وریز وجوهات
فرمانده نیروی انتظامی جناب آقای سردار اشتری صبح امروز پنج شنبه 3 فروردین 1395 با مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی دامت برکاته در بیت معظم له دیدار و گفتگو کردند. در این دیدار معظم له از خدمات پرسنل زحمت کش نیروی انتظامی تقدیر و...
جمعه: 11 / 01 / 1396 ( )

هدف خلفا از حكومت

س. شيعه ادّعا مى‌کند که هدف ابوبکر، عمر و عثمان پادشاهى و رياست بود، بنابراين با گرفتن حقّ خلافت، بر ديگران ستم کردند. به شيعه مى‌گوييم که اينها با هيچ مسلمانى به‌خاطر حکومت و قدرت نجنگيدند بلکه آنها با مرتدين و کفار جنگيدند و همان‌ها بودند که قدرت کسرى و قيصر را درهم‌شکستند، شهرهاى فارس را فتح کردند و اسلام را برپا داشتند، به ايمان و مؤمنان قدرت دادند و کافران را خوار نمودند و عثمان - که از ابوبکر و عمر مقامش پايين‌تر است - بااينکه شورشيان او را محاصره کرده بودند تا او را به قتل برسانند، با مسلمين نجنگيد و به‌خاطر خلافت و حکومت خود حتى يک مسلمان را نکشت، پس وقتی شیعه به خود اجازه می‌دهند تا اینها را ستمگر و دشمنان پیامبرŒ معرفی نمایند، باید چنین چیزی را درباره علی هم بگویند؟

ج. چه ملازمه بي‌ربطي مطرح کرده‌ است. اولاً جنگ‌ها هر کجا شرعي بود، برحسب وضع حکومتي که به‌عنوان اسلام و حفظ حيثيات اسلامي برقرار بود بايد انجام می‌شد، چون اگر اين موضع‌گيري‌ها نباشد معنايي براي حکومت به‌عنوان اسلام باقي نمي‌ماند.

مثل اين است که شخصي اموال صغيري يا دستگاه موقوفه‌اي را بدون حق و به غصب از وليّ حقيقي آن بگيرد و به‌عنوان وليّ در آن عمل کند. اين شخص بايد از حق آن صغير يا مصالح موقوفه محافظت نمايد و در برابر قدرت کسري، قيصر و

 

مرتدين بايد موضع نگهداري و دفاع داشته باشد، غير از اين اگر رفتار مي‌کرد مورد اعتراض می‌شد. بااين‌وجود، آنها نبودند که کسري و قيصر را درهم‌شکستند، اين مسلمانان بودند که تحت حرکتي که ايجاد شده بود و ايمان به وعده‌ها و بشارات قرآني و شخص رسول خدا‌(ص)  - که از آغاز بعثت در مکه می‌فرمود: «ایمان بیاورید، این دو کلمه را بگویید تا بر خزائن کسرى و قیصر مسلط شوید» و هرکس ديگری بود تا اين مقدارها پيشرفت مي‌کرد.

هيبت اسلام و شوکت و ظهوري که از اين دعوت دين مخصوصاً همسايگان را فراگرفته بود، همه را چنان مرعوب ساخته بود که ازنظر روحی شکست‌خورده بودند و خود را از مقاومت با سپاه اسلام عاجز و ناتوان مي‌شمردند. موضع اين سه نفر و حتي حکّام بعد در حفظ اين حيثيات براي حفظ رياست خودشان بود.

جنگيدن با کفار و کشورگشايي‌ها همه از اسلام و مسلمين بود. اينها هم با همراهي با اين خط، رياست مي‌کردند و کسي به اين جهت آنها را ستمگر نمي‌گويد، اگر به آنها ظالم مي‌گويند برای استبداد آنها و تصرف مقام خلافت امیر‌المؤمنین‌(علیه‌السلام)  است و شیعه به آنها اعتراض دارند، و اما اينکه مي‌گويند عثمان با شورشيان حکومت خود جنگ نکرد، عثمان بيچاره‌تر از اين شده بود که بتواند با شورشيان بجنگد. بلکه تا توانست به کارهاي زشتي که بيشتر موجب نارضايتي مردم مي‌شد ادامه داد. به‌علاوه، به حاکم مصر نوشت که آورندگان نامه را بکشد.[1]

اشتباه او اين بود که خود را به خويشاوندان اموي خود و به مثل مروان فروخته بود و سران شورش، مثل عايشه، طلحه و زبير براندازي او را وجهه کار و اقدام خود قرار دادند.

 

عثمان را در اينکه کسي را نكشته است مدح نمي‌کنند بلکه او را براي عدم کفايت و مسلّط‌کردن ستمکاران و نااهلان بر مسلمانان مذمّت مي‌کنند و حاصل آنکه اساس سلطه آنها بر جبر، استحقار و استبداد بود. اين حکومت‌ها را نبايد با حکومت عدل علي‌(علیه‌السلام)  - که دوست و دشمن در برابر آن خاضع‌اند - مقايسه کرد.

علي‌(علیه‌السلام)  کسي است که ابن‌عباس مي‌گويد: در ذي‌قار خدمت آن حضرت رسيدم و او کفش خود را اصلاح مي‌کرد. به من فرمود: «مَا قيمَةُ هَذا النَّعْلِ؟؛ قيمت اين کفش چقدر است؟» عرض کردم: لاقِيمَةَ لَهَا؛ قيمتي براي آن نيست؟

فَقَال(علیهالسلام) : «وَاللهِ لَهِيَ أحَبُّ إلىّ مِنْ إمْرَتِکُم إلّا أن أقِيمَ حَقّاً أوْ أدْفَعَ بَاطِلاً»؛

فرمود: «به خدا سوگند اين کفش پيش من از امارت و فرمانروايي بر شما محبوب‌تر است مگر آن‌که حقّي را بر پا دارم يا باطلي را دفع کنم».[2]

 


[1]. ابن‌قتيبه دینوری، الامامة والسياسه، ج1، ص39؛ سيوطى، تاريخ‌الخلفاء، ص158.

[2]. ابن ابى‌الحديد، شرح نهج‌البلاغه، ج2، ص185.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: