وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمين و الصلوة و السلام علي خير خلقه حبيب إله العالمين أبي‌القاسم محمّد و آله الطّاهرين سيّما بقية الله في الأرضين قال الله الحکيم: «لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ...
دوشنبه: 20/آذر/1396 (الاثنين: 22/ربيع الأول/1439)

گرایش برخی از صحابه به جاهلیّت

 س. شيعيان همه اهل‌بيت را که در قرن اوّل بوده‌اند کافر قرار مى‌دهند؛ زيرا در روايت‌ها و منابع مورد اعتمادشان آمده است که بعد از پيامبر همه مردم مرتد شدند، به‌جز سه نفر: سلمان، ابوذر و مقداد و بعضى مى‌گويند فقط هفت نفر بر اسلام باقى ماندند، امّا از اين هفت نفر هيچ‌کس از اهل‌بيت نيست. پس شيعه همه را مرتد و کافر قرار داده‌اند.

به آنها مى‌گوييم که آنان که اموال، خانه و ديارشان را به‌خاطر خدا و پيامبرش به ميل خود ترک گفتند، چگونه مى‌توان گفت که آنها به‌خاطر شهوت‌ و حبّ ریاست مرتد شدند.

ج. معاذالله که شيعه جميع اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  يا يک نفر از آنها را از قرن اول تکفير کرده باشند.

 شاعر عرب جواب اين سؤال را چه خوب داده است:

لَقَدْ عَجِبُوا مِنْ اصْحابِ أحْمَد إذ رَضُوا
وَأصْــحابُ مـُوسى في زَمانِ حَياتِهِ
 

 

بِــتَقْديمِ ذی جَهْلٍ وَتأخير ذی فَضْلٍ
رَضُـوا بَدَلاً عَـنْ خَالِقِ الكَون بِالعِجْلِ[1]
 

 

ارتداد و بازگشت مراتبي دارد. سست‌شدن اشخاص در بعضي مواضع، ارتداد و

 

گرايش به جاهليت است: (وَمَايُؤْمِنُ أكْثُرُهُم بِاللّهِ إلا وُ هُم مُشْرِكونَ)[2]

لذا پیامبر‌(ص)  می‌فرماید:

«إِنَّ الشِّرْكَ أَخْفَى مِنْ دَبِيبِ النَّمْلِ عَلَى صَفَاةٍ سَوْدَاءَ فِي‏ لَيْلَةٍ ظَلْمَاء».[3]

اين سه نفر (سلمان، ابوذر و مقداد) در ايمان به خدا ذرّه‌اي متمايل به غير خدا نشدند نه اينکه ديگران همه مرتد و کافر شده‌ باشند.

پس شيعه همه را کافر نمي‌دانند، ولي مثل اهل‌سنّت که همه حتّي منافقين را مسلمان، عادل و مقتداي خود مي‌داند هم نيستند كه ندای «الصّحابة كُلُّهُم عُدولٌ» سر بدهند، كه قرآن، سنّت، عقل و تاريخ آن را ردّ می‌كند!

 

 

[1]. هرآینه تعجب کردند از اصحاب حضرت محمد| که چگونه راضی شدند به تقدم جاهلی بر فاضلی و از اصحاب موسی که در زمان حیات او راضی شدند عوض خالق جهان گوساله را بپرستند.

[2]. یوسف، 106؛ «و بيشتر آنها كه مدعى ايمان به خدا هستند، مشركند».

[3]. حر عاملی، وسائل‌الشیعه، ج16، ص254 - 255؛ «شرک مخفی‌تر از راه رفتن مورچه بر سنگ صاف در شب تاریک است».

موضوع: 
نويسنده: