وریز وجوهات
بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحيمِ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا کُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللّهُ و الصَّلاة وَالسَّلام عَلی اَشرَفِ الاَنبياءِ وَالمُرسَلين وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ المَعصُومينَ سِيَّمَا بَقِيَّةَ...
جمعه: 30/شهر/1397 (الجمعة: 10/محرم/1440)

3. آگاهي عمومي از فرجام قيام

نيت و انگيزة ياران و همراهان يك نهضت تأثير بسزايي در جهت‌گيري حركتي و اهداف آن نهضت دارد. اگر همراهان يك قيام با انگيزه‌هاي مادي به همراهي با يك حركت انقلابي برخاسته باشند قطعاً فرجام نيك اين حركت براي آنان اهميت بسيار دارد.

چنين انسان‌هايي براي رسيدن به مطامع و منافع خويش، جوانب امر را سنجيده و هرجا كه منافع آنها با اين قيام در تضاد باشد، پاي نمي‌گذارند. اما اگر انگيزة قيام، انگيزه‌اي الهي باشد ابزار سنجش حركت آدمي حق‌گرايي و حقيقت‌محوري خواهد بود. در اين صورت فرجام نيك و يا بد نهضت براي آنها اهميت نخواهد داشت. در قاموس نگاه معرفتي آنان اصل بر نتيجه­محوري نيست بلكه تكليف‌محوري اصالت دارد.

به نقل متواتر ثابت است، رسول اعظم(ص)  وحضرت­ مام علي(علیه السلام) ‏ از شهادت سيدالشهدا‏(علیه السلام)  خبرها دادند، و اين اخبار در معتبرترين كتاب‌هاي تاريخي و حديثي ضبط گرديده است. صحابه،

 

همسران، خويشاوندان و نزديكان پيغمبر(ص)  اين اخبار را بی‌واسطه و يا باواسطه شنيده بودند. چون حسين‏(علیه السلام) ‏ عازم هجرت از مدينه طيبه به مكه معظمه شد، و هنگامي كه در مكه تصميم به سفر عراق گرفت، اعيان و رجال اسلام در بيم و تشويش افتاده و سخت نگران شدند. آنان بر­طبق اخبار پيغمبر(ص)  يقين داشتند كه شهادت در انتظار حسين‏(علیه السلام) ‏ است و از­طرف ديگر با اوضاع روز و استيلاي بني‏اميه بر جهان اسلام، كمترين احتمال در مورد پيروزي ظاهري اباعبدالله(علیه السلام)  را انتظار داشتند. ايمان مردم به حقيقت آن حضرت و محبوبيتي كه ايشان در قلوب همه داشت، توقع مي‌رفت كه جمعيت و سپاه سيدالشهدا(علیه السلام)  خيلي بيش از اينها باشد.

اما كساني مانند عبيدالله حر جُعفي از ميدان قيام و جهاد كنار ‏رفتند؛ چون اين اشخاص جوّ سياسي روز را مي‌شناختند و مي‏دانستند راه همراهي با حسين(علیه السلام)  به كجا منتهي خواهد شد. اينان، همت آنكه مانند زُهير از سرِ مال و جاه و جان بگذرند و در راه خدا به ياري پسر پيغمبر بشتابند، نداشتند؛ از­طرفي وجدانشان هم اجازه نمي‏داد كه با حزب اموي همكار شوند و با پسر پيغمبر كه حامي دين و طرف‌دار حق بود به ستيز برخيزند؛ پس كناره‌گيري اختيار نمودند و از سعادت شهادت و ياري امام وقت، محروم شدند.   

 

نويسنده: