وریز وجوهات
  عصر پنج‌شنبه 20 مهرماه 1396 حجة الإسلام و المسلمین آقای قاضی عسکر با حضور در بیت مرجع عالیقدر حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی دام ظله الوارف با ایشان دیدار، و گزارشی از برنامه با شکوه حجّ امسال، ارائه داد. معظّم له در ابتدای این...
جمعه: 28/مهر/1396 (الجمعة: 29/محرم/1439)

 عدم اجماع بر خلافت ابوبکر

 س. خليفه برحق بعد از پيامبرŒ ابوبکر بود و دليل آن دو امر ذيل است:

1. اصحاب همه بر اطاعت از او اجماع کردند و با او مخالفت ننمودند.

2. على با ابوبکر مخالفت نکرد و با او نجنگيد و نمى‌توان گفت که على به علّت ناتوانى یا ترس از فتنه با ابوبکر نجنگيد، چون علی با معاویه، طلحه، زبیر و عایشه جنگید، چرا که در همه این موارد می‌دانست حق با اوست،‌ بنابراین از ترس فتنه آن را رها نکرد، لذا نمی‌توان گفت علی به‌خاطر ضعف و ناتوانی با ابوبکر نجنگید، چون همه کسانى که در زمان معاويه، على را يارى کردند در روز سقيفه و روزى که عمر جانشين ابوبکر شد و روزى که شورا براى تعيين خليفه بعد از عمر تشکيل شد همه بودند و اگر آنها مى‌دانستند که حق از آن على است او را در برابر ابوبکر يارى مى‌کردند، چون او با غصب‌کردن حق خلافت از معاويه سزاوارتر به جنگ بود. پس ثابت شد که على چون مى‌دانست که حق با ابوبکر است با او نجنگيد.

ج. اين اموري که نوشته‌ايد همه خلاف واقع است هيچ‌يک اتّفاق نيفتاد. امّا اول همه مي‌دانند و تواريخ بر آن اتّفاق دارند که بني‌هاشم و وابستگان به خاندان نبوی در اين اجماع وارد نبودند و حتّي مثل سعد بن عباده رئيس قبيله خزرج تا وقتي او را کشتند - و کشتنش را به جن نسبت دادند‏[1] - مخالف بودند.

 

جريان امور هم طوري شد که در برابر آن جوّي که ايجاد شده بود، بسياري سکوت را مناسب و مصلحت ديدند و الّا اصلاً آن اجماع و اتّفاق قلبي واقع نشد و مثل فاطمه زهرا‌(علیها‌السلام) آن را محکوم فرمود[2].

امّا دوم، علي‌(علیه‌السلام)  براي مصلحت حفظ اسلام و وضعي که به‌واسطه ارتحال رسول خدا‌(ص)  پيش آمد و خطر ارتجاع کامل بود، با آنها معارضه فيزيکي نکرد.

زمان ارتحال حضرت رسول‌(ص)  با زماني‌که معاويه اعلام معارضه کرد، فرق بسياري داشت. اگر تاريخ را خوانده و فهميده‌ايد، چرا خود را به ناداني مي‌زنيد؟

اين مطالب روشن‌تر از اين است که محتاج به بيان و توضيح باشد.

علي‌(علیه‌السلام)  با ابوبکر، عمر و عثمان به‌واسطه ضعف روحي و هم ضعف شخصي آنها معارضه فيزيکي ننمود.

در هر دو جريان و در همه مواضعي که داشت حکيمانه و حفاظت‌کارانه نسبت به اسلام عمل فرمود. روز سقيفه با روز قتل عثمان و اعلام معارضه معاويه با حکومت رسمي اسلام فرق داشت.

ما در اين بحث مهم همگان را به خواندن کتاب‌هاي روايي و تاريخي از خود اهل‌سنّت ارجاع مي‌دهيم تا انسان‌هاي باانصاف و آگاه خودشان قضاوت نمايند.

 


[1]. ابن ابی‌الحديد، شرح نهج البلاغه، ج‏10، ص111.

[2]. برای نمونه یكی از ده‌ها روایتی كه بزرگان اهل‌سنّت نقل كرده‌‌اند رجوع کنید به: بخاری، صحيح، ج4، ص42؛ ج8، ص3.

نويسنده: