وریز وجوهات
  بسم الله الرحمن الرحیم قال الله تعالی: «وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَیّامِ الله» السَّلام علی مولانا صاحب العصر و الزّمان بقية الله ارواح العالمين له الفداء و علی آبائه الطّاهرين و علی شيعته، المتمسِّکين بأمره، الفائزين بولايته و المنتظرين لظهوره...
دوشنبه: 28/آبا/1397 (الاثنين: 10/ربيع الأول/1440)

تأثير مجاهدات مردان خدا

مردان خدا نيز براي هدف‌هاي عالي انساني و الهي خود، گاهي چنين مبارزاتي دارند و با­اينكه مي‏دانند دشمنان خدا خونشان را مي‏ريزند و سرشان را بالاي نيزه مي‏كنند ولي باز هم براي نجات اسلام و توحيد، پيكار و جهاد مي‏نمايند تا عكس‌العمل قيام آنها به‌تدريج مردم را بيدار، و مسير تاريخ را عوض نمايد.

حسين(علیه السلام) ‏ با وضعي كه پيش آمده بود و در شرايطي كه احكام قرآن و موجوديت اسلام را شديدترين خطرات تهديد مي‏كرد، آينده اسلام

 

تاريك و مبهم بود، بلكه معلوم بود به‌زودي، خورشيد نوراني اسلام غروب، و دوران شرك و جاهليت بازگشت خواهد نمود، نمي‏توانست با درنظرگرفتن احتمال يا قطع به ضرر، دست روي دست بگذارد و ناظر اين مصيبت‌ها براي عالم اسلام باشد.

حسين(علیه السلام)  خطر دين‌زدايي را كاملاً احساس مي‌كرد؛ بنابراين در همان آغاز در پاسخ مروان كه گفته بود با يزيد بيعت كن و با خاطري آسوده زندگي نما، فرمود:

«إِنّا لِلّٰهِ وَإِنّا إِلَيهِ راجِعُونَ وَ‌عَلَی الْإِسْلامِ السَّلامُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْاُمَّةُ بِراعٍ مِثْلِ يَزيدَ»؛[1]

«براي خداييم؛ بازگشتمان به‌سوي اوست. بايد با اسلام وداع كرد؛ زيرا امت به شباني مانند يزيد مبتلا گشته است».

يعني وقتي يزيد زمامدار مسلمين شود معلوم است كه اسلام به چه سرنوشتي گرفتار مي‏گردد؛ آنجا كه يزيد است اسلام نيست، و آنجا كه اسلام است يزيد نيست.

در مقابل چنين منكري، حسين(علیه السلام) ‏ بايد به‌پا خيزد و دفاع كند و سنگر اسلام را خالي نگذارد - هرچند خودش و عزيزانش را بكشند، و خواهران و دخترانش را اسير نمايند - زيرا حسين(علیه السلام)  بقاي اسلام و

 

بقاي احكام اسلام را از بقاي خويش مهمتر مي‏دانست، پس جان خود را فداي اسلام كرد.

 

1. ابن­اعثم کوفی، ‌الفتوح، ‌ج5، ص17؛ ابن­طاووس، اللهوف، ص18؛ مجلسی، بحارالانوار، ج44، ص326؛ مقرم، مقتل‌الحسین(علیه السلام) ‏، ص132 - 133.