وریز وجوهات
عصر امروز چهارشنبه  ٢٣ جمادي الثانيه ١٤٣٨، مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سبحانی با حضور در بیت مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی، با معظم له دیدار کردند.  
پنجشنبه: 10 / 01 / 1396 ( )

 عصمت اهل‌بیت(علیهمالسلام)

 س. شيعيان ادّعا مى‌کنند که ائمه معصوم‌اند اما به‌اتفاق همه، کارهايى از ائمه سرزده که با عصمت ايشان منافى و متضاد است، به‌عنوان‌مثال:

- حسن بن على با پدرش على در اينکه به جنگ کسانى برود که مى‌خواهند انتقام خون عثمان را بگيرند مخالف بود.

- حسين بن على در قضيه صلح با معاويه با برادرش حسن مخالف بود.

- بعضى از کتاب‌هاى شيعه از على روايت کرده‌اند که گفت: از گفتن حق به من يا ارایه مشورت عادلانه ابا نورزيد، زيرا من از خطا و اشتباه ايمن نيستم.

ج. مطيع‌ترين افراد از اميرالمؤمنين شخص امام‌حسن‌(علیه‌السلام)  بود. نگرش آنها به مطالب و مسائل يکسان بود و اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام)  براي جنگ و جهاد با کساني که خون‌خواه عثمان باشند خارج نگشت، آنها خود غيرمستقيم از کشندگان عثمان بودند.

عايشه، طلحه و زبير برافروزنده آتش انقلاب مسلمانان عليه عثمان بودند و مردم را به قتل او تحريص مي‌کردند و «اقْتُلُوا نَعْثَلًا فَقَدْ كَفَر»[1] مي‌گفتند.

مخالفت امام‌حسن‌(علیه‌السلام)  در هيچ‌يک از مصادر شيعي و مصادر معتبر سنّي نقل نشده است و همچنين مخالفت حضرت امام‌حسين‌(علیه‌السلام)  با حضرت امام‌حسن‌(علیه‌السلام)  هرگز واقع نشد.

 

اجراي امر با امام‌حسن‌(علیه‌السلام)  بود و حضرت امام‌حسين‌(علیه‌السلام)  نسبت به امام‌حسن‌(علیه‌السلام)  کمال ادب و احترام را رعايت مي‌نمود.

شما با اين گفته‌ها شيعه را زير سؤال نمي‌بريد، بلكه حضرت رسول‌(ص)  را که آنها را دو سيد جوانان اهل بهشت معرفی مي‌فرمود[2]، و می‌فرمود: «الحسن والحسین امامان قاما أوقعدا»[3] زير سؤال قرار مي‌دهيد؟ شما قرآن، آيه مباهله[4] و آيه تطهير[5] را ردّ مي‌کنيد!

امّا اينکه از حضرت اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام)  روايت کرده‌ايد كه من از خطا و اشتباه ايمن نيستم و از شدّت بغض و دشمني که با آن حضرت داريد مي‌خواهيد از کسي که به نصّ قرآن و نصوص صحيحه متواتر از حضرت رسول خدا‌(ص) ، داراي مقام عصمت است، نفي عصمت نماييد، همين کلام، همين سخنراني و خطبه‌اي که اين جمله در آن است: «فَإِنِّي لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَلَا آمَنُ‏ ذَلِكَ‏ مِنْ فِعْلِي إِلَّا أَنْ يَكْفِيَ اللهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي»[6]‏ را از صدر تا ذيل بخوانيد.

مسلمان‌ها همه بخوانند و دنيا بخواند. اين خطبه‌ و اين اظهار موضع از آن حضرت، دليل بر عظمت مقام او در همه فضایل و کمالات است.

اگر هيچ موضعي از آن حضرت غير از مواضعي که در اين خطبه از خود نشان داده

 

است نبود، براي اينکه همه او را بعد از رسول اکرم‌(ص) ، اعظم خلایق معرفي نمايند، کافي است.

اين خطبه برهان مبین است، اوج معرفت و تواضع مخلوق را در برابر خالق نشان مي‌دهد. اين خطبه نشان مي‌دهد که انسان تا کجاها بالا مي‌رود. همه بايد اين خطبه را بخوانند و در معاني آن تأمل کنند. علما، حکما و دانشوران ازمنه و اعصار بخوانند و در پايان تذکّر مي‌دهم كه اين اعتراف و اقرار به عجز و عدم ايمنی از خطا و اشتباه بدون اعانت خدا، کمال توحيد است.

دعاهايي که از اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  رسيده و مشحون به اين مضامين بلند معرفت‌بخش استغفار آنها و استغفار شخص رسول خدا‌(ص)  و اعتراف به نياز به کمک الهي و خود را ندیدن می‌باشد، برهان علم و معرفت است نه دليل نفي عصمت.

 

 

[1]. طبری، تاریخ، ج۳، ص۴۷۷؛ ابن‌اثیر جزری، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۲۰۶؛ بکشید نعثل را (اسم یک مرد یهودی است) بی‌گمان او کفر ورزیده است.

[2]. احمد بن حنبل، مسند، ج3، ص3؛ ترمذی، سنن، ج5، ص321 و دیگر مصادر معتبر اهل‌سنّت.

[3]. فتال نيشابوري، روضة‌الواعظين، ص156؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابي‌طالب، ج3، ص163.

[4]. آل عمران، 61.

[5]. احزاب، 33.

[6]. نهج‌البلاغه، خطبه216 (ج2، ص201)؛ ابن ابی‌الحديد، شرح نهج‌البلاغه، ج11، ص102؛ «من در باطن خودم بالاتر از این نیستم که خطا نکنم و در کار خودم از خطا ایمن نیستم؛ جز اینکه خداوند آنچه را که او نسبت به آن اختیارش بیشتر از من است مرا کفایت کند».

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: