وریز وجوهات
  رؤيت هلال با چشم مسلح س. آيا رؤيت هلال با استفاده از ابزارهاي نجومي (دوربين، تلسكوپ و ...) اعتبار شرعي دارد؟ ج. كفايت رؤيت با چشم مسلّّح، مورد اشكال است.والله العالم   اثبات اول ماه س. اگر راديو و رسانه‌ها خبر دهند كه در شهري...
یکشنبه: 7 / 03 / 1396 ( )

 یكی‌بودن قرآن مسلمانان

س. ابوبکر با مرتدين جنگيد و گفت: اگر از دادن زانوبند شترى که در زمان پيامبرŒ آن را به ايشان مى‌دادند ابا ورزند، با آنها خواهم جنگيد.

امّا شيعه مى‌گويند على از ترس اينکه مردم مرتد مى‌شوند قرآنى را که پيامبرŒ به او املا کرده بود و او آن را نوشته بود بيرون نياورد! درحالى‌که او خليفه بود و طبق ادّعاى شيعه از سوى خدا کمک مى‌شد؟ اما باوجوداین از ترس اینکه مردم مرتد می‌شوند قرآن را بیرون‌ نمی‌آورد و راضی می‌شود که مردم در گمراهی بمانند؟

ج. شيعه، قرآن علي‌(علیه‌السلام)  را همين قرآن بين مسلمين از شيعه و سنّي مي‌دانند. آنچه در نزد اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام)  بود ظاهراً مربوط بوده به شئون مختلف آيات، مخصوصاً شأن نزول آيات و بيشتر توضیح آياتي که مراد از آنها عموم است و لفظ آنها خاص يا مراد خاص است، اگرچه لفظ عام است، که این باب مهمّي می‌باشد، ولی متأسفانه نپذيرفتند و به‌عنوان اينکه متن قرآن و الفاظي که وحي شده کافي است، خود را از عالمي از علم و فقه محروم ساختند، ولي در مرور زمان، ائمه طاهرين‌(علیهم‌السلام)  به مناسباتي، اين جهات را بيان کردند.

بر اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام)  واجب بود که علمي را که دارد بر مردم عرضه کند، نه اينکه در اين شرايط، اين را مادّه اختلاف و جنگ داخلي قرار دهد.

پس از آن هم، آن حضرت در هر مسئله‌اي که به او رجوع مي‌شد يا به مناسبت، اقتضای بيان را مي‌يافت، کوتاهي نمي‌فرمود.

 

مکرّر بيان شد که اوضاع پس از رحلت حضرت رسول‌(ص)  بسيار حساس و ناهنجار بود.

همين مسئله ارتداد که مي‌گوييد ابوبکر با مرتدين جنگيد، آيا واقعاً کساني را که مرتد مي‌خواندند همه مرتد شده بودند يا در شرعيّت روي کارآمدن آن گروه حرف و حديث داشتند؟

آيا مالک بن نويره را كه به‌عنوان مرتد کشتند، مرتد شده بود درحالي‌که جرم او اين بود که حکومت ابوبکر را شرعي نمي‌دانست و  به‌خاطر اينکه فوراً همسر او را متصرّف شوند گفتند او مرتد است و در اين مسئله حتي عمر به ابوبکر اعتراض داشت و خالد بن ‌وليد را مستحق قصاص مي‌دانست[1] ولي ابوبکر با آنکه خالد بن ولید را در بي‌گناهي مالک ردّ نمي‌کرد، قصاص ننمود و حکم خدا را خوار و ضايع ساخت!

 

 

 

[1]. طبرى، تاريخ، ج2، ص503؛ ابن‌اثير جزری، الكامل فى التاريخ، ج2، ص357 - 359.

موضوع: 
نويسنده: