وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ادب و احترام خدمت بزرگواران علماي اعلام، اساتيد و فضلاء و طلاب عزيزي که در نشست علمی«مسائل مستحدثه و حوزه علمیه؛ چالش ها و رویکردها» که در جوار آستان ملک پاسبان عالم آل محمّد حضرت علی بن موسی الرضا علیهماالسلام...
جمعه: 27/مهر/1397 (الجمعة: 8/صفر/1440)

پوشش عزا

1. به نظر مبارك حضرتعالي، پوشيدن لباس سياه در عزاي امام‌حسين(علیه السلام)  و ديگر امامان(ع) چنان‌كه از كلام صاحب حدائق استفاده مي‌شود رجحان شرعي دارد يا خير؟

سَلامُ اللهِ وَسَلامُ أَنْبِيائِهِ وَمَلائِكَتِهِ عَلی سَيِّدِنا وَمَوْلانا أَبي عَبْـدِ اللهِ الْحُسَيْـنِ الْمَظْلومِ سَيِّدِ الشُّهَداءِ وَأَبـي الْأَحْـرارِ وَعَلی أَهْـلِ بَيْتِـهِ وَأَوْلادِهِ وَأَصْحـابِهِ.

با‌توجه‌به اينكه پوشيدن لباس سياه، شعار اهل مصيبت و علامت سوگواري و عزاست، پوشيدن آن در عزاي حضرت سيد‌الشهدا(علیه السلام)  و ساير حضرات معصومين(علیه السلام)  بي‌شبهه راجح و تعظيم شعائر و اعلان ولايت و برائت از اعدای آل‌ محمد(ص)  تجليل از ايثار و فداكاري و شهادت در راه خدا، پاسداري از دين و مذهب و مصداق عناوين و جهات راجحة ديگر است.

يكي از شعائر شيعيان در عراق در دهة عاشورا، برافراشتن پرچم‌هاي سياه عزا بر بالاي خانه‌ها بود كه حتي كسي كه در وسط بيابان تنها در يك

 

خانه و كوخ‌ محقر زندگي مي‌كرد ملتزم به اين اعلام عزا و سوگواري بود.

يقيناً اين برنامه‌ها و سياه­پوشيدن و سياه‌پوش­كردن در­و­ديوار خانه‌ها و حسينيه‌ها و تكايا و مجالس كه متضمن درس‌هاي بسيار آموزنده و موجب تعالي افكار و اهداف و تبلور شعور مذهبي و انساني است همه راجح و سبب احيا و بسط امر مذهب و تحكيم علائق و روابط با خاندان رسالت و تجديد ميثاق تشيع و پيروي از آن بزرگواران و محكوم­كردن ظلم و استضعاف و استكبار است.

اما مسئله كراهت پوشيدن لباس سياه كه به اجماع و اخبار بر كراهت آن استناد شده است؛

اولاً: اصلِ حكم به كراهت، قابل­خدشه و اشكال است؛ زيرا عمده دليل آن كه اجماع است محصّل نيست و به‌فرض محصّل­بودن، با وجود احتمال استناد مجمِعين به اخبار، حجت و كاشف از قول معصوم(علیه السلام)  نيست و رواياتي كه به آنها استناد شده است اخبار مراسيل و ضعاف است و تمسك به آنها به­ عنوان تسامح در ادله مكروهات جرياً علي التسامح في ادلة المستحبات، مثبِت حكم شارع مقدس به كراهت نيست.

علاوه­ بر آنكه اثبات حكم موضوعي براي موضوع ديگر يا اثبات حكم موضوع ذي‌الخصوصيه براي فاقد خصوصيت بدون يقين به تساوي هر دو موضوع در موضوعيت براي حكم و بدون يقين به عدم

 

دخالت خصوصيت (مثل ما نحن فيه) قياس و حكم به غير علم است.

بنابراين با اخبار تسامح در ادله سنن جواز تسامح در ادله مكروهات و حكم به كراهت ثابت نمي‌شود، مضافاً بر اينكه در اصل مقيس‌عليه نيز استفاده حكم به استحباب ما بلغ فيه الثواب عن النبي(ص)  محل‌تأمل و اشكال است. غايَةُ الْأَمْرِ نَقولُ: إِنَّه يُستَفادُ مِن هذِهِ الْأَخبارِ أنَّ مَن بَلَغَهُ عَن النّبيِّ(ص)  ثَواباً عَلَی أَمْرٍ ثَبَتَ رُجحانُهُ بِالشَّرعِ سَواءٌ كانَ مُستَحبّاً أَوْ واجِباً أَوْ لَم يَثبُت عَدَمُ رُجحانِهِ أَنْ أتي بِهِ إِلْتِماساً لِهذَا الثَّوابَ يُعطی به ذلِك الثَّوابُ ويُوجَرُ بِهِ وَأَيْنَ هذا مِن الحُكمِ بِالْإِستِحبابِ حَتّی يُقالُ بِهِ في غَيرِهِ.

به­ هرحال، اخبار داله بر كراهت از جهت سند، فاقد اعتبارند و جبران ضعف آنها به عمل اصحاب – بنا بر اينكه عمل، جابر ضعف سند باشد – در صورتي است كه استناد ايشان در فتوا به نفس خبر باشد، ولي در مثل اين مورد كه محتمل است بر ‌اساس همان تسامح در ادله، مشي كرده باشند، عمل با استناد به نفس حديث، ثابت نمي‌شود. مضافاً بر اينكه به فرض جبر ضعف سند به عمل، دلالت روايات بر كراهت مطلقه، مورد اشكال است؛ زيرا از خود آنها استفاده مي‌شود كه حكم در اين موضوع به­عنوان اولي موضوع نيست، بلكه به جهت تعنون آن به­عنوان ثانوي و شعار و لباس بني‌عباس بودن است كه پوشيدن آن تشبّه به آنها و موجب ارائه نفوذ و كثرت جمعيت پيروان آنهاست و در واقع نهي از آن به ملاحظه اين بوده كه يكي از مصاديق تلبّس به لباس ظَلَمه و تشبّه به آنهاست و مثل اين

 

حكم طبعاً دائر ‌مدار بقاي تعنون موضوع به­عنوان موردنظر است.

بنابراين اگر بني‌عباس از بين رفتند، اين شعاريت و عنوان، بي‌موضوع و منتفي شد، يا اگر رنگ ديگري شعار آنها يا ظَلَمه و كفار و اهل باطل شد موضوع عوض مي‌شود و حكم بر موضوع خود مترتب مي‌گردد و پوشيدن لباسي كه شعاريّت فعليّه مثل كروات دارد مكروه مي‌شود.

ثانياً: با قبول اينكه اصل حكم في‌الجمله ثابت است، دليل آن اگر اجماع باشد دخول پوشيدن لباس سياه در عزا كه ظاهراً در اعصار ائمه^ و بعد از ايشان متداول بوده در معقد اجماع معلوم نيست و قدر‌متيقن از آن مواردي است كه اين عنوان عزا را نداشته باشد و تلبس به لباس و شعار اعدا بر آن صادق باشد و اگر احاديث را هم مستند حكم بشماريم شمول و ظهور اطلاق يا عموم آنها در اين مورد به مناسبت حكم و موضوع، قابل منع است.

بعد از تمام اين تفاصيل همان روايتي كه صاحب حدائق به­عنوان تأييد نفي بعد از استثنای لبس سواد در عزاي حضرت سيد‌الشهدا(علیه السلام)  از جلاء‌العيون علامه مجلسي(قدس سره) نقل كرده[1] دليل است و به نظر حقير هم با آن حصر مفاد روايات كراهت در غير موارد عزا فهميده مي‌شود و هم مي‌توان به فرض قبول اطلاق يا عموم روايات، آن‌ را مقيد يا

 

مخصص‌ آنها دانست ‌و جهت اينکه صاحب حدائق صريحاً به آن استناد نفرموده ظاهراً عدم ذكر سند آن در جلاء‌العيون و عدم اطلاع يا عدم مراجعه ايشان به­ واسطه ضيق مجال به كتاب‌هاي ديگر بوده است.

اينك حديث شريف:

محدث ‌مشهور، احمد بن محمد بن ‌خالد برقي، از طبقه سابعه در كتاب المحاسن، از پدرش محمد بن خالد از حسن بن ظريف بن ناصح از طبقه ششم از پدرش ظريف بن ناصح از طبقه پنجم از حسين بن زيد كه ظاهراً حسين بن زيد بن علي بن الحسين‘ معروف به ذي‌الدمعه و از طبقه پنجم است و او از (عمويش) عمر بن علي بن الحسين‘ روايت كرده است و سند و لفظ حديث به اين شرح است:

عَنْهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ ظَريفِ بْنِ ناصِحٍ عَنْ أبيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زيدٍ عَنْ عُمَرِ بْنِ عَليِّ بنِ الْحُسَيْنِ‘ قال:

لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَليٍّ‘ لَبِسْنَ نِساءُ بَني هاشِمٍ السَّوادَ وَالْمُسُوحَ وَكُنَّ لا تَشْتَكينَ مِنْ حَرٍّ وَلا بَرْدٍ ، وَكانَ عَليُّ بنُ الْحُسَيْنِيَعْمَلُ لَهُنَّ الطَّعامَ لِلْمَأْتِمِ[2].

 

از اين حديث شريف كه مورد اعتماد و حجت است و شخصيت‌هايي از مشاهير و ثقات و اكابر اهل‌بيت(ع) آن را روايت نموده‌اند استفاده مي‌شود:

1. پوشيدن لباس سياه در ماتم و عزا از صدر اول مرسوم بوده است و لذا بانوان معظمه بني‌هاشم در ماتم حضرت سيد‌‌الشهدا(علیه السلام)  لباس سياه پوشيدند و ظاهر اين است كه اين عادت و سنتي بوده است كه قبل از آن تا عصر رسالت هم سابقه داشته است و مثل اين است كه لباس سياه به­عنوان ترك تزيّن و شعار عزادار­بودن متداول و مرسوم بوده است.

بنابراين روايات «كراهت لبس سواد» شامل اين‌گونه لبس موقت و معمول نمي‌شود و منصرف به اين است كه لباس متعارف و رسمي شخص، سياه باشد و به فرض كه اطلاق يا عموم داشته باشد اين روايت آن اطلاق يا عموم را تقييد يا تخصيص مي‌زند.

2. تشويق و ترغيب امام(علیه السلام)  از اين عمل دليل بر رجحان آن است و از آن فهميده مي‌شود كه ادامه آن جهت فراموش­نشدن اين‌ واقعه بسيار بزرگ تاريخي بزرگداشت و موقف عظيم سيد‌الشهدا(علیه السلام)  راجح و مستحب است.

گفته نشود كه: حديث حكايت از عمل بانوان و تصويب امام(علیه السلام)  دارد و دلالت بر رجحان پوشيدن لباس سياه در عزاي آن حضرت براي مردها ندارد؛ زيرا گفته مي‌شود:

 

 وجه تصويب و تشويق امام(علیه السلام)  حال حزن و مصيبتي است كه به‌وسيله پوشيدن لباس سياه، اظهار مي‌شود و خصوصيت صدور اين حال از زن يا مرد ملحوظ نيست و اين حال در هر‌كس ظاهر شود مطلوب است؛ البته اگر پوشيدن لباس سياه فقط ظهور اين حال را از زنان نشان مي‌داد اختصاص به آنها پيدا مي‌كرد. ولي وقتي در هر دو عند‌العرف علي‌السواء ظاهر مي‌شود يا گاهي در مردها ظاهرتر است و‌جهي براي اختصاص نيست و مثل «رَجُلٌ شَكَّ بَيْنَ الثَّلاثِ وَالْأَرْبَعِ» است كه چون اين شك براي زن و مرد هر دو علي‌السواء حاصل مي‌شود از آن اشتراك زن با مرد در حكم، معلوم مي‌شود.

اين حديث مانند كلام امير­المؤمنين(علیه السلام)  است:

«أَلْخِضابُ زينَةٌ وَنَحْنُ قَوْمٌ في مُصيبَةٍ»؛[3]

كه از آن استفاده مي‌شود زينت مناسب مصيبت‌زدگي نيست، خواه خضاب باشد يا چيز ديگر. مصيبت‌زده مرد باشد يا زن، از اين حديث هم استفاده مي‌شود، اظهار عزاداري به‌وسيله پوشيدن لباس سياه مورد تصويب و تشويق است خواه از مرد صادر شود يا از زن و چنان نيست كه با­اينكه از جانب مرد نيز اين اظهار ممكن باشد رجحان

 

اظهار آن مختص به زن باشد ، زيرا عرف آنچه را موضوع مطلوبيت اين عمل مي‌يابد ارائه حال عزا و سوگواري است كه صدور آن از زن و مرد هر دو مطلوب است.

بلكه مي‌توانيم بگوييم از مثل اين حديث مي‌فهميم كه:

ارائه حال سوگواري در مصيبت حضرت سيد‌الشهدا(علیه السلام)  به هر نحو مشروع كه عند‌العرف حال سوگواري باشد مطلوب است؛ خواه به‌وسيله پوشيدن لباس سياه يا صيحه­زدن در مجالس عزا يا ناله و گريه­كردن يا مرثيه­خواندن يا پابرهنه­رفتن يا صورت‌هاي مشروع و مقبول ديگر موجب اجر عظيم الهي در آخرت خواهد بود.

جَعَلَناَ اللهُ مِنَ الْقائِمينَ بِها وَحَشَرَنا في زُمْرَتِهِمْ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ صَلَواتُ اللهِ عَلَيْهِمْ أَجمْعينَ.[4]

2. آيا كراهتي كه در پوشيدن مشكي وجود دارد، لباس عزايِ امام­حسين(علیه السلام)  را هم شامل مي‌شود؟

پوشيدن لباس سياه در­ عزاي امام‌حسين(علیه السلام)  مانعي ندارد و مطلوب است.

3. آيا نمازخواندن با لباس‌سياه مربوط‌به‌ عزاداري امام‌حسين(علیه السلام)  مكروه‌ است؟

پوشيدن لباس سياه در عزاداري سالار شهيدان مطلوب است و كراهت آن جبران مي‌شود. ان‌شاء‌الله.

 


.[1] مجلسی، جلاءالعيون،‌ ص720؛ بحرانی، الحدائق‌الناضره، ج7، ص118.

[2]. برقي، المحاسن، ج2، ص420. اين حديث را علامه مجلسي& از المحاسن در بحارالانوار (باب التعزية والمأتم) روايت فرموده است. مجلسی، بحارالانوار، ج79، ص84، ح24.

[3]. نهج‌البلاغه، حکمت473 (ج4، ص109)؛‌ سيد رضی، خصائص‌الائمه، ص125؛ فتال نيشابوری، روضةالواعظين، ص475؛‌ حر عاملی، وسائل‌الشيعه، ج2، ص88.

1. پاسخ به استفتايي در تاريخ 8 ذي‌الحجة الحرام 1415هـ .ق.

نويسنده: