وریز وجوهات
امروز چهارشنبه، جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم، با مرجع عالیقدر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف دیدار کردند. ▪️معظم له در این دیدار، با اشاره به جنایات وحشیانه دولت میانمار و کشتار مسلمانان، این حوادث دردناک را محکوم نموده و خواستار...
شنبه: 1 / 07 / 1396 ( )

 سازگاري تقیّه با انجام تکاليف

س. شيعه از على روايت مى‌کنند که او به يارانش گفت: چگونه رفتار مى‌کنيد وقتى در زمانه‌اى به‌سر بريد که حدود در آن اجرا نمى‌شود، مال مردم به ناحق خورده مى‌شود، با دوستان خدا دشمنى مى‌شود و با دشمنان خدا دوستى مى‌شود؟

 گفتند: اى اميرالمؤمنين، اگر آن زمان را دريافتيم چه کنيم؟ گفت: همانند ياران عيسى باشيد که با ارّه‌ها اره شدند و به دار آويخته شدند. مردن در عبادت خداوند بهتر از زندگى با گناه و نافرمانى است.

سؤال اين است که چگونه اين فرمان على با تقيّه شيعيان سازگار است؟

ج. اين نکته اصلي را بايد در نظر داشت که داوري در روايات - که بسا در نظر اول باهم همخواني نداشته باشند - فنّ بسيار مهمي است.

تشخيص مدلول روايات مستقلاً و در ارتباط با يکديگر، کار آساني نيست که يک نفر بتواند يک حديثي را که در یک کتاب ديده بر اساس آن سخن بگويد و ردّ، ايراد و اعتراض کند.

وقتي بخاري به اعتراف خودش، اخبار کتابش را از حدود ششصدهزار حديث استخراج کرده است،[1] گمان مي‌کنيد به چند هزار حديث که اشکال‌انگيز می‌باشد يا به عقلش يا با سياست حکّام معارض بوده و در فهم آن عاجز مانده است برخورد کرده است؟ مسلم، ترمذي، ابوداوود و ابن‌ماجه هم همين‌طور.

 

امّا اين حديث شريف مورد سؤال که مضمون آن بسيار بلند و بااهميت است، در بيان تکليف عمومي است و شخصي نيست.

 در موردي که دين مورد هجوم باشد و نفي آن مطرح شده باشد و تبديل هويّت اسلامي جامعه در بين باشد، آنجا مقابله و موضع‌گيري اسلامي واجب است.

همه بايد قيام کنند و همه مسئول دفاع از دين مي‌باشند، مثل اينکه دشمن براي گرفتن شهر و کشور اسلامي و تعرّض به نواميس حمله کرده باشد و چاره‌اي غير از دفع فداکارانه و بذل نفوس نباشد، که اینجا مورد تقيّه نيست.

تقيّه هم مثل ساير احکام شرعيه، شرايطي دارد. اين حديث معناي بسيار بلند و سازنده‌ای دارد.

 

 

[1]. خطيب بغدادي، تاريخ بغداد، ج2، ص9؛ ابن‌عساکر، تاريخ مدينة دمشق، ج52، ص72؛ مزي، تهذيب‌الکمال، ج24، ص442؛ ذهبی، سیر أعلام‌النبلاء، ج12، ص402؛ همو، تاريخ‌الاسلام، ج19، ص249.

موضوع: 
نويسنده: