وریز وجوهات
صبح امروز 5 شعبان المعظم 1439 (2 اردیبهشت1397) آقای دکتر کنعانی رئیس جدید دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران در مصر با حضور در بیت مرجع عالیقدر حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف با معظّم له دیدار کرد. ایشان در ابتدا، به تشریح بخشی...
چهارشنبه: 5/ارد/1397 (الأربعاء: 9/شعبان/1439)

عدم بیعت حضرت علی(علیهالسلام)  با خلفا

 س. شيعه می‌گويند: ابوبکر و عمر کافر بوده‌اند. سپس مى‌بينيم که على خلافت آنها را مى‌پسندد و با هريک، پس از ديگرى بيعت کرده است، لازمه بیعت این است که علی معصوم نباشد چون با دو کافر ناصبی ستمگر بیعت کرده است و با این بیعت آنها را تأیید نموده است؟

ج. اين هم، باز افترا به شيعه است. شيعه، آنها را کافر اصطلاحي نمي‌شمرد و با آنها در روابط، همان موضعي را که با ساير مسلمانان داشتند و اينک هم دارند، كه همه مسلمانان را به وحدت و اتحاد جبهه واحد در برابر شرق و غرب دعوت مي‌کنند.

و امّا بيعت، مسلّم و قطعي است که بني‌هاشم و شيعيان اميرالمؤمنين علي‌(علیه‌السلام)  از بيعت با ابوبکر امتناع داشتند. اصل عدم بيعت آنها و غضب فاطمه زهرا‌(علیها‌السلام) به ابوبکر و عمر مورد اجماع و اتفاق است،[1] ولي بيعت امام‌(علیه‌السلام)  با آنها مورد حرف و انکار است که قدرمسلّم اين است که بيعت به رضا، طيب نفس و عدم اکراه محقّق نشده است، بلکه بيعت ديگران هم بدون تهديد و ارعاب واقع نشد و غير از عمر کسي با رضايت بيعت نکرد، لذا اهل‌سنّت مي‌گويند: بيعت و حکومت به بيعت يک نفر منعقد مي‌شود. عمر، خودش بيعت کرد و سايرين را با الزام و اکراه و درواقع يک کودتا به بيعت واداشت.

 

به‌هر‌حال، عدم بيعت اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  با ابوبکر ثابت است و وقوع آن بعد از امتناع ثابت نيست و آنها که خبر از وقوع بعد از امتناع مي‌دهند، نمي‌توانند بدون اکراه آن را ثابت کنند و نقل مي‌کنند كه در جريان آن بيعت‌گرفتن، اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام)  مشت دست خود را بسته بودند. هرچه خواستند باز کنند ميسر نشد و ابوبکر خود جلو آمد و دستش را روي دست آن حضرت گذارد.[2]

 

 

[1]. بخاری، صحيح، ج4، ص42.

[2]. مسعودی، إثبات‌الوصيه، ص146.

نويسنده: