وریز وجوهات
  ابوالقاسم عبدالعظيم بن عبدالله بن علي بن الحسن بن زيد بن السبط الاكبر الامام ابي محمد الحسن المجتبي عليه‌الصلوة و السلام یكي از اعاظم ذرّيه‌ی رسول و فرزندان مرتضي و بتول صلوات الله عليهم‌ اجمعين و از شخصيت‎ها و معاريف علماي اهل‎بيت و...
جمعه: 23/آذر/1397 (الجمعة: 5/ربيع الثاني/1440)

4

چه نيازى به رهبرى و نظام امامت و ولايت است؟

پاسخ: امّا اصل نياز جامعه به رهبرى و مديريت، يك امر بديهى است، چون هيچ جامعه‌اى بدون رهبر، هيچ كاروانى بدون كاروان‌سالار و هيچ لشكرى بدون فرمانده، بقا و دوام نخواهد يافت. نظام همه امور، در گرو وجود مديريت صحيح است، لذا هر جمعيتى وقتى بخواهند تشكيل شوند، در بين خود رئيس و رهبرى را انتخاب مى‌نمايند. و اين مسئله عملاً مورد اتفاق همه ملل بوده و هست، اگرچه در نوع و شكل آن و فردى يا گروهى بودن آن، تفاوت‌ها و نظرات مختلف دارند.

و امّا خصوص نظام امامت و ولايت، پس نياز به آن براى آن است كه نظامات ديگر، هيچ‌يك مقاصدى را كه بشر از يك نظام سالم و عدل انتظار دارد، برآورده نمى‌كنند و در هيچ‌يك از آنها، اصل حكومت اصلح و افضل، و اصل نفى استضعاف و عدم تجاوز به

 

حقوق ديگران، مراعات نمى‌شود. نظاماتى كه در طرف افراط‌وتفريط قرار دارند يا فقط جنبه حيوانى بشر را ملاحظه مى‌نمايند و حكومت و سازمان‌هاى آن، مانند يك مؤسسه دامدارى مدرن، برآورنده نيازهاى حيوانى بشر مى‌باشند كه اگر راست بگويند و به اين مقدار تعهد خود عمل كنند (با اينكه عمل نمى‌كنند) در برابر كار و زحمت و فرمان‌برى انسان‌ها در كارخانه و سازمان‌هاى كشاورزى، خوراك و پوشاك و قرارگاهى به آنها مى‌دهند، يا چنان او را آزاد مى‌سازند كه به ‌اسم آزادى، هر عمل ضدّشرف و انسانيت را مرتكب شود و براى ثروت‌اندوزى از هر جنايت و خيانت روى نگرداند. اين حكومت‌ها دنيا را سرگردان و بشر را از زندگى نااميد و در امواج نگرانى‌ها و خطرات و ناآرامى غرق ساخته است كه محصول آن تمدن منهاى انسانيت كنونى است.

امروزه با اين تحولات بزرگى كه پس از گذشت چهارده قرن از ظهور اسلام در دنيا واقع شده و مكتب‌هاى سياسى و اجتماعى گوناگون كه عرضه شده، نواقص و معايب اين نظام‌ها بيشتر ظاهر شده و معلوم گرديده است كه اينها دردهاى واقعى بشر را درمان نخواهند كرد و يگانه وسيله رفع اين ناآرامى‌ها و دلهره‌ها و تبعيضات، رفتن به پناه نظام الهى است. بنابراين حاجت به اين نظام هر روز محسوس‌تر

 

مى‌شود و ناكامى‌ها و بى‌عدالتى‌ها با اين نظام در حدى كه ممكن است پايان مى‌پذيرد.

يقيناً بشر پس از اينكه از اين نظامات مأيوس شده و همه را آزمايش كرد، به‌سوى نظام امامت روى خواهد آورد، نظامى كه نمونه آن، حكومت متواضع على و روش على، و زندگى حقّ‌پرستانه على و عدالت و تقواى على، سربازى على، صراحت لهجه و شجاعت على، كار و كوشش على، پايدارى و فداكارى على(ع)  است.

نظامى كه شرط رهبرى آن، عصمت و صلاحيتى است كه هركس از جانب خدا و پيغمبر، به رهبرى آن منصوب شد، واجد اين صلاحيت است و بدون معرفى خدا و پيغمبر، كشف و تشخيص آن با وسايل ديگر قابل اعتماد نبوده؛ بلكه اكثراً خلاف واقع مى‌شود.

 

نويسنده: