وریز وجوهات
ز آن شخصيت عظيم كه بعد از رسول خدا صلّي‌‎الله عليه و آله اشرف كلمات الهيّه، اكبر آيات ربّانيه، ادلّ دلايل جامعه، اتمّ براهين ساطعه، وسايل كافيه و مظهر العجايب و معدن الغرايب است و مالك كلّ عظمت‌هاي انسان مافوق و برتر و خليفة ‎الله بر حق است و دوستي...
شنبه: 1 / 07 / 1396 ( )

 شأن نزول آيات و افضيلت اهل‌بيت(علیهمالسلام)

س. شيعيان ادّعا مى‌کنند که در قرآن به‌صراحت، امامت على و مستحق‌بودنش به خلافت بيان شده، ولى اصحاب آن را پنهان کردند.

اين ادّعايى باطل است، چون اصحاب را مى‌بينيم که احاديثى که شيعه از آن بر امامت على استدلال مى‌کنند را پنهان نکرده‌اند، مثل حديث منزلت و احاديثى ديگر که مانند اين هستند، پس چرا اینها را نیز پنهان نکردند؟

ج. شيعيان، معتقدند که قرآن نازل بر رسول خدا‌(ص) ؛نه بر آن چيزي افزوده شده و نه کم شده است. البته در روايات اهل‌سنّت، کم‌شدن بخش بزرگي از قرآن روايت شده است[1]، ولي شيعه اين عقيده را ندارد.

مسئله شأن نزول آيات با خود آيات، واحد نيست. بعضي شأن نزول‌ها، مثل(يا أيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّم)[2] و بعضي آيات ديگر، دلالت بر کمبودهاي ايماني اشخاص دارد، چنان‌که بعضي شأن نزول‌ها هم دلالت بر فضيلت اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  دارد، مثل شأن نزول آیه (فَمَنْ حَاجَّكَ)[3]

 

آيه تطهير[4] يا آيه (بَلِّغْ مَا أنْزِلَ)[5] و آيه اکمال دين[6] و (قُل لَا أسْألُكُم)[7] و آيه (إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ)[8] و آيات بسيار ديگر تا آنجا که از برخی از اندیشمندان اهل‌سنّت مانند احمد، قاضی، سنائی و... نقل شده که در شأن احدي از مهاجر و انصار چيزي که دلالت بر شأن و فضيلت باشد نازل نشده به‌قدر آنچه در شأن علي نازل شده است.[9]

اينها غير از آياتي است که اگرچه صراحت لفظي بر حقانيّت علي‌(علیه‌السلام)  و وجوب قبول ولايت آن حضرت ندارد، ولي در معنا، صراحت آن از لفظ بيشتر است، مثل اين آيه: (....أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ...).[10]

از این دست آیات فراوان است که توضیح آنها در این مقال نمی‌گنجد.

 

 

[1]. آلوسی، از مفسّران مشهور أهل‌سنّت در روح‌المعاني می‌گويد: روايات ما در كتب اهل‌سنّت در باب تحريف قرآن، قابل شمارش نيست. آلوسی، روح‌المعانی، ج1، ص26.

[2]. تحریم، 1؛ «اى پيامبر! چرا چيزى را كه خدا بر تو حلال كرده به‌خاطر جلب رضايت همسرانت بر خود حرام مى‏كنى؟!».

[3]. آل عمران، 61؛ «هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود آنگاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغ‌گويان قرار دهيم».

[4]. احزاب، 33؛ «خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل‌بيت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد».

[5]. مائده، 67؛ «اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، به طور کامل(به مردم) برسان،‌و اگر نکني،‌رسالت او را انجام نداده‌اي».

[6]. همان، 3؛ «امروز، دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به‌عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم».

[7]. شوری، 23؛ «بگو: من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏كنم جز دوست‏داشتن نزديكانم [اهل‌بيتم‏]».

[8]. مائده،‌ 55؛ «سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند همان‌ها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند».

[9]. هیتمی، الصواعق‌المحرقه، ص118 - 119؛ سیوطى، تاریخ‌الخلفاء، ص171.

[10]. یونس، 35؛ «آيا كسى كه هدايت به‌سوى حق مى‏كند براى پيروى شايسته‏تر است، يا آن كس كه خود هدايت نمى‏شود مگر هدايتش كنند؟».

موضوع: 
نويسنده: