وریز وجوهات
حضرت‌ مولاي متّقيان‎ امیرالمؤمنین عليه‎السّلام رهبرآزاد مردان و آزادي‌خواهان مي‎فرمايد: «ألا حُرٌّ يَدَعُ هذِهِ اللُّماظَةَ لأَهلِها إنَّهُ لَيسَ لأنفسكِم ثَمَنٌ اِلّا الجَنَّة فَلا تَبِيعوها الّا بِها»؛ آيا آزاده‌اي نيست كه اين بازمانده غذاي...
چهارشنبه: 7 / 04 / 1396 ( )

اعلميت حضرت علي و اهل‌بیت(علیهمالسلام)

س. پيامبرŒ اسعد بن زراره را به مدينه فرستاد تا مردم را به اسلام دعوت كند و تعاليم دين را به انصار بیاموزد و علاء بن حضرمى را براى چنين کارى به بحرين فرستاد و معاذ و ابوموسى را به يمن فرستاد و عتاب بن أسيد را به مکه فرستاد.

پس چرا شیعه ادّعا می‌كند که، از پيامبرŒ جز على و يا مردى از اهل‌بيتش احاديث او را نقل نمى‌کنند؟

ج. شيعيان نمي‌گويند غير از علي‌(علیه‌السلام) ، کسي حديث از پيغمبر‌(ص)  روايت نکرده است. همه کساني که حضور پيغمبر اعظم‌(ص)  شرفياب مي‌شدند به‌حسب استعداد خود از آن حضرت کسب معرفت مي‌کردند.

شيعه مي‌گويند كه علي اعلم از همه بود و همه به علم او محتاج بودند و اگر همه اصحاب در مسئله‌ای، نظري واحد داشته باشند و علي با آنها موافق نبود، حجّت، رأي علي‌(علیه‌السلام)  و هدايت اوست و به گفته خليل بن احمد:

إحتياجُ الکُلِّ إلَيْهِ وَ إسْتِغْنائُه عَنِ الکُلِّ دَليلٌ عَلى أنَّه إمَامُ الکُلِّ.[1]

اکنون راجع به علوم ائمه‌(علیهم‌السلام)  این چند سطر را از زبان یکی از بزرگان اهل‌سنّت بشنوید. او شخصیتی است که همه علمای اهل‌سنّت او را به علم و مقام شامخ

 

علمی می‌شناسند، کافی است که او شیخ اکبر الأزهر بود، از‌جمله تألیفات او، کتابی است بنام الاتحاف بحب‌الاشراف، او راجع به علوم ائمه اثنی‌عشر‌(علیهم‌السلام)  چنین می‌گوید:

إنّ آلَ البَيتِ حَازوا الفَضائِلَ كُلَّها عِلْماً وَحِلْماً وَ فَصَاحَةً و ذكاءً و بديهةً وَ جوداً و شَجاعَةً. فَعُلُومُهُم لاتَتَوقَّفُ عَلى تَكْرار دَرْسٍ وَلا يَزيدُ يَومَهم فيها عَلى ما كانَ بالأمْسِ. بَلْ هي مَواهب مِنْ مَولاهُم. مَن أنْكَرَها وَ أرادَ سَترَها كانَ كَمَنْ أرادَ سَتْر وَجْهِ الشَّمْسِ. فَمَا سَألهم في الْعُلُومِ مُستَفيد وَوَقَفوا ولا جرى مَعَهم في مِضمار الفَضْل قَوم الّا عَجَزوا وَتَخَلّفُوا وَكَمْ عَايَنُوا في الجلاد وَالجدال أمُوراً فَتَلقّوها بالصَّبر الجَميلِ وَمَا اسْتَكانُوا وَمَا ضعفوا. تقرّ الشَّقائق إذا هَدَرت شقائقهم وتصغى الأسْماع إذا قَال قائلُهم وَنَطَقَ ناطقُهم سجاياً خَصَّهم بها خَالِقُهم.[2]

تا اينكه می‌گويد:

وَقَدْ أشْرَق نُورُ هذِه السِّلْسِلة الهاشِميَّة والبيضة الطَّاهِرة النبوية والعصابة العَلَوية وَهُم إثنى عَشَر إماماً مَناقِبُهم علِية و
 
صِفاتُهم سَنِيَّة وَنُفوسُهم شَريفة أبيّة و أرومتهم كَريمَة محمّدية. ثُمَّ ذَكَرَ أسمائَهُم الشَّريفَة عَليهم‌الصَّلوةُ وَالسَّلامُ.[3]

 


[1]. سيوطی، بغية‌الوعاة، ص243؛ مامقانی، تنقيح‌المقال، ج1، ص402؛ «نیازمندی همگان به او و بی‌نیازیش از همه دلیل بر این است که او امام و پیشوای همه است».

[2]. شبراوی، الإتحاف بحب‌الاشراف، ص19؛ اهل‌بیت پیامبر همه فضیلت‌ها را در اختیار دارند، هم علم و هم حلم و هم فصاحت و هم کیاست و هوش و هم خودجوشی و الهام و هم جود و سخاوت و شجاعت را دارا هستند دانش آنها به تکرار درس (درس خواندن) نیاز ندارد و علمشان امروز با دیروز فرق ندارد و زیادتر نمی‌شود؛ بلکه این علم موهبت و بخشش پروردگارشان به ایشان است هرکس بخواهد آن همه فضیلت را انکار کند و پوشیده دارد مانند کسی خواهد بود که جمال خورشید و چهره‌ آفتاب عالم‌تاب را بپوشاند هیچ‌کس در هر علمی از آنها چیزی نپرسید که آنها در جواب مانده باشند و نتوانند جواب بدهند و در میدان فضیلت هر گروهی که با آنها مسابقه دادند ناتوان و بازمانده شدند. این بزرگواران در صحنه‌ مبارزه و جدال چه چیزهایی را دیدند که با اخلاق نیکو و صبر زیبا از آن استقبال کردند و ضعف و ناتوانی و جزع و زاری از خود نشان ندادند وقتی بیانِ رسای آنها بلند شود صدای دیگران خفه می‌شود و هنگامی که گوینده‌ آنها لب به سخن بگشاید و به نطق آید هم به سخن آنها گوش فرا دارند. اینها سرشت و طبیعت و ویژگی‌هایی است که آفریدگارشان برای آنها اختصاص داده است.

[3]. شبراوي، الاتحاف بحب‌الاشراف، ص69؛ «نور این سلسله‌ هاشمی و چراغ پاک نبوی و خاندان علوی همه‌جا را روشن ساخته است آنها دوازده امامند. فضایل و مناقبشان بالا و صفاتشان ارجمند و والا و روح و روانشان شریف است آنها مردانی هستند که از زیر بار ظلم و ستم رفتن اِبا و منع دارند. ریشه و اصل و نسبشان باارزش و محمّدی است.

سپس نام‌های شریف‌شان را ذکر کرده است. درود و سلام خدا بر آنها باد.

موضوع: 
نويسنده: