وریز وجوهات
  ابوالقاسم عبدالعظيم بن عبدالله بن علي بن الحسن بن زيد بن السبط الاكبر الامام ابي محمد الحسن المجتبي عليه‌الصلوة و السلام یكي از اعاظم ذرّيه‌ی رسول و فرزندان مرتضي و بتول صلوات الله عليهم‌ اجمعين و از شخصيت‎ها و معاريف علماي اهل‎بيت و...
پنجشنبه: 22/آذر/1397 (الخميس: 4/ربيع الثاني/1440)

نظام حكومت حضرت مهدى(علیه السلام)  

برنامه زمامدارى حضرت مهدى(علیه السلام)   و روابط كارمندان و متصدّيان امور بر اساس حقّ و عدالت اجتماعى و بدون هيچ‌گونه استكبار جريان خواهد يافت و به مردم چنان‌كه در نهج‌البلاغه است:

«فَيُرِيكُمْ كَيْفَ عَدْلُ السِّيرَةِ وَيُحْيِي مَيِّتَ الْكِتابِ وَالسُّنَّةِ»؛[1]

«سيره و روش دادگرانه را برای شما نشان خواهد داد و آنچه را که از كتاب و سنّت مرده باشد، زنده خواهد كرد».

در حديث است:

«عَلامَةُ الْمَهْدِيِّ أَنْ يَكُونَ شَدِيداً عَلَى الْعُمّالِ»[2]

«علامت مهدى(علیه السلام)   اين است كه بر عمال و كارمندان حكومتى سخت‌گير است».

 

در حديثى از اميرالمؤمنين(علیه السلام)  ، چگونگى بيعت گرفتن حضرت مهدى(علیه السلام)  و مواردى كه بر آن بيعت خواهد گرفت، بيان شده است. ازجمله اين است كه: دزدى نكنند، مرتكب زنا نگردند، به مسلمانى فحش و دشنام ندهند، هتك حرمت كسى را ننمايند، به خانه‌اى هجوم نبرند، كسى را به غيرحقّ نزنند، طلا و نقره و گندم و جو را احتکار و ذخيره نكنند، مسجدى را خراب ننمايند، شراب ننوشند، خَزّ و حرير نپوشند، كمربند طلا نبندند، راهزنى ننمايند، راهى را ناامن نسازند، مواد غذايى را احتكار نكنند و امر به معروف و نهى از منكر نمايند.[3]

بر خود نيز شرط مى نمايد كه مانند آنها سلوك كند، از لباسى كه آنها مى‌پوشند بپوشد، بر مركبى مثل مركب آنها سوار شود، چنان باشد که آنان مى‌خواهند، به اندك راضى گردد، زمين را به يارى خدا از داد پر كند چنان‌كه از ستم پر شده باشد، خدا را چنان‌كه حقّ پرستش اوست عبادت كند و حاجب و دربان براى خود قرار ندهد.[4]

عقيده به اين ظهور و اين برنامه‌ها و اين‌گونه رابطه‌ها، بين رعيت و حاكم كه بايد در تمام جهان مستقر گردد، ميزان و معيار اسلامى بودن حكومت‌ها و زمامدارى‌ها را مشخص می‌سازد و جهت و هدف تأسيس حكومت را تعيين می‌كند، و معتقد به اين ظهور، برقرارى اين

 

عدالت و اين روابط را خواستار می‌شود، روابط استكبارى و استضعافى و استعبادى را به هر شكل و صورت كه باشد، رد كرده و با آن مبارزه می‌نمايد.

معتقد به اين ظهور و عدالت اجتماعى اسلامى، اگر مسئول و متصدى كارى باشد، خود را خدمتگزار مردم و براى مردم می‌داند و اگر از افراد عادى است، با مسئولان امور، سلوك خود را عادى و منزه از تملّق و فروتنى‌هاى بى‌مورد می‌سازد و از آنان توقع تبعيض و مسامحه در انجام وظيفه نمی‌كند؛ بلكه در برقرارى عدالت اجتماعى با آنان همكارى می‌نمايد.

 

 

[1]. نهج‌البلاغه، خطبه138 (ج2، ص22)؛ مجلسی، بحارالانوار، ج31، ص549؛ ج51، ص130؛ قندوزی، ینابیع‌الموده، ج1، ص207؛ ج3، ص271؛ صافی گلپایگانی؛ منتخب‌الاثر، ص297.

[2]. ابن حماد مروزى، الفتن، ص221؛ مغربى، شرح‌الاخبار، ج3، ص561؛ زرندى، معارج الوصول إلى معرفة فضل آل الرسول|، ص195؛ مرعشى نجفى، شرح احقاق‌الحق، ج22، ص330.

[3]. صافی‌گلپایگانی، منتخب‌الاثر، ص468 ـ 469.

[4]. صافى گلپايگانى، منتخب‌الاثر، ص469، بحث مربوط به کیفیت بیعت با امام زمان(علیه السلام) .

نويسنده: