وریز وجوهات
ﺳﺨﻦ ﺑﻪ ذﮐﺮ ﺗﻮ آراﺳﺘﻦ ﻣﺮاد اين است * ﮐﻪ ﭘﯿﺶ اهل هنر ﻣﻨﺼﺒﻲ ﺑﻮد ﻣﺎ را و ﮔﺮ ﻧﻪ ﻣﻨﻘﺒﺖ آﻓﺘﺎب ﻣﻌﻠﻮم است * ﭼﻪ ﺣﺎﺟﺘﺴﺖ ﺑﻪ ﻣﺸّﺎطه روي زﻳﺒﺎ را سخن گفتن از شخصيت با عظمت و والايي که از سوي مسلمان و غيرمسلمان, صدها هزار کتاب و خطابه و مقاله و قصيده و رساله...
دوشنبه: 19/آذر/1397 (الاثنين: 1/ربيع الثاني/1440)

نفس لوّامه

«نفس لوّامه» عبارت است از نفسى كه صاحب خود را بر گناهى كه از او صادر شده و بر آنچه از منافع حقيقى و كمالات انسانى و درجات اخروى از او فوت مى‌شود، ملامت مى‌نمايد.

و اين از علايم ايمان است كه اگر از شخص گناهى صادر شود و پشيمان نگردد، به حكم:

«مَنْ لَمْ يَنْدُمْ عَلى ذَنْبٍ ارْتَكَبَهُ فَلَيْسَ بِمُؤْمِنٍ»؛[1]

«كسى كه پشيمان نشود از گناهى كه مرتكب شده، مؤمن نيست».

و اگر پشيمان شود، لازمه آن، ملامت و سرزنش نفس است بر گناهى كه از او صادر شده است.

و نيز در روايت است: مؤمن گناه خود را مانند صخره و سنگ بزرگى مى‌بيند كه مى‌ترسد بر او فرود آيد، و منافق گناه را مثل مگسى مى‌بيند كه بر بينى او نشسته باشد.

«إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيَرىٰ ذَنْبَهُ كَأَنَّهُّ صَخْرَةٌ يَخافُ أَنْ تَقَعَ عَلَيْهِ، وَإِنَّ الْكافِرَ يَرى ذَنْبَهُ كَأَنَّهُ ذُبابٌ مَرَّ عَلى أَنْفِهِ».[2]

 

و اين نفس لوّامه همان نفسى است كه در قرآن مجيد مى‌فرمايد:

(وَلآ أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوّامَةِ)؛[3]

«و سوگند به (نفس لوّامه) وجدان بيدار و ملامتگر (كه رستاخيز حقّ است)».

به‌هرحال از آيات و روايات، مدح نفس لوامه استفاده مى‌شود و صاحب چنين نفسى بايد آن را علامت بيدارى وجدان و آگاهى باطن و ضمير و غنيمت بداند و در نيل به مراتب بالاتر تلاش كند.

 

[1]. این عبارت برگرفته از روایات است و خودش لفظ روایت نیست؛ رجوع شود به: صدوق، التوحید، ص408؛ طبرسی،‌ مشکاة‌الانوار، ص566؛ حر عاملی، وسائل‌الشیعه، ج15، ص336؛ مجلسی، بحارالانوار، ج8، ص351.

[2]. طوسی، الامالی، ص527؛ طبرسی، مكارم‌الاخلاق، ص460؛ مجلسی، بحارالانوار، ج74،‌ ص77. «مؤمن گناه خود را مانند صخره می‌بیند که می‌ترسد بر روی او بیفتد و کافر گناه خود را مگسی می‌بیند که بر روی بینی‌اش بخورد و بگذرد».

[3]. قيامة، 2.

موضوع: 
نويسنده: