وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمين و الصلوة و السلام علي خير خلقه حبيب إله العالمين أبي‌القاسم محمّد و آله الطّاهرين سيّما بقية الله في الأرضين قال الله الحکيم: «لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ...
پنجشنبه: 23/آذر/1396 (الخميس: 25/ربيع الأول/1439)

 

زياده و نقيصه در قرآن از منظر فريقين

 س. بعضی از شيعه که فرقه‌ای منتسب به اهل‌بیت هستند ادّعا مى‌کنند که قرآن تحريف شده است. در رأس اين گروه، نورى طبرسى مؤلف کتاب مستدرک است كه کتابى تأليف کرده به نام فصل الخطاب في اثبات تحريف کتاب رب الأرباب.

او در اين کتاب درباره تحريف قرآن مى‌گويد: «از دلايل تحريف‌شدن قرآن اين است که در بعضى بندها و پاراگراف‌ها تا حدّ اعجاز فصيح و شيواست و بعضى ديگر از جملات و پاراگراف‌هاى آن سخيف و بى‌معنا هستند».

آخرين چيزى که علمای شيعه در مورد حرف امثال نوری مى‌گويند اين است که اشتباه کرده‌اند یا اجتهاد نموده و تأويل کرده‌اند و ما با آنها موافق نيستيم.

ج. راجع به غوغايي که پيرامون تحريف کتاب برپا شده است، هم شيعه و هم سنّي مورد سؤال و استيضاح هستند، چون در بين هر دو طرف، افرادي هستند که اين قول را دارند؛ هرچند این قول در بین اهل‌سنّت و حتي برخی از صحابه که قولشان نزد اهل‌سنّت پذیرفته است،[1] ریشه‌دار و وسیع است، در رساله مع‌الخطيب في خطوطه‌العريضه[2] اين موضوع تحقيق و روشن شده است و نظر بزرگان شيعه که صراحت بر صيانت قرآن از تحريف دارد، بيان شده است.

 

طرفين بايد اين ادّعا - که در قرآن کلمه‌اي کم يا زياد شده است - را نفي کنند. البته اينجانب ازروي تحقيق مي‌گويم که براي اهل‌سنّت نفي اين نسبت از بعض مشاهيرشان بسيار دشوار و شايد غيرممکن باشد.

به‌هرحال مواضع طرفين، موضع تنزيه کتاب خدا است که در مذهب شيعه در تاريخ، در تفسير، در روايات و احاديث، در ادعيه معتبره، صدها بلکه هزارها شاهد و دليل بر اثبات صيانت قرآن از تحريف است.

اصرار اين جهّال که در مقام تهمت‌زدن به شيعه هر اتّهامي را عنوان مي‌نمايند، در مورد قول به تحريف قرآن، اول خيانت به قرآن است.

اگر کسي بخواهد نسبت اين قول را به شيعه اثبات کند، به قرآن و به همه مسلمانان صدمه مي‌زند و در برابر کفّار و دیگران و بيگانگان محکوم مي‌شود که به قول خود شما «يک فرقه از شما که منتسب به اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  هستند قائل به تحريف‌اند»، جواب آنها به فحاشي و ناسزاگويي به شيعه و اين شعارهاي تفرقه‌انگيز وهّابيان و سلفيان نمي‌شود.

شما اهل‌سنّت مي‌گوييد اينها اين قرآن را - العياذ بالله - قبول ندارند و العياذ بالله قرآن ديگري دارند و يا ... آيا اينها پاسخ به کفّار و بیگانگان مي‌شود يا اينکه همه در جواب بگوييم که شيعه و سنّي اتفاق دارند بر اينکه کتاب نازل بر حضرت محمد‌(ص)  همين قرآن و همين کتابي است که نزد همه و در خانه هر شيعه و سنّي نسخه‌هاي متعدد آن موجود است و همه آن را تلاوت مي‌نمايند.

شيعه حاضر نيست با استناد به رواياتي که مربوط به تحريف قرآن و عقيده بعضي صحابه مقبول نزد اهل‌سنّت است، اهل‌سنّت را قائل به تحريف معرفي کند و براي اظهار بطلان اهل‌سنّت، اين مسئله را عنوان نمايد.

امّا به‌عکس، شما اهل‌سنّت هزاروچهارصد سال است که به پيروي از نواصب و

 

بني‌اميه از افترا و تهمت به شيعه - اين فرقه ناب و پاک اسلامي و قرآني - دست بر نمي‌داريد و به‌جاي اينکه دفاع از قرآن کريم نماييد و اجماع امّت را بر تمسّک به قرآن و صيانت آن از تحريف اثبات کنيد، خلاف آن را مي‌گوييد و علي‌الدوام نشريه چاپ مي‌کنيد و اين تهمت را - که تهمت و توهين به قرآن است - به طایفه و مردمي که خيلي بيشتر از شما به قرآن تمسّک دارند نسبت مي‌دهيد.

آيا اين کارها و اين موضع‌گيري‌ها عليه شيعه، عقلاني و خردپسند است؟ آیا مسلمان و اسلام از آن نفع مي‌برد يا استعمار؟ خدا مي‌داند بزرگترين مصيبت‌ها براي اسلام و مسلمين در اين عصر، همين‌هايی هستند که در مکه و مدينه در موسم حج، کاري ندارند جز تخريب و ويرانگري اساس تاريخ و آثار تاريخي اسلام که هرچه بود از بين بردند و بزرگ‌ترين خسارت‌هاي علمي را به اسلام زدند.

در اين رشته هم هرچه مي‌توانند مي‌نويسند و ميلياردها اعتبار و سرمايه مي‌گذارند (فَسَوْفَ يَأتِيهِم أنْبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئونَ).[3]

به‌هرحال ما امّت قرآنيم. قرآن را کتاب خدا و وحي نازل من السماء و کتاب حضرت خاتم انبيا‌(ص)  مي‌دانيم و آن را معجزه جاودان، جهاني و برهان حقانيّت دين اسلام، بلکه همه اديان گذشته مي‌دانيم.

شيعه، امروز و در اين عصر هم، قرآن را به دست دارد و به آن تحدّي مي‌کند و آيه (وَ إِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ )[4] را با صدايي بلند به گوش جهانيان مي‌رساند. سلفي و وهّابي هرچه مي‌خواهد بگويد و در اين مواضعِ سخيف بماند.

 

 

[1]. احمد بن حنبل، مسند، ج5، ص132؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج2، ص415؛ ج4، ص359؛ بیهقی، السنن‌الکبرى، ج8، ص211.

[2]. ر.ک: مع‌الخطيب في خطوطه‌العريضه، تأليف نگارنده.

[3]. انعام، 5؛ «به‌زودى خبر آنچه را به باد مسخره مى‏گرفتند، به آنان مى‏رسد».

[4]. بقره، 23؛ «و اگر در باره آنچه بر بنده خود [پيامبر] نازل كرده‏ايم شك و ترديد داريد،  (دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد و گواهان خود را - غير خدا - براى اين كار، فراخوانيد اگر راست مى‏گوييد!».

موضوع: 
نويسنده: