وریز وجوهات
همزمان با فرارسیدن موسم حج و عزیمت حجاج بیت الله الحرام به سرزمین وحی، بعثه دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی) در مدینه منوره آغاز به کار کرد. حجاج محترم می توانند به منظور طرح سوالات شرعی خود و آگاهی از مناسک و کیفیت...
یکشنبه: 29 / 05 / 1396 ( )

كلام حضرت امام‌صادق(علیهالسلام)  درباره ابوبكر

 س. شيعه از جعفر صادق روايت مى‌کند که او مى‌گفت: ابوبکر دو بار مرا زاده است چون نسب جعفر صادق از دو طريق به ابوبکر مى‌رسد: اوّل ازطريق مادرش فاطمه بنت قاسم بن محمد بن ابى‌بکر و دوّم ازطريق مادربزرگش اسماء بنت عبدالرحمن بن ابى‌بکر، که اسماء مادر فاطمه بنت قاسم بن محمد بن ابى‌بکر است. سپس مى‌بينيم که شيعه روايت‌هاى دروغينى از امام‌صادق ارائه مى‌دهند که او جدّش ابوبکر را مذمّت مى‌نمايد! سؤال اینجاست که چگونه امام صادق‌(علیه‌السلام)  از یک طرف به جد خود افتخار می‌کند و از طرفی به او طعنه می‌زند؟

ج.

عَنِ المرْءِ لاتَسْئَلْ فَسَلْ عَنْ قَرينِهِ
 

 

فَکُلُّ قَرينٍ بِالْمُقارِنِ يَهْتَدي[1]
 

 

بايد دانست که اگرچه اين دو نفر - ابوبکر و عمر - در مخالفت با خليفه منصوص همکاري کردند، ولي بين نفسانيات آنها و سوابق و نسب آنها جدايي‌های بسيار بود. موضع‌گيري‌هاي به ظاهر خشن و دور از اخلاق از عمر صادر شد که از ابوبکر نقل نشده است.

ازجمله در منع پيغمبر اکرم‌(ص)  از وصيّت و آن خشونت و اهانت به مقام نبوّت، عمر بود که آن‌گونه جسارت نمود[2] که حتي به اشخاص عادي در چنان حالي کسي چنين جسارتي نمي‌کند.

 

از خود سنّي‌ها بايد پرسيد که اين مخالفت صريح با امر پيغمبر خدا‌(ص)  چه عنواني دارد؟ بعد هم در جريان بيعت‌گرفتن، با آن غلظت، شدّت و تهديد، مردم را وادار به بيعت مي‌کرد و نسبت به يگانه دختر رسول خدا سيدة نساء‌العالمين نيز جسارت نمود و سوابق ديگر او در جاهليّت از جهت نسب و غلظت طبع - که گفته مي‌شود شش دختر خود را زنده‌به‌گور نمود[3]- همه اينها او را به‌گونه‌اي نامقبول‌تر مي‌نمايد.

او حتّي از بيعت با ابوبکر نيز پشيمان بود و در آن فتنه مي‌گفت:

إِنَّ بَيْعَةَ أَبِي بَكْرٍ كَانَتْ فَلْتَةً وَقَى اللهُ شَرَّهَا.[4]

به‌هرحال ابوبکر، خصوص اين ظواهر را نداشت، مثلاً در طهارت نَسَب او حرفي نبود و در روحيات، نفسانيات و برخورد با مخالفان ملایمت داشت يا ملایمت مي‌ورزيد.

اسماء بنت‌ عميس، که همسر حضرت جعفر طيار برادر حضرت اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام)  بود در حباله نکاح او قرار گرفت ولی روابط اسماء با بني‌هاشم، مخصوصاً حضرت زهرا‌(علیها‌السلام) بسيار خوب بود و بعد از ابوبکر هم با اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام)  مزاوجت کرد و به اين جهت محمّد بن ابي‌بکر که فرزند اسماء از ابي‌بکر بود در بيت حضرت اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام) ، تحت تربيت اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام)  قرار گرفت و در ايمان به ولايت‌، داراي آن درجه والا شد و مادر حضرت صادق‌(علیه‌السلام)  دختر قاسم فرزند او مي‌باشد و عبدالرحمان بن ابي‌بکر اگرچه در جنگ جمل شرکت داشت ولي در نفي ولايتعهدي يزيد با حضرت امام‌حسين‌(علیه‌السلام)  همراه بود و معاويه براي او صدهزار درهم فرستاد که ولايتعهدي يزيد را قبول کند، ولی او ردّ کرد و قبول ننمود.

 

به‌هرحال اين سوابق، مسئوليت و گناه بزرگ ابوبکر را در عهده‌دار شدن منصب و مقامي که حقّش نبود کم نمي‌کند و «وَلدَنِی‏ أَبُوبَكْرٍ مَرَّتَيْن‏»[5] او را تبرئه نمي‌کند، چنان‌که فرمايش پيغمبر‌(ص)  است که به همين شيوه مي‌فرمايد: «أنا بنُ الفَواطِم»[6] و «أنَا ابنُ‏ العَوَاتِكِ‏ من‏ سُلَيْم‏».[7]

 

 

[1]. از مرد (شخص) نپرس، از رفیق و دوستش بپرس، هرکسی اخلاق و رفتار همنشین خود را دارد.

[2]. بخاری، صحيح، ج5، ص137 – 138؛ مسلم نیشابوری، صحیح، ج5، ص76.

[3]. طبراني، المعجم‌الکبير، ج18، ص337؛ نووی، المجموع، ج19، ص187؛ افغاني، محمدسعيد، مجلة‌ حضارة‌الاسلام، دمشق، عدد2، ص22، س23.

[4]. احمد بن حنبل، مسند، ج۱، ص۵۵؛ بخاری، صحیح، ج۸، ص۲۶؛ بیعت با ابوبکر ناگهانی و غیرمنتظره بود خدا از شرّ این بیعت حفظ و نگهداری کند.

[5]. اربلی، كشف‌الغمه، ج2، ص374؛ مزي، تهذيب‌الکمال، ج5، ص75؛ ذهبي، تذکرة‌الحفاظ، ج1، ص166؛ ج6، ص155؛ ابن‌عنبه حسيني، عندة‌الطالب، ص195؛ «به دو واسطه من زاده ابوبکر هستم». (توضیح: امّ‌فروه مادر امام‌صادق× دختر قاسم بن محمد بن ابی‌بکر و مادر آن بانوی مکرّمه اسماء دختر عبدالرحمان بن أبی‌بکر است).

[6]. یعقوبی، تاریخ، ج2، ص122؛ ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج3، ص108؛ ابن‌اثیر جزری، الكامل فی التاریخ، ج2، ص33 - 35؛ «من پسر بانویی به نام فاطمه و عاتکه از سلیم هستم». (توضیح: مراد، فاطمه دختر عمرو بن عائذ بن عمران و فاطمه دختر ربیعه و فاطمه دختر حارث و فاطمه دختر سعد بن سهل است و مراد از عاتکه، عاتکه دختر هلال بن وهیب و عاتکه دختر عتواره و عاتکه دختر یخلد بن نضر بن کنانه است) به پاورقی بحارالانوار مجلسي، ج16، ص105 و ج19، ص171 – 172 ضمن حدیث16 مراجعه کنید.

[7]. کلینی، الکافی، ج 5، ص51؛ طبرانی، المعجم‌الکبیر، ج7، ص169؛ حسینی کجوری، الخصائص‌الفاطمیه، ج2، ص7.

موضوع: 
نويسنده: