وریز وجوهات
- مراسم عزاداری حضرت سید الشهدا علیه‌السلام همانند سال‌های گذشته و با شکوه‌تر برگزار خواهد شد. - وظیفه مبلّغان حوزه علمیه در ترویج مکارم اخلاق در بین مردم بسیار سنگین و مهم است. - احیای امر به معروف و نهی از منکر، زمینه‌ساز رفع نواقص جامعه است...
سه شنبه: 3/مهر/1397 (الثلاثاء: 14/محرم/1440)

8قسط و عدل جهانى

بارزترين ويژگى‌هاى آن جامعه موعود و دولت كريمه، گسترش جهانى قسط و عدل است كه در بيش از يك‌‌صد خبر با تعابیر مختلف به آن تصريح شده است. ازجمله در بعض روايات با این تعبیر:

«يَمْلَأُها قِسْطاً وَعَدْلا كَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً»؛[1]

«خداوند زمین را با عدل و داد پرمی‌کند، آن‌گونه که با جور و ستم و بیداد پرشده باشد».

 

در بعضی با این تعبیر:

«يَمْلَأُ اللهُ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلا كَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً»؛[2]

«خدا به‌وسیلة او زمین را پر از عدل و داد کند همان‌گونه که با ظلم و بیداد پرشده باشد».

 

و در رواياتى نیز به اين تعبیر رسيده است:

«بَعْدَ ما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً»؛ [3]

«بعد از آنکه با جور و ظلم پرشده باشد».

و در بعضی ديگر به تقديم ظلم بر جور.[4]

اين الفاظ مشهور و معروف است و علما و محدثان شيعه و سنى در ضمن کتب، احاديث بسيار روايت كرده‌اند و يكى از احاديث كه مانند ديگر احاديثى كه به آن اشاره شد، مشهور نيست؛ امّا جالب و شايان توجّه، اين عبارت است:

«يَمْلَاُ اللهُ بِهِ الْأَرْضَ نُوراً بَعْدَ ظُلْمَتِها وَعَدْلاً بَعْدَ جَوْرِها وَعِلْماً بَعْدَ جَهْلِها»[5]

«خدا زمين را به‌وسيلة حضرت مهدى(عج) پر از نور و روشنايى مى‌كند بعد از تاريكى و ظلمت آن، و پر از عدل مى‌كند بعد از جور و ستم، و پر از علم و دانايى مى‌كند بعد از جهل و نادانى».

البته روشن است كه مقصود از تاريكى و ظلمتى كه در اين حديث، به آن اشاره شده است، تاريكى ظاهرى كه در اثر غروب آفتاب يا

 

خاموشى‌هاى برق پيدا مى‌شود، نيست؛ بلكه مقصود تاريكى‌هايى است كه در آن روزگار در اثر دورى از معارف حقّه و نداشتن بينش صحيح و گم‌كردن راه ارتباط با خدا، جامعه به آن مبتلا مى‌شود.

چنان‌كه مقصود از نور هم نور حسّى نيست؛ بلكه نور معرفت خدا و پيغمبر و امام و درك حقايق و نور عقل و فطرت و وجدان است.

و همچنين مراد از جهل، جهل به علوم متعارفه و مبادى تمدن مادى و تكنولوژى نيست؛ بلكه مراد همين جهلى است كه امروز بر دنياى علم و صنعت مستولى شده و روز‌به‌روز روبه‌افزايش است.

و مراد از علوم، علوم حقيقی و دانايى‌ها و دانش‌هايى است كه به انسان كمال مى‌بخشد و او را از ظاهر اين عالم به باطن آن مى‌رساند و سبب خوف و خشيت از خداوند متعال مى‌گردد.

همانا واقعيت امر اين است كه، از ميان بندگان خداوند، تنها اهل علم و معرفت، او را عبادت مى‌كنند، چنان‌كه در قرآن مجيد مى‌فرمايد:

(إِنَّما يَخْشَى اللّٰهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَمآءُ)؛[6]

«از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او می‌ترسند».

عدل و قسط از امورى است كه همه افراد بشر به برقرار نمودن آن اظهار علاقه و ميل مى‌نمايند و بالفطره مى‌خواهند همگان عادل باشند و به حكم وجدان خود نمى‌توانند حسن عدل و فضل شخص عادل را

 

انكار كنند و اگر به زبان هم انكار كنند، در پيشگاه وجدان به فضيلت آن اعتراف دارند.

هدف از فرستادن پيامبران و نزول كتاب‌هاى آسمانى و قوانين و موازين محكم الهى برپايى امور مردم به قسط است، برحسب اين آيه شريفه:

(لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَأَنزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ)؛[7]

«ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حق از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند».

عدل و قسط؛ خواه آنها را مانند دو كلمه مترادف داراى مفهوم واحد بدانيم چنان‌كه بعضى از مفسرين و اهل‌لغت گفته‌اند و قسط را ـ مخصوصاً در مواردى كه به‌تنهايى استعمال شده است ـ به عدل معنا كرده‌اند، چنان‌كه ظاهر آن هم همين معناست؛ و خواه براى آنها ـ خصوصاً در مواردى كه باهم در كلامى آورده شده باشند ـ معناى مشابه و مرتبط به‌هم درنظر بگيريم؛ هم شامل اعتدال و تناسب در سهام و حقوق و نظامات مالى و اقتصادى و اجتماعى است، و هم شامل عمل به اين حقوق و مقررات و تخطى نكردن از آنها، و هم

 

شامل حكم به اين نظامات است؛ بنابراين، حاكم عادل آن كسى است كه نظاماتى را اجرا مى‌نمايد كه بر اساس قسط و اعتدال و تناسب مقرر شده باشد.

امّا اگر قانون، ضعيف و ناقص تدوين شده باشد؛ مثل قوانين بشرى، به كسى كه آن قانون را اجرا مى‌نمايد، عادل اطلاق نمى‌شود. عدل حاكم بدون عدل قانون مفهوم پيدا نخواهد كرد، همان‌طورى‌كه عدل قانون نيز بدون عدل مجرى مثمرثمر نخواهد شد.

انزال كتاب و ميزان در آيه شريفه، اشاره به قوانين كافى و جامعى است كه بر انبيا نازل شده و در هر جهت حقوق و مقرراتى كه بيان نموده‌اند، براساس قسط است.

در دين اسلام چنان نيست كه كسى بتواند بگويد: جايى كه دل راضى است، قسط ناخشنود است ـ هرچند قسط را به معناى تعادل در نصيب و سهم بگيريم ـ زيرا قوانين اسلام كه به عقيده هر مسلمانى كامل و جهانى است، عدل در سهام و حقوق را رعايت كرده است، هرچند در بعضی موارد نكته آن بر ما يا عده‌اى معلوم نباشد؛ بنابراين هر حاكمى كه احكام اسلام را اجرا نمايد و هركسى حكم برطبق موازين اسلامى بدهد، حكمش به عدل است، هم از اين جهت كه، برطبق آن موازينى حكم كرده كه مطابق با قسط و عدل بوده؛ و هم از اين جهت كه خودش در اين حكم از قانون خدا منحرف نشده است.

 

و خلاصه كلام اين است كه، عدل و قسطى كه حضرت ولى عصر، صاحب‌الزمان(عج) جهان را از آن پر مى‌نمايند، معلول اجراى كامل احكام اسلام است كه يگانه راه رسيدن به عدالت اجتماعى صحيح است و با اجراى آن، اين مظاهر زرق‌وبرق و بى‌كنترل مترفين و مرفهين از ميان مى‌رود و خصوصاً امكانات دولتى بيت‌المال همه در اختيار نيازمندان قرار مى‌گيرد.

 

 

 

[1] . مغربی، شرح‌الاخبار، ج3، ص391؛ صدوق، کمال‌الدین، ص280، 383؛مجلسی، بحارالانوار، ج24، ص239.

[2] . صدوق، کمال‌الدین، ص288، 426؛ فتال نیشابوری، روضةالواعظین، ص258؛ مجلسی، بحارالانوار، ج38، ص126.

[3] . قندوزی، ینابیع‌الموده، ج1، ص241.

[4] . صدوق، الخصال، ص396؛ همو، معانی‌الاخبار، ص124؛ نعمانی، الغیبه، ص69؛ طوسی، الغیبه، ص46؛ ابن‌طاووس، الطرائف، ص177.

[5]. صدوق، کمال‌الدین، ص260؛ طبرسی، اعلام‌الوری، ج2، ص 185؛ مجلسی، بحارالانوار، ج36، ص253؛ صافی گلپایگانی، منتخب‌الاثر، ص92، فصل1، باب7، حدیث24.

[6]. فاطر، 28.

[7]. حديد، 25.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: