وریز وجوهات
امروز سه شنبه، ۸ فروردین  ۱۳۹۶ ، جناب آقای سید مهدی صادقی، استاندار قم به همراه جمعی از مدیران اجرایی استان قم  با مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی دامت برکاته دیدار و گفتگو کردند. در این دیدار مرجع عالیقدر با تأکید بر...
پنجشنبه: 10 / 01 / 1396 ( )

توطئه شورای شش‌نفره

س. شيعه مى‌گويد: ابوبکر و عمر خلافت را از على غصب کردند و عليه او توطئه نمودند تا او را از رسيدن به خلافت بازدارند.

ما مى‌گوييم: اگر آنچه شما مى‌گوييد درست است، پس چرا عمر، على را جزو افراد شورا قرار داد؟ اگر او را از شورا بيرون مى‌کرد چنان‌که سعيد بن زيد را بيرون کرد، هيچ‌کس اعتراض نمى‌کرد؟

پس آنها او را در جايگاهش قرار دادند. آنان شايسته‌ترين و برترين را مقدّم نمودند و على را با کسانى که در سطح او بودند برابر کردند.

و بعد از کشته‌شدن عثمان، مهاجرين و انصار بلافاصله با او بيعت کردند. آيا کسى گفته است که يکى از مهاجرين و انصار به‌خاطر بيعت گذشته‌اش با ابوبکر و عثمان از على معذرت‌خواهى نموده است؟

ج. داستان شورا، هم توطئه‌ای عليه علي‌(علیه‌السلام)  بود. جوّ سياسي و محيط ديني اقتضا مي‌کرد که مردم مستقيماً به سوي علي‌(علیه‌السلام)  بروند. اينهايي که عمر، آنها را به‌عنوان شورا معرفي کرد، هيچ‌کدام موقعيت و مقبوليّتي نداشتند که در شرايط عادي کسي به سوي آنها برود و اظهار تمايل کند.

اين شورا به‌اصطلاح بسيار سياستمدارانه طرح شد؛ هم پنج نفر را که اصلاً هم‌سنگ و هم‌طراز علي‌(علیه‌السلام)  نبودند، هم‌طراز او معرفي کرد و هم طوري بود که بازگشت جريان ردّ به اصل را مانع مي‌شد؛ چنان‌که در تعيين عمر از جانب ابوبکر نيز همين برنامه بود. اگر

 

ابوبکر آن دخالت غيرمشروع را نمي‌کرد، علي‌(علیه‌السلام)  خودبه‌خود - که برگزيده بود - برگزيده مي‌شد.

قراردادن علي‌(علیه‌السلام)  در آن شورا، خودش يکي از ظلم‌هاي بزرگ بر آن حضرت بود.

چرا خود را به کوري و کري مي‌زنيد! اينها کسي نبودند که با علي‌(علیه‌السلام)  هم‌طراز شوند. لذا علي‌(علیه‌السلام)  در خطبه معروف شقشقيه شکايت مي‌کند و مي‌فرمايد:

«حَتَّى إِذَا مَضَى‏ لِسَبِيلِهِ‏ جَعَلَهَا فِي جَمَاعَةٍ زَعَمَ أَنِّي أَحَدُهُمْ فَيَا للهِ وَ لِلشُّورَى مَتَى اعْتَرَضَ الرَّيْبُ فِيَّ مَعَ الْأَوَّلِ مِنْهُمْ حَتَّى صِرْتُ أُقْرَنُ إِلَى هَذِهِ النَّظَائِرِ».[1]

آنها او را در جايگاهي قرار ندادند به گمان خودشان از جايگاه عالي و رفيعش که احدي از صحابه به‌مانند او نبود او را به زير آوردند.

شما در زمان ما و در همه اعصار، اين سياست‌بازي‌ها را مي‌بينيد. تعجّب است كه مي‌گوييد آنان، يعني اهل شورا شايسته‌ترين و برترين را انتخاب نمودند!

واقعاً اين سخن را از سر فهم و شعور مي‌گوييد؟! عثمان را بر کدام‌يک از صحابه مي‌توان در صلاحيت مقدم دانست؟ به قول سيد‌قطب: اين از سوءحظ و بداقبالي مسلمين بود که باوجود شخصيتي، مثل علي‌(علیه‌السلام)  عثمان زمامدار شود؛[2]

 

لعل و مرجان را چه کس گفته است مانند خزف
جــان علوي را که نــسبت داد با نــقش جـدار

 

بعد از عثمان، آن اقبال کذايي مردم و التماس همگاني از آن حضرت، همه اظهار پشيماني، ندامت و معذرت بود. بعد شما مي‌گوييد کسي معذرت‌‌خواهي نکرد!

پس مي‌توان نتيجه گرفت که اساس بنيان شورا براي اين بود که حضرت علي‌(علیه‌السلام)  را کنار بگذارند و الا اگر اين شورا نبود حتماً و مسلماً مردم حضرت علي‌(علیه‌السلام)  را انتخاب مي‌نمودند.

 

 

[1]. نهج‌البلاغه، خطبه3 (ج1، ص33 – 35)؛ سبط ابن‌جوزی، تذكرة‌الخواص، ص118؛ ابن ابی‌‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج1، ص184؛ «تا دوران عمر سپری شد و عمرش به پایان رسید و به راه خود رهسپار شد. او خلافت را در گروهی قرار داد که پنداشت من هم‌سنگ آنان و یکی از آنها هستم. پناه بر خدا از این شورا در کدام زمان در برابر شخص اولشان در خلافت مورد تردید بودم تا امروز با اعضای شورا برابر شوم؟ که هم‌اکنون مرا همانند آنها پندارند، و در صف آنها قرارم دهند؟».

[2]. سیدقطب، العدالة‌الاجتماعیة فی الاسلام، ص154.

نويسنده: 
کليد واژه: