وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم قال الإمام الصادق عليه السلام: «مَن قَال فينا بَيتَ شعر بَني اللهُ له بَيتاً في الجنة» السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِيعُ للهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْحَسَنِ وَ...
چهارشنبه: 23/آبا/1397 (الأربعاء: 5/ربيع الأول/1440)

تذكّر و رفع اشتباه

مفهوم اين ويژگى‌هاى جامه اسلامى و سيره پیامبر و ائمه طاهرين(علیهم السلام)    اين نيست كه نباید از نعمت‌هاى الهى و جمال حيات دنيا كه جلوه‌هاى آن بسيار است و بى‌شمار و بر جمال خداوند جمال‌آفرين دلالت دارند، بهره گرفت، يا به‌كار، فعاليت، سعى، عمل، توليد، زراعت، صناعت و علومى كه جامعه به آن نيازمند است، نپرداخت و غرايز و استعدادها را حبس و ضايع و معطل نمود و گوشه‌گيرى و كم‌كارى پيشه كرد. اين افكار، افكارى است كه اسلام با آن به ضديّت برخاسته و با تعاليم آن سازش ندارد.

در قرآن مجيد مى‌فرمايد:

(قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّٰهِ الَّتِى أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ)؛[1]

 

«بگو اى پيامبر! چه كسى زينت‌هاى خداوند را كه براى بندگانش آفريد و روزى‌هاى پاك را حرام كرده است؟!».

و نيز مى‌فرمايد:

(يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَاعْمَلُوا صالِحاً)؛[2]

«اى رسولان ما! از غذاهاى پاكيزه و حلال تناول كنيد و عمل صالح انجام دهيد».

همچنين كار و زحمت و انواع مشاغل حلال براى توسعه بر عائله و بى‌نيازى از ديگران و هدف‌هاى عالى‌تر، مثل رسيدن جامعه مسلمان به خودكفايى و رفع وابستگى اقتصادى به كفّار نه تنها ممنوع نيست؛ بلكه از عبادات و طاعات بزرگ است.

خداى تعالى در قرآن مجيد مى‌فرمايد:

(وَللِّٰهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ)؛[3]

«عزّت مخصوص خداوند و پيامبرش و مؤمنين است».

بديهى است، يكى از موجبات مهم عزّت و حفظ شرافت، استقلال اقتصادى و خودكفايى در همه جهات زندگى است؛ چنان‌كه از عوامل

 

مهم ذلّت، فقر و احتياج به بيگانه است و بايد هر مسلمانى براى مبارزه با اين ذلّت و حفظ آن عزّت، هرچه در امكان دارد تلاش نمايد.

حرص، فخر به مال، تجمّل‌گرايى و حبّ دنيا، كه سرّ هر گناه است، غير از كار و عمل و به تعطيل نكشاندن قوا و استعداد است؛ و به‌عبارت‌ديگر، دنيا را براى دنيا، براى تكاثر و استكبار و استعلا به هر شكل و صورت خواستن، مذموم و ضد ارزش‌هاى والاى انسانى است؛ امّا دنياخواهى براى مقاصد صحيح و هدف‌هاى مشروع، و خودكفايى شخصى و عمومى، ممدوح و پسنديده است.

از زهد، قناعت، توكّل، دعا، زيارت و عزادارى سيدالشهدا(علیه­السلام)   و انتظار ظهور و فرج و ثواب بسيارى از دعاها و اعمال نيك و آثار توبه و ساير اين‌گونه اصطلاحات و اعمال مذهبى برداشت‌هاى نادرستى مى‌شود؛ و برخی به‌اصطلاح روشنفكر، آنها را به مذهبى‌ها نسبت مى‌دهند، هيچ‌وقت در بين نبوده و سبب ايستايى جامعه و ركون و ركود و غرور نگشته و عرف اجتماع مذهبى همه را در جاى خود شناخته است و اگر هم افرادى ديده شوند كه اين اصطلاحات را به مفهوم واقعى آنها نشناخته باشند، معدودند و روى برداشت آنها نمى‌توان داورى كرد، اينها همه در نظام تربيتى اسلام جايگاه ويژه و مفهوم خاص خود را دارند.

هدف اسلام ساختن انسان الهى است، نه انسان مال و نه انسان مقام

 

و نه انسان ماشين و تكنولوژى و ساير مظاهر مادّى؛ هدف انسانى است كه همه اينها را به‌طور صحيح و مشروع به خدمت كمال انسانى خود بگيرد كه همه مظاهر زندگى، حتى جنگ او وجهه الهى داشته باشد؛

«لِتَكُونَ كَلِمَةُ‌الله هِيَ الْعُلْيا وَكَلِمَةُ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى».[4]

امّا تجمّل‌گرايى همان است كه هركس مى‌تواند نظاير آن را در خانه‌هاى شمال بعضى شهرها و تزئينات ظاهر و داخل آنها ببيند.

حاصل سخن اين است كه، راه‌ها مشخص است و عرف مسلمان معناى لفظ زهد، قناعت، حرص، تكاثر، تجمل، اسراف، تبذير و موارد ديگر را تشخيص مى‌دهد و از مظاهر زندگى و خانه و ماشين و لباس و مهمانى و عزا و عروسى اشخاص، آن را كه حاصل تربيت اسلامى و محبوب خداست، يا به آن شباهت بيشتر دارد، و آن را كه به تربيت غيراسلامى و قارون‌مآبى و طاغوت‌گرايى شبيه است، مى‌شناسد؛ و كار و عمل و تلاش و توليد و صنعت و اختراع و كسب‌هاى مشروع را با تكاثرهاى قارونى و تشريفات طاغوتى اشتباه نمى‌كند.

البته بايد پيرامون تمام اين مفاهيم و جنود عقل و جهل و تعليمات قولى و عملى پيامبر اكرم و ائمه طاهرين(علیهم السلام)   و مواضع آنها در مقامات و مواجهه با جريان‌ها و جوّهاى مختلف، هميشه تعليم‌وتعلّم ادامه

 

داشته باشد و مكتب آموختن از آن بزرگواران باز و مفتوح باشد و ما در اينجا از اطاله بحث بيش از اين معذوريم.

 

 

[1]. اعراف، 32.

[2]. مؤمنون، 51.

[3]. منافقون، 8.

[4]. اشاره به آیه 40 سوره توبه؛ «تا سخن خدا بلند آوازه و سخن کافران پست و پایین باشد».

نويسنده: 
کليد واژه: