وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم قال الإمام الصادق عليه السلام: «مَن قَال فينا بَيتَ شعر بَني اللهُ له بَيتاً في الجنة» السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِيعُ للهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْحَسَنِ وَ...
پنجشنبه: 24/آبا/1397 (الخميس: 6/ربيع الأول/1440)

حاكميت ملّى

 امّا مسئله حاكميت ملّى، اگر مقصود اين باشد كه غير از خدا هيچ‌ملّتى به‌عنوان يك ملّت برتر يا پيشرفته‌تر و هيچ نظام و ابرقدرتى بر ملّت ديگر حاكميت ندارد، بديهى است كه اين يك اصل انسانى و اسلامى است؛ هرچند در اين دنياى به‌اصطلاح متمدن، بااينكه همه از احترام به حاكميت ملّت‌ها، گوش‌ها را پر كرده‌اند، اصل حاكميت ملّى مورد اعتنا نيست و ابرقدرت‌هاى شرق و غرب دست ستم و تجاوزشان، هميشه به‌سوى ملّت‌هاى ضعيف دراز است. به‌ هر صورت اين حاكميت اسلام است و نقض آن، نقض قانون خدا و نقض كرامت و حقوق انسان، و سوءاستفاده از قدرت است. در قرآن مجيد با شديدترين تهديد، اين گردنكشى‌ها و برترى‌جويى‌ها ـ چه فردى و چه جمعى باشد ـ محكوم شده است.

 

و اگر حاكميت ملّى به اين معنا باشد كه هر ملّت و هر جمعيت حقّ دارد هر نوع نظام و قانون را براى خود انتخاب نمايد، چنان‌كه هر فردى مى‌تواند نسبت به مال و جان خود و هرچه به او تعلق دارد، هر عملى را انجام دهد، اين نيز اصالت ندارد و اسلامى نيست، و فرد و ملّت هيچ‌كدام اين حاكميت مطلق را ندارند؛ علاوه‌برآنكه اين قانون و حاكميت عملى نيست؛ زيرا حدود آن مشخص نيست. جامعه و ملّت بر اهل يك زبان، يك نژاد، يك منطقه، يك شهر و يك روستا هم اطلاق مى‌شود، درحالى‌كه در هيچ‌كجاى دنيا، چنين حقّ حاكميت را قائل نيستند و به‌عنوان تجزيه‌طلبى آن را مى‌كوبند.

و اگر از حاكميت ملّى، مقصود اين باشد كه مردم در حدود اختيارات شرعى و قوانين امر به معروف و نهى از منكر و وجوب اعانت مظلوم و اين‌گونه برنامه‌ها، مى‌توانند و حق دارند امور را تحت‌نظر داشته باشند و تذكّر بدهند و بخواهند كه به قوانين عمل شود و حق دارند؛ بلكه بر آنها واجب است كه تسليم خودسرى‌هاى زمامداران و متصديان امور نشوند و دستورات خلاف قانون خارج از حدود وظايف آنها را اطاعت ننمايند، اين حاكميت براى ملّت مسلمان و براى هر فرد انسانى در نظام اسلام ثابت است، و در اعمال آن، تشكيل شورا و هم‌پيمان شدن و همكارى در حدودى كه اعمال اين حاكميت به آن محتاج است، لازم است و بقا و ترقّى و سعادت و آزادى و حفظ حقوق هر جامعه‌اى بسته به اعمال اين حاكميت است.

 

نويسنده: