وریز وجوهات
السَّلامُ عَلَيْكُمْ أَئِمَّةَ الْهُدَى السَّلامُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ التَّقْوَى السَّلامُ عَلَيْكُمْ أَيُّهَا الْحُجَجُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا ...   مجلس عزاداری سالروز تخریب حرم ائمه بقیع (ع). با حضور علماء، فضلا، هیئات مذهبی و...
پنجشنبه: 31/خرد/1397 (الخميس: 7/شوال/1439)

آينده جهان در كلام الهى

اين‌گونه اعتقاد به سنّت الهى ـ اگرچه از آن، گاهى به‌طور صحيح بهره‌بردارى نمى‌شود و انقلابى‌نماها هم آن را وسيله قرار مى‌دهند ـ اصل است و حقيقت؛ و در زبان قرآن كريم و احاديث شريفه به تعبيرات وافى و صحيح‌تر و الفاظ كافى‌تر شرح و بيان شده است؛ كه از جمله اين آيات، واقعى‌ترين تعبيرات و شرح و تفسير اين مسئله است:

(قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللهِ...)؛[1]

«موسی به قوم خود گفت: از خدا یاری خواهید...».

 

(وَأَوْرَثْنا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا ...)؛[2]

«و ما قومی را که به استضعاف کشیده شده بودند، وارثان (مشرق و مغرب زمین) گردانیدیم».

(بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ)؛[3]

«بلکه حقّ را باشدت بر باطل  افکنیم؛ پس حقّ، باطل را درهم می‌شکند، آن‌گاه از میان می‌رود».

(يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللهِ بِأَفْواهِهِمْ وَاللهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ)؛[4]

«می‌خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش سازند و خدا تمام کنندة نور خویش است، هرچند کافران را خوش نیاید».

موضوع انتظار حضرت صاحب‌الامر(عج) و ايمان به ظهور مهدى موعود، مبناى اين وعده الهى است و با سنّت الهى و آنچه در كتب آسمانى ثبت شده، كاملاً مطابق است.

 

در قرآن مجيد مى‌فرمايد:

(وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحُونَ)؛[5]

«و همانا در زبور، پس از ذکر (تورات) نگاشتیم که زمین را بندگان شایستة من به ارث می‌برند».

شيعه و تمام مسلمانان بر اساس اين عقيده سازنده و تحول‌آور، ايمان دارند كه تاريخ در مسير عدالت و به‌سوى عدالت جلو مى‌رود و توقّف نمى‌كند و زمين را بندگان صالح و شايسته خدا به ارث مى‌برند. و سرانجام حقّ در همه‌جا حاكم و پيروز مى‌شود، و اين سنّت و قانون خدا و خواست اوست كه مى‌فرمايد:

(وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِى الْأَرْضِ...)؛[6]

«ما خواسته‌ایم که منّت گذاریم بر آنان‌که در زمین استضعاف شده‌اند ...».

خدا چنين اراده كرده است كه قدرت خود را به دست طبقه ضعيف آشكار سازد و طبقه استثمارگر قوى و غالب و ظالم را به دست آنان كه استضعاف شده‌اند، بكوبد و مغلوب نمايد.

 

اين ايمان، جزء عقايد شيعه و بلكه هر مسلمان است كه به هر نحو و هرطور كه اوضاع به نفع ستمگران و فرعونيان استعبادپيشه قرار بگيرد، عاقبت با انقلاب مستضعفان شايسته و پرهيزكاران مجاهد، نظام و عدالت، حاكم و برقرار مى‌شود.

اين عقيده ازنظر اجتماعى، بسيار مهم و انقلابى و مترقّى است و مردم را به كار و تلاش و نهضت و قيام و فعاليت تشويق مى‌كند و از سستى و ترك وظايف و تسليم زبونى و ذليل شدن باز مى‌دارد.

حضرت اميرالمؤمنين(ع) مى‌فرمايد:

«لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْيا عَلَيْنا بَعْدَ شِماسِها عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلى وَلَدِها. وَتَلا عَقِيبَ ذلِكَ: (وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ)[7]»؛[8]

مضمون اين سخنان اميدبخش و مژده‌دهنده اين است:

«دنیایی از سرکشی به ما روی می‌کند همانند مهربانی شتر بدخو که به بچه خود مهربان می‌شود، و حزب خدا و اهل‌بيت و خاندان رسالت و شيعيانشان را در فشار ظلم و استبداد غاصبان و مرتجعان گذارده،

 

و آنان را از حقوقشان محروم، و گرفتار شكنجه و زندان، و قطع دست و پا و گوش و بينى، و كشته‌شدن ساخته است، بعد از اين‌همه ناسازگارى‌ها و ظلم و جور و غصب حقوق، البته و حتماً ـ مانند شتر بدخو و گزنده‌اى كه به بچه‌اش مهربان و مايل مى‌شود ـ به ما مايل گرديده و رام اهل حقّ و شايستگان و مستضعفان خواهد شد؛ چون خدا در قرآن خبر داده است: خواستش اين است كه بر آن كسان كه در زمين مورد استضعاف قرار گرفته‌اند منّت گذارد، و آنان را امامان و پيشوايان و وارثان زمين فرمايد».

معلوم است در هنگامى كه ابرهاى مأيوس‌كننده فتنه‌هاى بزرگ، و تسلط غاصبان زمامدارى و مقام رهبرى جامعه اسلامى بر سر مردم و اهل حقّ، باران بلا و نااميدى مى‌باريده است، على(ع) با اين كلمات اميدواركننده و انتظاربخش، دل‌هاى مردم را محكم كرده و به اين حقيقت بزرگ و وعده تخلف‌ناپذير الهى مژده داده و آنان را به فتح و ظفرى كه حزب خدا و حاميان حقّ در پيش دارند، نويد داده و به استقامت و پايدارى تشويق فرموده است.

اين كلام درعين‌حال كه خبرى از آينده و غيب و پيش‌گويى قاطع

 

است، همين مسئله سنّت خدا (يا به زبان ديگر، وعده الهى) را كه على(ع) از آن آگاهى كامل داشته است، اعلام مى‌كند.

 آرى، ولىّ خدا و كسى كه مصداق (وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتابِ)([9] است، به سنن الهى عالم و واقف است و از خواست خدا و نظامات و قواعدى كه در جهان ماده و مجردات قرار داده، به اذن خدا و به تعليم او بااطّلاع است.

علاوه‌براين آيه كريمه، در سوره قصص در ضمن داستان استعلا و گردنكشى فرعون، اين خواست و سنّت خدا را صريحاً بيان فرموده است؛[10] چون معلوم است كه اين سنّت الهى فقط در مورد موسى و فرعون نيست؛ بلكه سنّت عام الهى است و در مورد هر گروه مستضعف و مؤمن و شخص يا دسته استضعاف‌گر در هر عصر و زمانى صادق است؛ اگرچه مصاديق آن، همه در يك رديف نباشند و صدق اين آيه و تطبيق آن و ظهور اين سنّت و قاعده، بر موردى ظاهرتر و آشكارتر از موارد ديگر مى‌باشد.

لذا على(ع) بعد از اينكه خبر از يك تحوّل بزرگ و انقلاب جهانى به نفع حزب حقّ و پيروان مكتب ولايت مى‌دهد، اين آيه را نيز تلاوت مى‌فرمايد؛ چون چنان‌كه گفته شد، مفهوم آيه، اختصاص به

 

عصر موسى و فرعون ندارد، و عام و كلى است[11] و ظاهرترين مصداق

 

اين آيه در تاريخ همان انقلابى است كه به رهبرى حضرت مهدى، قائم آل محمّد(عج) برپا مى شود. انقلابى كه حتماً واقع خواهد شد و خواست خدا و سنّت الهى است.

(فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللهِ تَبْدِيلا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللهِ تَحْوِيلا)؛[12]

«و هرگز در سنّت خدا تبدیل و تغییری نخواهی یافت».

بنابر آنچه بيان شد، معلوم مى شود كه انتظار و عقيده به ظهور مهدى(عج) چگونه فكر و انديشه را آينده‌گرا مى‌سازد و مسلمان را براى مقاومت، استقامت، پايدارى، مبارزه با باطل و جهل و فساد، آماده و مصمم مى‌كند و او را با اين فلسفه مهم تاريخ، درضمن اصطلاحات دينى و قرآنى كه كامل‌تر و صحيح‌تر از هر منطق ديگر بازگو كرده است، آشنا مى‌نمايد.

 


[1]. اعراف، 128.

[2]. اعراف، 137.

[3]. انبياء، 18.

[4]. صف، 8.

[5]. انبياء، 105.

[6]. قصص، 5.

[7]. قصص، 5.

[8]. نهج‌البلاغه، حکمت 209 (ج4، ص47)؛ سيدرضی، خصائص‌الائمه، ص70؛ طبرسی، مجمع‌البيان، ج7، ص414.

[9]. رعد، 43. «و کسی که علم کتاب (و آگاهی بر قرآن) نزد اوست».

[10]. قصص، 4ـ6.

[11]. از عالی‌ترين بيانات راجع به اين سنّت و وعده الهی و فلسفه تاريخ، بيانات حضرت زينب(س) است كه در خطبه تاريخی و بی‌نظير، در مجلس يزيد انشا فرمود.

در اين مجلس كه با برنامه و تشريفات بسيار جبارانه و مستكبرانه ترتيب يافته و وحشت و رعب آن، دل افراد عادى را می‌لرزاند و توانايی سخن گفتن را از آنها می‌گرفت، ابراز مخالفت و توبيخ و سرزنش و تحقير يزيد و اعلان رسمى محكوميّت و انقراض حكومت او كه خطر اعدام فورى داشت، از جانب يك بانوى اسير و داغ‌ديده و مصيبت‌ديده، از معجزات بود.

چنان‌كه آن بلاغت و از قرآن مجيد الهام‌گرفتن، سنجيده و به سامان‌گفتن، يزيد و چاپلوسان دربارى و مزدوران خودفروخته دستگاه را تحت‌تأثير قراردادن، كرامت و حقّانيت اسلام و اهل‌بيت(علیهم السلام) را اثبات‌نمودن، ستمگران و مستبدان را حقير و پست‌شمردن، آن پيشگويی‌ها و خبر از آينده دادن و متلاشی‌شدن نظام يزيدى گفتن كه هر جامعه‌شناس و روان‌شناس را مات و متحير می‌سازد، از معجزات است.

اگر كسی در اين اعجاز ترديد دارد، به او پيشنهاد می‌كنيم و از تمام بلغا و سخنوران ماهر می‌خواهيم كه از اين خطبة تاريخى و سخنان عقيله قريش، خطبه‌ای كوبنده‌تر، قاطع‌تر، محكوم‌كننده‌تر و مناسب‌تر با آن مجلس و موقف انشا نمايند.

الحق اين خطبه از نشانه‌های درخشان جلالت، حقيقت، فضيلت و عظمت اهل‌بيت رسالت است، و از خدا می‌خواهم كه شرحی بر اين خطبه بنگارم و به افتخار خدمتی به آن حضرت سرافراز گردم.

در اين خطبه، زينب(س) قانون و سنّت و وعده تخلف‌ناپذير الهی (و به‌اصطلاح بعضى، فلسفة تاريخ) را مطرح ساخته و هنگامى كه به‌حسب ظاهر همه‌چيز تمام شده و بسيارى مأيوس و نااميد و تسليم وضع حاكم می‌شوند و يزيد بر اوضاع مسلط گرديده و در نهايت استبداد و استعباد سلطنت مى‌نمايد، او طرف‌داران حقّ و حزب حقّ و شيعيان اهل‌بيت را از يأس و نااميدی نجات می‌دهد و اهل‌بيت و هدف‌ها و مقاصدشان را فاتح و پيروز، و بنی‌اميه و حزب استعبادگر را مغلوب و شكست‌خورده معرفی می‌فرمايد و چنين اعلام می‌كند كه: از كرامت اهل حقّ چيزى كم نشد و بر اهل باطل چيزى افزوده نگشت و هرچه يزيد كوشش و تلاش كند و اهل حقّ را بكشد و از ميان بردارد و بر كيد و كينه و ستمگرى انقلاب اسلام جلوگيرى نمايد و نور خدا را خاموش سازد، هيچ ثمره‌اى ندارد.

آرى، زينب(س) به آينده درخشان اسلام و اهل‌بيت(علیهم السلام) و آثار نجات‌بخش انقلاب برادرش حسين(ع) صددرصد اطمينان داشت و مى‌دانست راهى را كه برادرش رفته است، راه خدا، راه حقّ و راه تاريخ است.

در كربلا روز يازدهم محرم، در آن هنگامى كه او را به اسارت عازم كوفه كرده بودند و بدن‌های پاك شهداى راه حقّ روى زمين افتاده بود، همين خبر را مى‌داد و آينده را مى‌ديد.

در مجلس يزيد نيز با همين منطق محكم، مجلس را قبضه كرد و يزيد را چنان كوبيد و در آن دادگاه تاريخ، چنان محكوم كرد كه يزيد نتوانست يك كلمه از خود دفاع نمايد، يا آنكه غيظ و خشم خود را با تصميم جنايت ديگر فرو بنشاند.

اينك قسمتى از خطبه را كه خطاب به يزيد است بخوانيد و در معنای انتظار تأمّل فرماييد:

«ثُمَّ كِدْ كَيْدَكَ وَاجْهَدْ جُهْدَكَ! فَوَاللهِ الَّذِي شَرَّفَنا بِالْوَحْيِ وَالْكِتابِ وَالنُّبُوَّةِ وَالاِْنْتِخابِ، لا تُدْرِكُ أَمَدَنا وَلا تَبْلغُ غايَتَنا وَلا تَمْحُو ذِكْرَنا وَلا يُرَحَّضُ عَنْكَ عارُنا»؛ پس تمام مكر و حيله‌ات را به‌كار گير و تمام كوششت را انجام ده! قسم به خدايى كه ما را به وحى و كتاب و نبوّت و انتخاب مشرّف نمود، هرگز نمى‌توانى عمق و نهايت ما را درك كنى و ذكر و ياد ما را محو نمايى، و آن عارى كه بر ما وارد نمودى، از تو زدوده نخواهد شد». طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص37؛ مجلسی، بحارالانوار، ج45، ص160؛ بحرانی اصفهانی، عوالم‌العلوم، ص405 ـ 406.

و شخص امام(ع) نيز درضمن جريان نهضت كربلا به اين قاعده الهى و قانون تاريخ، مكرر تصريح فرمود كه شرح و تفصيل آن از حدود اين مقاله مختصر خارج است.

[12]. فاطر، 43.

نويسنده: