وریز وجوهات
بسم اللّه الرحمن الرحيم قال اللّه الحکيم في کتابه الکریم: قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى تکريم و تجلیل از اهل البيت عليهم السلام و امامزادگان واجب التعظيم، بنابر حديث شريف ثقلين که مقبول فريقين می...
یکشنبه: 29 / 05 / 1396 ( )

عرضه ولایت حضرت علی(علیهالسلام)  بر انبیا

س. شيعيان مى‌گويند که هيچ پيامبرى نبوده است مگر آنکه به ولايت على دعوت كرده است و خداوند از پيامبران براى ولايت على پيمان گرفته است و چنان مبالغه کرده‌اند که شيخ تهرانى مى‌گويد که ولايت على بر همه چيزها عرضه شده است و هرچيزى که ولايت او را پذيرفته درست شده است و هرچيزى آن را نپذيرفته، فاسد و خراب گشته است!

به شيعه گفته مى‌شود که پيامبران به توحيد و اخلاص عبادت براى خدا و يگانه‌پرستى دعوت كرده‌اند نه به ولايت على آن‌گونه که شما ادّعا مى‌کنيد و اگر ولايت على چنان‌که شما ادّعا مى‌کنيد در صحيفه‌هاى همه پيامبران نوشته شده است، پس چرا فقط شيعيان آن را نقل کرده‌اند و کسی دیگر از آن خبر ندارد، چرا در قرآن که دربردارنده همه کتاب‌هاست، ذکر نشده است؟

 ج. در بررسي و مقايسه عقايد شيعه و سنّي - اگر غرض منصفانه باشد - بايد مباني و اصول اصليّه عقايد طرفين را که در اسلام و قرآن کريم مطرح است از توحيد، الهيّات، صفات جلاليه و جماليه، اسماء الله الحسني، نبوّت، معاد، ملائکه و امور ديگر و نظام حکومت را بررسي کرد، مثلاً در الهيّات، معتقدات طرفين امر را بررسي نمود که در کدام‌يک از دو مذهب، تنزيه خدا از صفات نقص بيشتر است و در کدام‌‌يک، اعتقادات به تنزيه خدا از جهل، جسمانيّت، عجز و ناتواني روشن‌تر و خالص‌تر است؟ کدام‌يک از دو مذهب بر اساس تعطيل و يا تشبيه است و کدام‌يک مذهبشان منزّه از تعطيل و تشبيه است؟

 

اگر مي‌خواهيد حقيقت و حقانيّت‌يابي کنید از اين نقاط شروع کنيد. آيات قرآن و سنّت رسول خدا و هدايت‌هاي اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  را بررسي کنيد تا اسلام خالص و توحيد پاک و منزّه از تعطيل و تشبيه را بيابيد و بشناسيد.

به حاشيه‌ها و اطرافي که اثبات يا نفي آنها و قبول و اعتقاد به آنها و عدم قبول آنها در ايمان دخالت ندارد، نپردازيد.

بررسي احاديث را به اهل‌فن واگذاريد. البته در بين صدها و بلكه هزارها حديث، احاديثي با مضامين اعجاب‌انگيز و موجب استبعاد از جهت متن وجود دارد و اگر بررسي تام انجام بگيرد، اين‌گونه احاديث در کتاب‌هاي اهل‌سنّت فراوان‌ است؛ به سيري در صحيحين رجوع نماييد و به کتاب ابوهريره و کتاب شيخ‌المضيره و کتاب‌هاي ديگر بنگريد.

به‌علاوه در احاديث، مثل قرآن، بخش متشابهات آن را بايد از محکمات تميز داد. درعين‌حال به صرف استغراب مضمون، نمي‌توان حديثي را رد کرد.

از سوي ديگر، مسئله اسناد حديث نيز بسيار وسيع و گسترده است و حاصل اینکه با اينکه مضمون اين احاديث را - که در اينجا به آن اشاره کرده است – غيرقابل‌قبول نمي‌دانيم، حقايق و واقعيات خيلي بيش از آن است که ما از آن اطلاع داريم، بلکه علما از آنها اطلاع دارند.

شما به پيش‌داوري گرفتار هستيد. آيا اگر به اين معاني، رواياتي در وصف عمر و ابوبکر بلکه معاويه باشد آن را به اين نحو به باد رد مي‌گرفتيد؟ يا چون در فضيلت اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  است موضع انکار مي‌گيريد؟!

در پايان تکرار مي‌کنم مضمون يک روايت را نمي‌توان به همه شيعه يا همه سنّي‌ها يا همه مسلمانان نسبت داد حتّي اگر غرابت هم نداشته باشد.

 

نويسنده: