وریز وجوهات
السّلام علیک یا موُسَی بنَ جَعفَرٍ اَیُّهَا الکاظِمُ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ به مناسبت سالروزشهادت جانسوز باب الحوائج، حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام و وفات پدر بزرگوار امیرالمؤمنین علیه‌‌‌‌ السلام، حضرت ابوطالب علیه السلام؛ مجلس سوگواری و عزاداری...
پنجشنبه: 30/فرو/1397 (الخميس: 3/شعبان/1439)

 ارتداد خلفا و مبارزه با مرتدین

س. اگر چنان‌که شما مى‌گوييد اصحاب بعد از وفات پيامبرŒ همه مرتد شدند، پس چگونه با مرتدان از قبيل اصحاب مسيلمه، ياران طليحة بن خويلد، پيروان اسود و سجاح و ديگران پيکار کردند و آنها را به اسلام بازگرداندند؟ آیا اصحاب وقتی طبق ادعای شما مرتد شده بودند نباید آنها را یاری می‌کردند، یا حداقل آنها را به حال خود وامی‌گذاشتند؟

ج. اين‌هم يک افتراست. اولاً چنان‌که گفتيم ارتجاع و ارتداد مراتبي دارد، به يک معنا، ترک يک سنّت نبوي يا اِعمال يک بدعت در دين ارتداد است و در آخرين درجه، انکار توحيد و بازگشت به بت‌پرستي ارتجاع است.

شما چقدر خلط مبحث مي‌کنيد؟ کساني که حکومت را به دست گرفتند بر اساس حفظ حکومت خود بايد با اصحاب مسيلمه و سايرين جنگ کنند.

اينها به‌عنوان اسلام روي کار آمده بودند و بايد شعایر اسلام را - مثل نماز، روزه و زکات و ممنوعيت معاصي؛ مثل زنا، لواط، شرب خمر و قمار - ترويج نمايند و با مسيلمه، طليحه، اسود و سجاح جنگ کنند؛ ترک آنها و نصرت آنها نفي خودشان بود و هرکس در بين مسلمين، منافق بود با مسيلمه‌ها جنگ مي‌کرد.

 

نويسنده: