وریز وجوهات
اشاره: 27 شهریورماه در روزشمار جمهوری اسلامی ایران به نام روز شعر و ادب فارسی نامگذاری شده است. نامیدن این روز به این عنوان، نشان از اهمّیّت شعر و ادب و نقش عظیم آن در جهت‌دهی تاریخ دارد. نظر به این اهمّیّت، یادداشت حضرت آیت الله العظمی صافی...
شنبه: 1 / 07 / 1396 ( )

 سكوت حضرت علی(علیهالسلام)  مقابل شورا

س. عمر قبل از وفاتش شوراى شش‌نفره‌اى را تعيين کرد، سپس سه نفر از آنها دست کشيدند و بعد عبدالرحمن ‌بن‌ عوف کنار کشيد و عثمان و على باقى ماندند. پس چرا على از همان اوّل نگفت که درباره او به خلافت وصيّت شده است؟

ج. سزاوار اين بود که نخست در وجه شرعيّت خلافت به تعيين اين شورا و هويّت آن سخن بگوييد و بگوييد كه اين اختيارات را از کجا و طبق چه آيه و روايتي اين دو نفر به دست آوردند؟ مگر تعيين خليفه به سليقه، جوسازي و نظر شخصي و فردي است؟

در اينجا چهار گزينه جلو آمد: نخست، گزينه الهي حضرت رسول اکرم‌(ص)  که در رسمي‌ترين صورت و اجتماع، در غديرخم[1] به امر خدا و با نزول آيه تبليغ[2] با آن تأکيد شديد ابلاغ شد و علاوه‌برآن پيغمبر‌(ص)  مي‌خواست در مرض موتش به کتابت بنويسد که پس از آن گمراه نگردند که با معارضة‌ رودررو، اهانت‌آميز، جسارت، بي‌ادبي و بي‌احترامي آن مرد روبرو شد و درحالي‌که پيامبر عزيز اوقات پاياني عمر خود را طيّ می‌نمود، در همين جلسه که همه مخصوصاً خويشاوندان آن حضرت مي‌خواستند که به دستور پيغمبر‌(ص)  عمل شود و قلم و کاغذ حاضر

 

کنند، عمر فرياد زد: «قَدْ غَلَبَ عَلَيْهِ الوَجَعُ وَعِندَکُمُ القُرآن حَسبُنا کِتٰابُ الیه»[3].

غوغا و دعوايي به‌پا کرد که بيم ضرب و محاربه می‌رفت، بنابراین پيامبر‌(ص)  آنها را به بيرون‌رفتن از مجلس امر فرمود که بيش از اين سابقه سوء تاريخي براي خود درست نکنند.

گزينه ديگر سقيفه بني‌ساعده و آن آشوب و آن جوّي را که ساختند و شتابي که براي تصرّف امارت و حکومت کردند که بدن پيغمبر خدا‌(ص)  روي زمين بود و هنوز مراسم تغسيل و تکفين انجام نشده بود که مردم را غافل‌گير کردند و بعد هم جمعي را با زور و ارعاب و برخي را هم به‌عنوان مصلحت فوري به سکوت يا بيعت واداشتند و با مخالفت بني‌هاشم و خليفه منصوص و جمعي از طرف‌داران و وابستگان به بني‌هاشم، خود را حاکم قرار دادند.

گزينه سوم، تعيين جانشين بود که ابوبکر انجام داد و از پيش خود اين گزينه را انتخاب کرد و عمر را وليعهد خود نمود. آنچه که مورّخين اهل‌سنّت مي‌گويند اين است که ابوبکر در‌حالي‌که در شدّت بيماري بود گاه از هوش مي‌رفت و گاه به هوش می‌آمد، عثمان وصيّت او را مي‌نگاشت. وقتي به نوشتن اسم جانشين او رسيد، ابوبکر از هوش رفت ولي عثمان از پيش خود اسم عمر را نوشت. وقتي به هوش آمد از عثمان پرسيد. او هم گفت که اسم عمر را نوشته و او هم تأييد کرد[4] و به اين کيفيت، عمر به حکومت رسيد.

آنچه در اينجا زير سؤال است اينکه با اين حال که ظاهر بود ابوبکر حال و هوشي ندارد؛ نه عمر - که شخصاً با وصيّت پيغمبر‌(ص)  مخالفت کرد و «غَلَبَ عَلَيْهِ الوَجَعُ»

 

را گفت - اينجا ايراد و اعتراضي كرد و نه ديگران و وابستگان او.

نکته ديگر - که حدس بعضي محقّقين است - اين است که اگر هم ابوبکر مي‌خواست نام عمر را بنويسد ولي از هوش رفت و در همان بي‌هوشي، عثمان اين برنامه را تمام کرد. خلاصه، اوضاع خاصي حاكم شده بود.

گزينه چهارم، شورا بود، آن هم نه شوراي آزاد، بلکه شوراي محدود به شش نفر و مشروط به شرايط خاص.

اين گزينه هم اختراع شخص عمر بود و چنان طراحی شده بود که اميرالمؤمنين علی‌(علیه‌السلام)  انتخاب نشود.

اينها حقايق اصيل تاريخ است که هرکس تاریخ را منصفانه و بدون پیش‌داوری مطالعه کند به اين مطالب مي‌رسد. شما هم اگر كتاب‌های معتبر خودتان را ملاحظه كنيد به اين مطلب خواهيد رسيد.

 

 

[1]. حديث غدير را می‏توانيد در منابع زیر ملاحظه نماييد: احمد بن حنبل، مسند، ج4، ص281، 372؛ نسائی، خصائص اميرالمؤمنين، ص93 - 98؛ همو، السنن‌الكبری، ج5، ص45؛ حاكم نيشابوری، المستدرك، ج3، ص109؛ و دیگر منابع اهل‌سنّت.

[2]. مائده، 67.

[3]. بخاری، صحيح، ج5،‌ ص137 - 138؛ مسلم نیشابوری، صحيح، ج5، ص76؛ و ديگر مصادر شیعه و اهل‌سنّت.

[4]. ر.ک: ابن‌اثیر جزری، الكامل فی التاریخ، ج2، ص425.

موضوع: 
نويسنده: