وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون» رحلت آیة الله زاده معظّمِ مرجع عالیقدر مرحوم آیة الله العظمی آقای حاج سید احمد خوانساری قدّس سره حجة الإسلام و المسلمین آقای حاج سید جعفر خوانساری ره صهر مکرّم مرجع عالیقدر مرحوم آیة الله...
دوشنبه: 19/آذر/1397 (الاثنين: 1/ربيع الثاني/1440)

آينده جهان در كلام الهى

اين‌گونه اعتقاد به سنّت الهى ـ اگرچه از آن، گاهى به‌طور صحيح بهره‌بردارى نمى‌شود و انقلابى‌نماها هم آن را وسيله قرار مى‌دهند ـ اصل است و حقيقت؛ و در زبان قرآن كريم و احاديث شريفه به تعبيرات وافى و صحيح‌تر و الفاظ كافى‌تر شرح و بيان شده است؛ كه از جمله اين آيات، واقعى‌ترين تعبيرات و شرح و تفسير اين مسئله است:

(قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللهِ...)؛[1]

«موسی به قوم خود گفت: از خدا یاری خواهید...».

 

(وَأَوْرَثْنا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا ...)؛[2]

«و ما قومی را که به استضعاف کشیده شده بودند، وارثان (مشرق و مغرب زمین) گردانیدیم».

(بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ)؛[3]

«بلکه حقّ را باشدت بر باطل  افکنیم؛ پس حقّ، باطل را درهم می‌شکند، آن‌گاه از میان می‌رود».

(يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللهِ بِأَفْواهِهِمْ وَاللهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ)؛[4]

«می‌خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش سازند و خدا تمام کنندة نور خویش است، هرچند کافران را خوش نیاید».

موضوع انتظار حضرت صاحب‌الامر(عج) و ايمان به ظهور مهدى موعود، مبناى اين وعده الهى است و با سنّت الهى و آنچه در كتب آسمانى ثبت شده، كاملاً مطابق است.

 

در قرآن مجيد مى‌فرمايد:

(وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحُونَ)؛[5]

«و همانا در زبور، پس از ذکر (تورات) نگاشتیم که زمین را بندگان شایستة من به ارث می‌برند».

شيعه و تمام مسلمانان بر اساس اين عقيده سازنده و تحول‌آور، ايمان دارند كه تاريخ در مسير عدالت و به‌سوى عدالت جلو مى‌رود و توقّف نمى‌كند و زمين را بندگان صالح و شايسته خدا به ارث مى‌برند. و سرانجام حقّ در همه‌جا حاكم و پيروز مى‌شود، و اين سنّت و قانون خدا و خواست اوست كه مى‌فرمايد:

(وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِى الْأَرْضِ...)؛[6]

«ما خواسته‌ایم که منّت گذاریم بر آنان‌که در زمین استضعاف شده‌اند ...».

خدا چنين اراده كرده است كه قدرت خود را به دست طبقه ضعيف آشكار سازد و طبقه استثمارگر قوى و غالب و ظالم را به دست آنان كه استضعاف شده‌اند، بكوبد و مغلوب نمايد.

 

اين ايمان، جزء عقايد شيعه و بلكه هر مسلمان است كه به هر نحو و هرطور كه اوضاع به نفع ستمگران و فرعونيان استعبادپيشه قرار بگيرد، عاقبت با انقلاب مستضعفان شايسته و پرهيزكاران مجاهد، نظام و عدالت، حاكم و برقرار مى‌شود.

اين عقيده ازنظر اجتماعى، بسيار مهم و انقلابى و مترقّى است و مردم را به كار و تلاش و نهضت و قيام و فعاليت تشويق مى‌كند و از سستى و ترك وظايف و تسليم زبونى و ذليل شدن باز مى‌دارد.

حضرت اميرالمؤمنين(ع) مى‌فرمايد:

«لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْيا عَلَيْنا بَعْدَ شِماسِها عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلى وَلَدِها. وَتَلا عَقِيبَ ذلِكَ: (وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ)[7]»؛[8]

مضمون اين سخنان اميدبخش و مژده‌دهنده اين است:

«دنیایی از سرکشی به ما روی می‌کند همانند مهربانی شتر بدخو که به بچه خود مهربان می‌شود، و حزب خدا و اهل‌بيت و خاندان رسالت و شيعيانشان را در فشار ظلم و استبداد غاصبان و مرتجعان گذارده،

 

و آنان را از حقوقشان محروم، و گرفتار شكنجه و زندان، و قطع دست و پا و گوش و بينى، و كشته‌شدن ساخته است، بعد از اين‌همه ناسازگارى‌ها و ظلم و جور و غصب حقوق، البته و حتماً ـ مانند شتر بدخو و گزنده‌اى كه به بچه‌اش مهربان و مايل مى‌شود ـ به ما مايل گرديده و رام اهل حقّ و شايستگان و مستضعفان خواهد شد؛ چون خدا در قرآن خبر داده است: خواستش اين است كه بر آن كسان كه در زمين مورد استضعاف قرار گرفته‌اند منّت گذارد، و آنان را امامان و پيشوايان و وارثان زمين فرمايد».

معلوم است در هنگامى كه ابرهاى مأيوس‌كننده فتنه‌هاى بزرگ، و تسلط غاصبان زمامدارى و مقام رهبرى جامعه اسلامى بر سر مردم و اهل حقّ، باران بلا و نااميدى مى‌باريده است، على(ع) با اين كلمات اميدواركننده و انتظاربخش، دل‌هاى مردم را محكم كرده و به اين حقيقت بزرگ و وعده تخلف‌ناپذير الهى مژده داده و آنان را به فتح و ظفرى كه حزب خدا و حاميان حقّ در پيش دارند، نويد داده و به استقامت و پايدارى تشويق فرموده است.

اين كلام درعين‌حال كه خبرى از آينده و غيب و پيش‌گويى قاطع

 

است، همين مسئله سنّت خدا (يا به زبان ديگر، وعده الهى) را كه على(ع) از آن آگاهى كامل داشته است، اعلام مى‌كند.

 آرى، ولىّ خدا و كسى كه مصداق (وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتابِ)([9] است، به سنن الهى عالم و واقف است و از خواست خدا و نظامات و قواعدى كه در جهان ماده و مجردات قرار داده، به اذن خدا و به تعليم او بااطّلاع است.

علاوه‌براين آيه كريمه، در سوره قصص در ضمن داستان استعلا و گردنكشى فرعون، اين خواست و سنّت خدا را صريحاً بيان فرموده است؛[10] چون معلوم است كه اين سنّت الهى فقط در مورد موسى و فرعون نيست؛ بلكه سنّت عام الهى است و در مورد هر گروه مستضعف و مؤمن و شخص يا دسته استضعاف‌گر در هر عصر و زمانى صادق است؛ اگرچه مصاديق آن، همه در يك رديف نباشند و صدق اين آيه و تطبيق آن و ظهور اين سنّت و قاعده، بر موردى ظاهرتر و آشكارتر از موارد ديگر مى‌باشد.

لذا على(ع) بعد از اينكه خبر از يك تحوّل بزرگ و انقلاب جهانى به نفع حزب حقّ و پيروان مكتب ولايت مى‌دهد، اين آيه را نيز تلاوت مى‌فرمايد؛ چون چنان‌كه گفته شد، مفهوم آيه، اختصاص به

 

عصر موسى و فرعون ندارد، و عام و كلى است[11] و ظاهرترين مصداق

 

اين آيه در تاريخ همان انقلابى است كه به رهبرى حضرت مهدى، قائم آل محمّد(عج) برپا مى شود. انقلابى كه حتماً واقع خواهد شد و خواست خدا و سنّت الهى است.

(فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللهِ تَبْدِيلا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللهِ تَحْوِيلا)؛[12]

«و هرگز در سنّت خدا تبدیل و تغییری نخواهی یافت».

بنابر آنچه بيان شد، معلوم مى شود كه انتظار و عقيده به ظهور مهدى(عج) چگونه فكر و انديشه را آينده‌گرا مى‌سازد و مسلمان را براى مقاومت، استقامت، پايدارى، مبارزه با باطل و جهل و فساد، آماده و مصمم مى‌كند و او را با اين فلسفه مهم تاريخ، درضمن اصطلاحات دينى و قرآنى كه كامل‌تر و صحيح‌تر از هر منطق ديگر بازگو كرده است، آشنا مى‌نمايد.

 


[1]. اعراف، 128.

[2]. اعراف، 137.

[3]. انبياء، 18.

[4]. صف، 8.

[5]. انبياء، 105.

[6]. قصص، 5.

[7]. قصص، 5.

[8]. نهج‌البلاغه، حکمت 209 (ج4، ص47)؛ سيدرضی، خصائص‌الائمه، ص70؛ طبرسی، مجمع‌البيان، ج7، ص414.

[9]. رعد، 43. «و کسی که علم کتاب (و آگاهی بر قرآن) نزد اوست».

[10]. قصص، 4ـ6.

[11]. از عالی‌ترين بيانات راجع به اين سنّت و وعده الهی و فلسفه تاريخ، بيانات حضرت زينب(س) است كه در خطبه تاريخی و بی‌نظير، در مجلس يزيد انشا فرمود.

در اين مجلس كه با برنامه و تشريفات بسيار جبارانه و مستكبرانه ترتيب يافته و وحشت و رعب آن، دل افراد عادى را می‌لرزاند و توانايی سخن گفتن را از آنها می‌گرفت، ابراز مخالفت و توبيخ و سرزنش و تحقير يزيد و اعلان رسمى محكوميّت و انقراض حكومت او كه خطر اعدام فورى داشت، از جانب يك بانوى اسير و داغ‌ديده و مصيبت‌ديده، از معجزات بود.

چنان‌كه آن بلاغت و از قرآن مجيد الهام‌گرفتن، سنجيده و به سامان‌گفتن، يزيد و چاپلوسان دربارى و مزدوران خودفروخته دستگاه را تحت‌تأثير قراردادن، كرامت و حقّانيت اسلام و اهل‌بيت(علیهم السلام) را اثبات‌نمودن، ستمگران و مستبدان را حقير و پست‌شمردن، آن پيشگويی‌ها و خبر از آينده دادن و متلاشی‌شدن نظام يزيدى گفتن كه هر جامعه‌شناس و روان‌شناس را مات و متحير می‌سازد، از معجزات است.

اگر كسی در اين اعجاز ترديد دارد، به او پيشنهاد می‌كنيم و از تمام بلغا و سخنوران ماهر می‌خواهيم كه از اين خطبة تاريخى و سخنان عقيله قريش، خطبه‌ای كوبنده‌تر، قاطع‌تر، محكوم‌كننده‌تر و مناسب‌تر با آن مجلس و موقف انشا نمايند.

الحق اين خطبه از نشانه‌های درخشان جلالت، حقيقت، فضيلت و عظمت اهل‌بيت رسالت است، و از خدا می‌خواهم كه شرحی بر اين خطبه بنگارم و به افتخار خدمتی به آن حضرت سرافراز گردم.

در اين خطبه، زينب(س) قانون و سنّت و وعده تخلف‌ناپذير الهی (و به‌اصطلاح بعضى، فلسفة تاريخ) را مطرح ساخته و هنگامى كه به‌حسب ظاهر همه‌چيز تمام شده و بسيارى مأيوس و نااميد و تسليم وضع حاكم می‌شوند و يزيد بر اوضاع مسلط گرديده و در نهايت استبداد و استعباد سلطنت مى‌نمايد، او طرف‌داران حقّ و حزب حقّ و شيعيان اهل‌بيت را از يأس و نااميدی نجات می‌دهد و اهل‌بيت و هدف‌ها و مقاصدشان را فاتح و پيروز، و بنی‌اميه و حزب استعبادگر را مغلوب و شكست‌خورده معرفی می‌فرمايد و چنين اعلام می‌كند كه: از كرامت اهل حقّ چيزى كم نشد و بر اهل باطل چيزى افزوده نگشت و هرچه يزيد كوشش و تلاش كند و اهل حقّ را بكشد و از ميان بردارد و بر كيد و كينه و ستمگرى انقلاب اسلام جلوگيرى نمايد و نور خدا را خاموش سازد، هيچ ثمره‌اى ندارد.

آرى، زينب(س) به آينده درخشان اسلام و اهل‌بيت(علیهم السلام) و آثار نجات‌بخش انقلاب برادرش حسين(ع) صددرصد اطمينان داشت و مى‌دانست راهى را كه برادرش رفته است، راه خدا، راه حقّ و راه تاريخ است.

در كربلا روز يازدهم محرم، در آن هنگامى كه او را به اسارت عازم كوفه كرده بودند و بدن‌های پاك شهداى راه حقّ روى زمين افتاده بود، همين خبر را مى‌داد و آينده را مى‌ديد.

در مجلس يزيد نيز با همين منطق محكم، مجلس را قبضه كرد و يزيد را چنان كوبيد و در آن دادگاه تاريخ، چنان محكوم كرد كه يزيد نتوانست يك كلمه از خود دفاع نمايد، يا آنكه غيظ و خشم خود را با تصميم جنايت ديگر فرو بنشاند.

اينك قسمتى از خطبه را كه خطاب به يزيد است بخوانيد و در معنای انتظار تأمّل فرماييد:

«ثُمَّ كِدْ كَيْدَكَ وَاجْهَدْ جُهْدَكَ! فَوَاللهِ الَّذِي شَرَّفَنا بِالْوَحْيِ وَالْكِتابِ وَالنُّبُوَّةِ وَالاِْنْتِخابِ، لا تُدْرِكُ أَمَدَنا وَلا تَبْلغُ غايَتَنا وَلا تَمْحُو ذِكْرَنا وَلا يُرَحَّضُ عَنْكَ عارُنا»؛ پس تمام مكر و حيله‌ات را به‌كار گير و تمام كوششت را انجام ده! قسم به خدايى كه ما را به وحى و كتاب و نبوّت و انتخاب مشرّف نمود، هرگز نمى‌توانى عمق و نهايت ما را درك كنى و ذكر و ياد ما را محو نمايى، و آن عارى كه بر ما وارد نمودى، از تو زدوده نخواهد شد». طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص37؛ مجلسی، بحارالانوار، ج45، ص160؛ بحرانی اصفهانی، عوالم‌العلوم، ص405 ـ 406.

و شخص امام(ع) نيز درضمن جريان نهضت كربلا به اين قاعده الهى و قانون تاريخ، مكرر تصريح فرمود كه شرح و تفصيل آن از حدود اين مقاله مختصر خارج است.

[12]. فاطر، 43.

نويسنده: