وریز وجوهات
صبح پنج‌شنبه 20 مهرماه 1396، جمعی از اساتید و طلاب حوزه‌ علمیّه کرج با حضور در دفتر مرجع عالیقدر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف با ایشان دیدار، و از توصیه‌های دلسوزانه این مرجع عالیقدر بهره‌مند شدند. معظّم له پس از شنیدن گزارشی از...
دوشنبه: 1/آبا/1396 (الاثنين: 2/صفر/1439)

 محوریّت حضرت علی (علیهالسلام)  در بین انصار

س. علماى شيعه همواره بيان مى‌کنند که انصار، دوستداران على بوده‌اند و در جنگ صفين در لشکر على قرار داشتند.

به شيعه مى‌گوييم: اگر چنين است چرا خلافت را به على ندادند؟ به نظر ما ديدگاه و نظر انصار و مهاجرين از نظر و ديدگاه‌هاى دیگر درست‌تر است.

بنابراين مى‌بينيم که کتاب‌هاى شيعه که انصار را مى‌ستايند، آنها را مرتد مى‌نامند و مى‌گويند كه در واقعه سقيفه به عقب باز گشتند و مرتد شدند!

شیعه با مقياس عجيبى، اصحاب رسول خداŒ را مورد سنجش و ارزيابى قرار مى‌دهند، اگر در کارى از کارها با على باشند، بهترين مردم خواهند بود و اگر در کنار مخالفان على باشند يا بهتر بگوييم در جهتى که على مى‌خواهد نباشند، مرتد و منافق هستند!

ج. اين شرحي را که در اين پرسش نوشته، تعجّب‌انگيز است و حاکي از بي‌اطّلاعي از جوّ حاکم بر مدينه به‌واسطه ارتحال غم‌بار رسول خدا‌(ص)  است.

وضع اجتماعي و سياسي خاصي فراهم شده بود. اکثريّت مردم آماده براي پذيرش آن جوّ و مسئوليت‌هايي که پيش آمد نبودند.

يک تشکل رياست‌خواه فعّال شد و در حال بُهت و حيرت‌زدگي ديگران وارد عمل شدند.

جريان، بسيار عجيب و غيرقابل‌توصيف شد. نگراني‌هاي گوناگوني بر سر مردم سايه انداخته بود. بسياري اين انديشه را داشتند که آيا ولايت علي‌(علیه‌السلام)  همان‌گونه که

 

پيغمبر اکرم‌(ص)  تعيين کرده بود استقرار مي‌يابد؟ از سوي ديگر بيم از وقوع جنگ داخلي و سقوط مرکزيّت مدينه بيشتر از هر چیز، اشخاص را از معارضه بازمي‌داشت.

به‌طور‌رسمي تا آن زمان، ولايت علي‌(علیه‌السلام)  را تجربه نکرده بودند. آنها که در دل با اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  بودند و با فاطمه زهرا‌(علیها‌السلام) همدردي داشتند و مهاجر و انصار - غير از يک گروه خاص که دست به کار تصرّف امارت بر مردم شدند و تا آنجا پيش رفتند که به فکر ترور پيغمبر‌(ص)  افتادند و در حادثه يوم‌الخميس[1] به آن شدّت و صراحت با پيغمبر خدا معارضه و مخالفت کردند - و سايرين مي‌دانستند که در اين وضعي که پيش آمده، علي‌(علیه‌السلام)  اقدام به جنگ نخواهد نمود و از همان مواضع آرام، امر به معروف، تظلّم به امّت و اظهار مظلوميت، به درگيري و مقاتله تن نمي‌دهد و درنتيجه فتنه به اين جهات پيروز شد.

مهاجر و انصار هم همين موضع حکيمانه و محافظت اسلام را درک مي‌کردند و مي‌دانستند در اين اوضاع، علي‌(علیه‌السلام)  از مصلحت اسلام چشم‌پوشي نخواهد کرد و به جنگ داخلي - که خطر اضمحلال اسلام را داشت - اقدام نمي‌کند.

غرض اينکه همه آن اوضاع گوياي حقّانيت علي‌(علیه‌السلام)  بود و موضع انصار هم به شهادت تاريخ، موضع حمايت از علي‌(علیه‌السلام)  و اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  بود و لذا دشمنان اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  از کينه‌ورزي و هرگونه ظلم و ستم در حقّ آنها کوتاهي نداشتند و زن و مرد آنها را هرکدام بيشتر در اين خصوصيت بقا بر عهد و پيماني که با پيغمبر‌(ص)  داشتند وفادارتر بودند بيشتر اذيّت مي‌کردند و يکي از علایم نفاق آنها علاوه‌بر آن علامت قطعي نفاق - که بغض علي‌(علیه‌السلام)  بود[2]- دشمني و بغض انصار بود.

 


[1]. بخاری، صحيح، ج4، ص31، 65 - 66؛ ج5، ص137؛ مسلم نیشابوری، صحیح، ج5، ص75 - 76.

[2]. اشاره به روایت «یا عليّ لایُحبُّکَ الّا مؤمنٌ وَلا یُبغِضُکَ الّا مُنافقٌ»؛ مسلم نیشابوری، صحیح، ج1، ص61؛ ابن‌جبر، نهج‌الایمان، ص454.

نويسنده: