وریز وجوهات
دسته بزرگ عزای فاطمی علیهاالسلام السّلام علیک أیّتها الصّدیقة ‌الشّهیدة به‌مناسبت ایّام شهادت مظلومانه حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها، مراسم عزاداری با حضور علماء، فضلا، هیئات مذهبی و شیفتگان خاندان عصمت و طهارت علیهم‌السلام در دفتر...
سه شنبه: 1/اسف/1396 (الثلاثاء: 4/جمادى الآخر/1439)

حكومت انتخابى

حكومت انتخابى نيز به‌گونه ديگر، مفاسد و معايبش كمتر از رژيم‌هاى استبدادى و پادشاهى نيست. اين رژيم بر اساس پذيرش اعتبار اكثريت آرا از سوى همه، نظامى است كه مانع از استبداد فردى شمرده شده است و به‌اصطلاح، حكومت مردم بر مردم است و مبنايش اصالت خود انسان و جدابودن سياست از روحانيت و دين از دنياست، در مقابل نظام اسلام و امامت كه مبنايش اصالت حكومت «الله» و جدانبودن روحانيت از سياست و دين از دنيا و قانون از وحى خداست. اساس اين نظام اين است كه: «دين» قانون عقيده، سياست، حكومت و نظام، اخلاق، اقتصاد و برنامه‌هاى روح و جسم و فرد و اجتماع است.

بنابراين نظام دموكراسى و انتخابى، به آن معناى مطلقى كه در غرب دارد و به قوة مقننه و قضائيه و مجريه تقسيم مى‌شود و هيچ شرطى ندارد، ازنظر اسلام قابل‌قبول نيست.

البته پس از آنكه مسئله خلافت پيغمبر(ص)  به آن شكل در سقيفه

 

بنى‌ساعده، از مسير تعيين‌شدة الهى خارج شد و خواستند به آن صورت مشروع بدهند، مدعى شدند كه بر اساس اجماع امت انجام گرفت و اجماع امّت حجت و معتبر است، ادعايى كه نه واقعيت داشت و نه با اين نظام دموكراسى و اكثريت مطابقت دارد.

اجماع اگر اعتبار داشته باشد، اجماع تمام امّت يا اهل‌حلّ‌و‌عقد است و در حصول آن شرط است كه همه اجماع داشته و متفق باشند و اين غير از اكثريت است كه نظام دموكراسى بر آن متّكى است. به‌علاوه در موضوع خلافت ابو‌بكر اجماعى حاصل نشد، مضافاً بر اينكه خود او هم اين نظام را عملاً رد كرد و به نظام انتصابى بشرى كه مجوز شرعى نداشت، رو آورد و عمر را وليعهد و جانشين خود ساخت.[1] بعد از او هم، عمر شوراى شش نفرى را تشكيل داد و از زمان حكومت معاويه به بعد، رسماً نظام پادشاهى و سلطنتى برقرار شد.

بنابراين دموكراسى باتوجّه‌به ماهيت و معايب آن، اصالت اسلامى ندارد و اگر در بعضی كلمات ديده مى‌شود كه بر شورا يا بيعت استدلال شده، با ملاحظه بيانات ديگر كه در آنها به‌صراحت اين مبدأ

 

رد شده است، به‌طور مماشات و جدل و براى اقناع و اثبات حقانيت، حتى طبق رأى و عقيده طرف است و الّا در اسلام غير از نظام امامت، نظام ديگرى مطرح نيست كه امتداد زمامدارى و ولايت پيغمبر’ است و همان گونه كه در حيات پيغمبر غير از زمامدارى آن حضرت، نظام ديگرى قابل طرح نبود، بعد از پيغمبر نيز همان نظام و همان ولايت ادامه مى‌يابد.

 

[1]. ابن‌قتيبه دينوری، الامامة و السياسة، ج1، ص35؛ در اينجا با اينكه او بيمار بود، كسی مانع از وصيت او نشد و «حسبنا كتاب الله» نگفت؛ بلكه پيش از آنكه بگويد، چون بي‌هوش بود، عثمان از پيش خود اسم عمر را نوشت و من نمی‌دانم ابوبكر به هوش آمد يا نه. آنها می‌گويند به هوش آمد، عثمان گفت: من عمر را نوشتم او هم تصديق كرد. طبری، تاريخ، ج2، ص617 ـ 619؛ ابن‌اثير جزری، الکامل فی ‌التاريخ، ج2، ص425.

نويسنده: