وریز وجوهات
باسمه تعالی   انا لله و انا الیه راجعون    رحلت آیت‌الله مرحوم آقای حاج شیخ یوسف صانعی رحمة الله علیه، موجب تأسف و تأثر گردید. این عالم بزرگوار، سالیان متمادی در حوزه علمیه قم و با تدریس دروس خارج فقه و اصول،...
سه شنبه: 1/مهر/1399 (الثلاثاء: 4/صفر/1442)

3. معجزه جاودان

هرچه بر عمر جهان بگذرد، اعجاز قرآن ظاهرتر و عظمت و بزرگي آن بيشتر نمودار مي‎گردد.

قرآن يكصدوچهارده معجزه باقيه است و خداوند معجزه‌بودن هريك از آنها را به‌وسيلة وحي الهي اعلام و از خواص و عوام دعوت فرموده

 

است که:

﴿وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ كُنْتُم صَادِقِينَ﴾؛[1]

«و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كرديم شك داريد، پس ـ اگر راست مي‎گوييد ـ سوره‎اي مانند آن بياوريد؛ و گواهان خود را ـ به جز خدا‎ ـ فرا خوانيد».

چهارده قرن است كه هزاران مرد برجسته و برترين نوابغ فنّ ادب و قهرمانان ميدان سخن و خطابه و نظم و نثر از عرب و عجم، مسيحي و مسلمان و ملّيت‎هاي ديگر، كه نامشان در تاريخ به ثبت رسيده است، در صفحه تاريخ اعلام ادب عربي ظاهر شده، و اين اعلان رسمي خداوند را در قرآن خوانده و شنيده‎اند؛ ولي هيچ‌يك از آنان نه در خود و نه در ديگران توانايي اين كار را نديده‎اند؛ و قرآن را مافوق كلمات بلغا و فصحاي بشر يافته‎اند.

در بشر، غريزه‎اي به نام «حبّ شهرت و نام‌جويي» وجود دارد. هركس مي‎خواهد نام و آوازه‎اش جهان را فرا گيرد و نامش بر سر زبان‎ها باشد و شهرتش از ديگران بيشتر شود و از هم‎رديفان خود سبقت گيرد و شهرت و معروفيّت بيشتري پيدا كند، مي‎كوشد تا

 

به‌گونه‎اي، برتري خود را به نمايش گذارد. تفوّق و پيشرفت بشر در صنعت و ادب و هنر را بايد مديون اين غريزه دانست.

اين غريزه را اعراب عصر پيغمبر‌‌(ص) و ديگران از آن عصر تا زمان ما دارا بوده‎اند؛ و بازار مسابقات ادبي در بين اعراب دوران جاهليّت و معاصر پيغمبر‌(ص) گرم بوده است؛ و افتخار و اشتهار، بيشتر نصيب كسي بود كه زيباترين قصيده را سروده و يا خطبه‎اي جذّاب بيان كرده و بر شهرت خود و قوم و قبيله‎اش افزوده باشد.

پس چگونه شد كه از آن زمان تا حال كسي در مقام معارضه با قرآن برنيامد؟[2] و چرا هزاران تن از نوابغ جهان ادب و بلاغت، به‌طور فردي يا جمعي در انديشه چنين كسب شهرت و بلندنامي برنيامدند؟

چرا تا حال كه نزديك به چهارده قرن است که از نزول آخرين كتاب الهي مي‎گذرد همچنان فرياد قرآن و نداي آسماني: ﴿قُلْ لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لَايَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً﴾[3] در جهان بلند است؟

چرا باوجودآنكه برخي در مقام مبارزه با اسلام و كارشكني و جلوگيري از پيشرفت آن به هر اقدام ممكن و خطرناك، به جنگ و

 

خون‎ريزي، نيرنگ‎هاي سياسي، فتنه و آشوب‎گري و... دست زده‎اند، امّا از نيروي ادب و بيان و از تلفيق حروف و الفاظ و كلمات ـ كه بعد از نيروي تفكّر آسان‎ترين اعمال بشر است ـ استفاده نكرده‎اند و حجّت قرآن، برهان و معجزة باقيه اسلام را باطل نساختند؟!

پاسخ روشن است: چون از همان آغاز كار، كلام خدا را بر فراز آسمان و كلمات فُصَحا و بُلَغاي نامي را بر زمين و از آن‌هم فروتر ديدند و دانستند كه بندة عاجز و مخلوق محتاج، نمي‎تواند با خداي توانا و خالق بزرگ جهان معارضه كند!

حقيقت شگفت‎انگيز است: پيامبر ارجمند اسلام(ص) براي اينكه هيچ‌گونه برخوردي ميان او و كفّار واقع نشود، عذري براي آنها باقي نماند، قطره خوني از كسي نريزد و آتش جنگ و نبرد روشن نشود، به مردم مكّه و به تمام فُصَحا و بُلَغا و به جميع جنّ و انس، حاضر و غايب، اعمّ از معاصران و آيندگان ابلاغ كرد كه اگر همه، اجتماع كنند و به پشتيباني هم در آيند، نمي‎توانند مانند اين قرآن را بياورند.

چرا بااينكه اُمَراي كلام و قهرمانان صحنه سخنوري، شاهد و ناظر چنين ابلاغي بودند، در اين ميدان وارد نشدند و به شمشير متوسّل گرديدند؟!

آري، آنان مي‎دانستند كه شركت در اين مسابقه، جز رسوايي و شكست نتيجه‎اي نخواهد داشت.

 

رَدَّتْ بَلَاغَتُهَا دَعْوَى مُعَارِضِهَا
دَامَتْ لِدُنْيَا فَفَاقَتْ كُلَّ مُعْجِزَةٍ

 

 

رَدَّ الْغَيُورِ يَدَ الْجَانِي عَنِ الْحَرَمِ
مِنَ النَّبِيِّينَ إِذْ جَاءَتْ وَلَمْ تَدُمِ
[4]
 

 

ناتواني و عجز بشر از آوردن كلامي مثل قرآن، اكنون چنان تثبيت و پابرجا شده كه مخالفان و دشمنان اسلام با شدّتِ مخالفت و با تمام اهتمامي كه در دشمني و جلوگيري از تحقّق مقاصد اسلام دارند، از معارضه با قرآن مأيوس و نااميد گرديده‎اند و اگر قدرت‌هاي نيرومند استعماري و تبشيريِ مسيحي و يهودي و... اين كار را امكان‎پذير مي‎دانستند، بدان اقدام مي‎كردند. كساني كه با قدرت سياسي و مادّي خود، مسلمانان را تحت فشار گذارده، از اجراي احكام اسلام جلوگيري كرده و از هيچ‌چيز مانند: قيام مسلمين و به‌پاخاستن پرچم وحدت اسلامي و توحيد، هراسناك نيستند؛ اگر مي‎توانستند از اين راه با اسلام مبارزه مي‎كردند و اين راه را كه در جهان معاصر مؤثّرتر و آسان‎تر است برمي‎گزيدند؛ امّا همه دانشمندان، سخن‌شناسان، اساتيد و ادباي عرب‌زبان شرقي و غربي اتّفاق دارند كه اين معارضه به جايي نمي‎رسد و جز تثبيت بيشتر اعجاز قرآن و تأييد خبر غيبي ﴿فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا﴾[5] ثمري ندارد.

 

قصد ما اين نيست كه در اين مجال، از اعجاز قرآن سخن بگوييم. اساتيد و مشاهير علوم ادب درباره اعجاز قرآن كتاب‎ها نوشته‎اند و اين بحثي است كه روزبه‌روز دامنة آن وسيع‎تر مي‎شود و هركدام از رشته‎ها و نواحي متعدّده آن محتاج به كتابي ويژه است. وجوه اعجاز قرآن منحصر به فصاحت و بلاغت نيست؛ بلكه قرآن از نواحي مختلف مانند: فصاحت و بلاغت، اسلوب، اخبار غيبي، جذبات روحي، جامعيّت تعاليم و كامل‌بودن احكام و قوانين، بيان معارف و الهيّات و علوم ماوراي طبيعت، و... معجزه مي‎باشد.

قرآن، كتاب حكمت، شريعت و قانون، اخلاق، توحيد و خداشناسي، تاريخ و عبرت است و اصول علوم زيست‎شناسي، بهداشت، اقتصاد، زراعت، نجوم و حقوق مدني، جامعه‎شناسي، روان‎شناسي و... در آن درج است.

اقبال پاكستاني چه نيك و زيبا سروده است كه:

نقش قرآن چون در اين عالم نشست
فاش
گويم آنچه در دل مضمر است
چون به جان در رفت، جان ديگر شود
 

 

نقشهاي كاهن و پاپا شكست
اين
كتابي نيست چيز ديگر است
جان
كه ديگر شد، جهان ديگر شود
 

 

در پايان اين بحث، شهادت چند تن از دانشمندان مسيحي و مادّيون را راجع به قرآن ـ ‎اين كتاب بزرگ آسماني‎ ـ ذكر مي‎كنيم:

 


[1]. بقره، 23.

[2]. جز تني چند كه ناتواني خود را آشكارتر ساخته و ورودشان در اين ميدان توجه خود آنها و ديگران را به بلاغت و اعجاز قرآن بيشتر كرد.

[3]. اسراء، 88. «بگو: اگر انس و جن گرد آيند تا نظير قرآن را بياورند، مانند آن را نخواهند آورد، هرچند برخي از آنها پشتيبان برخي [ديگر] باشند».

[4]. امین عاملی، اعیان‌الشیعه، ج9، ص307. فصاحت وبلاغت آن ادعای معارضه‌کننده را رد کرد آن‌گونه که آدم غیرتمند دست جنایتکار را از حرم و ناموسش برگرداند. به طول عمر دنیا همیشگی است؛ پس بر هر معجزه‌ای از پیامبران برتری یافت، زیرا آن معجزه‌ها آمد و پایدار نماند.

[5]. بقره، 24. «پس اگر نكرديد و هرگز نمي‎توانيد كرد».

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: