وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم قال الإمام الصادق عليه السلام: «مَن قَال فينا بَيتَ شعر بَني اللهُ له بَيتاً في الجنة» السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِيعُ للهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْحَسَنِ وَ...
شنبه: 28/مهر/1397 (السبت: 9/صفر/1440)

قسط در قرآن مجيد

در قرآن مجيد، ماده «ق س ط» مكرر آمده است؛ ازجمله در آيه:

(لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَأَنزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَالْمِيزانَ لِيَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ )[1]

مفاد آيه اين است: فرستادن پيامبران با دلایل و نشانى‌ها و نازل كردن كتاب و ميزان، براى برپايى و قيام مردم به قسط و عدل است. اگرچه ظاهر اين است كه از قسط، معناى عام و عدل كلى و مطلق اراده شده است؛ ولى در آوردن كلمه قسط به‌جاى عدل، شايد اين عنايت باشد كه خواننده و شنونده به نصيب به عدل و حق و نظم اقتصادى، و اهمّيت مداخله آن در قيام اجتماع به عدل متوجّه گردد.

ضمناً به اين نكته هم بايد توجّه داشت كه مكتب انبيا در اعصارى كه تعادل مالى و اقتصادى در برقرارى جامعه به عدل مؤثر شناخته نمی‌شد، آن را پيشنهاد كرده و هدف فرستادن پيامبران و وحى و تعاليم و برنامه و كتاب بر آنان، نظم مالى و اقتصادى را نيز متضمن می‌باشد.

چون عدل مطلق، بدون تعادل مالى و نظم اقتصادى محكم و برنامه صحيح در توليد و توزيع حاصل نخواهد شد.

در آيه ديگر می‌فرمايد:

(قُلْ أَمَرَ رَبِّى بِالْقِسْطِ)؛[2]

«بگو پروردگار من فرمان به قسط داده است».

 

كه از اين آيه نيز يا معناى عدل عام و مطلق مراد است، يا خصوص تقسيم و توزيع به نصيب حق و عدل.

و ازجمله اين آيه است:

(شَهِدَ اللّٰهُ أَنَّهُ لآ إِلهَ إِلاّ هُوَ وَالْمَلآئِكَةُ  وَأُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ)؛[3]

در اين آيه نيز ظاهر اين است كه از قيام خدا به قسط، همين اراده شده است كه همه چيز را طبق حكمت، به نصيب معين و به مقدارى كه لازم باشد، آفريده است:

نموده خلق، هر چيزى كه بايد
چنان داده نگارش اين جهان را
از او عالم شده آن
سان منظم
 

 

جهان آراسته، آنسان كه شايد
كه بِه، هرگز نيابد زان، گمان را
كه نه در آن زياد و
 نه در آن كم[4]
 

 

و در آياتى ديگر مانند:

(وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاّ تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى...)؛[5]

«و اگر می‌ترسيد كه مبادا درباره يتيمان مراعات عدل و داد نكنيد...».

و آيه:

(وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ)؛[6]

«و هر چيز را به ترازوى عدل و انصاف بسنجيد».

 

محتمل است كه عدل در امور مادى و مالى و قابل‌توزيع و تقسيم، اراده شده باشد، چنان‌كه در مثل آيه:

(كُونُوا قَوّامِينَ  للّٰهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ)؛[7]

«در راه خدا پايدار و استوار بوده و گواه عدالت و درستى باشيد».

و آيه:

(ذلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّٰهِ)؛[8]

«اينها درست‌تر و محكم‌تر است نزد خدا».

و آيه:

(وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ)؛[9]

«و اگر حكم كردى بين آنها به عدالت حكم كن».

ظاهر اين است كه عدل در حكم اراده شده است.

 

[1]. حديد، 25.

[2]. اعراف، 29.

[3]. آل عمران، 18.

[4]. اشعار از گنجينه گهر مرحوم مغفور آيت‌الله آقاى آخوند ملا محمّد‌جواد صافى& والد نگارنده است.

[5]. نساء، 3.

[6]. الرحمن، 9.

[7]. مائده، 8.

[8]. بقره، 282.

[9]. مائده، 42.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: