وریز وجوهات
بقیع، از چهارده قرن پیش تا امروز همواره زیارتگاه مسلمین و مرکز بیداری و تذکار خاطرات رجال و شخصیّت‌های بزرگ اسلام بوده است. این قبرستان، پس از روضه مقدّسه نبویّه، یکی از منابع مهمّ تاریخ اسلام است که وجود شخصیت‌های تاریخی اسلامی را اثبات و تأیید...
یکشنبه: 1 / 05 / 1396 ( )

عایشه از نظر شیعیان

 س. بعضى از شيعيان به عايشه تهمت مى‌زنند و او را به همان چيزى متهم مى‌کنند که اهل افک او را متهم کردند. به آنها گفته مى‌شود: اگر واقعيت امر چنان است، پس چرا پيامبرŒ و علی حدّ را بر او اجرا نکردند؟

ج. معاذ الله که شيعه چنين چيزي بگويد و زوجات پيغمبر اکرم‌(ص)  را در موضوع عفاف و پاک‌دامني به کمتر از اين و کمتر متّهم سازد.

اين شماييد که به عايشه با اين جسارت اهانت مي‌کنيد! اگر راست مي‌گفتيد و درست مي‌گوييد که عايشه را محترم مي‌داريد، اين تهمت را به شيعه نمي‌بستيد.

ولي شما حيا نداريد؛ نه از پيغمبر خدا حيا می‌كنيد و نه از عايشه!

معناي بستن اين تهمت به شيعه در نقض عفاف عايشه را ملتفت نمي‌شويد، يا با التفات و براي اينکه ذهن سنّي‌های‌ عوام را نسبت به شيعه اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  - که مذهب و عقائدشان را از اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  گرفته‌اند - مشوّش کنيد، مقام عفّت و پاک‌دامني عايشه را در برابر ديگران مخدوش می‌کنید!

بعضی از شيعه، موضوع داستان افک را ماريه قبطيه مي‌دانند[1] و اصلاً به عايشه ارتباط نمي‌دهند، ولي شما با کمال وقاحت مي‌گوييد كه چرا پيغمبر‌(ص)  به عايشه حدّ نزد؟ و چرا علي‌(علیه‌السلام)  بر او حدّ جاری نكرد؟!

 

چقدر بي‌شرم و نادان هستيد. از فهم و درک شما بيش از اين جهالت‌ها انتظار نيست و انصافاً لَکُمْ قُلُوبٌ لَاتَفْقَهُونَ بِهَا.[2]

شيعيان درباره عايشه، حرف‌ و حدیث‌ها و سؤالاتي دارند که تاکنون حتي بزرگترين علماي شما در پاسخ به آن عاجز بوده‌اند.

شيعيان مخالفت او را با این دستور اکيد پيغمبر اکرم‌(ص)  «هذِهِ الحُجَّة ثُمَّ ظُهُورُ الحصر»[3] بزرگ مي‌شمارند و مسئول جنگ جمل و آن فتنه بزرگ- که منتهي به آن خونريزي‌ها شد و باب فتنه‌هاي بعد را باز کرد که تا امروز اثر آن باقي است- را عايشه می‌دانند و با اينکه پيغمبر اکرم‌(ص)  از آن خبر داده بود که کلاب حوأب به او حمله مي‌کنند، از جنگ بازنگشت.[4]

 

 

[1]. قمی، تفسیر، ج2، ص99 - 100.

[2]. اشاره به آيه 179 سوره اعراف. «برایتان دل‌هايی است که با آن دل‌ها چیزی نمی‌فهمید».

[3]. هيثمى، مجمع‌الزوائد، ج3، ص214؛ ابن‌حجر عسقلانی، تهذيب‌التهذيب، ج11، ص95؛ «این حج(حجة‌الوداع) آخرین حج است سپس بر روی حصیرها ملازم خانه‌هایتان باشید».

[4]. ابن‌کثير، البدایة و النهایه، ج6، ص236؛ ابن‌حجر عسقلانی، فتح‌الباری، ج13، ص45؛ و دیگر كتب اهل‌سنّت.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: