وریز وجوهات
- مراسم عزاداری حضرت سید الشهدا علیه‌السلام همانند سال‌های گذشته و با شکوه‌تر برگزار خواهد شد. - وظیفه مبلّغان حوزه علمیه در ترویج مکارم اخلاق در بین مردم بسیار سنگین و مهم است. - احیای امر به معروف و نهی از منکر، زمینه‌ساز رفع نواقص جامعه است...
يكشنبه: 1/مهر/1397 (الأحد: 12/محرم/1440)

رابطه سياست و ديانت

همكاري عموم، نظارت قاطبه مردم، اجراي عدالت، برقراري نظم صحيح، تشكيل اجتماع هرچه بهتر و مترقي‏تر، و برپايي حكومت اصلح و مسئوليت مشترك، جزو برنامه‏هاي عالي اسلام است. هرگز اين سياست از ديانت و روحانيت جدا نيست، و اين سخن كه بر زبان افرادي بي­اطلاع از حقايق اسلام افتاده كه: «روحانيت از سياست جداست»، سخن بيگانگان و دشمنان اسلام است كه مي‏خواهند اسلام را تجزيه كرده و آن را در دايره عبادات و اخلاق، محبوس سازند و مانع اتحاد مسلمين و تجديد عظمت آنها و اجراي نظامات اسلام شوند و قوانين فاسد بيگانگان و روش كفار را در بين مسلمانان رايج سازند.

اگر شخص مسلمان چنين عقيده‏اي داشته باشد ـ يعني اسلام را فقط يك سلسله برنامه‏هاي روحي و معنوي بداند و برنامه‏هاي ديگر اسلام را در كشورداري، عمران و حقوق، انتظامات و آئين داوري و ... انكار كند ـ طبق موازين و شرايطي كه در فقه مقرر شده محكوم به كفر و خروج از اسلام خواهد بود.

اين عقيده كه اسلام، شامل تمام مسائل زندگي اجتماعي و فردي مسلمانان است و اسلام براي همه، دين و عقيده، وطن، حكومت، قانون، روحانيت، سياست، صلح و جنگ و همه­ چيز است و از هيچ‌يك

 

از شئون و مسائل حيات بشر جدا نيست، عقيده‏اي است كه بايد كاملاً به مسلمان‌ها تفهيم شود و حقايق و معاني بلند آن تشريح گردد.

هر مسلمان (به­خصوص افراد مؤثر در جامعه) بايد در سكوت و كناره‏گيري از مسائل اجتماعي و در نطق و دخالت و قيام خود، به پيشرفت اسلام و اجراي احكام و ترقي و عظمت مسلمانان توجه نمايند.

بنابراين، شكي نيست كه اصلاحات و مدافعه از اوضاعي كه در آن عصر، اسلام را تهديد مي‏كرد، با تشكيل حكومت اسلامي و گرفتن مسند خلافت از عنصر ضدّ­اسلام و ناپاكي مثل يزيد تأمين مي‏شد و اگر حسين(علیه السلام) ‏ كه هم امام منصوص و هم از­هر­جهت شايستگي و صلاحيتش مورد­اتفاق مسلمانان بود، زمامدار مي‏شد آن مفاسد، مرتفع و اسلام در مسير واقعي خود به جلو مي‏رفت.

پس قيام حسين(علیه السلام) ‏ براي بركناركردن يزيد و تشكيل حكومت اسلامي شرعي و واجب بود، و اين مقصد، قيام را از حقيقت و خلوص و حفظ دين و خير و اصلاح خارج نمي‏ساخت و به طلب سلطنت و اغراض سياسي آلوده نمي‏كرد.

اصل تأسيس حكومت اسلامي در صورت همكاري مردم ارزش آن را داشت كه حسين(علیه السلام) ‏ براي آن قيام نمايد، بلكه در صورت همكاري و پايداري و استقامت مردم شايد بهترين و نزديك‌ترين راه به هدف

 

حسين‏(علیه السلام) ‏ بود، ولي چون آن حضرت علاوه ­بر علم امامت، از اوضاع اجتماعي و اخلاقي مردم و شدت سوءنيت و ظلم بني‏اميه، شهادت خود را پيش‌بيني مي‏كرد، تصميم گرفت با صداي مظلوميت و عكس‌العمل تحمل آن مصائب جانكاه، مسلمانان را بيدار و اسلام را نجات دهد.

نويسنده: