وریز وجوهات
اللّهم صلّ علي علي بن موسي الّرضا المرتضي الامام التّقيّ النّقيّ و حجتك علی من فوق الارض و من تحت الثّری الصدّيق الشّهيد صلوةً كثيرةً تآمّةً زاكيةً متواصلةً متواترةً مترادفة كافضل ما صلّيت علی احدٍ من اوليائك     اگر انسان در سخن...
جمعه: 27 / 05 / 1396 ( )

 سكوت حضرت علی(علیهالسلام)  در قضیه منع از كتابت وصیّت

س. چرا وقتى پيامبرŒ قبل از وفاتش خواست براى اصحاب چيزى بنويسد که هرگز بعد از او گمراه نشوند، على چيزى نگفت با اينکه او آن مرد شجاعى است که از هيچ‌کس جز خدا هراسى ندارد؟!

ج. واقعاً عجيب است. اولاً همه بني‌هاشم از زن و مرد گفتند که عمر با آن درشت‌گويي مانع شد و نزاع پيش آمد، که پيغمبر‌(ص)  ملاحظه کرد و الّا آنها همان‌جا با پررويي به آن حضرت جسارت را بيشتر مي‌کردند و جلسه منتهي به ضرب آن حضرت يا قتل او مي‌شد و ثانياً چرا نمي‌گوييد که چرا عمر مانع شد که پيغمبر‌(ص)  وصيّت خود را بنمايد![1]

با اين حساب، شما لابدّ به خود پيغمبر‌(ص)  نيز اعتراض داريد که چرا مي‌خواست وصيّت کند!

در يک چنين موضوع شفاف و روشني، اين‌گونه حق را ترک مي‌کنيد؟ شما و همه سنّی‌ها جواب خدا و جواب رسول خدا‌(ص)  را چگونه مي‌دهيد؟

 

 

[1]. بخاری،  صحيح، ج5، ص137 – 138؛ مسلم نیشابوری، صحيح، ج5، ص76؛ و دیگر مصادر مهم اهل‌سنّت.

نويسنده: