وریز وجوهات
السَّلامُ عَلَيْكُمْ أَئِمَّةَ الْهُدَى السَّلامُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ التَّقْوَى السَّلامُ عَلَيْكُمْ أَيُّهَا الْحُجَجُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا ...   مجلس عزاداری سالروز تخریب حرم ائمه بقیع (ع). با حضور علماء، فضلا، هیئات مذهبی و...
شنبه: 2/تير/1397 (السبت: 9/شوال/1439)

فصل دوم: روزه ندای الهی

روزه ندای الهی

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ﴾[1]

مردان و زنان با ايمان! سخن خدا را گوش دهيد. شما و فقط شما در اين آيات، مشرّف به خطاب خداي جهان شده‎ايد! خدا شما را مي‎خواند؛ شما را ندا مي‎كند.

از حضرت امام جعفر صادق(علیه‌السلام)‎ روايت است كه فرمود:

«لَذَّةُ مَا فِي النِّدَاءِ أَزَالَ تَعَبَ الْعِبَادَةِ وَالْعَنَاءِ»؛[2]

«اين لذّت و احساس افتخار كه خدا مؤمنان را ندا كرده و خوانده، زحمت و رنج عبادت را از بین برده است».

ندا

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا... ﴾

اي مؤمنان! اي مسلمانان! اي مرد و زني كه به خدا و پيغمبرش ايمان آورده‎ايد!

اي گروندگان!

مخاطب شما هستيد؛ خدا با شماست. به‌هوش باشيد!

 

خدا شما را ندا كرده است!

شما بايد به ‌نداي خدا پاسخ بدهيد!

شماييد كه دعوت او را اجابت مي‎كنيد!

شماييد كه فرمان خدا و حلال، حرام، واجب و هر حكم و دستور اسلام را پذيرفته‎ايد!

شماييد كه خدا را وليّ تمام امور و صاحب‌اختيار مطلق و نازل‌كنندة شرايع و جاعل احكام مي‎دانيد؛ و براي او در جعل احكام و امرونهي و تحريم و تحليل، و وضع نظامات و انشاي قوانين، شريك و انبازي نمي‎شناسيد!

شماييد كه به حكم ايمان و عقيده، فقط ملتزم به احكام اسلام و تعاليم قرآن مي‎باشيد؛ و التزام به هر برنامه و روش و هر نظام و قانون و هر ترتيبي را كه غير از احكام خدا و بيرون از حدود تعاليم قرآن باشد، باطل و انحراف و گناه مي‎دانيد!

به شما كه اسلام را عقيده و كيش و برنامة زندگي، حكومت و ملّيت، قانون اجتماع، صلح و جنگ و همه چيز خود مي‎دانيد و بيرون از حصار و صداي اسلام، به هيچ صدايي پاسخ نمي‎دهيد، و به هيچ دعوت ديگر نگرويده‎ايد!

به شما كه از بركت ايمان به خدا، آزادي واقعي يافته و در جامعة انسان‎هاي آزاد ـ ‎كه غير از خدا صاحب‌اختيار و معبودي ندارند‎ ـ وارد شده‎ايد!

به شما انسان‎ها كه شيريني آزادي اسلام را چشيده و از بند رقيّت و

 

اسارت حكّام و صاحب‌اختياران دروغين، رها شده و از ذلّت استعباد اولياي اديان باطله و حكومت‎هاي مستبده و قوانين موضوعة انديشه‎هاي عليل و مغزهاي ناتوان نجات يافته و به عزّت پرستش خداي يگانه و تعبّد به احكام و التزام به قوانين و فرامين او گرامي و سرافراز شده‎ايد!

خداوند به شما خطاب فرموده است که:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ﴾[3]

اكنون الطاف خداي مهربان را بنگريد.

خدايي كه ما و تمام افراد بشر و ساير موجودات كوچك و بزرگ عالم را آفريده است. خدايي كه اين‌همه نعمت در درون و بيرون وجود ما به ما بخشيده است.

دست تربيت تكويني و تشريعي خداوند متعال به‌سوي همه دراز شده، تا همگان از نقص به‌سوي كمال ترقّي كنند؛ و مؤمنان و بندگان خاص و خالص خود را در اداي تكاليف و اطاعت و روزه‎داري و رياضت و تربيتي كه از آن منظور است، آماده ساخته و به فرمان‌بري تشويق فرموده، تا با نشاط و معرفت و بينش هرچه بيشتر، فرمان او را پذيرفته و محروميّت از لذايذ حيواني، خورد و خوراك و نگاهداري

 

اين رژيم الهي بر آنان دشوار نگردد. در آيات 183، 184 و 185 دوّمين سوره قرآن مجيد، به نوزده خطاب و در آيه 187 به بيست خطاب، دراين‌باره مخاطب و مشرّف فرموده است؛ در اين آيات عنايات و الطافي به‌كار برده است كه هم دليل اعجاز بلاغت و هم گواه كمال عنايت به جنبه‎هاي نفسي، رواني و نكات تربيتي است.

تعابير موجود در اين آيات نشانگر آن است كه احكام اسلام تنها يك‌سري قوانين خشك و بي‎روح و برنامه‎هايي براي حفظ و انتظام روابط اجتماعي و سياسي افراد با حكومت نيست؛ كه غير از قدرت سرنيزه و ارعاب و بيم از كيفر و مجازات، تضمين اجرايي ديگري نداشته باشد.

اسلام اطاعت و تمكين و احترام در مقابل قانون را باتوجّه‌به تمام مصالح و نواحي باطن و ظاهر وجود انسان، در خود او ايجاد مي‎نمايد؛ و پيش از هر چيز از او مي‎خواهد به خدايي كه شارع احكام و قوانين، و پيامبري كه آورنده آنهاست، از صميم جان گرويده و ايمان آورد.

در احكام اسلام به جنبه‎هاي عقيده و ايمان، عقل و ضمير، عواطف و احساسات، مصلحت و خير، راحتي و آسايش و به توان روحي و جسمي بشر توجّه شده است تا همه، به اجراي آن علاقه‎مند و تخلّف از آن را تخلّف از عقيده و ايمان، هدايت و حكومت، عقل و نداي وجدان، و تخلّف از خير و مصلحت بدانند.

 

اسلام پايه اجراي قوانين را بر قلب و ايمان بشر گذاشته است؛ چرا كه بخش عمده‎اي از احكام و برنامه‎هاي اسلامي را نمي‎توان با اعِمال زور و قدرت انتظامي به مرحله اجرا گذارد؛ زيرا با اتّكاي به قدرت و سلاح مادّي، كنترل بشر به‌طوري‌ كه همواره در راه راست قدم بردارد و از روش صواب منحرف نگردد، امكان‎پذير نبوده و آنچه با قدرت مادّي و نظامي، قابل اجراست از حدود حفظ ظواهر، تجاوز نكرده و در نهايت، زور و قدرت نمي‎تواند عامل اساسي و پايه منحصربه‌فرد يك اجتماع منظّم، مرتّب و قانوني باشد.

بااين‌وجود، اسلام از اين موضوع هم چشم نپوشيده و در مورد لزوم وجود قدرت براي پيشبرد اصلاحات و اجراي احكام، غافل نگشته و براي حفظ امنيّت و عدالت اجتماعي، احقاق حقوق و دفع تجاوز و بيدادگري، كيفر و مجازات را پيش‌بيني نموده و اجراي آن را وظيفة صالح‎ترين و قوي‎ترين قوة اجرائيه و دفاعيه قرار داده است.

يكي از بهترين نشانه‎ها و شواهد استحكام و كمال صحّت برنامه‎ها و روش تربيتي اسلام براي متعهّدكردن جامعه، احترام به قوانين و احكام در اوضاع جوامع كنوني عالم اسلام است.

بااينكه تبليغات گمراه‌كننده و عوامل انحراف و تضعيف ايمان و موانع رشد افكار اسلامي بي‎شمار شده و تقريباً در همه جوامع

 

اسلامي، مسلمانان در ترك عمل به احكام دين، آزاد و غيرمسئول هستند، امّا اكثريّت آنان هنوز هم با وجود فشارهايي كه براي ترك سنن ديني بر آنان وارد مي‎شود، بسياري از احكام و شعائر را حفظ كرده و به آن ملتزم هستند. از باب مثال:

بيشتر مسلمانان نماز خوانده و روزه مي‎گيرند؛ حج به‌جا مي‎آورند؛ عقود و معاملات خود را محترم مي‎شمارند؛ سلام مي‎كنند؛ به نماز جماعت حاضر مي‎شوند؛ زكات و ساير وجوه شرعيّه را مي‎پردازند؛ در سال، مبالغ بسياري به مصرف خيرات و احسان و بناي مساجد، مدارس، و بيمارستان‎ها و درمانگاه‎ها، كتابخانه و ... مي‎رسانند؛ شراب نمي‎نوشند؛[4] زنا نمي‎كنند؛ ربا نخورده و قمار نمي‎كنند، دزدي نكرده و مرتكب ظلم و تجاوز نمي‎شوند؛ مال كسي را غصب نمي‎كنند؛ حقّ ديگري را ضايع نمي‎سازند؛ كم‌فروشي و تقلّب نمي‎كنند؛ دروغ نمي‎گويند؛ تهمت نمي‎زنند؛ در برابر همنوعان خود به تملّق و چاپلوسي نمي‎پردازند و از راه تقوا و پارسايي و پاك‌دامني بيرون نمي‎روند.

 

علّت اين التزام و تمكين به قانون و اطاعت احكام، روش قانون‌گذاري اسلام است؛ چرا كه از مبدأ وحي صادر شده و تمام جوانب و نواحي در آن رعايت شده و از ايمان و عقيده و فطرت، عقل و منطق و احساسات و عواطف صحيح بشر در ايجاد حسّ و گرايش به احترام و تقديس قوانين و احكام، استفاده شده است.

امّا نكات، دقايق، لطايف و تعبيرات بلاغت‎آميز آيات شريفه:

1. خطاب ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا﴾، توجّه به ايمان و عقيده، عمل به مقتضاي ايمان به خدا و پيامبر‌‌(ص) و يادآوري شرافت مؤمن است كه به‌ مناسبت مقام ايمان، شايسته خطاب خاصّ الهي شده است.

ايمان به خداي يگانه، شخص را براي اطاعت احكام آماده‎تر ساخته، مصالح و مفاسد واقعي امور و خير و صلاح بندگان را نمايان و روح مؤمن را سرشار از عزّت نفس و بزرگواري و شرافت كرده، و او را از نزديك‌شدن به كارهاي زشت و سرپيچي از فرمان خدا باز مي‎دارد.

بنده مؤمن و خداشناس، قانون خدا را محترم مي‎شمارد و بيش از هر قانون و قاعده‎اي، قانون خداوند نزد او مورد احترام است.

احكام و قوانيني كه ساخته فكر بشري است، جايگزين احكام خدا نمي‎شود و علم، تبليغات و قدرت حكومت نمي‎تواند اين احترام و اعتبار را به او ببخشد.

 

به‌عنوان‌مثال، قواعد بين‌المللي يا منشور سازمان ملل و نظاير آن، ازجمله قوانيني است كه تا حدّي حكومت‎ها و برخي از سران ملل تظاهر به احترام آن داشته و خود را طرف‌دار آن معرفي مي‎كنند؛ امّا آيا حقيقتاً نيز اين‌گونه است؟ يا اين احترام به ‌جهت ناچاري‎هاي سياسي و در حدود حفظ منافع و مصالح شخصي يا مملكتي است؟! و اگر اين منافع در بين نباشد و يا در خطر افتد به‌خاطر نفس اين اصول كسي به آن احترام و اعتنا خواهد كرد؟! آيا همان كساني‌كه در مجامع بين‌المللي عضويّت دارند و يا همان‎ها كه خود را مؤسّس اين سازمان‎ها مي‎دانند، هنگامي كه منافع‎شان اقتضا كند، اين اصول را پايمال نمي‎نمايند؟!

شايد تاكنون ديده و يا شنيده نشده است كه در مواقع خطير و حسّاس حق و عدالت از سوي آن مجامع رعايت شده و به نداي وجدان پاسخ داده شود!

فقط ايمان به خداست كه حقّ و قانون را به‌خودي‌خود در نظر شخص مقدّس مي‎سازد و از او مي‎خواهد تا همه‌جا جانب حق را بگيرد و به او مي‎گويد:

﴿وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَنْ لَا تَعْدِلُوا اِعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى﴾[5]

 

و يا:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلّٰهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ﴾[6]

هركجا عامل ايمان وجود يافت، متن قانون اجرا مي‎شود. افراد مؤمن در برابر قانون خدا حتّي به فلسفه و فايده و حكمت آن نيز توجّه نداشته و فقط ايمان وسيع و محكمشان، آنان را مقيّد و ملتزم به آداب ديني مي‎نمايد؛ درحالي‌كه از بيشتر مصالح و فلسفه احكام اطّلاع ندارند.

ازجمله مثال‎ها براي اين موضوع، همين دستور روزه است. يقيناً روزه فوايد صحّي و جسمي دارد و در روايات هم به آن اشاره شده است: «صُومُوا تَصِحُّوا».[7]

پزشكان حاذق و مشهور دنيا نيز فوايد بهداشتي و درماني روزه را تصديق كرده‎اند.[8] راه علاج برخي بيماري‎ها تقريباً منحصر به امساك از غذاست؛ و افراط در تغذيه، سبب ايجاد بسياري از بيماري‎ها مي‎گردد. بسا بيماري‎هايي كه روزه درمان آن است و بسا بيماراني كه با برنامه روزه‌داري درمان يافته‎اند.

 

روزه، ازنظر اقتصادي نيز داراي فوايد بوده و ازاين‌جهت روزه را با مصلحت شناخته‎اند.

امّا با تمام اين فوايدي كه روزه دارد و بيشتر ما از آن آگاه مي‎باشيم، آيا در سال چند نفر براي اين فوايد و منافع بهداشتي، جسمي و... بدون نظر به اطاعت خدا حاضرند روزه بگيرند، و طيّ يك ماه، روزانه خوردني‎ها و آشاميدني‎ها و لذايذ جنسي را ترك كنند؟ و يا اگر اين برنامة روزه، از جانب پزشكان بزرگ پيشنهاد مي‎گرديد، چند نفر همه‌ساله به آن عمل مي‎كردند؟!

بي‎شك، كمتر افرادي حاضر مي‎شدند به اين پيشنهاد عمل نمايند و آمار عاملان به اين پيشنهاد در برابر آمار كساني كه ماه رمضان را فقط براي اينكه روزه يك وظيفه شرعي و سبب تقرّب به خدا و كسب ثواب است، روزه مي‎گيرند بسي ناچيز جلوه مي‎كرد!

امّا مسلمانان اعم از مكلّف و غيرمكلّف، معذور و غيرمعذور و حتّي اطفال غيربالغ فقط براي اطاعت خدا در سخت‎ترين شرايط آب‌وهوايي روزه مي‎گيرند و نزديك به چهارده قرن است كه آداب و برنامه‎هاي ماه رمضان، زندگي فردي و اجتماعي مسلمانان را در اين ماه تحت‌تأثير قرار داده و متّحدالشكل مي‎سازد؛ و اين نمونه‎اي از تأثير عامل ايمان در افراد است.

از اينجا درمي‎يابيم كه افتتاح آيه به خطاب: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا...﴾،[9] تا چه حد اعجازآميز بوده و چه حقايق و معاني بلندي در آن مندرج است.

 

قرآن، مؤمنان را ندا مي‎دهد و فرمان تشريع روزه را ابلاغ مي‎كند و مؤمنان ـ ‎كه گوش به فرمان خدايشان سپرده‎اند‎ ـ به‌محض صدور امر الهي براي اطاعت، بدون هيچ درنگ و ترديدي اقدام كرده و روزه مي‎گيرند و به‌مجرّد رؤيت هلال ماه، خويش را با يك جهش معنوي از قيد عاداتي كه داشته‎اند، آزاد مي‎سازند.

2. جمله: ﴿كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ﴾،[10] بيان اين است كه روزه تكليفي تازه و بي‎سابقه جهت پرهيز از خوردني‎ها، نوشيدني‎ها، التذاذ جنسي و ساير مفطرات نيست؛ بلكه در اديان و شرايع گذشته نيز فرض و واجب بوده است.

اين بيان، كه حاكي از دل‌جويي خاصّ ربوبي است، احساس زحمت و رنجي را كه در ترك مفطرات است كم مي‎كند و از جنبه رواني، روزه‌دار را نيرومند و باشكيب مي‎سازد.

3. جمله: ﴿أَيَّاماً مَعْدُودَاتٍ﴾[11] نيز، يك لطف و عنايت ديگر است و دل‎جويي از بنده است تا روزه‎دار، با معرفت زحمت روزه را بزرگ و زمان آن را ديرسپر نشمارد.

4. جمله: ﴿...لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ﴾[12] اشاره است به فوايد بزرگِ

 

رياضتي، تربيتي، روحاني و معنوي روزه و تأثير آن در تهذيب اخلاق و حصول ملكه پرهيزكاري و تقوا و تسلّط بر غرايز و قواي نيرومند حيواني كه از اين لحاظ آنچه از روزه به روزه‎دار مي‎رسد، داراي فوايد و بركاتي است كه شرح اهميّت و عظمت آن ممكن نيست و شخص سالك و فردي كه در مقام اصلاح باطن و تصفيه و تزكيه نفس و رياضت‌دادن آن به تقوا و پارسايي است، حتماً بايد ماه رمضان را روزه بدارد.

به جرئت مي‎توان گفت: آن‌گونه كه درك ثواب و كسب اخلاق حميده و صفات ملكوتي، تملّك نفس و مجاهده با هوا، تحصيل قوّت اراده و تقرّب به درگاه قادر متعال در اين ماه براي همگان ميسّر است، در هيچ زمان ديگر چنين فرصتي فراهم نيست.[13]

5. جمله: ﴿شَهْرُ رَمَضَانَ...‌﴾،[14] بيان فضيلت و بركت ماه مباركي است كه در آن روزه واجب شده است. اين ماه به‌علّت نزول قرآن مجيد، مبدأ بزرگ‎ترين تحوّلات تاريخ زندگي انسان و آغاز عالي‎ترين نهضت‎هاي ديني و اجتماعي و سرفصل حيات نوين علمي و اخلاقي است. قرآن ـ كه هادي و راهنماي عموم انسان‎ها بوده و آخرينِ تعليمات آسماني و برنامه‎هاي سعادت جاوداني را داراست ـ در اين ماه نازل گرديده؛ ازاين‌رو، اين ماه بر تمام ماه‎هاي سال، فضيلت دارد.

 

روزهايش از همة روزها با ارج‎تر و شب‎هايش از همه شب‎ها گرامي‎تر است. اين ماه، يادبود نزول قرآن و سالگرد تاريخ مجد و شرف انسان و اعلام حقوق واقعي و آزادي حقيقي بشر است.[15]

6. جمله: ﴿فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمْ...‌﴾[16] تا جمله ﴿... وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ﴾،[17] دلالت مي‎كند كه در تعاليم اسلام يسر، آساني و سهولت، مراعات شده و دشواري، سخت‌گيري و تحميل بر فطرت و خواسته‎هاي واقعي بشر در آن وجود ندارد.

چنانچه در مباحث آتي، توضيح خواهيم داد، خداوند پيغمبر عالي‌مقام اسلام‌(ص) را بر شريعتي سهل و آسان برانگيخته است؛ كه فرمود:

«مَا بُعِثْتُ بِالرُّهْبَانيَّةِ الشَّاقَّةِ وَلَكِنْ بِالْحَنَفِيَّةِ السَّمْحَةِ».[18]

7. نكتة ديگر كه از آيات شريفه با نظر به عموميّت خطابات و توجّه كلّي به همه آنها استفاده مي‎شود، «مساوات همه در تكليف» است. هركس صاحب هر مقام و هر درجه و هر شغل باشد، بايد روزه بگيرد و از فوايد تربيتي، دنيوي و اخروي آن بهره‎مند شود، و

 

همه‌ساله در اين مدرسة كمال، رياضت ديده و تربيت گردد و قواي عقلاني و انساني خود را نيرومند ساخته و بر قواي شيطاني و حيواني مسلّط شود، و دريابد كه انسان، فقط اين جسم ظاهر و گوشت و استخوان نيست و قدرت انسان، فقط نيرومندي جسم و شكست حريف زورمند نمي‎باشد.

قدرت واقعي انسان، تسلّط بر نفس، شهوت، غضب و پايداري در برابر مشكلات و صبر و شكيبايي است:

 

مردي گمان مبر كه به پنجه است و زور كتف
 

 

 

با نفس اگر برآیی، دانم که شاطری
 

با شيرمرديت، سگ ابليس صيد كرد
 

 

 

اي بيهنر بمير كه از گربه كمتري
 

هشدار تا نيفكندت پيروي نفس
 

 

 

در ورطهاي كه سود ندارد شناوري
 

مردان به سعي و رنج به ‌جايي رسيدهاند
 

 

 

تو بي‌هنر كجا رسي از نَفْس‌پروري!
 

     
 

پرخوري و تن‌پروري آفات و خطرات زيادي را در پي داشته و سبب تيرگي روح، تاريكي دل و كوري بصيرت است.

اندرون از طعام خالی دار                تا در آن نور معرفت بینی!

 

گر تربيت جسم ـ ‎كه در عصر ما به آن اهميّت فراوان مي‎دهند‎ ـ مقدمة تربيت روح و پرورش افكار و اخلاق سالم نباشد، هيچ سودي نخواهد داشت.

در هر چيزي بايد اعتدال رعايت گردد؛ تربيت بدن نيز بايد در حدّ اعتدال باشد و همه به آن توجّه كرده و ضعف و ناتواني را از جسم و روح خود دور سازند؛ نه آنكه تربيت بدني هم به‌عنوان يك فن از فنون و پيشه و شغل مطرح گرديده و افراد را از توجّه به روح و وظايفي كه در اجتماع دارند باز بدارد!

اسلام دين خدا و دين عقل و منطق است. ازاين‌رو، در مواردي كه تربيت و تعليم سربازان و افسران مجاهدِ مدافع از دارالاسلام و وطن مسلمانان و نگهبانان امنيّت و انتظامات به اجراي مسابقات بدني ـ جسمي وابسته باشد و همچنين در مواردي كه سبب تقويت قواي علمي و صنعتي گردد، برپايي آن و اعطاي جايزه در آن را صحيح دانسته است.

به‌هرحال مكتب «صوم»، كلاس خودسازي و نردبان عروجي است كه همة مسلمانان بايد از آن بهره برند.

هم‌اكنون اي مسلمانان و مؤمنان! به استقبال ماه مبارك رمضان بشتابيد و از رحمت‎هاي واسعه خداوند متعال استفاده بريد.

 

بكوشيد تا مراسم روزه‎داري اين ماه را ـ ‎كه از شعائر بزرگ اسلام و نمايش وفاداري و استقامت و مساوات و التزام جامعة ما به احكام دين است‎ ـ با احترام و ادب هرچه بهتر انجام دهيد.

بدبخت آن كسي است كه بدون عذر شرعي، از سعادت روزه و بركات آن محروم گردد و گستاخ، آن شكم‎پرستي است كه بدون عذر شرعي، روزه اين ماه را افطار كند؛ يا با داشتن عذر، آشكارا روزه را بخورد و حكم خداي جهان را خوار شمارد و به عقايد و احساسات صدها ميليون مسلمان نقض ادب و احترام كرده و حرمت اين ماه شريف را رعايت ننمايد.

بدا به ‌حال كسي‌كه ماه رمضان را به گناه و معصيت سر برد و از آمرزش خدا محروم گردد. بكوشيد تا علاوه ‌بر مراسم و آداب ظاهري روزه و خودداري از خوردن و نوشيدن و ترك ساير مفطرات اندام و اعضا، خود را نيز به پرهيز از گناهان عادت داده و فكر و انديشه خود را نيز از افكار پليد و انديشه‎هاي ناپاك و شيطاني، پاك و منزّه سازيد.

بكوشيد تا كار و رفتاري را كه با آثار، فوايد و مقاصد معنوي، تربيتي، جسمي و... روزه سازش ندارد، انجام ندهيد.

از غيبت‌كردن بپرهيزيد؛ دشنام ندهيد؛ بدخويي ننماييد؛ سخنان تند و درشت نگوييد؛ كم‌حوصله و بي‌شكيب نباشيد؛ به ‌دنبال بي‌عفتي نرويد؛ از چشم‌چراني و نگاه به نامحرم بپرهيزيد؛ با دست و زبان،

 

مردم را نيازاريد؛ حرام نخوريد؛ مفاخره نكنيد؛ به هم بزرگي نفروشيد؛ به زيردستان ترحّم كنيد؛ به سالخوردگان احترام نماييد؛ صله رحم به‌جاي آوريد؛ از فقرا و بي‎نوايان دستگيري كنيد؛ از بيماران عيادت و پرستاري نماييد و حيا و آزرم پيشه سازيد.

در مجالس ديني ـ اسلامي و نماز جماعت متواضعانه شركت كنيد و از صفوف نماز جماعت، وحدت و شوكت مسلمانان و بي‌امتيازي و بي‎قدري اعتبارات و مقامات دنيوي را تماشا كنيد.

ادعيّه‎اي را كه در اين ماه در اوقات مختلف: سحر، شب و روز وارد شده بخوانيد و نكوتر آنكه در مضامين و معاني آموزنده آن تأمّل فرماييد.

در حالات، اخلاق و روش و رفتاري كه داريد، مطالعه و رسيدگي نماييد. مبادا كار و پيشه شما حرام باشد. به‌دقّت نهاني‎ها و پنهاني‎هاي روح و ضمير خود را بازرسي كنيد؛ سعي در جبران گذشته را نموده تا پاك و منزّه از ماه بيرون شويد.

در اين ماه از مرگ و عاقبت اين جهان و زندگي مادّي و عوالم بعد از مرگ و قيامت و حشر و نشر و سؤال و حساب، بسيار ياد كنيد، و براي مواقفي كه در پيش داريم گريه كنيد و اين جملات دعاي ابي‎حمزه را زمزمه كنيد:

«أَبْكِي لِخُرُوجِ نَفْسِي، أَبْكِي لِظُلْمَةِ قَبْرِي، أَبْكِي لِضَيْقِ لَحَدِي، أَبْكِي لِسُؤَالِ مُنْكَرٍ وَنَكِيرٍ إِيَّايَ،

 

أَبْكِي لِخُرُوجِي مِنْ قَبْرِي عُرْيَاناً ذَلِيلاً حَامِلاً ثِقْلِي عَلَی ظَهْرِي...».[19]

و سپس، توبه نماييد و به‌سوي خدا بازگشت كنيد.

مبادا از رحمت خدا مأيوس و نااميد شويد:

«إِلَهِي حَقِّقْ رَجَائِي، وَآمِنْ خَوْفِي، فَإِنَّ كَثْرَةَ ذُنُوبِي لَا أَرْجُو فِيهَا إِلَّا عَفْوَكَ...».[20]

هركه هستي و هر حال كه داشته باشي و به هر شكل كه تاكنون زندگي كرده‎اي اصلاح كار تو آسان است و آلودگي‎هاي تو با آب توبه و استغفار و گريه در حال مناجات و دعا شسته شده و تو پاك و بي‎آلايش مي‎گردي.

پس، طلب رحمت كن و بگو:

«إِلَهِي ارْحَمْنِي إِذَا انْقَطَعَتْ حُجَّتِي، وَكَلَّ عَنْ جَوَابِكَ لِسَانِي، وَطَاشَ عِنْدَ سُؤَالِكَ إِيَّايَ لُبِّي، فَيَا عَظِيمُ رَجَائِي لَا تُخَيِّبْنِي إِذَا اشْتَدَّتْ إِلَيْكَ فَاقَتِي».[21]

 

بيا كه توشة اين راه، ناله و آه است
اگر
چه غرق گناهي، از او مشو نوميد

 

بنال بر در او كو به ناله آگاه است
بيا
بيا كه هنوزت به‌سوي او راه است

 

آري، فقط ‎با ‎يك جهش ‎از ‎عالم ‎تاريك شهوات و ‎هوا‎پرستي، دنياطلبي، بي‎رحمي، ستمگري و... به عالم سراسر نور و روشنايي، فضيلت و شرافت، پارسايي و بندگي خدا پرواز كن و هرآنچه در پي هواي نفس رفته و گناه كردي، و خداي يگانه را معصيت نموده‎اي؛ هرچه به شهوت‎راني‎هاي نامشروع آلوده شده‎اي، هرچه از جاده عفاف و پاك‎دامني بيرون رفته‎اي، هرچه تملّق و مدح بيجا نموده‎اي، هرچه گردنكشانه و متكبّرانه بر روي زمين راه رفتي و به بندگان خدا و زيردستان، ظلم و ستم كرده‎اي، همه را واگذار و به درگاه الهي اشك ندامت بريز، و براي سفر آخرت توشه‎اي برگير:

«إِلَهِي وَسَيِّدِي وَعِزَّتِكَ وَجَلَالِكَ لَئِنْ طَالَبتَنِي بِذُنُوبِي لَاُطَالِبَنَّكَ بِعَفْوِكَ، وَلَئِنْ طَالَبْتَنِي بِلُؤْمِي لَاُطَالِبَنَّكَ بِكَرَمِكَ».[22]

نزد خداوند توّاب، پشيماني عرضه دار و عفو و آمرزش از او بخواه و بگو:

«يَا قَابِلَ التَّوْبِ، يَا عَظِيمَ الْـمَنِّ یَا قَدِیمَ الْإِحْسَانِ أَيْنَ سَتْرُكَ الْجَمِيلُ أَيْنَ عَفْوُكَ الْجَلِيلُ؟

 

أَيْنَ فَرَجُكَ الْقَرِيبُ؟ أَيْنَ غِيَاثُكَ السَّرِيعُ؟، أَيْنَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ».[23]

همواره بندة خدا باش تا آزاد باشي؛ و از نفس امّاره بگريز تا بزرگي يابي.

از گناه بپرهيز و به‌سوي خداي آمرزندة پوزش‌پذير قدم بردار. حيف است كه عمر و وقت و نعمت‎هايي را كه خداي سبحان عطا فرموده، بيهوده تلف نمايي! بيا و طعم بهرة روحاني و لذّت بندگي و پرستش خدا و تسلّط بر نفس را تجربه كن!

بر سر اين سفرة گسترده ضيافت الهي در اين ماه بنشين و از موائِد آن تناول كن. و خود را در معرض نسيم رحمت الهي قرار ده.

به‌جاي نغمات موسيقي و اصوات طرب‌انگيز، به نواي زيباي تلاوت قرآن و مناجات با خدا و دعا، گوش خود را آشنا ساز و در يك عبارت، برادر و خواهر عزيز! در انديشه فردا و پايان كار خويش باش.

«تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوّاً فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَاداً وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ».[24]

 


[1]. بقره، 183. «اي كساني كه ايمان آورده‎ايد، روزه بر شما مقرّر شده است».

[2]. ثعلبی، تفسیر، ج2، ص61؛ طبرسی، مجمع‌البيان، ج2، ص6.

[3]. بقره، 183. «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، روزه بر شما مقرر شده است».

[4]. حكومت آمريكا در مدّت چهارده سال شديدترين مبارزات را بر ضدّ ميگساري انجام داد و بيش از شصت ميليون دلار صرف تبليغات نموده، و ده ميليون صفحه مطبوعاتي در زيان شراب انتشار داد، و دويست‌و‌پنجاه ميليون دلار براي اجراي قانون منع مسكرات صرف كرد؛ و سه هزار نفر را اعدام و 532335 نفر را زنداني و شانزده ميليون جريمه گرفت؛ و بيش از چهارصد ميليون اموال را مصادره كرد؛ ولي تمام اين تدابير حكومت شكست خورد و نتوانست از ميگساري جلوگيري كند. چرا كه تنها منع قانوني و حكومتي نمي‎تواند هواوهوس و طغيان شهوات و غرايز بشر را فرو نشاند؛ درحالي‎كه چون تعاليم اسلام بر اساس محكم ايمان به خدا قرار دارد، چهارده قرن است با كمال آساني و بدون دردسر و خسارت، اين موضوع را حل كرده است. (نقل از كتاب: ماذا خسرالعالم بانحطاط المسلمین، ص80).

[5]. مائده، 8. «البتّه نبايد دشمني گروهي، شما را بر آن وادارد كه عدالت نكنيد. عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديك‌تر است».

[6]. نساء، 135. «اي كساني كه ايمان آورده‎ايد، پيوسته به عدالت قیام کنید و براي خدا گواهي دهيد، هرچند به زيان خودتان يا [به زيان] پدر و مادر و خويشاوندان [شما] باشد».

[7]. قطب راوندی، الدعوات، ص76؛ ابن ابی‌جمهور احسائی، عوالی‌اللئالی، ج1، ص268؛ محدث نوری، مستدرك‌الوسائل، ج7، ص502. «روزه بگيريد تا سالم بمانيد».

[8]. براي آگاهي از فوايد جسمي و بهداشتي روزه، ر.ك: اهميّت روزه از نظر علم روز، دكتر صبور اردوبادي و كتب ديگر.

[9]. بقره، 183.

[10]. بقره، 183.

[11]. بقره، 184.

[12]. بقره، 183.

[13]. راجع به جمله شريفه ﴿لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ﴾، ر.ك: فصول آتي.

[14]. بقره، 185.

[15]. راجع به جمله شريفه ﴿شَهْرُ رَمَضَانَ‌﴾، ر.ك: فصول آتي.

[16]. بقره، 185.

[17]. بقره، 185.

[18]. طریحی، مجمع‌البحرين، ج2، ص 374 (لغت سمح). «مبعوث نشدم به گوشه‌گيري و رياضت‌هاي سخت، بلکه مبعوث شدم به ديني خالص و آسان».

[19]. طوسی، مصباح‌المتهجد، ص591؛ ابن‌طاووس، اقبال‌الاعمال، ج1، ص167 ـ 168؛ کفعمی، المصباح، ص596. «براي بيرون‌رفتن جانم مي‎گريم؛ براي تاريكي قبرم مي‎گريم؛ براي تنگي لَحَدم مي‎گريم؛ براي سؤال منكر و نكير از من، مي‎گريم؛ براي بيرون شدنم از قبر، برهنه و خوار با بار سنگين گناه بر دوشم مي‎گريم».

[20]. طوسی، مصباح‌المتهجد، ص593؛ ابن‌طاووس، اقبال‌الاعمال، ج1، ص170؛ کفعمی، المصباح، ص598. «خدايا! اميدم را محقّق ساز، و بيم مرا ايمن گردان؛ در مورد گناهان زیادم جز عفو تو اميدی ندارم».

[21]. طوسی، مصباح‌المتهجد، ص592؛ ابن‌طاووس، اقبال‌الاعمال، ج1، ص169؛ کفعمی، المصباح، ص597. «معبود من! آنگاه كه برهانم واماند و قطع شود و زبانم از جوابت كُند گردد، و در هنگام پرسش تو عقلم برود بر من رحم كن. پس اي بزرگ اميدم را آنگاه كه نيازم به تو شديد شود به یأس برنگردان».

[22]. طوسی، مصباح‌المتهجد، ص596. «خدای من! آقاي من! به عزّت و جلالت سوگند اگر مرا به گناهانم بازخواست كني، البتّه من عفو تو را خواستار مي‎شوم، و اگر مرا، سرزنش نمايي، من کرامت تو را می‌طلبم».

[23]. طوسی، مصباح‌المتهجد، ص585؛ ابن‌طاووس، اقبال‌الاعمال، ج1، ص160؛ کفعمی، المصباح، ص591. «اي پذيرندة توبه! اي بزرگ نعمت، اي قديم الإحسان! پرده‌پوشي زیبای تو كجاست؟! گذشت باجلالَت تو كجاست؟! گشايش نزديك تو كجاست؟ فريادرسي شتابان تو كجاست؟ رحمت باوسعت تو كجاست؟».

[24]. قصص، 83. «آن سراي آخرت را براي كساني قرار مي‎دهيم كه در زمين خواستار برتري و فساد نيستند، و فرجام ]خوش[ از آنِ پرهيزكاران است».

 

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: