وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم قال اللّه الحکيم: «هُو الَّذي أرسَلَ رَسُولَه بِالهُدی، و دينِ الحقّ لِيُظهرَهُ عَلَی الدِّين کُلِّه وَ لَو کَرِهَ المُشرِکونَ» سلام و صلوات بر پيامبر رحمت حضرت ختمي مرتبت محمّد مصطفي صلّي‌الله عليه و آله که آيين سراسر...
يكشنبه: 26/آذر/1396 (الأحد: 28/ربيع الأول/1439)

فصل پانزدهم: ماه رمضان از دیدگاه «اسلام» و «ما».

ماه رمضان از دیدگاه «اسلام» و «ما»

بي‎ترديد كساني كه مي‎خواهند اسلام را در آينة اعمال و رفتار اجتماع مسلمانان اين عصر ببينند و آن جمال نوراني و خورشيد جهان‌تاب را در چنين منظر و آينة تيره‌وتار زيارت كنند، سخت در اشتباهند.

اگر تصوير چهرة اسلام ممكن بود و يك‌ نفر آگاه به تمام تعاليم و امتيازات و هدايت‎هاي اسلام و برنامه‎هاي تربيتي و جامع آن، چهره زيباي آن را تصوير مي‎كرد، از هر اثر هنري ديگر زيباتر و جالب‎تر مي‎شد.

اگر خداي جهان و آفريننده زمين و آسمان ـ كه نعمت اسلام را به‌وسيله حضرت خاتم‌الانبيا‌(ص) انعام و اعطا فرمود‎ ـ آن را به‌صورتي تمثيلي مي‎ساخت، يقيناً زيبايي و جمال آن صورت، خلق اوّلين و آخرين را ازخودبي‎خود مي‎كرد.

چنانچه هم‌اكنون جمال روحاني و روح‎بخش و دل‌نواز اسلام، فلاسفه محقّق و علما و دانشمندان متتبّع را مجذوب و دل‌باخته ساخته است.

 

آري، چقدر جمال توحيد اسلام زيباست و چه خورشيد عدالت اجتماعي اسلام گرمابخش است!

كدام جلوه‎اي در دل‎ها از جلوه معارف اسلام نافذتر و كدام روشنايي از روشنايي آيات قرآن مجيد روشن‎تر است؟!

اين پرتو خورشيد اسلام است كه دنياي متمدّن را به حقوق انسان‎ها روشن و منوّر كرده، و نغمه آزادي را اين‌همه روح‌افزا قرار داده است.

هيچ‌يك از بيانيه‎ها و اعلاميه‎هاي حقوق بشر ـ كه به ‌دست ناتوان انسان تهيّه و تدوين شده است‎ ـ اصلاً قابل ‌مقايسه با حقوق و قوانين نافذ و همه‌جانبه اسلام نيست.

نگرشي هرچند كوتاه به اين‌آيات الهي مصداق اين مدّعاست:

1. ﴿تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ اَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللّٰهَ وَ لَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضَاً أَرْبَاباً مِنْ دُونِ‎اللّٰهِ﴾؛[1]

«بياييد بر سر سخني كه ميان من و شما يكسان است بايستيم كه: جز خدا را نپرستيم و چيزي را شريك او نگردانيم، و بعضي از ما بعضي ديگر را به‌جاي خدا به خدايي نگيريد».

 

2. ﴿يَاأَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَاُنْثَي وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّٰهِ أَتْقَاكُمْ﴾؛[2]

«اي مردم، ما شما را از مرد و زني آفريديم، و شما را ملّت‌ملّت و قبيله‌قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايي متقابل حاصل كنيد؛ درحقيقت ارجمندترين شما در نزد خدا پرهيزكارترين شماست».

3. ﴿إِنَّ اللّٰهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ  وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْي يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّروُنَ﴾؛[3]

«درحقيقت، خدا به دادگري و نيكوكاري و بخشش به خويشاوندان فرمان مي‎دهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز مي‎دارد. به شما اندرز مي‎دهد، باشد كه پند گيريد».

و كدام‌يك از تعاليم و هدايت‎هاي اخلاقي را مي‎توان از تعاليم و آداب اسلام برتر و مفيدتر دانست؟ نمونه آيات ذيل بيانگر بزرگ‎ترين و برترين تعاليم و هدايت‎هاي اخلاقي است:

1. ﴿وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّٰهِ فَهُوَ حَسْبُهُ﴾؛[4]

«و هركس بر خدا اعتماد كند او براي وي بس است».

 

2. ﴿وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللّٰهِ  إِنَّ اللّٰهَ بَصِيِرٌ بِالْعِبَادِ﴾؛[5]

«و كارم را به خدا مي‎سپارم؛ خداست كه به [حال] بندگان [خود] بيناست».

3. ﴿وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى‌ أَنْ تُحِبُّوْا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللّٰهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَاتَعْلَمُونَ﴾؛[6]

«و بسا چيزي را خوش نمي‎داريد و آن براي شما خوب است، و بسا چيزي را دوست مي‎داريد و آن براي شما بد است، و خدا مي‎داند و شما نمي‎دانيد».

4. ﴿قُلْ لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللّٰهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا﴾؛[7]

«بگو: جز آنچه خدا براي ما مقرّر داشته هرگز به ما نمي‎رسد. او سرپرست ماست».

5. ﴿فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً﴾؛[8]

«پس [بدان] با دشواري، آساني است. آري، با دشواري، آساني است».

كدام دين و كدام كتاب آسماني به اندازه قرآن به علم و عمل اهميّت داده و به عقل و منطق و تفكّر و انديشه در اسرار آفرينش و نظام

 

جهان و اوضاع زمين و آسمان، دعوت و تشويق كرده است؟

اسلام را بايد در آينه نصوص قرآن و سنّت، و در سيره رفتار و گفتار و كردار پيشوايان دين و كساني كه اسلام در وجودشان به تمام معنا منعكس شده و در سلوك مجاهدان و مسلمانان صدر اسلام تماشا كرد.

نقش و تأثير اسلام را در سازندگي و به ‌وجود آوردن مترقّي‎ترين و ممتازترين اجتماعات، بايد از قوّت احكام آن و از اجتماعاتي كه بيشتر تحت نفوذ منطق اسلامي قرار گرفت، استنباط كرد.

مسلمانان عصر ما نمي‎توانند با اجتماعاتي كه دارند اجتماع الهي اسلام را به دنيا نشان دهند و اگرچه در بين آنها افراد آگاه به مفاهيم و مقاصد اسلام كم نيست، ولي متأسّفانه جلوه مجتمعات آنها، جلوه اجتماع كاملاً اسلامي نيست، و چرخ زندگي اجتماعي و سياسي آنان تحت لواي حاكميّت مطلقه، و مشروعيّت و قوانين و احكام الهي در گردش نيست.

يگانه عامل و علّت انحطاط مسلمانان، جهل آنان به مفاهيم اسلامي و دوري از روح اسلام و درك‌نكردن واقع دين و توحيد، و ايمان به شهادتين است.

ايمان به اسلام سرگرم‌شدن به يك سلسله مفاهيم نظري نيست:

 

«لَيْسَ الْإِيِمَانُ بِالتَّمَنِّي وَلَا بِالتَّحَلِّي، وَلَكِنْ هَوُ مَا وَقَرَ فِي الْقَلْبِ وَصَدَّقَهُ الْعَمَلُ».[9]

و از حضرت امام‌رضا(ع)‎ روايت شده است كه پيغمبر‌(ص) فرمود:

«اَلْإِيمَانُ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَإِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَعَمَلٌ بِالْأَرْكَانِ».[10]

قرآن مجيد مؤمنين را چنين توصيف مي‎فرمايد:

﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللّٰهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيْمَاناً وَعَلَى رَبِّهَمْ يَتَوَكَّلُونَ﴾؛[11]

«مؤمنان، همان كساني‎اند كه چون خدا ياد شود دل‌هايشان بترسد، و چون آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان بيفزايد، و بر پروردگار خود توكّل مي‎كنند».

﴿فَلَا وَ رَبِّكَ لَايُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَايَجِدُوْا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوْا تَسْلِيماً﴾؛[12]

 

«ولي چنين نيست، به پروردگارت قسم كه ايمان نمي‎آورند، مگر آنكه تو را در مورد آنچه ميان آنان مورد اختلاف است داور گردانند؛ سپس از حكمي كه كرده‎اي در دل‌هايشان احساس ناراحتي [و ترديد] نكنند، و كاملاً سر تعظيم فرود آورند».

و نشانة كفر را اين‌گونه بيان مي‎فرمايد كه:

﴿وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ﴾[13]

اجتماعي را مي‎توان يك جامعه كاملاً اسلامي دانست كه همه احكام و دستورات اسلامي بر تمام مسائل زندگي فردي و اجتماعي آن جامعه منطبق بوده و به‌عبارت‌ديگر، اسلام از برنامه‎هاي كسب‌وكار، معاشرت، حكومت، سياست و... آنها تفكيك نشده باشد.

با اين وصف، اجتماعات ما معرّف يك اجتماع كامل و تمام‌عيار اسلامي نيست؛ زيرا بسياري از احكام اسلام در بين مسلمانان معاصر متروك گرديده، و جز «عبادات» (مثل: نماز، روزه، حج و...) ـ كه اجتماع اسلام به آنها نيز قائم است‎ ـ بقيّه احكام و دستورات اسلامي كمتر مورد عنايت قرار گرفته و بعضاً مهجور مانده است. چه‌بسا كه عبادات ما نيز آن‌طور كه شايسته است نشان‌دهنده مقاصد اسلام نيست و كساني‌ كه از آثار و بركات آن هم محروم مي‎باشند، بسيارند.

 

در «عبادات»، معاني بزرگ و درس‎هاي عميق به ما آموخته مي‎شود كه اگر به آنها توجّه كنيم، افق افكار ما روشن و طرز تصوّر ما دگرگون مي‎شود.

در عبادات هم جنبه عادت نهفته است و هم اظهار شوكت اسلام، اتّحاد و هماهنگي مسلمين، ارشادات اخلاقي، آموزشي و تربيتي، تعاليم اجتماعي، رشد فكري، عقلي و علمي و بلكه فوايد بهداشتي و اقتصادي نيز منظور شده است.

همين روزه ماه رمضان كه از اركان اسلام و نيز شعاير بزرگ و وسيله‎اي جهت تقرّب به خداست، آيا با همان برنامه مقرّر انجام مي‎شود؟ و آيا ماه رمضان ما، همان ماه رمضان اسلام است؟

اين موضوع و مسئله‎اي است كه به بررسي و تحقيق نياز دارد.

ماه رمضان اسلام: چنانچه از خطبه حضرت رسول‎ اكرم‌(ص) ‎استفاده مي‎شود، فرصتي براي افزودن به اعمال خير و كارهاي نيك، دستگيري از فقيران و بينوايان، پيوند با خويشاوندان، ياري ضعيفان، تكميل و تهذيب اخلاق، فروخوردن خشم و غضب و كنترل قواي شهواني است.

امّا برنامه ماه رمضان ما: پرخوري در افطار و سحر، تندخويي و بدزباني با نزديك و بيگانه، شب‌نشيني‎هاي زيان‌بخش، معاشرت‎ها و جلسات بيهوده است.

ماه رمضان اسلام: موسم وزش نفحات رحمت، تجلّي حقيقت و زمان نزول بركات است كه جويندگان اين معاني بدون هيچ‌گونه

 

ملال و خستگي خود را در معرض اين نسيم‎ها قرار داده و هشيارانه از آن استفاده مي‎كنند، و دل‎هاي خود را مهبط اين فيوض رحماني قرار مي‎دهند.

بيشتر افراد در غفلت از اين معاني به‌سر برده و از روحانيّت و نورانيّت اين ماه استفاده نمي‎كنند.

در ماه رمضان اسلام: شياطين مغلول‎اند و اسباب گناه در اين ماه فراهم نبوده و محيط، براي فعّاليّت شياطين و رشد قواي اهريمني و افكار زشت ابليسي مساعد نمي‎باشد.

همه‌جا به نور اين ماه منوّر است و صداي دل‌نواز و روح‌بخش تلاوت قرآن مجيد و صوت مناجات و دعا و استغفار، دل‎ها را به‌سوي خدا متوجّه مي‎سازد و خفتگان بستر غفلت را بيدار مي‎نمايد.

ماه رمضان ما: شياطين در آن مشغول كار و اغوا و اضلال بوده و جز چند شب، بقيّه اوقات سينماها، ميكده‎ها، كاباره‎ها، مراكز فساد و انحراف باز است و زنان برهنه و نيم برهنه درملأعام در خيابان‎ها آمدوشد مي‎كنند و صداي موسيقي از هرسو بلند است و از مصونيّت‎هايي كه بايد در اين ماه از معاصي وجود داشته باشد، خبري نيست و چشم و گوش، هميشه در معرض گناه و معصيت است.

 

ماه رمضان اسلام: بهترين فرصت و گران‌بهاترين وقتي است كه حتّي يك دقيقه و ثانيه‎اش نبايد هدر برود و بيهوده مصرف شود؛ بلكه بايد تمام دقايق و ساعات آن در انجام كارهاي نيك و اعمال حسنه، تفكّر و تأمّل، توبه و اصلاح حال سپري شود.

ماه رمضان ما: بيشتر اوقاتش تلف مي‎شود و اوقاتي به اين عزيزي، آسان از دست مي‎رود.

ماه رمضان اسلام: مسلمانان بايد در آن به مناسبت نزول قرآن در سيره رسول اكرم‌(ص) ـ شخصيّتي كه قرآن به او نازل شد ـ به‌طور عميق مطالعه نمايند و ارشادات و راهنمايي‎هاي آن رهبر عالي‎قدر آسماني را ـ ‎كه دافع هر ضرر و خسارت، و علاج‌كننده تمام مشكلات اجتماعي و حياتي است‎ ـ سرمشق خود قرار دهند و به‌حكم:

﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللّٰهِ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُوا اللّٰهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ﴾[14]

به روش و سلوك آن رسول اعظم خدا(ص) تأسّي نمايند.

ماه رمضان ما: اكثريّت مسلمانان از سيره رهبر عظيم خود بي‎اطّلاع بوده و در اين موضوع كه درس و بحث، تفكّر و مطالعه در آن بر هر مسلماني لازم است، نه در ماه رمضان و نه در ماه‎هاي ديگر اهتمام شايان ندارند و

 

به دانستن تاريخ حيات رسول خدا‌(ص) ـ كه آموزنده‎ترين صفحات تاريخ است ـ اعتنايي لازم و كافي نمي‎كنند. تاريخ كدام شخصيّت‎ها و رجال تاريخ، زعما و رهبران اصلاحات و انقلاب‎ها و پيامبران بزرگ، مانند تاريخ پيامبر بزرگ اسلام(ص)، آموزنده و سودمند است.

ماه رمضان اسلام: ماه درس علوم دين از قبيل: فقه، احكام و معارف حقيقي است تا خدا را از روي معرفت و بصيرت بپرستيم و طعم ايمان را بچشيم و در جمال ربوبيّت، واله و حيران گشته و روح ما به عوالم عالي‎تر طيران نمايد:

طيران مرغ ديدي تو ز پاي‌بند غفلت
 

 

به ‌در آي تا ببيني طيران آدميّت
 

 

و اين حديث كه از پيغمبر‌(ص) روايت شده است، بر ما منطبق شود:

«إِذَا أَرَادَ اللهُ بِعَبْدٍ خَيْراً فَقَّهَهُ فِي الدِّينِ».[15]

ماه رمضان ما: در جهالت و ناداني مي‎گذرد و اين مدرسه عالي و همگاني اسلامي به‌صورت تعطيل جلوه كرده و معلّم و مدرّس، شاگرد و دانشجو در آن كم است و ادعيه آن كمتر مورد استفاده و تأمّل قرار مي‎گيرد.

ماه رمضان اسلام: ماه نشاط، و اقبال و شتاب به‌سوي عبادت و تقرّب به خداست.

 

ماه رمضان ما: بعضي آن را در كسالت و سستي و تن‌پروري و خواب و بي‎خبري به پايان مي‎رسانند.

ماه رمضان اسلام: آغاز فصل جديد و مرحله نوين عمر و زندگي است كه در آن بايد قواي فكري و اخلاقي خود را از نو به رشدونمو واداريم و با گذشته خود وداع كرده، و دل خود را جلا دهيم و زنگار معصيت و گناه را از آن بزداييم.

ماه رمضان ما: تغيير مختصر در وقت خوردن غذا و امساك از مفطرات است كه هرچند امتثال و اطاعت فرمان خدا و دليل بيداربودن وجدان ديني و شعور مذهبي است و نسبت به آن بدبخت‎ها و گمراهاني كه روزه را افطار مي‎كنند شرافت و فضيلت آن بسيار است؛ امّا بااين‌وجود،‌روزه‎دار نبايد فقط به امساك از مفطرات قناعت كند؛ بلكه بايد ساير برنامه‎هايي را كه براي روزه‌داران معيّن شده نيز انجام دهد تا از فوايد بسيار و رَحَمات واسعه الهي در اين ماه حدّاكثر استفاده را بنمايد.

ماه رمضان اسلام: سبب تهذيب نفوس، تطهير قلوب و تخلّق به اخلاق حميده، اعتياد به عادات حسنه، تمرين خلوص ‌نيّت، احياي معالم و مباني اسلاميّت و انسانيّت، انتشار محبّت و نوع‌پروري و صداقت است.

 

ماه رمضان ما: بسا شب‌نشيني‎ها و مجالسي كه پس از افطار برپا مي‎شود و با متحمّل‌شدن مصارف زياد به پرخوري، غيبت، لهو و مزاح‎هاي باطل و گفت‌وشنودهاي بي‎ثمر مشغول شده و با شكم‎چراني‎هايي كه مي‎كنند از حكمت نبويّه «صُومُوا تَصِحُّوا»[16] محروم مي‎شوند. و چون از روح همكاري و همدردي اسلامي و ارتباط معنوي و اتّصال ناگسستني قلبي و ايماني، نشانه و علامتي نيست، آن ديدوبازديدها و معاشرت‎ها، سبب كينه و عداوت و دشمني و سوء‌تفاهم مي‎گردد.

***

اَللّهُمَّ وَفِّقْنَا لِشَهْرِ رَمَضَانَ الْإِسْلَامَ وَارْزُقْنَا صِيَامَهُ وَقِيَامَهُ وَاهْدِنَا فِيهِ إِلِى صِرَاطِكَ المُسْتَقِيمِ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ.[17]

 


[1]. آل عمران، 64.

[2]. حجرات، 13.

[3]. نحل، 90؛

[4]. طلاق، 3.

[5]. غافر، 44.

[6]. بقره، 216.

[7]. توبه، 51.

[8]. شرح، 5 ـ 6.

[9]. سيوطی، الجامع‌الصغير، ج2، ص450؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج1، ص25. «ایمان با آرزو کردن و آرایش و ظاهرسازی نیست بلکه ایمان چیزی است که در قلب جای گیرد و عمل انسان آن را تصدیق نماید».

[10]. صدوق، الخصال، ص178، همو، عيون اخبارالرضا×، ج2، ص204 ـ 205. «ايمان شناخت و معرفت به‌واسطه قلب و اقرار به زبان و عمل با اعضا و ارکان (بدن) است».

[11]. انفال، 2.

[12]. نساء، 65.

[13]. مائده، 44؛ «و كساني كه به‌موجب آنچه خدا نازل كرده داوري نكرده‎اند، آنان خود كافرند».

[14]. احزاب، 21. «قطعاً براي شما در اقتدا به رسول خدا سرمشقي نيكوست؛ براي آن‌‌كس ‌كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد».

[15]. کلینی، الكافي، ج1، ص32؛ طوسی، الامالی، ص531؛ طبرسی، مکارم‌الاخلاق، ص463؛ فیض کاشانی، الوافی، ج1، ص130؛ ج26، ص190. «هنگامي‌که خداوند بخواهد به بنده‌اش خير برساند او را در دين فقيه و صاحب‌نظر مي‌کند».

[16]. قطب راوندی، الدعوات، ص 76؛ ابن ابی‌جمهور احسائی، عوالی‌اللئالی، ج 1، ص268.

.[17] خدايا! به ما در ماه رمضان توفيق عمل به اسلام عطا فرما؛ و روزه و قيام در اين ماه روزيمان فرما و ما را به راه مستقيم خودت هدايت فرما؛ به حق محمد و آل پاک و طاهرش که درود و صلوات تو بر ايشان باد.

موضوع: 
نويسنده: