وریز وجوهات
مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی، همزمان با سی‌اُمین نمایشگاه بین المللی کتاب، از سه اثر جدید معظّم له رونمایی کرد. دوره سه جلدی کتاب "فضائل العترة الطّاهرة علیهم‌السلام" حاصل برخی مطالعات و یادداشت‌های معظّم له از حدود...
شنبه: 6 / 03 / 1396 ( )

خویشتن‌داری حضرت علی(علیهالسلام)   در زمان خلفا

 س. شيعه و اهل‌سنّت همه بر اين اجماع دارند که على فرد بسيار شجاع و دليرى بوده است که کسى به گرد پاى او نمى‌رسيد و او در راه خدا، از ملامت هيچ ملامت‌کننده‌اى نمى‌ترسيد.

آيا بعد از وفات پيامبر‌(ص)  شجاعت على تمام شد و به‌خاطر اين با ابوبکر بيعت کرد؟ و سپس بعد از او با عمر بيعت نمود؟ و سپس بعد از عمر بلافاصله با عثمان بيعت کرد؟ آيا نمى‌توانست حتى برای يک بار بالاى منبر پيامبر‌(ص)  برود و با صداى بلند اعلام کند که خلافت از او غصب شده است، و از دیگران سزاوارتر است، چون او وصی پیامبر‌(ص)  است؟ چرا چنین نکرد؟

ج. جواب از اين پرسش واضح است. علي‌(علیه‌السلام)  خلافت را به معناي ساير حقوق شخصي، حقّ خود نمي‌دانست بلکه او، خود را برگزيده خدا و پيغمبر‌(ص)  براي اقامه دين و حفظ اسلام و مصالح امّت و مديريّت جامعه مي‌دانست.

در اين مسير، مواضع حضرت حفظ حقوق همگان بود. در امر خلافت و استنکار وضعي که جلو آمد، با امتناع خود و نيز امتناع و مخالفت بني‌هاشم با دستگاه حاکمه، آنها را محکوم کرد و بر اساس همان وظيفه و مسئوليتي که داشت با آنها که در آن شرايط فقط به استبداد و به امر رياست مي‌انديشيدند و از جنگ و نزاع فيزيکي که در آن اساس اسلام را به خطر مي‌انداخت پرهيز نداشتند، به همان حدّ اعتراض زباني و اعلام موضع اکتفا کرد.

 

کسي نيست که در تاريخ، مختصر تحليل و دقّتي داشته باشد و اين را نداند كه حضرت علي‌(علیه‌السلام) ، بني‌هاشم و خاندان پيغمبر‌(ص)  در مقابل حزب ابوبکر و عمر بودند و علي‌(علیه‌السلام)  در تمام طول حکومت اين سه نفر، هيچ مقام رسمي عهده‌دار نگرديدند و به‌عبارت‌ديگر عامل حکومت نگرديدند، ولي براي حفظ اسلام با آنها مماشات مي‌فرمود.

او در مناسبات مختلف، عدم رضايت و عدم موافقت خود را از آن استبدادي که به اسم بيعت و فرصت‌طلبي جلو آمد اظهار مي‌کرد و اين از عجايب صبر و خويشتن‌داري است که شخصی با آن مقام شجاعت - که شما و همه آن را مي‌ستايند - بر آن حق‌کشي ظاهر صبر کند و به‌زور بازو و کشيدن شمشير، مخالفان را سرکوب نکند.

در مقام محکوم‌نمودن آنها چه اعلامي از اين ظاهرتر است که در آن شوراي بسيار سياسيِ شش‌نفري صداي شکايت علی‌(علیه‌السلام)  که مي‌فرمايد:

«فَيَا للهِ وَلِلشُّورَى مَتَى اعْتَرَضَ الرَّيْبُ فِيَّ مَعَ الْأَوَّلِ مِنْهُمْ حَتَّى صِرْتُ أُقْرَنُ إِلَى هَذِهِ النَّظَائِرِ».[1]

به گوش دنيا مي‌رسد، در این شورا ‌وقتي پيشنهاد به علي‌(علیه‌السلام)  را مشروط به عمل به سيره ابوبکر و عمر مي‌کنند، حضرت رسماً آن را نمي‌پذيرد و بي‌اعتباري آن را اعلام مي‌کند.

 


[1]. نهج‌البلاغه، خطبه3 (ج1، ص34 – 35)؛ سبط ابن‌جوزی، تذکرة‌الخواص، ص118؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج1، ص184؛ «پناه می‌برم به خدا از این شورا، در کدام زمان در برابر شخص اولشان در خلافت مورد تردید بودم تا امروز با اعضای شورا برابر شوم، مرا همانند آنها پندارند».

موضوع: 
نويسنده: