وریز وجوهات
بسمه تعالی ضمن ارزوی قبولی طاعات و عبادات کلیه‌ی مؤمنین خداجوی به اطلاع می‌رساند که رؤیت حلول ماه شوال در شامگاه پنجشنبه 24 خرداد بر حضرت ایت الله العظمی صافی گلپایگانی مد ظله العالی ثابت گردید و جمعه 25 خرداد 1397 عید سعید فطر و برابر با اول...
شنبه: 2/تير/1397 (السبت: 9/شوال/1439)

خطاب حسين(علیه السلام)  به ياران

وقتي به زمين كربلا رسيد محل شهادت و مقتل خود را به آنها نشان داد. هنگامي كه به منزل زباله رسيد اصحاب را از شهادت مسلم و عبدالله بن يقطر، آگاهي داد، و فرمود:

«قَدْ خَذَلَنا شيعَتُنا فَمَنْ أَحَبَّ مِنْكُمُ الْإِنْصِرافَ فَلْيَنْصَرِفْ لَيْسَ عَلَيْهِ مِنّا ذِمامٌ»؛

«شيعة ما، ما را واگذاشتند هر‌كس از شما دوست مي‏دارد باز‌گردد، بايد باز‌گردد كه ما را بر او بيعتي‌ نيست».

در اين وقت آن مردم از چپ و راست متفرق و پراكنده شدند و جز برگزيدگان و آزمودگان كسي باقي نماند.[1]

در شب عاشورا هنگامي كه آن مردان خدا به عبادت، ذكر، نماز، و دعا و تلاوت قرآن مشغول بودند آقايشان حسين‏(علیه السلام) ‏ در ميان جمع آنها آمد، و اين خطبه را خواند، فرمود:

«اُثْني عَلَی اللهِ أَحْسَنَ الثَناءِ، وَأَحْمَدُهُ عَلَی السَّرّاءِ، وَالضَرّاءِ. أَللّهُمَّ إِنِّي أَحْمَدُكَ عَلَی أَنْ أَكْرَمْتَنا بِالنُبُوَّةِ؛ وَعَلَّمْتَنَا الْقُرآنَ، وَفَقَّهْتَنا فِي الدّينِ، وَجَعَلْتَ لَنا أَسْماعاً، وَأبْصاراً، وَأَفْئِدَةً
 
فَاجْعَلْنا مِنَ الشّاكِرينَ،­ أَمّا بَعْدُ فَإِنِّي لا أَعْلَمُ أَصْحاباً أَوْفی، وَلا خَيْراً مِنْ أَصْحابي، وَلا أَهْلَ بَيْتٍ أَبَرَّ، وَلا أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَيْتي فَجَزاكُمُ اللهُ عَنّي خَيْراً (فَقَدْ أَبْرَرْتُمْ وَعاوَنْتُمْ) اَلا وَإِنَّهُ لَأَظُنُّ أَنَّ لَنا يَوْماً مِنْ هٰؤُلاءِ. أَلا وَإِنِّي قَدْ أَذِنْتُ لَكُمْ فَانْطَلِقُوا جَميعاً في حِلٍّ لَيْسَ عَلَيْكُمْ مِنّي ذِمامٌ، وَهذَا اللَّيْلُ قَدْ غَشِيكُمْ فَاتَّخِذُوهُ جَمَلاً، وَدَعُوني وَهؤُلاءِ الْقَوْمَ، فَإِنَّهُمْ لَيْسَ يُريدُونَ غَيْري»؛[2]

فرمود:

«خدا را به نيكوتر وجهي مدح و ثنا مي‏كنم، و او را در خوشي و ناخوشي حمد و سپاس مي‏كنم. خدايا! تو را حمد مي‏نمايم كه ما را به نبوت گرامي داشتي و به ما قرآن آموختي و فقه دين به ما بخشيدي و براي ما چشم و گوش و دل قرار دادي پس ما را از شكر‌گزاران قرار بده، (اما بعد) من اصحابي را با وفاتر و بهتر از اصحاب خود، و اهل­بيتي را نيكوتر و با­پيوندتر از اهل‌بيت خود نمي‏دانم، خدا شما را پاداش نيك دهد كه شرط نيكي و ياري را به‌جا آورديد ما را با اينان روزي سخت در پيش است. به شما اذن دادم كه همگي برويد، بيعت خود را از

 

شما باز‌گشودم، بر شما عهد و بيعتي نيست. اين تاريكي شب را مَركب خود قرار دهيد، و مرا با اين مردم بگذاريد؛ زيرا اينان جز من ديگر كسي را طلب نكنند».

در اينجا نيز برادران و برادرزادگان و اصحاب امام(علیه السلام) ‏ هر­يك به­نوبت برخاستند و شرط وفاداري به‌جا آوردند و سخناني گفتند كه تا جهان باقي است سرمشق اصفيا و اولياست.

سپس حسين(علیه السلام) ‏ آنها را در حال دعا و عبادت گذاشت و به خيمه بازگشت و مشغول رسيدگي به كارها و وصيت به امور مهم خود گرديد.[3]

چنانچه مي‏بينيم حسين‏(علیه السلام)  تا شب عاشورا همواره اصحاب و ياران خود را از پايان كار، آگاهي مي‏داد. روش سيد‌الشهدا(علیه السلام)  با جمع‌آوري عِدّه و عُدّه سازگاري نداشت. خطبه‌ها، نامه‌ها و گفت‌وگوهاي امام(علیه السلام)  با جمع­آوري سپاه و سرباز منافات داشت. هرگز از فتح و غنيمت و اعطای منصب و حكومت سخني به ‌ميان نمي‏آورد و به­جز امر خدا و تكليف شرعي و امتثال فرمان، باعث و محركي نداشت.

بنابراين بسيار خطاست اگر كسي قيام امام(علیه السلام) ‏ را تعليل به علل سياسي يا اختلافاتي كه بين بني‏هاشم و بني‏اميه بوده است بنمايد؛ هرچند آن اختلافات نيز بر اساس تباين اخلاقي و منافرات روحي و

 

 اختلاف فكر اين دو قبيله بود و از موجبات شدت دشمني يزيد، همان كينه‏هاي ديرينه او و فاميلش نسبت به بني‌هاشم و اخلاق زشتي بود كه در محيط فاسد تربيت بني‌اميّه كسب كرده بود.

ولي قيام حسين‏(علیه السلام) ‏ بالاتر از اين بود كه از آن اختلافات گذشته سرچشمه بگيرد. چنانچه بعثت پيغمبر‏(ص)  ارتباطي به اختلاف بني‌هاشم و بني‌اميّه نداشت، علت قيام حسين‏(علیه السلام)  نيز اين اختلاف نبود و يگانه كلمه‏اي كه مي‏توانيم در علت قيام آن حضرت بگوييم اين است كه نهضت حسين(علیه السلام) ‏ يك مأموريت الهي و فرمان‌پذيري واقعي بود كه با سياست و تصرف مسند حكومت و زمامداري و منافع دنيوي هيچ‌گونه ارتباطي نداشت.

دلايل و شواهد تاريخي و روايات فوق و بسياري از روايات و شواهد ديگر به اهل تدبر ثابت مي‌كند كه علت قيام حضرت، امر پروردگار بوده و اغراضي مانند منابع مادي، مصالح شخصي و... را در اين حركت نمي‌توان تصور كرد.

 


[1]. طبری، تاريخ، ج4،‌ ص300؛ ابن­اثير جزری،‌ الکامل فی التاريخ، ج4، ص43؛ ر.ک: ابن­صباغ مالکی، الفصول­المهمه، ج2، ص806 - 807؛ سماوی، ابصارالعين، ص48.

[2]. طبري، تاريخ، ج4، ص317؛ مفيد، الارشاد، ج2، ص91؛‌ طبرسی،‌ اعلام‌الوری، ج1، ص455؛ معتمدالدوله، قمقام زخار،‌ ص382؛ سماوی، ابصارالعين، ص9؛ محمدرضا، الحسن و الحسين سبطا رسول­الله، ص116 - 117.

[3].  معتمدالدوله، قمقام زخار، ص383؛ سماوی، ابصارالعين، ص9. الحق آن اصحاب با‌‌وفا به آنچه گفتند عمل كردند و روز عاشورا فداكاري و ثبات قدم و ايماني از خود نشان دادند كه دوست و دشمن از وفا و پايداري و استقامت و محبتشان به خاندان پيغمبر‏(ص)  متحير شدند.

نويسنده: