وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»(1) اللهم صل علی محمّد و ال محمّد السلام علی مولانا المهدي صاحب الزّمان و معلن أحکام القرآن و باسط الأمن والأمان...
یکشنبه: 7 / 03 / 1396 ( )

عصمت حضرت علی(علیهالسلام)  و عدم دفع مفاسد

س. کلينى نقل مى‌کند که يکى از ياران على از امام خواست تا آنچه را که خلفاى گذشته خراب و فاسد کرده‌اند اصلاح کند، امّا على نپذيرفت و گفت: اگر اين کار را بکند لشکريانش از اطراف او پراکنده خواهند شد. با اينکه تهمت‌هايى که شيعيان به خلفاى قبل از على مى‌زنند شامل چيزهايى است که مخالف با قرآن و سنّت است. آيا اينكه على با اين مخالفت‌ها مبارزه نكرد، با عصمتى که شيعه ادّعا مى‌کنند همخوانى دارد؟

ج. استيلای نااهلان، در يک مدّت طولاني حدود يک ربع قرن موجب شد که – علاوه‌بر آن بدعت بزرگِ حکومت بر اساس استيلا و غلبه - بدعت‌هايي ظاهر شود.

به اين جهت، خلافت بر اساس موازين شرعي و بازگرداندن مردم به اصل و به سيره رسول خدا‌(ص)  دشوار بود و در آن شرايط - که دنیاطلبان، زمامداري علي‌(علیه‌السلام)  را با منافع کلان خود معارض مي‌ديدند و از سوي ديگر معاويه که از زمان عثمان نقشه ادامه حکومت بني‌اميّه را بر عالم اسلام در سر مي‌پروراند و ترتيبات و برنامه‌هايي داشت که بعد از عثمان همان تسلّط و همان بي‌بند‌و‌باري‌ها و استثمار مردم به‌وسيله بني‌اميه و دست‌پروردگان آنها حاکم و رايج باشد - براي اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام) ، سياست لغو و الغای آن منش‌ها و خودکامي‌ها با مشکلات و موانع بزرگي روبرو بود.

او کسي بود که در آن شوراي آن‌چناني عمل به سيره شيخين را ردّ کرد و اسلام را در محدوده قرآن و سنّت رسول خدا‌(ص)  و سيره قولي و عملي آن حضرت و درک و علم خود اعلام نمود.

 

اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام)  مي‌خواست مردم را به اسلام خالص و پاک از بدعت‌ها و ضلالاتي که احداث شده بود برگرداند و مي‌فرمود:

«لَوْ قَدِ اسْتَوَتْ قَدَمَايَ مِنْ هَذِهِ الْمَدَاحِضِ لَغَيَّرْتُ أَشْيَاءَ».[1]

به‌طور‌مثال يکي از بدعت‌هايي که رايج شده بود تفاوت در توزيع بيت‌المال بود که مورد اعتراض آنها که پول زیادی را مي‌گرفتند شد و از علي‌(علیه‌السلام)  جدا شدند و بيعت با حضرت را شکستند و جنگ جمَل را به‌پا کردند. نزد علي‌(علیه‌السلام) ، عرب، عجم، مهاجر، انصار، سفيد و سياه همه علي‌السواء مسلمان‌اند.

علي‌(علیه‌السلام)  از همه به احکام دين عالم‌تر، آگاه‌تر و منزّه و بالاتر از اين بود که کاري خلاف عصمت از او صادر شود. او به حکم آيه تطهير[2]، مطهّر و پاک بود و به نصّ پيغمبر‌(ص)  با حق[3] و قرآن[4] بود و از آنها جدا نمي‌گرديد و آنها هم از او جدا نبودند.

خدا او را به ولايت برگزيده و کسي که برگزيده خدا به ولايت باشد معصوم است و در عصمت او هرکس شک کند - العیاذ بالله - به خدا شک کرده است.

 


[1]. نهج‌البلاغه، حکمت 272 (ج4، ص66)؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج19، ص161؛ «اگر از این فتنه‌ها و لغزشگاه‌ها با قدرت بگذرم و لغزش پیدا نکنم خیلی چیزها را دگرگون می‌کنم».

[2]. احزاب، 33.

[3]. ابن‌عساكر، تاریخ مدینة دمشق، ج20، ص361.

[4]. حاكم نیشابوری، المستدرك، ج3، ص124.

نويسنده: