وریز وجوهات
در سال دهم بعثت سه سال قبل از هجرت، در ماه مبارك رمضان، اُمُّ المؤمنين خديجه، بانوي مؤمنه و فداكار ـ پس از سپري شدن شصت و پنج سال از عمر پر بركتش درگذشت و بنا به قول «شيخ مفيد»، اين واقعه دردناك، در روز دهم ماه رمضان اتّفاق افتاد (1) و رسول خدا او...
چهارشنبه: 7 / 04 / 1396 ( )

دیدگاه قرآن نسبت به صحابه

س. خداوند در چند جا در قرآن کريم اصحاب را ستوده است آنجایی كه مى‌فرمايد: (الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ) یا آیه (الَّذينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إيماناً) و آيات زياد ديگرى که خداوند در آن اصحاب را مى‌ستايد و شيعيان مى‌گويند كه اصحاب در دوران حيات پيامبرŒ مؤمن بوده‌اند، امّا بعد از وفات او مرتد شده‌‌اند!

ج. در آياتي که ذکر کرده‌ايد، خداوند، مؤمنين را مي‌ستايد، امّا اشخاص مؤمن معرّفي نمي‌شوند؛ و مکرّر جواب داده‌ايم که اولاً برحسب صريح آيات قرآن، در بين اصحاب، افراد منافق کم‌و‌بيش بوده‌اند و با اين آيات، ايمان هرکس که ايمانش ثابت نباشد اثبات نمي‌شود و به زبان علمي، تمسّک به عموم عام در شبهه مصداقيه است. به‌علاوه، بقای هر مؤمن بر ايمان باوجود روايات صحيحه حوض[1] - که دلالت بر ارتجاع برخي دارد - به اين آيات ثابت نمي‌شود، درصورتي‌که در خطاب به پيغمبر‌(ص)  – اگرچه خطاب از قبيل: «إيّاكَ أعْني وَ اسْمَعي يَا جَارَة»[2] باشد، مي‌فرمايد: (وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ)[3] تکليف ديگران معلوم است؛

 

علاوه‌بر‌اينکه شأن نزول بعضي از اين آيات، اشخاص معيّن است و بر غير آنها نبايد تفسير شود، مثل آيه: (الَّذِينَ اسْتَجَابُوا للّٰهِ وَالرَّسُولِ)[4] و آيه: (الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ)[5] که به‌طورقطع شامل مثل ابوبکر، عمر و عثمان نمي‌شود.

شما تفاسير خودتان را ببينيد. آنها هيچ‌وقت چنين مواضع افتخارآميزي نداشتند.

در اينجا و موارد بسياري متأسفانه بيشتر اين سؤالات نسبت افترا به شيعه است؛ نسبت‌هايي که با هزاران مَن سريشم هم به شيعه نمي‌چسبد يا در مورد ديگران، ادّعاهايي است که تاريخ و حديث، آنها را ردّ مي‌کند.

 

 

[1]. بخاری، صحيح، ج7، ص208، و دیگر مصادر اهل‌سنّت.

[2]. به تو می‌گویم (تو را قصد می‌کنم) ای همسایه تو بشنو.

[3]. زمر، 65؛ «به تو و همه پيامبران پيشين وحى شده كه اگر مشرك شوى، تمام اعمالت تباه مى‏شود».

[4]. آل عمران، 172؛ «آنها كه دعوت خدا و پيامبر | را، پس از آن‌همه جراحاتى كه به ايشان رسيد، اجابت كردند».

[5]. آل ‌عمران، 173؛ «اينها كسانى بودند كه (بعضى از) مردم، به آنان گفتند: مردم [لشكر دشمن‏] براى (حمله به) شما اجتماع كرده‏اند از آنها بترسيد!؛ اما اين سخن، بر ايمانشان افزود و گفتند: خدا ما را كافى است و او بهترين حامى ماست».

موضوع: 
نويسنده: