وریز وجوهات
صبح دوشنبه ۲۲ شوال المکرم 1438 (۲۶ تیر ۱۳۹۶) مدير و مسئولان شبكه راديویی معارف با حضور در بیت مرجع عالیقدر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف، با ایشان دیدار  کرده و از توصیه های معظم له بهره مند شدند.   در ابتداي اين...
یکشنبه: 1 / 05 / 1396 ( )

علم غیب پیامبر و ائمه(علیهمالسلام)

س. کلینی در کتاب کافی می‌گوید: «أن الأئمة يعلمون متى يموتون وأنهم لا يموتون إلّا باختيار منهم؛ ائمه می‌دانند که چه زمانی می‌میرند و آنها جز با اختیار خودشان نمی‌میرند» و مجلسی در بحارالأنوار حدیثی را ذکر می‌کند که می‌گوید: «لم يكن إمام إلّا مات مقتولاً أو مسموماً؛ هیچ امامی نبوده مگر آنکه او را کشته‌اند یا مسمومش کرده‌اند»؛ اگر آن‌گونه که کلینی و حر عاملی گفته‌اند امام غیب می‌داند، پس امام آب و غذایی را که به او داده می‌شود اگر مسموم باشد می‌داند که مسموم است و اگر آن را بخورد و بمیرد خودکشی کرده است.

ج. مسئله علم پيغمبر اعظم‌(ص)  به غائبات و مالايدرک حسب العادة للنّاس ثابت است. مواردي که در مغيبات به آن خبر داده‌اند و اهل‌سنّت و شيعه همه روايت کرده‌اند، و شبهه و شک در آنها نیست از بس كه بسيار است در علم واسع آنها «بما کان وما يکون وما هو کائن» جاي شک نمي‌گذارد.

ما از شخص رسول اعظم‌(ص)  شروع مي‌کنيم که آن حضرت از «ما کان وما يکون وما هو کائن» در موارد متعدّد خبر داده‌اند، که علم او را به اين نوع موارد سه‌گانه ثابت مي‌نمايد، يعني هرکس مي‌فهمد علومي که اظهار کرده‌اند مختص به آن موارد خاص که به مناسبت، اظهار علم فرموده‌اند نيست.

 

از آيه شريفه (عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَم)[1] استفاده عموم مي‌شود؛ زيرا موصول، افاده عموم مي‌نمايد و همچنين (عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَم)[2] دلالت بر عموم دارد و به قرينه، دانسته مي‌شود که الف و لام در آن عهد است و مثل «أنَا مَدِينَةُ العِلْمِ وَ عَلِيٌ بَابُهَا»[3] دلالت بر اين دارد که پيغمبر‌(ص) ، شهر تمام علوم است و علي‌(علیه‌السلام)  هم باب آن شهر است.

اظهارنظر در حقيقت علم و اينکه این علم چگونه حاصل مي‌شود و حقيقت آن چيست، ورود در وادي بسيار وسيع و عميقي است که عقل‌هاي عادي؛ از فلاسفه و دیگران، هيچ‌يک حرف آخر را - که موجب اطمينان باشد - نزده‌اند.

حضرت رسول خدا‌(ص)  در علم به اشيا و معرفت حقايق، اعلم بشر و بلکه اعلم از ملائکه است كه معلّم الهي شديدالقوي به او آموخت و خداوند به او، ادب و فرهنگ تعليم کرد که فرمود:

«أدّبَني رَبّي وَ أحْسَنَ تأديبي».[4]

علم به زمان موت اشخاص و حوادث آينده، از علومي است که پيغمبر‌(ص)  از آنها خبر داده و از مشهورترين آنها خبر از قتل عمار به دست فئة باغيه است و نيز خبر از فتح مدائن و ساير فتوحات.

اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام)  و سایر امامان اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  باب شهر علم، يعني وارث علوم

 

پيغمبر أعظم‌(ص)  هستند و علم وسيع و فراگير آنها قابل‌انکار و مورد اعتراض نيست.

علم خدا و در مراتب بعد، علم انبيا، اوليا و اوصيا از آيات بزرگ الهي است.

به‌هرحال، اعتقاد شيعه نسبت به علم امامان‌(علیهم‌السلام)  برگرفته از اعتقادي است که به علم رسول خدا‌(ص)  دارد و اقتضای امامتي است که خدا حضرت ابراهيم خليل‌(علیه‌السلام)  را پس از آن ابتلا و آزمايش خاص، به آن برگزيد و پيامبران ديگر را که قرآن مجيد نام برده برحسب (وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا)[5] به آن افتخار بخشيد.

به تفصيل به سؤالات در اين موضوع - که حقیقت آن مانده است و استقبال ائمه‌(علیهم‌السلام)  از شهادت و قضاي الهي - ، وجوه مقبول متعددی گفته شده است که براي اطلاع از آنها، هرکسی بخواهد می‌تواند به کتاب‌هايي که پيرامون علم امام تأليف شده رجوع نمايد.

 

 

[1]. نساء، 113؛ «و آنچه را نمى‏دانستى، به تو آموخت».

[2]. علق، 5؛ «و به انسان آنچه را نمى‏دانست ياد داد!».

[3]. حاکم نيشابوری، المستدرک، ج3، ص126 - 127.

[4]. سیوطی، الجامع‌الصغیر، ج1، ص51؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج7،. ص214؛ مجلسی، بحارالانوار، ج16، ص210؛ ج68، ص328؛ ج108، ص222؛ «پروردگارم مرا ادب و تربیت کرد و این همراه با لطف و حلم و مهربانی بود».

[5]. انبیاء، 73؛ «و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما، (مردم را) هدايت مى‏كردند».

موضوع: 
نويسنده: