وریز وجوهات
  بسم الله الرحمن الرحیم قال الله تعالی: «وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَیّامِ الله» السَّلام علی مولانا صاحب العصر و الزّمان بقية الله ارواح العالمين له الفداء و علی آبائه الطّاهرين و علی شيعته، المتمسِّکين بأمره، الفائزين بولايته و المنتظرين لظهوره...
دوشنبه: 28/آبا/1397 (الاثنين: 10/ربيع الأول/1440)

انگيزة قيام كربلا

قيام امام(علیه السلام)  براي طلب حكومت نبود. آن حضرت از عواقب امر، مطلع بود و ديگران هم از مآل و پايان اين حركت، آگاه بودند. امام(علیه السلام)  خود را مكلّف مي‏دانست كه در برابر وضعي كه پيش آمده عكس‌العمل نشان دهد.

او بيعت با يزيد را جايز نمي‏دانست و امتناع از آن را هرچند به قيمت خون پاكش تمام شود واجب مي‌شمرد.

حسين(علیه السلام)  شخصيت اول در بين امت بوده و تمام شرايط زمامداري اسلامي در او جمع بود؛ ريشه در خاندان رسالت داشت و  به اصلاح امت اهميت مي‏داد. اين شخصيت مصلح و هدايتگر چگونه راضي شود خلافت، بازيچه جواني فاسق، فاجر و متجاهر به گناه گردد؟

اگر امر به معروف و نهي از منكر واجب باشد، حسين(علیه السلام) ‏ اول­كسي بود كه بايد به آن عمل كند، و اول­كسي است كه بايد براي پاك­كردن محيط از منكرات و كفر و ظلم اگرچه به بذل جان باشد، اقدام نمايد. اگر حسين(علیه السلام) ‏ در راه بقاي دين و دفاع از شرع، مجاهده و فداكاري نكند؛ پس چه كسي جهاد نمايد؟

حسين(علیه السلام)  فداكاري و جان‌نثاري در راه اقامه حق و اِماته باطل و نجات اسلام را واجب مي‏دانست كه فرمود:

 

«لَا أَرَی الْمَوْتَ إِلَّا سَعادَةً، وَلاَ الْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إِلَّا بَرَماً»؛[1]

«مرگ را جز سعادت نمي‌بينم و زندگي با ستمگران را جز ذلت نمي‌انگارم».

و هم او بود كه فرمود:

«لا اُجيبُ ابْنَ زِيادٍ إلی ذلِكَ أَبَداً فَهَلْ هُوَ إِلّا الْمَوْتُ فَمَرْحَباً بِهِ»؛[2]

«خواستة ابن­زياد را اجابت نمي‌كنم؛ مگر نتيجة آن جز مرگ نيست، پس به مرگ خوشامد مي‌گويم».

 

[1]. طبری، تاريخ، ج4، ص305؛ طبرانی، المعجم‌الکبير،‌ ج3، ص115؛ ابن­شعبه حرانی،‌ تحف‌العقول، ص245؛‌ ر.ک: ابن­شهر­آشوب، مناقب آل ابی­طالب، ج3، ص224.

[2]. ابن­داوود دينوری، الاخبارالطوال، ص254.

نويسنده: