وریز وجوهات
      در این دیدار حجت الاسلام آقای سید کلب جواد نقوی گزارشی از وضعیت شیعیان و حوزه های علمیه هندوستان محضر مرجع عالیقدر ارائه داد. معظم له نیز با ابراز خرسندی از فعالیت های ایشان برای توفیق روز افزون علمای هندوستان و رفع...
چهارشنبه: 31/مرد/1397 (الأربعاء: 10/ذو الحجة/1439)

ابعاد متعدد عدل

بايد توجّه داشت: بسيارى از مردم در تعريف عدل و اطلاق لفظ عادل مسامحه می‌نمايند و نظامى را كه رهبر سياسى و كسى‌كه اداره امور را در آن نظام در اختيار دارد، به اغراض شخصى و منافع خود و كسان خود حكومت نكند و قانونى را كه هست و به دست دارد در حقّ همگان يكسان اجرا نمايد، عادل می‌گويند. خواه مردم آن قانون را به حقّ و علم و فهم قبول كرده باشند، يا از راه جهل و اشتباه يا تحميل پذيرفته باشند.

 

مثلاً انوشيروان را دادگر و نظام او را عادل می‌گويند، با اينكه نظامى كه انوشيروان براساس آن حكومت داشت، نظام استضعاف و استعباد و استبداد و كثيف‌ترين نظام طبقاتى بود و اين انوشيروان بود كه حكومت را حقّ خود می‌دانست و آن را مثل اموالى كه از قباد ـ پدرش ـ ارث برده بود، حقّ خود می‌دانست و خاندان و افراد ديگر را از آن محروم می‌شمرد.

اين حاكم و حكومت بود كه آن نظام ناهنجار غيرعادلانه را حفظ می‌كرد و تبعيضاتى را كه بود، اجرا می‌نمود.[1]

داستان تهى‌شدن خزانه و نياز انوشيروان به پول براى جنگ با روم و پيشنهاد مرد كفش‌فروش به پرداخت پول مورد نياز در برابر رفع تبعيض و لغو محروميت فرزندش از تحصيل علم، كه فردوسى نيز آن را در شاهنامه آورده است، يكى از ادله فساد آن نظام است.

وقتى پيشنهاد كفش‌فروش را به شاه رساندند، قبول نكرد. و چنان‌كه در شاهنامه است، گفت:

برو همچنان باز گردان شتر        مبادا کزو سیم خواهیم و دَر

چو بازارگان بچه، گردد دبیر        هنرمند و بادانش و یادگیر

 

چون فرزند ما بر نشیند به تخت      دبیری ببایدش پیروزبخت

هنر ناید از مرد موزه فروش        بدین کار دیگر تو با من مکوش2

بديهى است عامه و عوام، اگر چنين حاكمى را عادل و دادگر بدانند، عُقلا و روشنفكران اين نظام و كسى را كه حافظ اين نظام غيرانسانى و تبعيض‌گر است، دادگر نمی‌خوانند و مجرى قانون انحصار علم به طبقه خاص و شاهزادگان و لشكريان را ظالم و ستمكار می‌گويند.

چنان‌كه «يان اسميت» ـ رهبر رژيم نژادپرست آفريقايى ـ كه مجرى قوانين حكومت «رودزيا» است، ظالم است و حكومت‌هايى كه طرفدار و حامى او هستند، ستمكارند. همچنين حاكم نظام كمونيستى و رژيم سرمايه‌دارى، چون هر دو رژيم از جهاتى با كرامت و آزادى و شرافت انسان و حقيقت و واقعيت و فطرت مخالف است، ستمگرند.

چنان‌كه حاكمى كه با زور و قدرت شخصى حكومت را به‌دست گرفت و خود را بر مردم تحميل كرد، اگرچه در رتق‌و‌فتق و حلّ‌وفصل امور براساس عدل و قسط حكومت كند، ظالم است.

بنابراين، اين‌گونه عدل‌هاى عاميانه و عوام‌پسند را نبايد عدل شمرد، هرچند به‌گونه‌اى و به نسبت ظلم مطلق آن را عدل گويند و هرچند يكى از ابعاد عدل را واجد باشد.

 

آنچه را می‌توان عدل مطلق دانست كه از‌هيچ‌جهتى ظلم نباشد و به هرگونه‌اش كه بنگرى، عدل باشد و تمام ابعاد عدل را كه به چند بُعد مهم آن ذيلاً اشاره می‌شود، واجد باشد:

 

[1]. مخفى نماند: حديثى به اين لفظ «ولدت في زمن الملك العادل» (ابن‌شهر‌آشوب، مناقب آل ابى‌طالب، ج1، ص149؛ محدث قمى، سفينة‌البحار، ج6، ص175)؛ به پيغمبر(ص) نسبت داده‌اند كه اعتبار آن ثابت نيست و محققان و اهل فن آن را از اخبار موضوعه (جعلى) شمرده‌اند. (فتنى هندی، تذکرةالموضوعات، ص88؛ عجلونى، کشف‌الخفاء، ج2، ص340 - 341) و قرائن و شواهد هم ضعف آن را تأييد مى‌نمايد كه در اينجا مجال شرح و بيان آن نيست.

[2]. فردوسى، شاهنامه، ج2، ص1592.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: