شده از واقعه كربلاست؟
ج) ما حق نداريم نويسندگان دو كتاب مذكور را متهم به تحريف حادثه كربلا كنيم؛ نسبت به مطالبي كه در آنها درج شده آنچه كه محتمل الوقوع است و دليلي بر عدم آن نباشد نمي‌توان انكار كرد و نويسنده را رمي به دروغ نويسي كرد و آنچه كه بر حسب دليل، مقطوع العدم باشد نبايد نقل شود.
 
س)مقاتل معتبر اعم از فارسي و عربي از نظر حضرتعالي كدام‌اند؟
ج) از كتبي كه در اين زمينه مرحوم محدّث آقاي حاج شيخ عباس قمي تأليف نموده‌اند استفاده نماييد.
 
س)خواندن‌روضه‌ بي‌اساس، يا مشكوك‌توسط مدّاح ويا سخنران، چه‌حكمي دارد؟
ج) خواندن روضه بي اساس جائز نيست و خواندن چيزي كه احتمال صحت آن را مي‌دهد اگر به صورت احتمال باشد اشكال ندارد.
 
س)اگر روضه بي اساس خوانده شد ما چه وظيفه‌اي داريم؟
ج) اگر دروغي از ذاكرين بشنويد بر حسب وظيفه شرعي بايد به عنوان نهي از منكر به خود گوينده تذكر دهيد و همه مكلّفين اين وظيفه را دارند.
 
 
 
اموال مربوط به اقامه عزا
س)اگر براي برپايي هيأت، بنا به فرض از مالي استفاده شود كه صاحب آن راضي نيست، اقامه و شركت در آن مجلس چگونه است؟ و درصورت عدم اطلاع از رضايت صاحب مال، حكم مسئله چيست؟
ج) اگر عين مالي كه صاحبش راضي نيست مورد استفاده قرار گيرد تصرف در آن حرام است و ضمان دارد.
 
س)آيا وجوهي را كه براي منظوري خاص در عزاداري هديه شده است مي‌توان در موارد ديگري غير از آن، در عزاداري مصرف نمود؟ (مثل پولي كه براي غذا و اطعام داده شده ولي به مصرف خريد لوازم برسد)
ج) صرف وجوهي كه مصرفشان مورد خاص است در غير آن مورد جائز نيست و موجب ضمان است.
 
س)حكم استفاده شخصي از وسايل و لوازمي كه بدون خواندن صيغه وقف، فقط به منظور استفاده در عزاداري سيدالشهداء عليه‌السلام تهيه شده است چگونه است؟ و در صورتي كه كسي چندين بار جاهلاً اين كار را مي‌كرده وظيفه اش چيست؟
ج) استفاده شخصي از وسائل مذكور جايز نيست و كسي كه استفاده شخصي نموده بايد توبه كند و در برخي موارد، موجب ضمان است.
 
س)آيا اطعام و نذري را كه براي ظهر عاشورا در نظر گرفته شده مي‌توان در روزهاي ديگر محرّم، انجام داد؟
ج) درفرض سؤال نمي‌توان اطعام و نذر مذكور را درغير روز عاشورا انجام دهد.
 
س)گاهي پيشنهاد مي‌شود هدايا و نذورات مربوط به عزاداري كه براي روضه‌خواني حضرت سيد الشهدا عليه‌السلام تعيين مي‌شود در قالب عزاداري‌هاي نمايشي و تئاتري مصرف شود، آيا اين امر جايز است؟
ج) هدايا و نذور بايد در مواردي كه مورد نظر هديه دهنده و نذر كننده است مصرف شود و به همان روش معمول سابق نه به صورت نمايش و تئاتر.
 
 
 
آلات موسيقي در عزاداري
س)استفاده از آلات موسيقي مثل طبل، صنج، ني، ارگ و مانند آنها در خلال عزاداري چه حكمي دارد؟
ج) جائز نيست.
 
س)در زمان عزاداري سالار شهيدان حسين بن علي عليهما السلام استفاده از طبل و صنج جهت هماهنگي عزاداران چه حكمي دارد؟
ج) اشكال دارد.
 
 
برگرفته از كتاب « گفتمان عاشورايي» اثر آيت الله العظمي صافي

موضوع:

استفتائات درباره قرآن

س1. اگر قرآن سهواً از دست انسان بيفتد، وظيفه چيست و آيا كفاره دارد؟
ج. كفاره ندارد؛ فوراً قرآن را برداشته و احترام نماييد.
س2. اگر قرآن به همراه داشته باشيم، رفتن به دست‎شويي چه صورتي دارد؟
ج. چنانچه صدق توهين به قرآن نكند، مثل اين كه قرآن در جيب لباس باشد و در معرض افتادن نباشد، اشكال ندارد.
س3. قرآن خواندن خانم‎ها در ايام عادت ماهانه چه حكمي دارد؟
ج. خواندن قرآن، به جز آيه‎هائي كه سجده واجب دارد، در ايام عادت مكروه است؛ يعني ثواب كمتري دارد.
س4. نشستن بر روي روزنامه‎هايي كه معمولاً آيات قرآن و احاديث بر روي آنها نوشته شده و پهن كردن آنها در كف ماشين، چه صورتي دارد؟
ج. اگر بدانيد آيات قرآن و اسامي مقدس بر روي آنها نوشته شده، زير پا انداختن و نشستن بر روي آنها حرام است.
س5. براي دانشجوياني كه وقت زيادي ندارند، خواندن چه مقدار قرآن را در روز توصيه مي‎كنيد؟
ج. دانشجويان عزيز با خواندن چند آيه از قرآن در هر روز و با توجه به معاني آنها، مي‎توانند ارتباط خود را با قرآن قوي‎تر نمايند. مطالعه حداقل يك صفحه تفسير فارسي روان، به طور مستمر، براي آگاهي بيشتر نسبت به معارف قرآن، مطلوب است، و مستحب است حداقل پنجاه آيه تلاوت شود.
س6. آيا قرآني را كه فرسوده شده و قابل استفاده نيست، مي‎توانيم دفن كنيم يا بسوزانيم؟
ج. سوزاندن آن حرام است؛ ولي مي‎توانيد در محلّ پاكي كه در معرض هتك نباشد، دفن كنيد.
 

موضوع:

پنجشنبه / 30 مرداد / 1393
احكام غير مسلمين

دست دادن و معاشرت
1179.  معاشرت با اهل كتاب و هم‌غذا شدن با آنها چه حكمي دارد؟
ج. ذبائح اهل كتاب مردار و نجس است و خوردن آن جايز نيست و خودشان نيز بنابر احتياط واجب نجس هستند، بنابراين هر چه كه در حال رطوبت با آن ملاقات نمايند، بنابر احتياط واجب نجس مي‎شود. والله العالم.
1180.  اگر دست تر به در و ديوار يا اشياء متعلّق به مسيحيان، يهوديان و هندوها بخورد، حكمش چيست؟
ج. با علم به نجاست محلّ بايد دست را آب بكشيد و الا لازم نيست. والله العالم.
1181.  با غير مسلمان كتابي اگر با دستِ تر و مرطوب مصافحه نمائيم، بايد دست خود را آب بكشيم يا خير؟
ج. بنابر احتياط واجب دست خود را آب بكشيد. والله العالم.
1182.  ازدواج موقت مرد زردشتي با زن مسلمان، جايز است يا خير؟
ج. ازدواج زن مسلمان با زرشتي ولو به نحو موقّت باطل است. والله العالم.
1183.  آيا به فتواي حضرتعالي زردشتي‎ها در همه مسائل ملحق به اهل كتاب هستند، مثلاً، آيا آنها پاك هستند و ازدواج دائم و موقّت با زن و دختر آنها جايز است؟
ج. زردشتي‌ها مانند اهل كتاب بنابر احتياط نجس هستند و نسبت به نكاح آنها احوط ترك است، چه به نحو دوام و چه انقطاع. والله العالم.

1184.  حكم نگاه كردن و ازدواج و طهارت و نجاست اهل ذمّه چيست؟
ج. نگاه به مواضعي از كافره كه عادتشان بر عدم ستر آن مواضع است، بدون تلذّذ و ريبه جايز است، و ازدواج موقت با كتابيه جايز است و به طور دوام خلاف احتياط است، و اهل كتاب به نظر اينجانب بنابر احتياط محكوم به نجاستند. والله العالم.
1185.  آيا متعه اهل كتاب و كافر (كسي كه معتقد به اديان آسماني نيست) جايز است؟
ج. متعه نمودن اهل كتاب جايز است ولي متعه ساير كفار جايز نيست. والله العالم.
1186.  رفتن غير مسلمان و يا اهل تسنن به حرم‌هاي مقدس معصومين و امامزادگان^، چه حكمي دارد؟
ج. نسبت به اهل تسنن مانع ندارد و نسبت به كفار محلّ اشكال است. والله العالم.
1187.  فرقه‎اي از صابئين در خوزستان مي‎باشند، آيا اين افراد اهل كتاب هستند؟ آيا پاك مي‎باشند يا نه؟
ج. اهل كتاب بودن صابئين براي ما ثابت نيست. والله العالم.
فرقه‎هاي صوفيه
1188.  نظر مبارك حضرتعالي در مورد صوفيه و عقائد آنها چيست؟
ج. صوفيه با فرقه‎ها و انشعابات بسياري كه دارند اگر چه در انحراف در يك سطح نيستند و بسا برخي از آنان خارج از ربقه اسلام شمرده نشوند، در مجموع منحرفند و عقائد خاصه‎اي كه دارند غير اسلامي است. والله العالم.
1189.  نظر حضرتعالي در مسئله غلاة و مجسمه و مجبره و صوفيه كه مرحوم سيّد در عروه بيان فرمودند، چيست؟
ج. نظر حقير همانند نظر شريف استادنا الاعظم الزعيم الاكبر آيت‌الله العظمي بروجردي+ با نظر مرحوم سيد صاحب عروه اعلي‌الله مقامه مطابق است، مع ذلك به مؤمنين توصيه مي‎نمايم كه به طور كلي اگر چه ترتيب آثار كفر و احكام كافر همان طور كه در عروه فرموده است، با عدم التزام و عدم التفات به لوازم فاسده اين عقايد بر آنها نشود، از معاشرت و مجالست و مخصوصاً مزاوجت و رفاقت با آنها جداً پرهيز و احتراز نمايند كه معرض خطرات و مفاسد بزرگ است. والله العالم.
1190.  نظر حضرتعالي در مورد برخورد با بهائيت و تصوّف چيست؟
ج. به طور كلي برخورد مساعدتي و موافقت آميز و هر ارتباطي كه موجب ترويج و تقويت فرق ضالّه باشد، جايز نيست و ترك مصاحبت و مجالست با آنها لازم است. والله العالم.
1191.  آيا رفتن به خانقاه دراويش و صوفيه، جهت استماع مرثيه و سوگواري ائمه اطهار^، يا اقامه فاتحه و شركت در آن جايز است؟
ج. ترويج باطل است و جايز نيست. والله العالم.
1192.  كمك به ساختمان خانقاه دراويش و هر گونه مساعدت ‎هاي جنسي به آنان چگونه است؟
ج. كمك به ساختمان خانقاه و همچنين هر كمك جنسي كه مربوط به مسلك و مرام آنها باشد جايز نيست. والله العالم.
1193.  در مجالس صوفيه، شركت كردن و يا جنس خريدن از آنها جايز است يا خير؟
ج. شركت در مجالس آنها جايز نيست و جنس خريدن هم اگر موجب تقويت آنها بشود، جايز نيست. والله العالم.
1194.  به علت عدم آگاهي به حكم شرعي مسئله، خانمي از اهل فرقه عَلي اللهي را به همسري گرفتم، در اين مدت به علت داشتن مذهب خاص خودش، 
به انجام وظايف شرعي ما مقيد نيستند نماز نمي‎خواند، روزه نمي‎گيرد و ساير تكاليف شرعي را انجام نمي‌دهد و از فرقه خود پيروي مي‎كند. آيا عقد ما صحيح بوده است يا خير؟ اگر باطل است، تكليف مهريّه و ساير حقوق او چگونه است؟ تكليف بچههاي ما چيست؟
ج. به طور كلي در نظير مورد سؤال، چنانچه زوجه واقعاً حضرت اميرالمؤمنين× را خدا بداند، عقد باطل و جدايي زوج از او لازم است و محتاج به طلاق نيست و چون زوج نمي‎دانسته و ازدواج نموده، بچه در فرض سؤال ملحق به پدر و شرعاً محكوم به حلال‌زاده بودن است و نسبت به لزوم پرداخت مهريه با اينكه زوجه موصوفه محكوم به كفر است وجهي به نظر نمي‎رسد. والله العالم.
1195.  آيا فرقه‎اي كه خود را اهل حق مي‎ نامند مسلمانند يا خير؟ و اگر مسلماني، يكي از اهل اين فرقه را بكشد، قصاص نمودن آن مسلمان جايز است؟
ج. در مورد سؤال، كساني كه حضرت علي× را خدا مي‎دانند و يا منكر يكي از ضروريات اسلام باشند، محكوم به كفر هستند. و مسلمان را به جهت قتل كافر نمي‎شود قصاص كرد، ولي حاكم شرع طبق موازين مي‎تواند قاتل را تعزير نمايد. والله العالم.
1196.  فرقه «علي اللهي» كه معروف به اهل حق مي‎ باشند، عده‎اي از آنها در شهرهاي متعددي از كشور مانند، همدان، كرمانشاه، سنندج و كنگاور و روستاهاي آن منطقه سكونت دارند، و عقيده آنها بر اين است كه نه به اصول دين و نه به فروع دين و ساير احكام اسلامي از قبيل غسل و غيره عمل نمي‎كنند، ازدواج با آنها و غذا خوردن و معاشرت با آنها چه حكمي دارد؟
ج. اگر فرقه مذكوره، حضرت اميرالمؤمنين× را خدا بدانند يا منكر ضروري دين مانند نماز و روزه و مانند اينها شوند كافرند، و واضح است كه ازدواج با آنها جايز نيست و باطل است. و اگر آن بزرگوار را خدا ندانند و منكر ضروري دين هم نشوند، چون انحرافات عقيدتي و اخلاقي و عملي بسيار دارند ازدواج با آنها محلّ اشكال است، بلكه اجتناب از آن لازم است. بلي افرادي از آنها كه قائل به شهادتين مي‌باشند و اقرار به عقائد باطله و انكار ضروريات دين از آنها ثابت نيست، محقون ‎الدم و مال و جان و عرضشان محترم است. والله العالم.
1197.  آيا بلند گذاشتن شارب تا روي لب استحباب دارد يا خير؟
ج. استحباب ندارد و به عنوان تشبه به فرقه صوفيه حرام است. والله العالم.
فرقه ضالّه بهائيت
1198.  بسياري از بهائيون مقيم جمهوري اسلامي، اظهار مي‎دارند كه ما تابع قوانين عمومي ايران بوده و هيچ تخلفي را مرتكب نشده‎ايم، ليكن متحمل تضييع حقوق هستيم، آيا اصولاً بهائيون، بالاخص بهائيت مقيم ايران اهل ذمّه محسوب مي‎شوند يا خير؟ و آيا پرداخت ديه به اولياي دم شخص بهايي ضروري است يا‎‎ خير؟
ج. بهائي‎ها اهل ذمّه نيستند و ديه ندارند، اهل ذمّه بر يهود و نصاري و مجوس اطلاق مي‎شود، به شرط اينكه مقرّرات شرعي ذمّه را عمل بنمايند. والله العالم.
1199.  آيا عدم پذيرش درخواست انحصار وراثت از ورّاث بهائي توسط محاكم دادگستري محمل شرعي دارد؟
ج. اگر درخواست انحصار وراثت براي تعيين ورثه مسلمان او باشد مانعي ندارد، ولي اگر براي تعيين بازماندگان بهائي او باشد، چون توارث بين آنها مشروعيت ندارد، قبول درخواست مذكور جايز نيست. والله العالم.
1200.  آيا پذيرش بهائيون و ثبت نام آنها در مؤسسات آموزشي بر طبق مصالح و موازين اسلامي است؟
ج. ثبت نام آنها به عنوان بهائي كه يك سازمان جاسوسي و ضدّ اسلامي است، جايز نيست و خلاف مصالح اسلامي و اصول و ارزش‎هاي انقلاب اسلامي است. والله العالم.

1201.  وظيفه مسلمان در برخورد با فرد بهائي در موارد: خريد و فروش، اجاره و عاريه لوازم زندگي، و پذيرفتن هداياي‎‎آنان چيست؟
ج. در صورتي كه امور مذكوره در سؤال موجب تقويت آنها بشود جايز نيست. ‎‎والله العالم.
1202.  نظر حضرتعالي پيرامون گفتگو و دست دادن و اظهار دوستي با فرقه ضالّه بهائيّت چيست؟
ج. اظهار دوستي با بهائي، با دست دادن و صورتهاي ديگر جايز نيست. والله العالم.
كتب ضلال
1203.  نظر حضرتعالي را در مورد خواندن كتاب‌هايي كه باعث باز شدن ذهن خواننده نسبت به دسايسي كه ابر قدرتها بر ضدّ ديگران به كار مي‌‎برند، مانند كتابهايي كه فرضاً يك سياستمدار يا يك جاسوس نوشته است، با توجه به اينكه ممكن است نكات غير اخلاقي هم تا حدّي در آن باشد، بيان فرماييد.
ج. موارد مختلف است بايد خصوص هر كتاب مورد سؤال قرار گيرد تا جواب مربوط به آن كتاب گفته شود ولي به طور كلّي مطالعه كتابهايي كه ممكن است موجب انحراف در عقيده و يا اخلاق مطالعه كننده گردد جايز نيست. والله ‎العالم.
1204.  آيا خواندن كتب غير اسلامي، مانند بهائيت و كمونيسم و ساير مرام‌هاي الحادي حرام است يا خير؟
ج. حفظ و نگهداري كتب ضلال و خواندن آنها حرام است، مگر براي كسي كه قدرت تشخيص حق از باطل را داشته باشد و غرض صحيحي ـ مانند ردّ مطالب باطله ـ داشته باشد. والله العالم.
1205.  ملاك مضلّ بودن كتاب چيست؟
ج. ملاك مضلّ بودن كتاب آن است كه مشتمل بر مطالبي باشد، كه معرضيت گمراه نمودن خواننده را از نظر مذهبي داشته باشد. والله العالم.
1206.  خريد و فروش كتب صوفيه و مطالعه آنچه حكمي دارد؟
ج. طبع، نشر، خريد، حفظ و مطالعه كتب صوفيه حرام است و كتاب‌هايشان حكم كتب ضلال را دارد، كه مطالعه آن فقط براي اهل نظر جهت ابطال باطل آنها جايز است. والله العالم.

 

موضوع:

چهارشنبه / 29 مرداد / 1393
ويژه‌نامه اعتكاف

 تعريف
اعتكاف، توقّف در مسجد است با اين قيد كه در اين توقّف قصد و نيّت تعبّد و بندگي را داشته باشد؛ و احوط آن است كه نيّت عبادت ديگري مانند نماز و روزه و... غير از اعتكاف را نيز ضميمه نمايد.

زمان اعتكاف
در هر زماني كه روزه‌گرفتن صحيح باشد، اعتكاف نيز صحيح است؛ امّا افضل اوقات اعتكاف، ماه مبارك رمضان و افضل اوقات ماه مبارك رمضان دهه آخر آن مي‌باشد.

احكام اعتكاف
عقل
* اعتكاف غير بالغ

س1. آيا اعتكاف كودك مميّز صحيح است؟
ج. اقوي، صحّت آن است.

نيّت

تعريف
اعتكاف، توقّف در مسجد است با اين قيد كه در اين توقّف قصد و نيّت تعبّد و بندگي را داشته باشد؛ و احوط آن است كه نيّت عبادت ديگري مانند نماز و روزه و... غير از اعتكاف را نيز ضميمه نمايد.
 
زمان اعتكاف
در هر زماني كه روزه‌گرفتن صحيح باشد، اعتكاف نيز صحيح است؛ امّا افضل اوقات اعتكاف، ماه مبارك رمضان و افضل اوقات ماه مبارك رمضان دهه آخر آن مي‌باشد.
 
س1. آيا اعتكاف كودك مميّز صحيح است؟
ج. اقوي، صحّت آن است.
 
س2. آيا در اعتكاف واجب و مستحب، قصد وجوب يا استحباب لازم است؟
ج. لازم نيست.
 
س3. اگر از روي اشتباه، براي اعتكاف واجب، نيّت استحباب نمايد ‌يا بالعكس، تكليف چيست؟
ج. اشكال ندارد.
 
س4. آيا تجديد نيّت در روز سوّم اعتكاف مستحب، لازم است؟
ج. لازم نيست، هر چند احوط است.
 
س5. آيا در اعتكاف، نيازي به قصد نمودن عبادات ديگر (‌علاوه بر نيّت اعتكاف) ‌هم است؟
ج. بنابر احتياط بايد قصد عبادت ديگري نيز بشود.
 
س6. آيا انسان مي‌تواند از آغاز، هنگام نيّت، شرط كند كه اگر برايش اتّفاقي افتاد يا مشكلي پيش آمد- مثلاً بگويد اگر هوا سرد شد- اعتكاف را رها مي‌كنم حتي در روز سوّم؟ آيا لازم است اتّفاق يا مشكل خاصّي را در نظر بگيرد يا نيازي نيست؟
ج. جايز است در حين نيّت (نه قبل از آن و نه بعد از شروع در اعتكاف)، شرط رجوع از اعتكاف را در هر وقت كه بخواهد حتي در روز سوّم بنمايد، حتي بدون عروض هيچ سببي.
 
س7. آيا در اعتكاف نذري، انسان مي‌تواند هنگام خواندن صيغه نذر، شرط كند كه اگر مانعي پيش آمد اعتكافم را رها مي‌كنم؟
ج. صحّت اشتراط رجوع از اعتكاف در نذر،‌ محلّ تأمل بلكه محلّ منع است. بلي، نذر اعتكاف مشروط، ‌صحيح است.
 
س8. فرموده‌ايد معتكف مجاز است هنگام نيّت شرط كند «هر وقت خواست» (حتي در روز سوّم) از اعتكاف برگردد. اگر بعد از نيّت حكم شرط خود را ساقط نمود، آيا شرط او ساقط مي‌شود يا خير؟
ج. شرط رجوع از اعتكاف حتي در روز سوم در حين نيّت، جايز است و اما ظاهر اين است كه حكم شرط ساقط نمي‌شود، اگر چه احتياط در ترتيب آثار سقوط است به اينكه اگر بعد از اكمال دو روز، شرط را ساقط كند، اعتكاف را تمام كند و آن را رها نكند.
 
س9. زمان نيّت اعتكاف چه وقتي است؟ آيا اوّل شب مي‌شود نيّت كرد؟
ج. وقت نيّت، قبل از فجر صادق است و اكتفا به نيّت اوّل شب مشكل است مگر اينكه نيّت اوّل شب تا فجر ادامه داشته باشد.
 
س10. در مراسم اعتكاف بايد قبل از اذان صبح در مسجد مستقر باشد. اگر دقايقي بعد از اذان بيايد، اعتكاف چه صورتي دارد؟
ج. بايد قبل از طلوع فجر صادق در مسجد باشد.
 
س11. آيا اعتكاف را به نيابت از كسي كه مرده و يا به نيابت از كسي كه زنده است مي‌توان انجام داد؟
ج. نيابت از ميّت در اعتكاف، صحيح است و نيابت از حيّ محلّ اشكال است. بلي، به قصد رجاء، اشكال ندارد.
 
س12. حكم عدول از اعتكاف به اعتكاف ديگر چيست؛ چه هر دو واجب باشند يا مستحب يا يكي واجب باشد و ديگري مستحب يا يكي براي خودش باشد و ديگري براي نيابت يا هر دو براي نيابت باشد؟
ج. در هيچ يك از صور مذكوره، عدول جايز نيست. 
 
س13. آيا هرگونه روزه و‌ لو استيجاري و ... براي اعتكاف كافي است؟
ج. بلي، مطلق صوم كفايت مي‌كند.
 
س14. در اعتكاف رمضان نيّت روزه بايد چگونه باشد؟
ج. روزه بايد به نيّت روزه ماه مبارك رمضان گرفته شود.
 
س15. اگر شخصي نذر كند كه در ايام معيّني معتكف شود. اگر در همان ايام، روزه‌ نذري يا استيجاري بر عهده او باشد، آيا مي‌تواند در همان اعتكاف، روزه نذري يا اجاره‌اي خود را بجا آورد؟
ج. بلي، مانعي ندارد.
 
س16. حكم اعتكاف مسافر در مساجد مدينه، كوفه، مسجد‌الحرام، سهله و مشاهد مشرفه بدون نذر روزه و قصد اقامت چيست؟
ج. در هر مكاني كه روزه صحيح نيست، اعتكاف هم صحيح نيست.
*اعتكاف در سفر حرام
س17. آيا در سفر حرام مي‌توان اعتكاف كرد؟
ج. در مورد سؤال با تحقّق اعتكاف به قصد قربت و حصول ساير شرائط اعتكاف صحيح است.
 
* اعتكاف در سفر
س18. آيا انسان مي‌تواند نذر كند كه در سفر روزه بگيرد؟
ج. اگر در حضر چنين نذري بكند صحيح است.
 
س19. آيا در حين مسافرت مي‌شود روزه‌ي در سفر را نذر كرد؟
ج. صحيح نيست.
 
س20. مسافر در چه صورتي مي‌تواند اعتكاف كند؟
ج. در مواردي كه صوم براي مسافر صحيح باشد، مانند اينكه در وطن نذر كرده باشد كه در سفر روزه بگيرد يا در مدينه كه جايز است مسافر براي طلب حاجت سه روز روزه بگيرد.
 
س21. شخصي نذر كرده در ايام البيض ماه رجب، در مسجد مقدّس جمكران معتكف شود و نذر كرده در فرض مسافرت روزه هم بگيرد. آيا نذرش منعقد است؟ آيا اعتكاف او صحيح است؟(هر چند مسافر باشد)
ج. در فرض سؤال، اعتكاف صحيح است.
 
س22. شخصي براي درك فضيلت اعتكاف در مشهد مقدّس، بعد از رسيدن به مشهد بدون قصد اقامت نذر كرده سه روز روزه بگيرد. آيا چنين نذري صحيح است؟
ج. صحيح نيست.
 
س23. اگر زن‌ها در روزهاي عادت قرص بخورند (‌تا از حالت عادت خارج شده و روزه آنها صحيح باشد) و معتكف شوند، چه صورتي دارد؟
ج. خوردن قرص اگر مضرّ نباشد اشكال ندارد و چنانچه با خوردن قرص حائض نشود، اعتكاف صحيح است.
 
س24. اعتكاف كمتر از سه روز چه حكمي دارد؟
ج. صحيح نيست.
 
س25. آيا معتكف مي‌تواند شش روز يا ده روز نيّت اعتكاف بكند؟
ج. مانع ندارد.
 
س26. منظور از روز در اعتكاف چيست؟ آيا پايان روز، غروب آفتاب است يا مغرب؟
ج. منظور از غروب، زوال حُمرِه مَشرقيّه است كه عرفاً مغرب گفته مي‌شود.
 
س27. اگر كسي نذر كند سه روز منفصل اعتكاف كند، آيا نذرش منعقد مي‌شود؟
ج. صحيح نيست.
 
س28. ملاك در تعيين مسجد جامع چيست؟ آيا ممكن است تعداد مساجد يك شهر يا روستا متعدّد باشد؟ آيا مساجد جامع، ممكن است به هم خيلي نزديك باشند؟
ج. مسجد جامع، مسجدي است كه براي گروه خاصي ساخته نشده است در مقابل مسجد بازار و قبيله و امثال اينها كه در آنها معظم اهل بلد جمع نمي‌شوند و آماده براي اجتماع آنها هم نشده است و ممكن است مسجد جامع متعدّد باشد و نيز نزديك هم باشند.
 
س29. اعتكاف در غير مسجد جامع مانند حسينيه، نمازخانه دانشگاه چگونه است؟
ج. اعتكاف در غير مسجد جامع، صحيح نيست.
 
س30. اعتكاف شيعه در عبادتگاه‌هاي ديگر اهل كتاب يا مسجد مخالف چه حكمي دارد؟
ج. اعتكاف در عبادتگاه اهل كتاب صحيح نيست و امّا در مسجد جامع اهل تسنّن صحيح است.
 
س31. آيا در تهران بزرگ، در مسجد جامع هر محلّه مي‌توان اعتكاف كرد؟
ج. اگر خصوصيات مسجد جامع را داشته باشد، مي‌توان اعتكاف كرد.
 
س32. اگر اعتكاف واجب خود را در مسجدي بجا آورد و بعداً فهميد كه اعتكاف در آنجا صحيح نبوده است، اعتكاف او چه حكمي دارد؟
ج. اگر اعتكاف واجب بوده، بايد استيناف يا قضا شود.
 
س33. آيا اعتكاف در مسجد مقدّس جمكران و زيرزمين آن، صحيح است يا خير؟
ج. در حال حاضر كه عنوان جامعيّت حاصل شده، اعتكاف در آن صحيح است.
 
س34. آيا محوطه اطراف مسجد كه به عنوان حياط از آن استفاده مي‌شود، حكم مسجد را دارد؟
ج. حياط، حكم مسجد را ندارد مگر آن‌كه به عنوان مسجد وقف شده باشد.
 
س35. پشت بام و سرداب و محراب مسجد و هر چه به سبب توسعه مسجد به آن افزوده شده جزو مسجد به حساب مي‌آيد؟ و در صورت شكّ، چنين جاهايي حكم مسجد را دارد؟
ج. پشت بام و سرداب و محراب جزو مسجد است و آنچه به مسجد به قصد اينكه جزو مسجد باشد افزوده شده، مثل اينكه خود مسجد را توسعه داده باشند، مسجد محسوب است و اگر شكّ داشته باشيد در اينكه آنچه افزوده شده به قصد مسجديّت بوده يا نه، مسجد محسوب نمي‌شود.
 
س36. آيا معتكف مي‌تواند قسمتي از اعتكاف را در يك مسجد جامع و قسمت ديگر را در مسجد جامع ديگري بجا بياورد؟
ج. نمي‌تواند.
 
س37. آيا اعتكاف در دو مسجد متصل به هم (به طوري كه بخشي از وقت را در يكي و بخشي از آن در ديگري بماند) جايز است؟
ج. اعتكاف، بايد در مسجد واحد باشد و به نحو مذكور در سؤال، اعتكاف باطل است.
 
س38. اگر اعتكاف به سبب پيش‌آمدن مانعي به هم بخورد:
الف: آيا مي‌توان همان اعتكاف را بعد از برطرف شدن مانع در همان مسجد به پايان ببرد؟
ب: آيا مي‌توان آن را در مسجد ديگر ادامه داد؟
ج. ادامه آن اعتكاف صحيح نيست؛ چه در همان مسجد و يا در مسجد ديگر.
 
س39. استفاده از وسايل مسجد در كارهاي شخصي، در حال اعتكاف چه حكمي دارد؟
ج. جايز نيست چنان‌كه در غير حال اعتكاف هم جايز نيست، ولي مبطل اعتكاف نيست.
 
 س40. آيا اعتكاف كسي كه جاي شخص ديگري را غصب كرده يا عمداً بر فرش غصبي نشسته، صحيح است؟
ج. در هر دو صورت بنابر احتياط، اعتكاف باطل است، و در هر دو صورت اگر بعد از اكمال دو روز بوده، احتياط كند به اينكه اعتكاف را به آخر برساند و نيز اگر اعتكاف با نذر يا عهد مثلاً واجب شده و لو در روز اوّل باشد، احتياط اين است كه اعتكاف را تمام كند. بلي، اگر جاهل به غصب يا ناسي بوده، اعتكاف صحيح است.
 
س41. اگر جاي كسي را كه معتكف بوده غصب كند، فرموده‌اند اعتكاف او باطل است. حال اگر جاهل بود يا عامد بود ولي حال پشيمان شده و جاي خود را عوض كند، اعتكاف او صحيح است يا خير؟ در صورت عمد، آيا كفّاره دارد يا خير؟
ج. در فرض سؤال، چنانچه جاهل بوده، اعتكاف صحيح است و اگر عامد بوده پس اگر بعد از غصب و جلوس به عنوان اعتكاف پشيمان شده، اعتكاف باطل است ولي كفّاره ندارد هر چند احوط است و اگر به عنوان اعتكاف، تصرّف در مكان مغصوب نكرده بلكه فقط شخص ذي حقّ را از مكان خود كنار زده و خودش هم در مكان ديگر اعتكاف نموده هر چند فعل حرامي مرتكب شده امّا اعتكافش باطل نيست.
 
س42. آيا گذاشتن وسائل يا نوشتن نام و امثال آن موجب سبقت در محلّي از مسجد مي‌شود؟
ج. بر حسب مورد فرق مي‌كند و مجرّد نام يا گذاشتن وسيله بنفسه علامت سبقت به آن مكان براي عبادت نيست. بلي، گاهي تناسب زمان يا مكان يا غير اينها نشانه سبقت براي عبادت است.
 
س43. آيا زن بايد براي اعتكاف از شوهرش اجازه بگيرد؟ حتي اگر معتكف شدن او با حقّ شوهر، منافات نداشته باشد.
ج. انجام اصل اعتكاف زن، چنانچه منافي با حقّ زوج نباشد مشروط به اذن زوج نيست، ولي خروج او ازمنزل بدون اذن زوج جايز نيست. پس اگر بدون اذن او خارج شود و به مسجد براي اعتكاف برود، از اين جهت اعتكافش باطل است.
 
س44. آيا زن مي‌تواند با امر شوهرش روز سوم اعتكاف خود را بشكند؟ و اگر شوهر او را مجبور به اين كار كند، آيا بر عهده شوهر كفّاره مي‌آيد يا خير؟
ج. اگر زوجه با اذن زوج معتكف شده، زوج نمي‌تواند او را مجبور به شكستن اعتكاف نمايد و لكن در صورت اجبار، كفّاره ثابت نيست.
 
س45. آيا فرزند بايد براي اعتكاف از والدين خود اجازه بگيرد حتّي اگر معتكف شدن او موجب اذيّت و آزار يا زحمت آنها نباشد؟
ج. در صورت عدم ايذاء، اذن والدين شرط نيست. بلي، احتياط خوب است.
 
س46. در چه مواردي معتكف مي‌تواند از مسجد خارج شود؟
ج. در مواردي كه ضرورت عقلي يا شرعي يا عادي وجود داشته باشد، مانند رفع حصر از بول و غائط يا احتياج به غسل در مورد جنابت يا استحاضه و مانند اينها و همچنين براي اقامه شهادت يا تشييع جنازه يا عيادت مريض.
 
س47. معتكف براي موارد ضروري چه مدّتي مي‌تواند در خارج از مسجد بماند؟
ج. در فرض خروج براي امر لازم، اگر زمانِ بودن در خارج مسجد به قدري طول بكشد كه صورت اعتكاف را بر هم زند، اعتكاف باطل مي‌شود.
 
س48. معتكف وقتي براي توالت و يا گرفتن وضو به خارج مسجد مي‌رود گاهاً اتفاق مي‌افتد كه تقريباً 10دقيقه يا بيشتر در صف نوبت مي‌ايستد. آيا اين عمل ضرري به اعتكاف مي‌زند؟ و آيا در آن مدّت مي‌تواند كارهايي را انجام دهد مثلاً ظرف بشويد؟
ج. اگر خروج براي گرفتن وضو يا توالت ضروري باشد و به غير از اينكه در صف نوبت بايستد، راه ديگري نباشد اشكال ندارد، لكن در آن مدّت اشتغال به كار ديگر بر خلاف احتياط است و بايد ترك شود.
 
س49. در چه مواردي واجب است معتكف از مسجد خارج شود؟ اگر در مواردي كه واجب است خارج شود اين كار را نكند، آيا به اعتكاف او ضرري مي‌زند؟
ج. در موردي كه مثلاً در مسجد جنب شود اگر خارج نشود اعتكافش باطل است ولي اگر مثلاً وجوب خروج براي اداء دين واجب الأداء و يا انجام واجب ديگري كه متوقّف بر خروج است باشد گناه كرده ولي اعتكاف باطل نمي‌شود.
 
س50. در هنگام خروج در موارد مجاز يا خروج ضروري از محلّ اعتكاف، آيا مي‌توان زير سايه راه رفت؟ آيا مي‌توان در سايه نشست و آيا انتخاب نزديكترين مسير واجب است؟
ج. احوط، مراعات نزديكترين راه است و واجب است مكث او به مقدار حاجت باشد نه زائد بر آن و واجب است در صورت امكان در سايه ننشيند بلكه احتياط اين است كه در سايه، راه هم نرود بلكه احتياط اين است كه مطلقاً ننشيند مگر در مورد ضرورت.
 
س51. در موارد زير اگر عمداً و از روي اختيار، در غير موارد مجاز، از مسجد بيرون رود، اعتكاف او چه حكمي دارد؟
الف: اگر جاهل به حكم باشد.
ب: اگر به سبب فراموشي يا اكراه از مسجد خارج شود.
ج(الف). اعتكاف باطل است.
ج(ب). در صورت نسيان محلّ اشكال است و احتياط به اتمام و اعاده در صورت وجوب اعتكاف ترك نشود و بعيد نيست صورت اكراه، ملحق به موارد ضرورت باشد كه اعتكاف باطل نشود.
 
س52. معتكف در روز سوم اعتكاف بدون مجوز شرعي از مسجد خارج مي‌شود. آيا تنها قضاء لازم است يا كفّاره هم بايد بدهد؟
ج. در مورد سؤال، فقط قضاء دارد و كفّاره لازم نيست.
 
س53. تأخير غسل واجب، مثل غسل جنابت و مس ميّت در حال اعتكاف، آيا مبطل اعتكاف است؟
ج. تأخير غسل مسّ ميت موجب بطلان اعتكاف نمي‌شود ولي چون توقّف جنب در مسجد حرام است لذا تأخير غسل جنابت حرام است و موجب بطلان اعتكاف مي‌شود. 
 
س54. شخصي از لثه‌هايش خون مي‌آيد، آيا مي‌تواند دهان خود را در يك ظرف بشويد و بعد آن را در بيرون از مسجد دور بريزد و يا تسريع در اين امر واجب است و يا شستن دهان بايد در بيرون از مسجد صورت بگيرد؟
ج. اگر موجب تنجيس مسجد نمي‌شود، مانعي ندارد.
 
س55. خارج شدن معتكف از مسجد در موارد ذيل چه حكمي دارد:
الف: گرفتن وضو؟
ب: غسل مستحبي و مسواك‌؟
ج: تلفن‌زدن به خانواده در موارد غيرضروري و امور متعارف؟
د: ديدار با خانواده در بيرون از محدوده مسجد؟
هـ: شركت در دروس حوزه و دانشگاه؟
و: نماز جماعت يا نماز جمعه؟
ج. براي شركت در دروس و نماز جماعت و تلفن به خانواده و راهپيمايي و ديدار با خانواده محلّ اشكال بلكه ممنوع است، ‌و براي نماز جمعه اشكال ندارد و همچنين براي وضو و غسل مستحبّي و براي مسواك‌زدن هم اگر ضرورت داشته باشد، اشكال ندارد.
 
س56. شخصي امام جماعت مسجد يا مدرسه‌اي مي باشد. آيا در حال اعتكاف جهت اقامه نماز جماعت مي‌تواند از مسجد خارج شود؟
ج. جواز خروج براي اقامه جماعت مشكل است. بلي، خروج براي نماز جمعه اشكال ندارد.
 
س57. قسمتي از بدن در حال اعتكاف خوني شده است. آيا ازاله آن در بيرون مسجد ضرورت فوري دارد يا تأخير نيز جايز است؟
ج. اگر نمي‌خواهد فعلاً نماز بخواند، تطهير فوري ضرورت ندارد.
 
س58. اگر در مسجد شير آب و ظرفشويي براي مسواك‌زدن و وضوي مستحبي باشد، در اين صورت معتكف مي‌تواند براي بجا آوردن آنها از مسجد خارج شود؟
ج. نمي‌تواند.
 
س59. با توجه به مشكلاتي كه صرف غذا در مسجد دارد. آيا صرف غذا در سالن غذاخوري كه در محوّطه مسجد است براي معتكفين جايز است؟
ج. جايز نيست.
 
س60. آيا معتكف مي‌تواند جهت اخذ سهميه دولتي (در صورتي كه در غير آن زمان ممكن نباشد و به آن محتاج باشند) ‌از مسجد خارج شود؟ و آيا اين معامله محسوب مي‌شود؟
ج. در فرض سؤال، چنانچه با توكيل هم ممكن نباشد، اشكال ندارد.
 
س61. در صورت وجود شير آب و ظرفشويي در داخل مسجد براي مسواك‌زدن و وضوي مستحبّي و از طرفي منع خادمين مسجد به خاطر رعايت نظافت، آيا براي انجام امور مذكوره معتكف مي‌تواند از مسجد خارج شود؟
ج. كسي حقّ منع ندارد و اگر با اين حال منع كردند، خروج به مقدار ضرورت براي امور مذكوره اشكال ندارد.
 
س62. انسان چه موقع مي‌تواند اعتكاف خود را به هم بزند و چه موقع نمي‌تواند؟
ج. در صورتي كه اعتكاف مستحبّ باشد در دو روز اول مي‌تواند بهم بزند و اگر دو روز را تمام كرد نمي‌تواند بهم بزند و اگر اعتكاف واجب مانند اعتكاف نذري باشد. پس اگر معين نموده در چه زماني اعتكاف كند حقّ بهم زدن آن را حتي در روز اول هم ندارد و اگر در نذر زماني براي اعتكاف تعيين ننموده مانند اعتكاف مندوب است كه مي‌تواند در دو روز اول آن را قطع كند.
 
س63. كسي كه در حين اعتكاف مريض شود (و قبلاً هم شرط نكرده باشد)‌ مي‌تواند روز سوم اعتكاف خود را بهم بزند؟
ج. مرضي كه موجب بطلان صوم است، موجب بطلان اعتكاف نيز است و لو روز سوّم باشد.
 
س64. اگر زني را كه معتكف است طلاق رجعي دهند، تكليفش چيست؟ اعتكاف او چه حكمي دارد؟
ج در فرض سؤال، اعتكاف مطلّقه باطل است و بايد براي نگهداشتن عدهّ به منزل برود و اگر اعتكافش واجب موسّع بوده، بايد بعد از خروج از عدّه استيناف كند و اگر واجب معيّن بوده پس اگر تعيّن از جهت وقوع طلاق در روز سوّم اعتكاف باشد بعيد نيست مخيّر باشد بين اتمام اعتكاف و خروج پس از آن و بين ابطال اعتكاف و خروج فوري و اگر تعيّن از جهت اجاره و نذر و شبه آن باشد بايد خارج شود.
 
س65. اگر شخص معتكف در اثناء اعتكاف واجب (به نذر يا مثل آن) بميرد، آيا قضاي آن بر وليّ او واجب است؟
ج. در فرض سؤال، ‌قضاء آن بر وليّ واجب نيست هر چند احوط است. بلي، اگر مورد نذر، ‌روزه در حال اعتكاف باشد قضاء آن بر وليّ واجب است.
 
س66. چه چيزهايي بر معتكف حرام است؟
ج. به كتب مفصّله مدوّنه در اين موضوع مراجعه نماييد اجمالاً: 1- تماس با زن2- استشمام بوي خوش 3- بيع و شراء 4-‌ مجادله در امر دنيوي و ديني.
 
س67. گرفتن ناخن و يا كندن مو، مثل اصلاح سر و صورت، در حال اعتكاف چه حكمي دارد؟
ج. اشكال ندارد اگر چه احوط و اولي ترك است. البته اصلاح صورت اگر تراشيدن ريش باشد حرام است.
 
س68. عطر زدن، شانه زدن و در آينه نظر كردن معتكف، چه حكمي دارد؟
ج. استشمام بوي خوش مانند عطر و رياحين براي معتكف حرام است ولي شانه‌زدن و نگاه در آيينه حرام نيست اگر چه اولي ترك است.
 
س69. آيا در حال اعتكاف بوييدن عطريات و گياهان خوشبو « براي لذّت بردن» حرام است يا اگر لذّت هم نبرد، ‌جايز نيست؟
ج. نسبت به عطريات، اعتبار تلذّذ در حرمت، محلّ تأمل است،‌ ولي در مورد گل‌ها بعيد نيست حرمت مخصوص به مورد التذاذ باشد. بلي، براي كسي كه فاقد حس شامه است اشكال ندارد.
 
* تماسّ با زن
س70. حكم موارد زير براي زن و شوهر در حال اعتكاف چگونه است؟
الف: لمس
ب: بوسه
ج: نگاه از روي شهوت
د: صحبت تلفني از روي شهوت
ج(الف وب). ‌لمس و بوسه با شهوت بنابر احتياط، براي معتكف و معتكفه حرام بلكه موجب بطلان اعتكاف است.
(ج و د). نگاه با شهوت به همسر اشكال ندارد هر چند احتياط در ترك آن است و همين‌طور صحبت تلفني از روي شهوت با كسي كه اينگونه صحبت با او در غير حال اعتكاف جايز است، اشكال ندارد.
 
* خريد وفروش
س71. آيا در صورت نياز و ضرورت مي‌تواند خريد و فروش نمايد؟ آيا در اين امور مي‌تواند به شخص ديگري وكالت دهد تا از طرف او خريد و فروش كند يا به غير خريد و فروش مثلاً با قرض يا بخشش نقل و انتقال كنند؟
ج. در صورتي كه خريد و فروش براي أكل و شرب در خود اعتكاف، ‌مورد نياز باشد و توكيل، متعذّر باشد و بدون بيع، رفع حاجت نشود اشكال ندارد.
* مجادله
س72. مجادله در چه اموري حرام است؟
ج. مجادله بر امر دنيوي يا ديني هنگامي كه هدف غلبه بر طرف مقابل يا اظهار فضيلت باشد، حرام مي‌باشد.
و امّا اگر مجادله به قصد اظهار حق باشد يا مجادله براي اين باشد كه طرف مقابل از خطاي خويش برگردد، اشكالي ندارد بلكه اين نوع از مجادله از بهترين طاعات محسوب مي‌شود.
 
* استمناء
س73. اگر معتكف عادت به اين داشته باشد كه در حال استمتاع يا راه‌دادن بعضي فكرها به خود از او مني خارج مي‌شود اگر با اين كارها مني از او خارج شود چه حكمي دارد؟ و اگر عادت نداشته باشد و مني بيرون بيايد چطور؟ و اگر عادت داشته باشد ولي مني بيرون نيايد، چه حكمي پيدا مي‌كند؟
ج. اگر تعمّدي در بين نباشد و بي اختيار باشد، اشكال ندارد.
 
س74. اگر معتكف، اعتكاف واجب يا مستحب را با جماع باطل كند، آيا ‌كفّاره بر او واجب است؟ آيا ارتكاب اين عمل در شب يا روز فرقي در حكم ايجاد مي‌كند؟ آيا ارتكاب اين عمل در دو روز اوّل يا روز سوّم فرقي در حكم ايجاد مي‌كند؟
ج. در اعتكاف واجب هر چند جماع، ‌در شب باشد كفّاره واجب مي‌شود و در اعتكاف مستحبّ اگر بعد از تكميل دو روز باشد، بنابر احتياط كفّاره دارد و قبل از آن وجوب كفّاره معلوم نيست.
 
س75. اگر روزه قضا را در هنگام اعتكاف واجب بگيرد و سپس روزه خود را در بعد ازظهر باطل كند، ‌چند كفّاره بر او واجب است؟ ‌اگر اعتكاف مستحبّ باشد، حكم چگونه است؟‌
ج. در اعتكاف واجب، دو كفّاره دارد و در اعتكاف مستحبّ، چون قضاء روزه را بعد از ظهر باطل كرده، يك كفّاره واجب است و جهت ابطال اعتكاف هم اگر در روز سوّم باطل كرده احوط لزوم كفّاره است.
 
اعمال ام داوود
س76. طبق مندرجات مفاتيح الجنان اعمال ام داوود بعد از اذان ظهر شروع مي‌شود ليكن در مراسم اعتكاف در بعضي مساجد به جهت داشتن برنامه سخنراني و نوحه‌خواني اعمال را دو ساعت قبل از اذان ظهر شروع مي‌ كنند، به اين عنوان كه كلّ اعمال مستحب است و فرقي نمي‌كند كه قبل از اذان يا بعد آن باشد. آيا اين كار صحيح است؟
ج. اگر رجاءاً به عنوان ثواب انجام شده باشد، مانع ندارد.
 

 

موضوع:

شنبه / 13 خرداد / 1391

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - موضوعی