وریز وجوهات
  عصر پنج‌شنبه 20 مهرماه 1396 حجة الإسلام و المسلمین آقای قاضی عسکر با حضور در بیت مرجع عالیقدر حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی دام ظله الوارف با ایشان دیدار، و گزارشی از برنامه با شکوه حجّ امسال، ارائه داد. معظّم له در ابتدای این...
شنبه: 29/مهر/1396 (السبت: 30/محرم/1439)

موضع شیعه نسبت به خلفا

 س. شيعه، ناسزا گفتن به بزرگان اصحاب به خصوص خلفاى راشدين ابوبکر، عمر و عثمان را عبادت مى‌دانند و با اين کار به خدا تقرّب مى‌جويند، درحالى‌که هيچ سنّى به کسى از اهل‌بيت ناسزا نمى‌گويد، بلکه اهل‌سنّت با دوست‌داشتن اهل‌بيت به خدا تقرّب مى‌جويند.

ج. اساساً برداشت منفي از رفتار و سيره بعضي صحابه به‌طور‌عادي براي هرکس که مختصری تاريخ را بررسي مي‌نمايد خواه‌و‌ناخواه حاصل مي‌شود.

راجع به اين سه نفر و مخصوصاً دو نفر اول مواضعي که اتخاذ کردند، آنها را زير سؤال قرار داده است، مخصوصاً مواضع آنها در مورد يگانه فرزند عزيز پيغمبر‌(ص)  سيدة نساء اهل‌الجنه و سيدة نساء‌العالمين و بانويي که مکرّر در احاديث متعدد شيعه و سنی، پيامبر‌(ص)  در مورد او فرمود:

«إِنَّمَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي‏ فَمَنْ‏ أَغْضَبَهَا فَقَدْ أَغْضَبَني»؛[1]، «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنّي‏ يُريبُني‏ مَا أرابَهَا وَ يُؤذيني‏ مَا آذاهَا...».[2]

 جسارت و اهانت آنها به آن حضرت - که به اتفاق علماي اهل‌‌سنّت و شيعه، فاطمه‌(علیها‌السلام) از دنيا رفت درحالي‌که از اينها ناراضي و ناخشنود و بر آنها غضبناک بود و

 

آنها را به مشروعيت نمي‌شناخت[3]- و آن مواضع، سرآغاز همه ظلم‌هايي شد که در طول تاريخ بر اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  وارد شد و عکس‌العمل آن مواضع، محکوم‌‌کردن آ‌نهاست.

شما انتظار داريد که در برابر آن اظهارات بي‌باکانه و تهديد جدّي به سوزاندن خانه فاطمه، و خود فاطمه و فرزندان عزيز فاطمه و دو سيّد جوانان اهل بهشت از امّت، تحسين، آفرين و اعطاي جايزه و مدال به آنها باشد؟!

اگر اجتهاد عذر مي‌شود و عايشه، طلحه و زبير را - که آن جنگ و فتنه را در اسلام برپا کردند و موجب آن‌همه خونريزي شدند - معذور مي‌دانيد، شيعه و اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  را هم در محکوم‌ساختن ابوبکر و عمر معذور بداريد که ادلّه اجتهاد شیعه قوي‌تر است!

تعجّب است که مي‌گوييد هيچ سنّي نمي‌يابيم که احدي از اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  را سبّ نمايد! آيا معاويه که سبّ اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام)  را در تمام عالم اسلام و منابر و خطبه‌هاي جمعه، سنّت سيئه (بدعت) قرار داد[4] شيعه بود يا سنّي؟ شما او را سنّي مي‌دانيد يا نه؟

همه عمّال و خطباي او که تا عصر عمر بن ‌عبدالعزيز اين جسارت بزرگ به اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  را مرتکب شدند شيعه بودند يا سنّي؟

عمر سعد، زياد، ابن‌زياد و بسياري از محدّثين شما که مثل بخاري از آنها روايت مي‌کردند و به بغض و دشمني با اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  – كه از علائم نفاق است - معروف بودند سنّي بودند يا شيعه؟

شما معاويه را - که سبّ و ناسزا به اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام)  را آن‌گونه در بلاد اسلام و منابر و خطبه‌هاي نماز جمعه رواج داد - معذور مي‌دانيد! و آنها که در برنامه‌ها و در

 

نمازجمعه‌ها اين برنامه را داشتند، آنها را مسلمان پاک‌اعتقاد مي‌دانيد و شيعه را که بر همان عقيدة فاطمه زهرا‌(علیها‌السلام) مي‌باشد مورد سؤال قرار مي‌دهيد؟!

معاويه را - که در برپا کردن جنگ صفين و آن‌همه اتلاف نفوس کسي بيشتر از او به اسلام ضربه نزده است - تبرئه مي‌کنيد و او را خليفه اسلام مي‌دانيد!

چرا به شيعه در محکوم‌کردن ابوبکر و عمر اعتراض مي‌کنيد؟

شيعه، حبّ علي‌(علیه‌السلام)  را به تنصيص پيغمبر‌(ص) ، علامت ايمان و بغض و دشمني علي را علامت نفاق مي‌داند.[5]

شما باوجود اين اعتقادات، با اعدا عدوّ علي دوست هستيد و مثل معاويه و بسر بن ابی‌ارطاة را دوست مي‌داريد و با دوستان علي و اهل‌بيت پيغمبر‌(ص)  و شيعيان علي دشمن مي‌باشيد!

 

 

[1]. بخاری، صحیح، ج4، ص210؛ «فاطمه پاره تن من است هرکس او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است».

[2]. احمد بن حنبل، مسند، ج۴، ص۳28؛ بخاري، صحيح، ج6، ص158؛ «فاطمه پاره تن من است هرچه او را ناخوشایند باشد مرا ناخوشایند است و هرچه او را برنجاند مرا می‌رنجاند».

[3]. برای نمونه یكی از ده‌ها روایتی كه بزرگان اهل‌سنّت نقل كرده‌‌اند، رجوع کنید به: بخاری، صحیح، ج4، ص42.

[4]. مسلم نيشابوري، صحيح ، ج7، ص120؛ زمخشری، ربيع‌الأبرار، ج2، ص330؛ سبط ابن‌جوزی، تذکرة‌الخواص، ص65.

[5]. اشاره به روایت «یا عليّ لایُحبُّكَ الّا مؤمنٌ وَلا یُبغِضُكَ الّا مُنافقٌ؛ اي علي جز شخص مؤمن تو را دوست نمي‌دارد و جز منافق تو را داشمن نمي‌دارد». مسلم نیشابوری، صحیح، ج1، ص61، ابن‌جبر، نهج‌الایمان، ص‌454.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: