وریز وجوهات
مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله‌العالی:   در روزی که پیامبران الهی و فرشتگان مقرب خداوند جشن و سرور و شادمانی دارند، شیعیان هم باید یکپارچه مراسم جشن و شادی برگزار نمایند و سنت‌های گذشته خود را احیا کنند. و هیئت‌...
سه‌شنبه: 19 / 09 / 2017 ( )

جامعيت علوم اهل‌بیت(علیهمالسلام)

س. شيعيان معتقدند که علم و دانش نزد ائمه آنها انبار شده است و آنها کتاب‌ها و دانشى را به ارث برده‌اند که به ديگران نرسيده است.

آنها مى‌گويند: «صحيفة‌الجامعة»، «كتاب على»، «العبيطة»، «ديوان‌الشيعة»  و «الجفر»، نزد ائمه هستند. از زمان غیبت مهدی تا به امروز فایده حقیقی این صحیفه‌ها چیست؟ این چه ادّعایی است كه اینها دارند؟

ج. در اين اعتقاد چه اشکالي هست و چه شاهدي بالاتر براي اين ادعاها وجود دارد از علومي که از اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  صادر شد؟

اين علومي که از آنها به مردم رسيد و اين مکتب علمي که آنها بر روي اين امّت بلکه بر روي دنيا باز کردند، دليل است و شاهد صدق است.

آنها مردم را به مناسبت‌ها از اين علوم آگاه کردند و امروز مکتب غنيّ و قويم شيعه در همه رشته‌هاي علوم اسلامي؛ از اصول دين و فروع دين، کامل‌ترين و جامع‌ترين هدايت‌ها را در اختيار بشر گذارده است.

شما اگر از جفر و جامعه و اختصاص ايشان به علومي از رسول‌الله‌(ص)  استبعاد مي‌کنيد.

دانشمند بزرگي، مثل ابن‌خلدون مي‌گويد (به اين مضمون): از امامي مثل جعفر بن ‌محمد بعيد نيست.[1]

 

اگر اين اختصاصات نباشد، حديث «أنَا مَدِينَةُ العِلْمِ وَعَلِيٌّ بَابُهَا»[2] و احاديث متواتر ثقلين[3]، سفينه[4] و احاديث و دلایل قطعي ديگر، معنا پيدا نمي‌کند. البته عنوان وحي و انزال شرع و احکام با ارتحال نبيّ اعظم‌(ص)  بالرفيق‌الاعلي پايان پذيرفت. او خاتم‌النبيين بود، امّا ائمه‌(علیهم‌السلام)  با ملائکه ارتباط داشتند، با آنها گفتگو مي‌کردند و به‌اصطلاح محدِّث بودند.

همه اين معالي درجات و شعب اعلي، درجاتي است که خداوند به پيغمبر يگانه و بي‌همتاي خودش حضرت محمد بن‌ عبدالله‌(ص)  داده بود.

جا دارد که بگويم چرا حسد مي‌ورزيد؟ همه مي‌دانند که ابوبکر، عمر و عثمان جاهل بودند و شما به آنها اعتراض نمي‌کنيد، ولي علي‌(علیه‌السلام)  و امامان معصوم‌(علیهم‌السلام)  که عالم بودند، به آنها اعتراض مي‌کنيد. واقعاً بايد براي شما متأسف باشيم.

نسائي در سنن نقل مي‌کند:

كُنّا عِنْدَ عُمَر فَأتاهُ رَجُلٌ فَقَالَ يَا أميرالمؤمِنينَ رُبما نَمْكُثُ الشَّهْرَ وَالشَّهرينَ وَلا نَجِدُ الماءَ. فَقَال عُمَر: أمّا أنا فَإذا لَمْ أجِدِ الماءَ لَمْ أکُنْ أصلِّي حَتّى أجِدَ الماءَ.[5]

در بين ساير صحابه نيز بي‌سواد و کم‌اطلاع فراوان بودند و اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  مخصوصاً اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام)  منبع علوم لدنّيه و معارف اسلاميه بودند و علم همه صحابه در برابر علم آن حضرت نَمي از يَم و قطره‌اي از دريا بود.

 

همان بود که ضرار بن‌ ضمره در مجلس معاويه او را توصيف که مي‌کرد گفت:

يَتَفَجَّرُ الْعِلْمُ مِنْ جَوَانِبِهِ وَ تَنْطِقُ الْحِكْمَةُ مِنْ نَوَاحِيه(على لسانه).[6]

از صدر اسلام تا به امروز، همه علماي اسلام و اهل تحقيق و پژوهش از هر مذهب و ملّت علی‌(علیه‌السلام)  را نابغه يگانه عالم انسانيت در علم و معارف مي‌دانند و آن دانشمند بزرگ مسيحي کتابي پر از تحقيق به نام الإمام علي صوت العدالة الانسانية[7] را در وصف اندكی از فضايل علی‌(علیه‌السلام)  می‌نويسد.

شما ناراحتيد که آنان که به آنها دلبستگي داريد، مايه علمي نداشتند و فاقد صلاحيّت بودند.

در حسدورزي به علي‌(علیه‌السلام) ، شما مصداق اين آيه از قرآن هستيد: (أمْ يَحْسدُونَ النَّاسَ عَلى مَا آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ)[8] و علي‌(علیه‌السلام)  و ائمه‌(علیهم‌السلام)  مصداق اين آيه و محسود شمايند:  (فَقَد آتَيْنا آلَ ابْراهِيمَ الكِتابَ وَالحِكْمَةَ وآتَيْناهُم ملْكاً عَظيماً. )[9] خدايي که به آل ابراهيم، کتاب و حکمت عطا کرد و اسماعيل و اسحاق، آن پيامبران عظيم‌الشأن را عطا فرمود، به محمد‌(ص)  هم، علي، حسن، حسين وساير ائمه اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  را عطا کرده است.

 

خدا در قرآن در مورد ابراهيم‌(علیه‌السلام)  مي‌فرمايد: (وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُد وَسُلَيْمَان وَايُّوب وَيُوسُف وَمُوسى وَهارُونَ وَكذلِكَ نجزِي المُحْسِنينَ)[10] چرا استبعاد مي‌کنيد که از ذريّه پيغمبر اسلام‌(ص) ، شخصيّت‌هايي آن‌چناني پيدا شوند که در علم، هم‌طراز آن گذشتگان باشند.

در کلمه (وَكذلِكَ نَجْزِي المُحْسِنينَ) تأمّل کنيد. اين‌گونه پاداش و جزا دادن، سنّت و وعده قطعي خداست. چگونه مي‌شود نسبت به محمد بن عبدالله‌(ص) ، شخص اول ممکنات اين پاداش را عطا نکند؟ چه کسي در بين محسنين از آن حضرت بالاتر و سزاوارتر به اين پاداش است؟ در اين معاني فکر کنيد و به خود آييد.

 


[1].  ابن‌خلدون، تاریخ، «مقدّمه»، ج1، ص334.

[2]. حاکم نيشابوری، المستدرک، ج3، ص126 - 127 و مصادر دیگر اهل‌سنّت.

[3]. احمد بن حنبل، مسند، ج3، ص59؛ ترمذی، سنن، ج5، ص328 – 329؛ طبرانی، المعجم‌الکبیر، ج3، ص65 – 67.

[4]. حاکم نیشابوری، المستدرک، ج2، ص343؛ ج3، ص151.

[5]. نسائی، سنن، ج1، ص168؛ در نزد عمر بودیم مردی آمد گفت: امیرالمؤمنین بسا وقت‌ها ما یک‌ماه و دوماه درجایی می‌مانیم و آب پیدا نمی‌کنیم. پس عمر گفت من وقتی آب پیدا نکنم نماز نمی‌خوانم تا آب پیدا کنم.

[6]. ابونعیم اصفهانی، حلیة‌الاولیاء، ج1، ص84؛ ابن عبد‌البر، الاستیعاب، ج3، ص107 - 108؛‌ ابن‌عساكر، تاریخ مدینة دمشق، ج24، ص401؛ علم و دانش از اطراف او می‌جوشد و حکمت از دور و برش گویا می‌شود.

[7]. ر.ک: جرج جرداق، الامام علي صوت العدالة‌الانسانیه.

[8]. نساء، 54؛ «يا اينكه نسبت به مردم [پيامبر و خاندانش‏]، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشيده، حسد مى‏ورزند؟».

[9]. نساء، 54؛ «ما به آل ابراهيم، (كه يهود از خاندان او هستند نيز،) كتاب و حكمت داديم و حكومت عظيمى در اختيار آنها [پيامبران بنى اسرائيل‏] قرار داديم».

[10]. انعام،‌ 84؛ «از فرزندان او، داوود و سليمان و ايّوب و يوسف و موسى و هارون را (هدايت كرديم) اين‌گونه نيكوكاران را پاداش مى‏دهيم!».

نويسنده: