وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم قال الإمام الصادق عليه السلام: «مَن قَال فينا بَيتَ شعر بَني اللهُ له بَيتاً في الجنة» السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِيعُ للهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْحَسَنِ وَ...
چهارشنبه: 2/آبا/1397 (الأربعاء: 13/صفر/1440)

مقدم­داشتن دنيا بر دين

وقتي تهاون و سستي آنها در امر جهاد معلوم، و دانسته شد كه اكثريت او را تنها و غريب گذارده‏اند، براي اتمام­حجت و قطع عذر خطبه‏اي خواند و در موضوع جهاد و صلح به‌طور آشكار از آنها نظر خواست، آنان از اطراف فرياد برداشتند: ما حاضر به جهاد نيستيم؛ ما را هلاك نكن.

ابن­اثير روايت كرده كه حضرت امام­­مجتبي(علیه السلام) ‏ بعد از حمد خداوند عزّوجلّ فرمود:

«به خدا سوگند! هيچ شك و ندامتي ما را از جهاد با اهل شام باز ‌‌نداشته است، همانا در حال صبر و شكيبايي با اهل شام جنگ مي‏كرديم در‌حالي‌كه از اختلاف و دشمني در سلامت بوديم؛ پس سلامتي به دشمني و صبر به ناشكيبايي تبديل شد، در هنگام رفتن به صفين دين شما جلو دنياي شما بود، و امروز صبح كرده‏ ايد در‌حالي‌كه دنياي شما جلو دين شماست. آگاه باشيد كه ما براي شما همچنان

 

هستيم كه بوديم، و شما براي ما آنچنان كه بوديد نيستيد».

در پايان خطبه فرمود: «معاويه ما را به امري فرا خوانده است كه در آن عزّت و انصاف و عدالت نيست، اگر آماده فداكاري و مرگ هستيد پيشنهاد او را رد مي‏كنيم و او را با شمشير براي محاكمه به‌سوي خدا مي‏فرستيم، و اگر زندگي دنيا را مي‏خواهيد (و حاضر به جهاد نيستيد) رضاي شما را مي‏گيريم».

فَناداهُ الْقَوْمُ مِنْ كُلِّ جانِبٍ البَقِيةَ الْبَقِيةَ؛ مردم از هر سو فرياد زدند ما را باقي بدار، ما را از ريشه بيرون نياور!. فَلَمّا أَفْرَدُوهُ أَمْضَی الصُلْحَ؛ پس چون او را تنها گذاردند صلح كرد.[1]

 

[1]. ابن­اثير جزری، اسدالغابه، ج2، ص13- 14.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: