وریز وجوهات
 آیة الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف: فرصت خدمتگزاری به آستان مقدّس و نورانی حضرت امام علی بن موسی الرضا علیهماالسلام را قدر بدانید./نسبت به احیا و حفظ موقوفات آستان قدس بر طبق نیّات واقفین، اهتمام نمایید.  عصر روز  ٨...
يكشنبه: 1/ارد/1398 (الأحد: 15/شعبان/1440)

احتمال اعتراض مردمي

اوضاع و احوال نشان مي‏داد كه جنگ را معاويه مي‏برد و سپاه امام(علیه السلام)  به­صورت ظاهر مغلوب مي‏شوند، در اين صورت صدماتي كه بر شيعه و به‌طور­كلي بر افراد جامعه وارد مي‏شد بيشتر مي‏گرديد و بانگ اعتراض مردم به امام(علیه السلام) ‏ كه چرا صلح را با آن شرايط نپذيرفت، بلند مي‏شد؛ مخصوصاً كه طرف‌داران جنگ كمتر و طرف‌داران صلح بيشتر بودند. به‌عبارت‌ديگر مي‏گفتند: اين شما بوديد كه معاويه را جسور و گستاخ كرديد كه بدون اعتنا به كسي و بي‌قيد‌و‌شرط، مقاصد شوم خود را انجام دهد و اگر صلح با آن شرايط انجام شده بود، معاويه برحسب عرف و عادت ناچار بود پاي قولي كه داده و عهدي كه كرده بايستد و شرايط صلح را رعايت كند.

 

در‌حالي‌كه در عصر امام­حسين(علیه السلام) ‏ ديگر احتمال آنكه بني‏اميه - آن­هم ناپاكي مثل يزيد -  به قول و عهد خود وفا كند، از ميان رفته بود و همه، آنها را به عهدشكني و خيانت و قتل بي‌گناهان و كشتن رجال به‌طور محرمانه و آشكار شناخته بودند و قيام عليه آنها را لازم مي‏دانستند.

پس همان طور كه قيام امام­حسين(علیه السلام) ‏ براي اسلام، نافع و نجات‌بخش گرديد روش امام­حسن(علیه السلام) ‏ نيز باعث بقاي دين و حفظ مصالح مسلمين شد. اگر امام مجتبي(علیه السلام)  يك‌تنه با ياوران كم در آن شرايط و احوال قيام مي‏كرد، خونش بي‌ثمر به هدر مي‏رفت و دست بني‏اميه در محو اسلام بازتر مي‏شد؛ در اين صورت اثري بر آن قيام مترتب نمي‏گشت.

نويسنده: 
کليد واژه: