وریز وجوهات
به گزارش مرکز تنظیم و نشر آثار مرجع عالیقدر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی، همزمان با برگزاری سی‌امین نمایشگاه بین المللی کتاب، این ناشر با عرضه بیش از صد عنوان کتاب از آثار قرآنی، روایی، فقهی، اصولی، تاریخی، سفرنامه، اشعار و ردّیه‌ها و ... از آثار...
شنبه: 6 / 03 / 1396 ( )

جامعيت علوم اهل‌بیت(علیهمالسلام)

س. شيعيان معتقدند که علم و دانش نزد ائمه آنها انبار شده است و آنها کتاب‌ها و دانشى را به ارث برده‌اند که به ديگران نرسيده است.

آنها مى‌گويند: «صحيفة‌الجامعة»، «كتاب على»، «العبيطة»، «ديوان‌الشيعة»  و «الجفر»، نزد ائمه هستند. از زمان غیبت مهدی تا به امروز فایده حقیقی این صحیفه‌ها چیست؟ این چه ادّعایی است كه اینها دارند؟

ج. در اين اعتقاد چه اشکالي هست و چه شاهدي بالاتر براي اين ادعاها وجود دارد از علومي که از اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  صادر شد؟

اين علومي که از آنها به مردم رسيد و اين مکتب علمي که آنها بر روي اين امّت بلکه بر روي دنيا باز کردند، دليل است و شاهد صدق است.

آنها مردم را به مناسبت‌ها از اين علوم آگاه کردند و امروز مکتب غنيّ و قويم شيعه در همه رشته‌هاي علوم اسلامي؛ از اصول دين و فروع دين، کامل‌ترين و جامع‌ترين هدايت‌ها را در اختيار بشر گذارده است.

شما اگر از جفر و جامعه و اختصاص ايشان به علومي از رسول‌الله‌(ص)  استبعاد مي‌کنيد.

دانشمند بزرگي، مثل ابن‌خلدون مي‌گويد (به اين مضمون): از امامي مثل جعفر بن ‌محمد بعيد نيست.[1]

 

اگر اين اختصاصات نباشد، حديث «أنَا مَدِينَةُ العِلْمِ وَعَلِيٌّ بَابُهَا»[2] و احاديث متواتر ثقلين[3]، سفينه[4] و احاديث و دلایل قطعي ديگر، معنا پيدا نمي‌کند. البته عنوان وحي و انزال شرع و احکام با ارتحال نبيّ اعظم‌(ص)  بالرفيق‌الاعلي پايان پذيرفت. او خاتم‌النبيين بود، امّا ائمه‌(علیهم‌السلام)  با ملائکه ارتباط داشتند، با آنها گفتگو مي‌کردند و به‌اصطلاح محدِّث بودند.

همه اين معالي درجات و شعب اعلي، درجاتي است که خداوند به پيغمبر يگانه و بي‌همتاي خودش حضرت محمد بن‌ عبدالله‌(ص)  داده بود.

جا دارد که بگويم چرا حسد مي‌ورزيد؟ همه مي‌دانند که ابوبکر، عمر و عثمان جاهل بودند و شما به آنها اعتراض نمي‌کنيد، ولي علي‌(علیه‌السلام)  و امامان معصوم‌(علیهم‌السلام)  که عالم بودند، به آنها اعتراض مي‌کنيد. واقعاً بايد براي شما متأسف باشيم.

نسائي در سنن نقل مي‌کند:

كُنّا عِنْدَ عُمَر فَأتاهُ رَجُلٌ فَقَالَ يَا أميرالمؤمِنينَ رُبما نَمْكُثُ الشَّهْرَ وَالشَّهرينَ وَلا نَجِدُ الماءَ. فَقَال عُمَر: أمّا أنا فَإذا لَمْ أجِدِ الماءَ لَمْ أکُنْ أصلِّي حَتّى أجِدَ الماءَ.[5]

در بين ساير صحابه نيز بي‌سواد و کم‌اطلاع فراوان بودند و اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  مخصوصاً اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام)  منبع علوم لدنّيه و معارف اسلاميه بودند و علم همه صحابه در برابر علم آن حضرت نَمي از يَم و قطره‌اي از دريا بود.

 

همان بود که ضرار بن‌ ضمره در مجلس معاويه او را توصيف که مي‌کرد گفت:

يَتَفَجَّرُ الْعِلْمُ مِنْ جَوَانِبِهِ وَ تَنْطِقُ الْحِكْمَةُ مِنْ نَوَاحِيه(على لسانه).[6]

از صدر اسلام تا به امروز، همه علماي اسلام و اهل تحقيق و پژوهش از هر مذهب و ملّت علی‌(علیه‌السلام)  را نابغه يگانه عالم انسانيت در علم و معارف مي‌دانند و آن دانشمند بزرگ مسيحي کتابي پر از تحقيق به نام الإمام علي صوت العدالة الانسانية[7] را در وصف اندكی از فضايل علی‌(علیه‌السلام)  می‌نويسد.

شما ناراحتيد که آنان که به آنها دلبستگي داريد، مايه علمي نداشتند و فاقد صلاحيّت بودند.

در حسدورزي به علي‌(علیه‌السلام) ، شما مصداق اين آيه از قرآن هستيد: (أمْ يَحْسدُونَ النَّاسَ عَلى مَا آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ)[8] و علي‌(علیه‌السلام)  و ائمه‌(علیهم‌السلام)  مصداق اين آيه و محسود شمايند:  (فَقَد آتَيْنا آلَ ابْراهِيمَ الكِتابَ وَالحِكْمَةَ وآتَيْناهُم ملْكاً عَظيماً. )[9] خدايي که به آل ابراهيم، کتاب و حکمت عطا کرد و اسماعيل و اسحاق، آن پيامبران عظيم‌الشأن را عطا فرمود، به محمد‌(ص)  هم، علي، حسن، حسين وساير ائمه اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  را عطا کرده است.

 

خدا در قرآن در مورد ابراهيم‌(علیه‌السلام)  مي‌فرمايد: (وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُد وَسُلَيْمَان وَايُّوب وَيُوسُف وَمُوسى وَهارُونَ وَكذلِكَ نجزِي المُحْسِنينَ)[10] چرا استبعاد مي‌کنيد که از ذريّه پيغمبر اسلام‌(ص) ، شخصيّت‌هايي آن‌چناني پيدا شوند که در علم، هم‌طراز آن گذشتگان باشند.

در کلمه (وَكذلِكَ نَجْزِي المُحْسِنينَ) تأمّل کنيد. اين‌گونه پاداش و جزا دادن، سنّت و وعده قطعي خداست. چگونه مي‌شود نسبت به محمد بن عبدالله‌(ص) ، شخص اول ممکنات اين پاداش را عطا نکند؟ چه کسي در بين محسنين از آن حضرت بالاتر و سزاوارتر به اين پاداش است؟ در اين معاني فکر کنيد و به خود آييد.

 


[1].  ابن‌خلدون، تاریخ، «مقدّمه»، ج1، ص334.

[2]. حاکم نيشابوری، المستدرک، ج3، ص126 - 127 و مصادر دیگر اهل‌سنّت.

[3]. احمد بن حنبل، مسند، ج3، ص59؛ ترمذی، سنن، ج5، ص328 – 329؛ طبرانی، المعجم‌الکبیر، ج3، ص65 – 67.

[4]. حاکم نیشابوری، المستدرک، ج2، ص343؛ ج3، ص151.

[5]. نسائی، سنن، ج1، ص168؛ در نزد عمر بودیم مردی آمد گفت: امیرالمؤمنین بسا وقت‌ها ما یک‌ماه و دوماه درجایی می‌مانیم و آب پیدا نمی‌کنیم. پس عمر گفت من وقتی آب پیدا نکنم نماز نمی‌خوانم تا آب پیدا کنم.

[6]. ابونعیم اصفهانی، حلیة‌الاولیاء، ج1، ص84؛ ابن عبد‌البر، الاستیعاب، ج3، ص107 - 108؛‌ ابن‌عساكر، تاریخ مدینة دمشق، ج24، ص401؛ علم و دانش از اطراف او می‌جوشد و حکمت از دور و برش گویا می‌شود.

[7]. ر.ک: جرج جرداق، الامام علي صوت العدالة‌الانسانیه.

[8]. نساء، 54؛ «يا اينكه نسبت به مردم [پيامبر و خاندانش‏]، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشيده، حسد مى‏ورزند؟».

[9]. نساء، 54؛ «ما به آل ابراهيم، (كه يهود از خاندان او هستند نيز،) كتاب و حكمت داديم و حكومت عظيمى در اختيار آنها [پيامبران بنى اسرائيل‏] قرار داديم».

[10]. انعام،‌ 84؛ «از فرزندان او، داوود و سليمان و ايّوب و يوسف و موسى و هارون را (هدايت كرديم) اين‌گونه نيكوكاران را پاداش مى‏دهيم!».

نويسنده: