وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمين و الصلوة و السلام علي خير خلقه حبيب إله العالمين أبي‌القاسم محمّد و آله الطّاهرين سيّما بقية الله في الأرضين قال الله الحکيم: «لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ...
پنجشنبه: 23/آذر/1396 (الخميس: 25/ربيع الأول/1439)

 تقیّه شیعیان در اظهار حق

س. بعضى از کتاب‌هاى شيعه از جعفر صادق روايت مى‌کنند که زنى از او پرسيد: آيا ابوبکر و عمر را دوست بدارم؟ جعفر صادق گفت: آنها را دوست بدار. آیا شيعيان هم این اعتقاد را دارند؟

ج. اين زن که نوشته‌ايد از امام‌صادق‌(علیه‌السلام)  پرسيد كه اين دو نفر را دوست بدارم و حضرت به او اين جواب را داد، يکي از زن‌هاي مؤمنه فاضله به نام امّ‌خالد است که يوسف ‌بن‌ عمر ثقفي يکي از سنّيان و گذشتگان شما دست او را به‌‌سبب تشيّع و ولايت اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  قطع کرده بود.

يوسف ‌بن‌ عمر يکي از شقي‌ترين و سنگدل‌ترين عمّال جبار بني‌اميّه بود. امام‌(علیه‌السلام)  به آن زن که در اظهار ولايت، سخت پايبند بود اين‌طور دستور داد تا بلکه خود را کنترل کند.[1]

 

شما روايت را تحريف کرده و در نقل، خيانت نموده‌ايد. ديده‌ايد که اگر روايت را نقل کنيد، مشت شما و سوابق ننگيني که امراي شما - که آنها را واجب‌الاطاعه می‌دانید در تاريخ به وجود آورديد و عار و ننگ براي عالم اسلام هستند - باز مي‌شود، بعضي از اخبار دیگری هم که نقل کرده‌اید از همین دسته اخبار است.

 

 

[1]. اصل روايت اين‌گونه است: ابان، عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: كُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِاللهِ× إِذْ دَخَلَتْ عَلَيْنَا أُمُّ خَالِدٍ الَّتِی كَانَ قَطَعَهَا يُوسُفُ بْنُ عُمَرَ تَسْتَأْذِنُ عَلَيْهِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ الله× : «أَ يَسُرُّكَ أَنْ تَسْمَعَ كَلَامَهَا؟» قَالَ: فَقُلْتُ: نَعَمْ قَالَ: «فَأَذِنَ لَهَا» قَالَ: وَ أَجْلَسَنِی مَعَهُ عَلَی الطِّنْفِسَةِ. قَالَ: ثُمَّ دَخَلَتْ فَتَكَلَّمَتْ فَإِذَا امْرَأَةٌ بَلِيغَةٌ فَسَأَلَتْهُ عَنْهُمَا فَقَالَ لَهَا: تَوَلَّيْهِمَا؟ قَالَتْ: فَأَقُولُ: لِرَبِّي إِذَا لَقِيتُهُ إِنَّكَ أَمَرْتَنِي بِوَلَايَتِهِمَا قَالَ: نَعَمْ قَالَتْ: فَإِنَّ هَذَا الَّذِي مَعَكَ عَلَی الطِّنْفِسَةِ يَأْمُرُنِي بِالْبَرَاءَةِ مِنْهُمَا وَ كَثِيرٌ النَّوَّا يَأْمُرُنِي بِوَلَايَتِهِمَا فَأَيُّهُمَا خَيْرٌ وَ أَحَبُّ إِلَيْكَ؟ قَالَ: «هَذَا وَ اللهِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ كَثِير النَّوَّا وَ أَصْحَابِهِ إِنَّ هَذَا تَخَاصَمَ فَيَقُولُ: )وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ.  وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ . وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُون‏(مائده، 44 – 45، 47. کلینی، الكافی، ج8، ص101؛ از ابو بصیر روایت شده است گفت: نزد امام‌صادق× نشسته بودم آنگاه امّ‌خالد زنی که یوسف بن عمر دست او را قطع کرده بود وارد شد از امام‌صادق× اذن و اجازه‌ ورود خواست، امام فرمود: آیا دوست داری سخن او را بشنوی؟ عرض کردم بله، پس او را اذن داد و مرا در کنار خودش روی قالیچه نشاند، ابوبصیر گفت سپس آن زن داخل شد و شروع به سخن گفتن کرد زنی بلیغ و خوش‌بیان بود از امام× از آن دو (عمر و ابوبکر) پرسید  حضرت به آن زن فرمود آن دو را دوست بدار، امّ‌خالد گفت: پس روز قیامت وقتی با خدا ملاقات می‌کنم خواهم گفت شما به من دستور دادید آن دو را دوست بدارم. حضرت فرمود: بلی بگو، امّ‌خالد گفت این شخصی که با شما روی قالیچه نشسته است مرا به برائت از آن دو می‌خواند و کثیرالنواء به ولایت و دوستی آن دو دعوتم می‌کند از این دو نفر کدام‌یک نزد شما بهتر و محبوب‌تر است؟ حضرت فرمود: به خدا قسم این نزد من محبوب‌تر است از کثیرالنواء و اصحاب او، این اقامه‌ دعوا کرده می‌گوید کسانی که مطابق آنچه که خدا نازل کرده است حکم نکنند آنها کافرند و کسانی که مطابق آنچه که خدا نازل کرده حکم نکنند آنها ستمکارند و کسانی که مطابق آنچه که خدا نازل کرده حکم نکنند آنها فاسق و نابکارند.

موضوع: 
نويسنده: