وریز وجوهات
▪️العلماء باقون ما بقی الدهر ▪️   از ماتم ارتحال شخصیتی بزرگ، فقیهی عالیقدر و مرجعی ولایی، که در خدمت به اسلام و تلاش در اعلای کلمه دین و امر به معروف و نهی از منکر و در یک کلمه‌ی جامع، نوکری خالص به آقایش حضرت بقیة مولانا المهدی ارواح...
دوشنبه: 1/آبا/1396 (الاثنين: 2/صفر/1439)

 عصمت اهل‌بیت(علیهمالسلام)

 س. شيعيان ادّعا مى‌کنند که ائمه معصوم‌اند اما به‌اتفاق همه، کارهايى از ائمه سرزده که با عصمت ايشان منافى و متضاد است، به‌عنوان‌مثال:

- حسن بن على با پدرش على در اينکه به جنگ کسانى برود که مى‌خواهند انتقام خون عثمان را بگيرند مخالف بود.

- حسين بن على در قضيه صلح با معاويه با برادرش حسن مخالف بود.

- بعضى از کتاب‌هاى شيعه از على روايت کرده‌اند که گفت: از گفتن حق به من يا ارایه مشورت عادلانه ابا نورزيد، زيرا من از خطا و اشتباه ايمن نيستم.

ج. مطيع‌ترين افراد از اميرالمؤمنين شخص امام‌حسن‌(علیه‌السلام)  بود. نگرش آنها به مطالب و مسائل يکسان بود و اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام)  براي جنگ و جهاد با کساني که خون‌خواه عثمان باشند خارج نگشت، آنها خود غيرمستقيم از کشندگان عثمان بودند.

عايشه، طلحه و زبير برافروزنده آتش انقلاب مسلمانان عليه عثمان بودند و مردم را به قتل او تحريص مي‌کردند و «اقْتُلُوا نَعْثَلًا فَقَدْ كَفَر»[1] مي‌گفتند.

مخالفت امام‌حسن‌(علیه‌السلام)  در هيچ‌يک از مصادر شيعي و مصادر معتبر سنّي نقل نشده است و همچنين مخالفت حضرت امام‌حسين‌(علیه‌السلام)  با حضرت امام‌حسن‌(علیه‌السلام)  هرگز واقع نشد.

 

اجراي امر با امام‌حسن‌(علیه‌السلام)  بود و حضرت امام‌حسين‌(علیه‌السلام)  نسبت به امام‌حسن‌(علیه‌السلام)  کمال ادب و احترام را رعايت مي‌نمود.

شما با اين گفته‌ها شيعه را زير سؤال نمي‌بريد، بلكه حضرت رسول‌(ص)  را که آنها را دو سيد جوانان اهل بهشت معرفی مي‌فرمود[2]، و می‌فرمود: «الحسن والحسین امامان قاما أوقعدا»[3] زير سؤال قرار مي‌دهيد؟ شما قرآن، آيه مباهله[4] و آيه تطهير[5] را ردّ مي‌کنيد!

امّا اينکه از حضرت اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام)  روايت کرده‌ايد كه من از خطا و اشتباه ايمن نيستم و از شدّت بغض و دشمني که با آن حضرت داريد مي‌خواهيد از کسي که به نصّ قرآن و نصوص صحيحه متواتر از حضرت رسول خدا‌(ص) ، داراي مقام عصمت است، نفي عصمت نماييد، همين کلام، همين سخنراني و خطبه‌اي که اين جمله در آن است: «فَإِنِّي لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَلَا آمَنُ‏ ذَلِكَ‏ مِنْ فِعْلِي إِلَّا أَنْ يَكْفِيَ اللهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي»[6]‏ را از صدر تا ذيل بخوانيد.

مسلمان‌ها همه بخوانند و دنيا بخواند. اين خطبه‌ و اين اظهار موضع از آن حضرت، دليل بر عظمت مقام او در همه فضایل و کمالات است.

اگر هيچ موضعي از آن حضرت غير از مواضعي که در اين خطبه از خود نشان داده

 

است نبود، براي اينکه همه او را بعد از رسول اکرم‌(ص) ، اعظم خلایق معرفي نمايند، کافي است.

اين خطبه برهان مبین است، اوج معرفت و تواضع مخلوق را در برابر خالق نشان مي‌دهد. اين خطبه نشان مي‌دهد که انسان تا کجاها بالا مي‌رود. همه بايد اين خطبه را بخوانند و در معاني آن تأمل کنند. علما، حکما و دانشوران ازمنه و اعصار بخوانند و در پايان تذکّر مي‌دهم كه اين اعتراف و اقرار به عجز و عدم ايمنی از خطا و اشتباه بدون اعانت خدا، کمال توحيد است.

دعاهايي که از اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  رسيده و مشحون به اين مضامين بلند معرفت‌بخش استغفار آنها و استغفار شخص رسول خدا‌(ص)  و اعتراف به نياز به کمک الهي و خود را ندیدن می‌باشد، برهان علم و معرفت است نه دليل نفي عصمت.

 

 

[1]. طبری، تاریخ، ج۳، ص۴۷۷؛ ابن‌اثیر جزری، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۲۰۶؛ بکشید نعثل را (اسم یک مرد یهودی است) بی‌گمان او کفر ورزیده است.

[2]. احمد بن حنبل، مسند، ج3، ص3؛ ترمذی، سنن، ج5، ص321 و دیگر مصادر معتبر اهل‌سنّت.

[3]. فتال نيشابوري، روضة‌الواعظين، ص156؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابي‌طالب، ج3، ص163.

[4]. آل عمران، 61.

[5]. احزاب، 33.

[6]. نهج‌البلاغه، خطبه216 (ج2، ص201)؛ ابن ابی‌الحديد، شرح نهج‌البلاغه، ج11، ص102؛ «من در باطن خودم بالاتر از این نیستم که خطا نکنم و در کار خودم از خطا ایمن نیستم؛ جز اینکه خداوند آنچه را که او نسبت به آن اختیارش بیشتر از من است مرا کفایت کند».

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: